اسلام شناسی
هدف , شناخت بدور از تعصب اسلام میباشد و اینکه از کجا اقتباس شده؟
بايگانی وبلاگ
۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه
۲۸: القصص
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
طسم ﴿۱﴾
فولادوند: طا سين ميم
مکارم: طسم.
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۲﴾
فولادوند: اين است آيات كتاب روشنگر
مکارم: اينها آيات كتاب مبين است.
نَتْلُوا عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۳﴾
فولادوند: [بخشى] از گزارش [حال] موسى و فرعون را براى [آگاهى] مردمى كه ايمان مىآورند به درستى بر تو مىخوانيم
مکارم: ما از داستان موسي و فرعون به حق بر تو ميخوانيم، براي گروهي كه ايمان بياورند.
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ﴿۴﴾
فولادوند: فرعون در سرزمين [مصر] سر برافراشت و مردم آن را طبقه طبقه ساخت طبقهاى از آنان را زبون مىداشت پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را [براى بهرهكشى] زنده بر جاى مىگذاشت كه وى از فسادكاران بود
مکارم: فرعون برتريجوئي در زمين كرد و اهل آنرا به گروههاي مختلفي تقسيم نمود، گروهي را به ضعف و ناتواني ميكشاند، پسران آنها را سرمي بريد و زنان آنها را (براي كنيزي) زنده نگه ميداشت، او مسلما از مفسدان بود.
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ﴿۵﴾
فولادوند: و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دستشده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم
مکارم: اراده ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم، و آنها را پيشوايان و وارثين روي زمين قرار دهيم!
وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ ﴿۶﴾
فولادوند: و در زمين قدرتشان دهيم و [از طرفى] به فرعون و هامان و لشكريانشان آنچه را كه از جانب آنان بيمناك بودند بنمايانيم
مکارم: حكومتشان را پابرجا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريان آنها آنچه را بيم داشتند از اين گروه نشان دهيم.
وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۷﴾
فولادوند: و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو بازمىگردانيم و از [زمره] پيمبرانش قرار مىدهيم
مکارم: ما به مادر موسي الهام كرديم كه او را شير ده، و هنگامي كه بر او ترسيدي وي را در دريا (ي نيل) بيفكن، و نترس و غمگين مباش كه ما او را به تو باز ميگردانيم، و او را از رسولانش قرار ميدهيم.
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ ﴿۸﴾
فولادوند: پس خاندان فرعون او را [از آب] برگرفتند تا سرانجام دشمن [جان] آنان و مايه اندوهشان باشد آرى فرعون و هامان و لشكريان آنها خطاكار بودند
مکارم: (هنگامي كه مادر از سوي كودك خود سخت در وحشت فرو رفت او را به فرمان خدا به دريا افكند) خاندان فرعون او را از آب گرفتند تا سرانجام دشمن آنان و مايه اندوهشان گردد، مسلما فرعون و هامان و لشكريان آن دو خطاكار بودند.
وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۹﴾
فولادوند: و همسر فرعون گفت [اين كودك] نور چشم من و تو خواهد بود او را مكشيد شايد براى ما سودمند باشد يا او را به فرزندى بگيريم ولى آنها خبر نداشتند
مکارم: همسر فرعون (هنگامي كه ديد آنها قصد كشتن كودك را دارند) گفت او را نكشيد، نور چشم من و شماست ؟ شايد براي ما مفيد باشد، يا او را پسر خود برگزينيم و آنها نميفهميدند (كه دشمن اصلي خود را در آغوش خويش ميپرورانند!).
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۰﴾
فولادوند: و دل مادر موسى [از هر چيز جز از فكر فرزند] تهى گشت اگر قلبش را استوار نساخته بوديم تا از ايمانآورندگان باشد چيزى نمانده بود كه آن [راز] را افشا كند
مکارم: قلب مادر موسي از همه چيز (جز ياد فرزندش) تهي گشت، و اگر قلب او را به وسيله ايمان و اميد محكم نكرده بوديم نزديك بود مطلب را افشا كند.
وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۱﴾
فولادوند: و به خواهر [موسى] گفت از پى او برو پس او را از دور ديد در حالى كه آنان متوجه نبودند
مکارم: مادر به خواهر او گفت وضع حال او را پيگيري كن، او نيز از دور ماجرا را مشاهده كرد، در حالي كه آنها بيخبر بودند.
وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ ﴿۱۲﴾
فولادوند: و از پيش شير دايگان را بر او حرام گردانيده بوديم پس [خواهرش آمد و] گفت آيا شما را بر خانوادهاى راهنمايى كنم كه براى شما از وى سرپرستى كنند و خيرخواه او باشند
مکارم: ما همه زنان شيرده را از قبل بر او تحريم كرديم (تا تنها به آغوش مادر برگردد) خواهرش (كه بيتابي ماموران را براي پيدا كردن دايه مشاهده كرد) گفت: آيا شما را به خانوادهاي راهنمائي كنم كه ميتوانند اين نوزاد را كفالت كنند و خيرخواه او هستند؟
فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: پس او را به مادرش بازگردانيديم تا چشمش [بدو] روشن شود و غم نخورد و بداند كه وعده خدا درست است ولى بيشترشان نمىدانند
مکارم: ما او را به مادرش بازگردانديم تا چشمش روشن شود، و غمگين نباشد، و بداند وعده الهي حق است ولي اكثر آنها نميدانند.
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۴﴾
فولادوند: و چون به رشد و كمال خويش رسيد به او حكمت و دانش عطا كرديم و نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
مکارم: هنگامي كه نيرومند و كامل شد حكمت و دانش به او داديم، و اينگونه نيكوكاران را جزا ميدهيم.
وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿۱۵﴾
فولادوند: و داخل شهر شد بىآنكه مردمش متوجه باشند پس دو مرد را با هم در زد و خورد يافتيكى از پيروان او و ديگرى از دشمنانش [بود] آن كس كه از پيروانش بود بر ضد كسى كه دشمن وى بود از او يارى خواست پس موسى مشتى بدو زد و او را كشت گفت اين كار شيطان است چرا كه او دشمنى گمراهكننده [و] آشكار است
مکارم: او در موقعي كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد، ناگهان دو مرد را ديد كه به جنگ و نزاع مشغولند، يكي از پيروان او بود، و ديگري از دشمنانش، آن يك كه از پيروان او بود از وي در برابر دشمنش تقاضاي كمك كرد، موسي مشت محكمي بر سينه او زد و كار او را ساخت (و بر زمين افتاد و مرد!) موسي گفت: اين از عمل شيطان بود كه او دشمن و گمراه كننده آشكاري است.
قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿۱۶﴾
فولادوند: گفت پروردگارا من بر خويشتن ستم كردم مرا ببخش پس خدا از او درگذشت كه وى آمرزنده مهربان است
مکارم: عرض كرد پروردگارا! من به خويشتن ستم كردم، مرا ببخش، خدا او را بخشيد كه او غفور و رحيم است.
قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: [موسى] گفت پروردگارا به پاس نعمتى كه بر من ارزانى داشتى هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود
مکارم: عرض كرد پروردگارا! به شكرانه نعمتي كه به من دادي من هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود.
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ ﴿۱۸﴾
فولادوند: صبحگاهان در شهر بيمناك و در انتظار [حادثهاى] بود ناگاه همان كسى كه ديروز از وى يارى خواسته بود [باز] با فرياد از او يارى خواست موسى به او گفت به راستى كه تو آشكارا گمراهى
مکارم: موسي در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهاي (و در جستجوي اخبار) ناگهان ديد همان كسي كه ديروز از او ياري طلبيده بود فرياد ميزند و از او كمك ميخواهد، موسي به او گفت تو آشكارا انسان گمراهي هستي!
فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ يَا مُوسَى أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ إِن تُرِيدُ إِلَّا أَن تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: و چون خواست به سوى آنكه دشمن هر دوشان بود حمله آورد گفت اى موسى آيا مىخواهى مرا بكشى چنانكه ديروز شخصى را كشتى تو مىخواهى در اين سرزمين فقط زورگو باشى و نمىخواهى از اصلاحگران باشى
مکارم: و هنگامي كه خواست با كسي كه دشمن هر دوي آنها بود درگير شود و با قدرت مانع او گردد، (فريادش بلند شد) گفت: اي موسي! ميخواهي مرا بكشي، همانگونه كه ديروز انساني را به قتل رساندي ؟ تو ميخواهي فقط جباري در روي زمين باشي، و نميخواهي از مصلحان باشي!
وَجَاء رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ ﴿۲۰﴾
فولادوند: و از دورافتادهترين [نقطه] شهر مردى دوان دوان آمد [و] گفت اى موسى سران قوم در باره تو مشورت مىكنند تا تو را بكشند پس [از شهر] خارج شو من جدا از خيرخواهان توام
مکارم: (در اين هنگام) مردي از نقطه دور دست شهر (از مركز فرعونيان) با سرعت آمد و به موسي گفت اي موسي اين جمعيت براي كشتنت به مشورت نشستهاند، فورا (از شهر) خارج شو كه من از خيرخواهان توام.
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۲۱﴾
فولادوند: موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى]گفت پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش
مکارم: موسي از شهر خارج شد در حالي كه ترسان بود، و هر لحظه در انتظار حادثهاي، عرض كرد پروردگارا! مرا از اين قوم ظالم رهائي بخش.
وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ ﴿۲۲﴾
فولادوند: و چون به سوى [شهر] مدين رو نهاد [با خود] گفت اميد است پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند
مکارم: و هنگامي كه متوجه جانب مدين شد گفت اميدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند.
وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ ﴿۲۳﴾
فولادوند: و چون به آب مدين رسيد گروهى از مردم را بر آن يافت كه [دامهاى خود را ] آب مىدادند و پشتسرشان دو زن را يافت كه [گوسفندان خود را] دور مىكردند [موسى] گفت منظورتان [از اين كار] چيست گفتند [ما به گوسفندان خود] آب نمىدهيم تا شبانان [همگى گوسفندانشان را] برگردانند و پدر ما پيرى سالخورده است
مکارم: و هنگامي كه به (چاه) آب مدين رسيد، گروهي از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب ميكنند، و در كنار آنها دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديك نميشوند، موسي) به آنها گفت كار شما چيست ؟ (چرا گوسفندان خود را آب نميدهيد؟) گفتند ما آنها را آب نميدهيم تا چوپانها همگي خارج شوند، و پدر ما پير مرد مسني است.
فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ﴿۲۴﴾
فولادوند: پس براى آن دو [گوسفندان را] آب داد آنگاه به سوى سايه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم
مکارم: موسي به (گوسفندان) آنها آب داد، سپس رو به سوي سايه آورد و عرض كرد پروردگارا! هر خير و نيكي بر من فرستي من به آن نيازمندم!
فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۲۵﴾
فولادوند: پس يكى از آن دو زن در حالى كه به آزرم گام بر مىداشت نزد وى آمد [و] گفت پدرم تو را مىطلبد تا تو را به پاداش آبدادن [گوسفندان] براى ما مزد دهد و چون [موسى] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حكايت كرد [وى] گفت مترس كه از گروه ستمگران نجات يافتى
مکارم: ناگهان يكي از آن دو به سراغ او آمد در حالي كه با نهايت حيا گام برميداشت و گفت: پدرم از تو دعوت ميكند تا مزد سيراب كردن گوسفندان را براي ما به تو بپردازد هنگامي كه موسي نزد او (شعيب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد گفت نترس از قوم ظالم نجات يافتي!
قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ ﴿۲۶﴾
فولادوند: يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مىكنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است
مکارم: يكي از آن دو (دختر) گفت: پدرم! او را استخدام كن، چرا كه بهترين كسي را كه استخدام ميتواني كني آن كس است كه قوي و امين باشد.
قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۲۷﴾
فولادوند: [شعيب] گفت من مىخواهم يكى از اين دو دختر خود را [كه مشاهده مىكنى] به نكاح تو در آورم به اين [شرط] كه هشتسال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمىخواهم بر تو سخت گيرم و مرا ان شاء الله از درستكاران خواهى يافت
مکارم: (شعيب) گفت: من ميخواهم يكي از اين دو دخترم را به همسري تو در آورم به اين شرط كه هشت سال براي من كار كني، و اگر آن را تا ده سال افزايش دهي محبتي از ناحيه تو است، من نميخواهم كار سنگيني بر دوش تو بگذارم و ان شاء الله مرا از صالحان خواهي يافت.
قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ ﴿۲۸﴾
فولادوند: [موسى] گفت اين [قرار داد] ميان من و تو باشد كه هر يك از دو مدت را به انجام رسانيدم بر من تعدى [روا] نباشد و خدا بر آنچه مىگوييم وكيل است
مکارم: (موسي) گفت (مانعي ندارد) اين قراردادي ميان من و تو باشد، البته هر كدام از اين دو مدت را انجام دهم ستمي بر من نخواهد بود (و من در انتخاب آن آزادم) و خدا بر آنچه ما ميگوئيم گواه است.
فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: و چون موسى آن مدت را به پايان رسانيد و همسرش را [همراه] برد آتشى را از دور در كنار طور مشاهده كرد به خانواده خود گفت [اينجا] بمانيد كه من آتشى از دور ديدم شايد خبرى از آن يا شعلهاى آتش برايتان بياورم باشد كه خود را گرم كنيد
مکارم: هنگامي كه موسي مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانوادهاش (از مدين به سوي مصر) حركت كرد از جانب طور آتشي ديد! به خانوادهاش گفت: درنگ كنيد من آتشي ديدم، ميروم شايد خبري براي شما بياورم، يا شعلهاي از آتش، تا با آن گرم شويد.
فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي مِن شَاطِئِ الْوَادِي الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۳۰﴾
فولادوند: پس چون به آن [آتش] رسيد از جانب راست وادى در آن جايگاه مبارك از آن درخت ندا آمد كه اى موسى منم من خداوند پروردگار جهانيان
مکارم: هنگامي كه به سراغ آتش آمد ناگهان از ساحل راست وادي در آن سرزمين بلند و پر بركت از ميان يك درخت ندا داده شد كه اي موسي! منم خداوند، پروردگار جهانيان!
وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: و [فرمود] عصاى خود را بيفكن پس چون ديد آن مثل مارى مىجنبد پشت كرد و برنگشت اى موسى پيش آى و مترس كه تو در امانى
مکارم: عصايت را بيفكن، هنگامي كه (عصا را افكند) نگاه كرد و ديد همچون ماري با سرعت حركت ميكند! ترسيد و به عقب برگشت و حتي پشت سر خود را نگاه نكرد! (به او گفته شد) برگرد و نترس تو در امان هستي!
اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿۳۲﴾
فولادوند: دستخود را به گريبانت ببر تا سپيد بىگزند بيرون بيايد و [براى رهايى ] از اين هراس بازويت را به خويشتن بچسبان اين دو [نشانه] دو برهان از جانب پروردگار تو است [كه بايد] به سوى فرعون و سران [كشور] او [ببرى] زيرا آنان همواره قومى نافرمانند
مکارم: دستت را در گريبانت فرو بر، هنگامي كه خارج ميشود سفيد و درخشنده است و بدون عيب و نقص، و دستهايت را بر سينهات بگذار تا ترس و وحشت از تو دور شود، اين دو برهان روشن از پروردگارت به سوي فرعون و اطرافيان اوست كه آنها قوم فاسقي هستند.
قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿۳۳﴾
فولادوند: گفت پروردگارا من كسى از ايشان را كشتهام مىترسم مرا بكشند
مکارم: عرض كرد: پروردگارا من از آنها يك تن را كشتهام ميترسم مرا به قتل برسانند.
وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿۳۴﴾
فولادوند: و برادرم هارون از من زبانآورتر است پس او را با من به دستيارى گسيل دار تا مرا تصديق كند زيرا مىترسم مرا تكذيب كنند
مکارم: و برادرم هارون زبانش از من فصيحتر است، او را همراه من بفرست تا ياور من باشد و مرا تصديق كند؛ ميترسم مرا تكذيب كنند.
قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ ﴿۳۵﴾
فولادوند: فرمود به زودى بازويت را به [وسيله] برادرت نيرومند خواهيم كرد و براى شما هر دو تسلطى قرار خواهيم داد كه با [وجود] آيات ما به شما دست نخواهند يافتشما و هر كه شما را پيروى كند چيره خواهيد بود
مکارم: فرمود: بازوان تو را بوسيله برادرت محكم ميكنيم و براي شما سلطه و برتري قرار ميدهيم و به بركت آيات ما بر شما دست نمييابند، شما و پيروانتان پيروزيد.
فَلَمَّا جَاءهُم مُّوسَى بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ ﴿۳۶﴾
فولادوند: پس چون موسى آيات روشن ما را براى آنان آورد گفتند اين جز سحرى ساختگى نيست و از پدران پيشين خود چنين [چيزى] نشنيدهايم
مکارم: هنگامي كه موسي با معجزات روشن ما به سراغ آنها آمد گفتند: اين چيزي جز سحر نيست كه به دروغ به خدا بسته شده، ما هرگز چنين چيزي در نياكان خود نشنيدهايم!
وَقَالَ مُوسَى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿۳۷﴾
فولادوند: و موسى گفت پروردگارم به [حال] كسى كه از جانب او رهنمودى آورده و [نيز] كسى كه فرجام [نيكوى] آن سرا براى اوست داناتر است در حقيقت ظالمان رستگار نمىشوند
مکارم: موسي گفت: پروردگار من از حال كساني كه هدايت را از نزد او آوردهاند، و كساني كه سرانجام سراي دنيا و آخرت از آن آنهاست آگاهتر است، مسلما ظالمان رستگار نخواهند شد.
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۳۸﴾
فولادوند: و فرعون گفت اى بزرگان قوم من جز خويشتن براى شما خدايى نمىشناسم پس اى هامان برايم بر گل آتش بيفروز و برجى [بلند] براى من بساز شايد به [حال] خداى موسى اطلاع يابم و من جدا او را از دروغگويان مىپندارم
مکارم: فرعون گفت: اي جمعيت (درباريان!) من خدائي جز خودم براي شما سراغ ندارم! (اما براي تحقيق بيشتر) اي هامان آتشي بر گل بيفروز! (و آجرهاي محكم بساز) و براي من برج بلندي ترتيب ده، تا از خداي موسي خبر گيرم هر چند من گمان ميكنم او از دروغگويان است!
وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ ﴿۳۹﴾
فولادوند: و او و سپاهيانش در آن سرزمين به ناحق سركشى كردند و پنداشتند كه به سوى ما بازگردانيده نمىشوند
مکارم: (سرانجام) فرعون و لشكريانش به ناحق در زمين استكبار كردند، و پنداشتند به سوي ما باز نميگردند.
فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿۴۰﴾
فولادوند: تا او و سپاهيانش را فرو گرفتيم و آنان را در دريا افكنديم بنگر كه فرجام كار ستمكاران چگونه بود
مکارم: ما نيز او و لشكريانش را گرفتيم و به دريا افكنديم، اكنون بنگر پايان كار ظالمان چه شد؟
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ ﴿۴۱﴾
فولادوند: و آنان را پيشوايانى كه به سوى آتش مىخوانند گردانيديم و روز رستاخيز يارى نخواهند شد
مکارم: و ما آنها را پيشواياني كه دعوت به آتش (دوزخ) ميكنند قرار داديم، و روز رستاخيز ياري نخواهند شد.
وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ ﴿۴۲﴾
فولادوند: و در اين دنيا لعنتى بدرقه [نام] آنان كرديم و روز قيامت [نيز] ايشان از [جمله] زشترويانند
مکارم: در اين دنيا لعنت پشت سر لعنت نصيب آنها كرديم، و روز قيامت از زشت رويانند.
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿۴۳﴾
فولادوند: و به راستى پس از آنكه نسلهاى نخستين را هلاك كرديم به موسى كتاب داديم كه [دربردارنده] روشنگرىها و رهنمود و رحمتى براى مردم بود اميد كه آنان پند گيرند
مکارم: ما به موسي كتاب آسماني داديم بعد از آن كه اقوام قرون نخستين را هلاك كرديم، كتابي كه براي مردم بصيرت آفرين بود و مايه هدايت و رحمت، تا متذكر شوند.
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ ﴿۴۴﴾
فولادوند: و چون امر [پيامبرى] را به موسى واگذاشتيم تو در جانب غربى [طور] نبودى و از گواهان [نيز] نبودى
مکارم: تو در جانب غربي نبودي هنگامي كه ما فرمان نبوت را به موسي داديم، و تو از شاهدان اين ماجرا نبودي (در آن هنگام كه معجزات را در اختيار موسي نهاديم).
وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ﴿۴۵﴾
فولادوند: ليكن ما نسلهايى پديد آورديم و عمرشان طولانى شد و تو در ميان ساكنان [شهر] م دين مقيم نبودى تا آيات ما را بر ايشان بخوانى ليكن ما بوديم كه فرستنده [پيامبران] بوديم
مکارم: ولي ما اقوامي را در اعصار مختلف خلق كرديم، اما زمانهاي طولاني بر آنها گذشت (و آثار انبياء از دلها محو شد، لذا تو را با كتاب آسمانيت فرستاديم). تو هرگز در ميان مردم مدين اقامت نداشتي تا آيات ما را به دست آوري و براي آنها (مشركان مكه) بخواني، ولي ما بوديم كه تو را فرستاديم (و اين اخبار را در اختيارت قرار داديم).
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: و آندم كه [موسى را] ندا درداديم تو در جانب طور نبودى ولى [اين اطلاع تو] رحمتى است از پروردگار تو تا قومى را كه هيچ هشداردهندهاى پيش از تو برايشان نيامده است بيم دهى باشد كه آنان پندپذيرند
مکارم: تو در طرف طور نبودي زماني كه ما ندا داديم، ولي اين رحمتي از سوي پروردگار تو بود (كه اين اخبار را در اختيارت نهاد) تا به وسيله آن قومي را انذار كني كه قبل از تو هيچ انذار كنندهاي براي آنها نيامده، شايد متذكر گردند.
وَلَوْلَا أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: و اگر نبود كه وقتى به [سزاى] پيشفرست دستهايشان مصيبتى به ايشان برسد بگويند پروردگارا چرا فرستادهاى به سوى ما نفرستادى تا از احكام تو پيروى كنيم و از مؤمنان باشيم [قطعا در كيفر آنان شتاب مىكرديم]
مکارم: هرگاه ما پيش از فرستادن پيامبري آنها را به خاطر اعمالشان مجازات ميكرديم ميگفتند پروردگارا چرا رسولي براي ما نفرستادي تا آيات ترا پيروي كنيم و از مؤ منان باشيم ؟ اگر به خاطر اين امر نبود مجازات آنها به جهت اعمالشان نياز به ارسال پيامبر هم نداشت!
فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِن قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ﴿۴۸﴾
فولادوند: پس چون حق از جانب ما برايشان آمد گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند گفتند دو ساحر با هم ساختهاند و گفتند ما همه را منكريم
مکارم: هنگامي كه حق از نزد ما براي آنها آمد گفتند چرا مثل همان چيزي كه به موسي داده شد به اين پيامبر اعطا نگرديده است ؟ مگر بهانه جوياني همانند آنها معجزاتي را كه در گذشته به موسي داده شد، انكار نكردند و گفتند اين دو (موسي و هارون) دو نفر ساحرند كه دست بدست هم دادهاند (تا ما را گمراه كنند) و ما به هر يك از آنها كافريم؟!
قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۴۹﴾
فولادوند: بگو پس اگر راست مىگوييد كتابى از جانب خدا بياوريد كه از اين دو هدايت كنندهتر باشد تا پيرويش كنم
مکارم: بگو، اگر راست ميگوئيد (كه تورات و قرآن از سوي خدا نيست) كتابي هدايت بخشتر از ايندو بياوريد تا من از آن پيروي كنم.
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: پس اگر تو را اجابت نكردند بدان كه فقط هوسهاى خود را پيروى مىكنند و كيست گمراهتر از آنكه بىراهنمايى خدا از هوسش پيروى كند بىترديد خدا مردم ستمگر را راهنمايى نمىكند
مکارم: هر گاه اين پيشنهاد تو را نپذيرند، بدان آنها از هوسهاي خود پيروي ميكنند و آيا گمراهتر از آنكس كه پيروي هواي نفس خويش كرده و هيچ هدايت الهي را نپذيرفته است كسي پيدا ميشود؟ مسلما خداوند قوم ستمگر را هدايت نميكند.
وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿۵۱﴾
فولادوند: و به راستى اين گفتار را براى آنان پى در پى و به هم پيوسته نازل ساختيم اميد كه آنان پند پذيرند
مکارم: ما آيات قرآن را يكي بعد از ديگري براي آنها آورديم شايد متذكر شوند.
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: كسانى كه قبل از آن كتاب [آسمانى] به ايشان دادهايم آنان به [قرآن] مىگروند
مکارم: كساني كه قبلا كتاب آسماني به آنها دادهايم به آن (قرآن) ايمان ميآورند.
وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: و چون بر ايشان فرو خوانده مىشود مىگويند بدان ايمان آورديم كه آن درست است [و] از طرف پروردگار ماست ما پيش از آن [هم] از تسليمشوندگان بوديم
مکارم: و هنگامي كه بر آنها خوانده ميشود ميگويند: به آن ايمان آورديم، اينها همه حق است، و از سوي پروردگار ماست، ما قبل از اين هم مسلمان بوديم.
أُوْلَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۵۴﴾
فولادوند: آنانند كه به [پاس] آنكه صبر كردند و [براى آنكه] بدى را با نيكى دفع مىنمايند و از آنچه روزىشان دادهايم انفاق مىكنند دو بار پاداش خواهند يافت
مکارم: آنها كساني هستند كه اجر و پاداششان را به خاطر شكيبائيشان دو بار دريافت ميدارند آنها به وسيله نيكيها بديها را دفع ميكنند، و از آنچه به آنان روزي دادهايم انفاق مينمايند.
وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ ﴿۵۵﴾
فولادوند: و چون لغوى بشنوند از آن روى برمىتابند و مىگويند كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شماستسلام بر شما جوياى [مصاحبت] نادانان نيستيم
مکارم: و هر گاه سخن لغو و بيهوده بشنوند، از آن روي ميگردانند و ميگويند: اعمال ما از آنِ ماست، و اعمال شما از آنِ خودتان، سلام بر شما (سلام و داع)؛ ما خواهان جاهلان نيستيم!
إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿۵۶﴾
فولادوند: در حقيقت تو هر كه را دوست دارى نمىتوانى راهنمايى كنى ليكن خداست كه هر كه را بخواهد راهنمايى مىكند و او به راهيافتگان داناتر است
مکارم: تو نميتواني كسي را كه دوست داري هدايت كني، ولي خداوند هر كس را بخواهد هدايت ميكند، و او از هدايت يافتگان آگاهتر است.
وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِن لَّدُنَّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۵۷﴾
فولادوند: و گفتند اگر با تو از [نور] هدايت پيروى كنيم از سرزمين خود ربوده خواهيم شد آيا آنان را در حرمى امن جاى نداديم كه محصولات هر چيزى كه رزقى از جانب ماست به سوى آن سرازير مىشود ولى بيشترشان نمىدانند
مکارم: آنها گفتند: ما اگر هدايت را همراه تو پذيرا شويم ما را از سرزمينمان ميربايند! آيا ما حرم امني در اختيار آنها قرار نداديم كه ثمرات هر چيزي (از هر شهر و دياري) به سوي آن آورده ميشود، ولي اكثر آنها نميدانند!
وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ ﴿۵۸﴾
فولادوند: و چه بسيار شهرها كه هلاكش كرديم [زيرا] زندگى خوش آنها را سرمست كرده بود اين ستسراهايشان كه پس از آنان جز براى عده كمى مورد سكونت قرار نگرفته و ماييم كه وارث آنان بوديم
مکارم: بسياري از شهرها و آباديهائي كه بر اثر فزوني نعمت مست و مغرور شده بود هلاك كرديم. اين خانههاي آنهاست (كه ويران شده) و بعد از آنها جز اندكي كسي در آن سكونت نكرد، و ما وارث آنان بوديم.
وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ ﴿۵۹﴾
فولادوند: و پروردگار تو [هرگز] ويرانگر شهرها نبوده است تا [پيشتر] در مركز آنها پيامبرى برانگيزد كه آيات ما را بر ايشان بخواند و ما شهرها را تا مردمشان ستمگر نباشند ويرانكننده نبودهايم
مکارم: پروردگار تو هرگز شهرها و آباديها را هلاك نميكرد تا اينكه در كانون آنها پيامبري مبعوث كند كه آيات ما را بر آنان بخواند، و ما هرگز آباديهائي را هلاك نكرديم مگر آنكه اهلش ظالم بودند.
وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۶۰﴾
فولادوند: و هر آنچه به شما داده شده است كالاى زندگى دنيا و زيور آن است و[لى] آنچه پيش خداست بهتر و پايدارتر است مگر نمىانديشيد
مکارم: آنچه به شما داده شده متاع زندگي دنيا و زينت آن است و آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است، آيا انديشه نميكنيد؟
أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ﴿۶۱﴾
فولادوند: آيا كسى كه وعده نيكو به او دادهايم و او به آن خواهد رسيد مانند كسى است كه از كالاى زندگى دنيا بهرهمندش گردانيدهايم [ولى] او روز قيامت از [جمله] احضارشدگان [در آتش] است
مکارم: آيا كسي كه به او وعده نيك دادهايم و به آن خواهد رسيد، همانند كسي است كه متاع زندگي دنيا به او دادهايم، سپس روز قيامت (براي حساب و جزا) احضار ميشود.
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۶۲﴾
فولادوند: و [به ياد آور] روزى را كه آنان را ندا مىدهد و مىفرمايد آن شريكان من كه مىپنداشتيد كجايند
مکارم: روزي را به خاطر بياوريد كه خداوند آنها را ندا ميدهد، و ميگويد: كجا هستند شريكاني كه براي من ميپنداشتيد؟!
قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَؤُلَاء الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾
فولادوند: آنان كه حكم [عذاب] بر ايشان واجب آمده مىگويند پروردگارا اينانند كسانى كه گمراه كرديم گمراهشان كرديم همچنانكه خود گمراه شديم [از آنان] به سوى تو بيزارى مىجوييم ما را نمىپرستيدند [بلكه پندار خود را دنبال مىكردند]
مکارم: گروهي (از معبودان) كه فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده ميگويند: پروردگارا ما اين (عابدان) را گمراه كرديم (آري) ما آنها را گمراه كرديم همانگونه كه خود گمراه شديم، ما از آنها بيزاري ميجوئيم، آنها در حقيقت ما را نميپرستيدند (بلكه هواي نفس خويش را پرستش ميكردند).
وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿۶۴﴾
فولادوند: و [به آنان] گفته مىشود شريكان خود را فرا خوانيد [پس آنها را مىخوانند] ولى پاسخشان نمىدهند و عذاب را مىبينند [و آرزو مىكنند كه] اى كاش هدايتيافته بودند
مکارم: به آنها (عابدان) گفته ميشود شما معبودهايتان را كه شريك خدا ميپنداشتيد بخوانيد (تا شما را ياري كند) آنها معبودهايشان را ميخوانند، ولي جوابي به آنها نميدهند. در اين هنگام عذاب الهي را (با چشم خود) ميبينند، و آرزو ميكنند اي كاش هدايت يافته بودند.
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ ﴿۶۵﴾
فولادوند: و روزى را كه [خدا] آنان را ندا درمىدهد و مىفرمايد فرستادگان [ما] را چه پاسخ داديد
مکارم: به خاطر بياوريد روزي را كه خداوند آنها را ندا ميدهد و ميگويد: به پيامبران چه پاسخي گفتيد؟
فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنبَاء يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا يَتَسَاءلُونَ ﴿۶۶﴾
فولادوند: پس در آن روز اخبار بر ايشان پوشيده گردد و از يكديگر نمىتوانند بپرسند
مکارم: در اين هنگام همه اخبار بر آنها پوشيده ميماند (حتي نميتوانند) از يكديگر سؤ الي كنند!
فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ ﴿۶۷﴾
فولادوند: و اما كسى كه توبه كند و ايمان آورد و به كار شايسته پردازد اميد كه از رستگاران باشد
مکارم: اما كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد اميد است از رستگارا باشد.
وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۶۸﴾
فولادوند: و پروردگار تو هر چه را بخواهد مىآفريند و برمىگزيند و آنان اختيارى ندارند منزه استخدا و از آنچه [با او] شريك مىگردانند برتر است
مکارم: و پروردگار تو هر چه را بخواهد ميآفريند، و هر چه را بخواهد برمي گزيند. آنها (در برابر او) اختياري ندارند، منزه است خداوند و برتر است از شريك هائي كه براي او قائل ميشوند.
وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: و آنچه را سينههايشان پوشيده يا آشكار مىدارد پروردگارت مىداند
مکارم: پروردگار تو ميداند آنچه را كه سينههاشان پنهان ميدارد و آنچه را كه آشكار ميكند.
وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۷۰﴾
فولادوند: و اوستخدا[يى كه] جز او معبودى نيست در اين [سراى] نخستين و در آخرت ستايش از آن اوست و فرمان او راست و به سوى او بازگردانيده مىشويد
مکارم: او خدائي است كه معبودي جز او نيست، ستايش براي اوست. در اين جهان و در جهان ديگر، حاكميت (نيز) از آن اوست، و همه شما به سوي او باز ميگرديد.
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِضِيَاء أَفَلَا تَسْمَعُونَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: بگو هان چه مىپنداريد اگر خدا تا روز رستاخيز شب را بر شما جاويد بدارد جز خداوند كدامين معبود براى شما روشنى مىآورد آيا نمىشنويد
مکارم: بگو: به من خبر دهيد اگر خداوند شب را براي شما تا روز قيامت جاودان قرار دهد آيا معبودي جز خدا ميتواند روشنائي براي شما بياورد؟ آيا نميشنويد؟!
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿۷۲﴾
فولادوند: بگو هان چه مىپنداريد اگر خدا تا روز قيامت روز را بر شما جاويد بدارد جز خداوند كدامين معبود براى شما شبى مىآورد كه در آن آرام گيريد آيا نمىبينيد
مکارم: بگو: به من خبر دهيد هر گاه خداوند روز را تا قيامت بر شما جاودان كند، كدام معبود غير از الله است كه شبي براي شما بياورد تا در آن آرامش يابيد؟ آيا نميبينيد؟!
وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۷۳﴾
فولادوند: و از رحمتش برايتان شب و روز را قرار داد تا در اين [يك] بياراميد و [در آن يك] از فزونبخشى او [روزى خود] بجوييد باشد كه سپاس بداريد
مکارم: از رحمت اوست كه براي شما شب و روز قرار داد، تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم براي بهره گيري از فضل خدا تلاش كنيد، شايد شكر نعمت او را بجا آوريد.
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۷۴﴾
فولادوند: و [ياد كن] روزى را كه ندايشان مىكند و مىفرمايد آن شريكان كه مىپنداشتيد كجايند
مکارم: به خاطر بياوريد روزي را كه آنها را ندا ميدهد و ميگويد كجايند شريكاني كه براي من ميپنداشتيد؟
وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿۷۵﴾
فولادوند: و از ميان هر امتى گواهى بيرون مىكشيم و مىگوييم برهان خود را بياوريد پس بدانند كه حق از آن خداست و آنچه برمىبافتند از دستشان مىرود
مکارم: (در آن روز) از هر امتي گواهي برمي گزينيم و (به مشركان گمراه) ميگوئيم دليل خود را بياوريد، اما آنها ميدانند كه حق براي خداست و تمام آنچه را افترا ميبستند از (نظر) آنها گم خواهد شد!
إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ﴿۷۶﴾
فولادوند: قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم كرد و از گنجينهها آن قدر به او داده بوديم كه كليدهاى آنها بر گروه نيرومندى سنگين مىآمد آنگاه كه قوم وى بدو گفتند شادى مكن كه خدا شادىكنندگان را دوست نمىدارد
مکارم: قارون از قوم موسي بود اما بر آنها ستم كرد، ما آنقدر از گنجها به او داده بوديم كه حمل صندوقهاي آن براي يك گروه زورمند مشكل بود، به خاطر بياور هنگامي را كه قومش به او گفتند: اين همه شادي مغرورانه مكن كه خداوند شادي كنندگان مغرور را دوست نميدارد.
وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ﴿۷۷﴾
فولادوند: و با آنچه خدايت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن و همچنانكه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن و در زمين فساد مجوى كه خدا فسادگران را دوست نمىدارد
مکارم: و در آنچه خدا به تو داده سراي آخرت را جستجو كن، بهرهات را از دنيا منما، و همانگونه كه خدا به تو نيكي كرده است نيكي كن و هرگز فساد در زمين منما كه خدا مفسدان را دوست ندارد.
قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ﴿۷۸﴾
فولادوند: [قارون] گفت من اينها را در نتيجه دانش خود يافتهام آيا وى ندانست كه خدا نسلهايى را پيش از او نابود كرد كه از او نيرومندتر و مالاندوزتر بودند و[لى اين گونه] مجرمان را [نيازى] به پرسيده شدن از گناهانشان نيست
مکارم: (قارون) گفت: اين ثروت را به وسيله دانشي كه نزد من است به دست آوردهام، آيا او نميدانست خداوند اقوامي را قبل از او هلاك كرد كه از او نيرومندتر و ثروتمندتر بودند؟! (و هنگامي كه عذاب الهي فرا رسد) مجرمان از گناهانشان سؤ ال نميشوند (و مجالي براي عذرخواهي آنان نيست).
فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿۷۹﴾
فولادوند: پس [قارون] با كوكبه خود بر قومش نمايان شد كسانى كه خواستار زندگى دنيا بودند گفتند اى كاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما [هم] داده مىشد واقعا او بهره بزرگى [از ثروت] دارد
مکارم: (قارون) با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها كه طالب حيات دنيا بودند گفتند: اي كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستي كه او بهره عظيمي دارد!
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ ﴿۸۰﴾
فولادوند: و كسانى كه دانش [واقعى] يافته بودند گفتند واى بر شما براى كسى كه گرويده و كار شايسته كرده پاداش خدا بهتر است و جز شكيبايان آن را نيابند
مکارم: كساني كه علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند واي بر شما! ثواب الهي بهتر است براي كساني كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام ميدهند، اما جز صابران آنرا دريافت نميكنند.
فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِينَ ﴿۸۱﴾
فولادوند: آنگاه [قارون] را با خانهاش در زمين فرو برديم و گروهى نداشت كه در برابر [عذاب] خدا او را يارى كنند و [خود نيز] نتوانست از خود دفاع كند
مکارم: سپس ما، او و خانهاش را در زمين فرو برديم، و گروهي نداشت كه او را در برابر عذاب الهي ياري كنند، و خود نيز نميتوانست خويشتن را ياري دهد.
وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْلَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ ﴿۸۲﴾
فولادوند: و همان كسانى كه ديروز آرزو داشتند به جاى او باشند صبح مىگفتند واى مثل اينكه خدا روزى را براى هر كس از بندگانش كه بخواهد گشاده يا تنگ مىگرداند و اگر خدا بر ما منت ننهاده بود ما را [هم] به زمين فرو برده بود واى گويى كه كافران رستگار نمىگردند
مکارم: آنها كه ديروز آرزو ميكردند بجاي او باشند (هنگامي كه اين صحنه را ديدند) گفتند: واي بر ما گوئي خدا روزي را بر هر كس از بندگانش بخواهد گسترش ميدهد، يا تنگ ميگيرد، اگر خدا بر ما منت ننهاده بود ما را نيز به قعر زمين فرو ميبرد! اي واي گوئي كافران هرگز رستگار نميشوند!
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿۸۳﴾
فولادوند: آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است
مکارم: (آري) اين سراي آخرت را تنها براي كساني قرار ميدهيم كه اراده برتريجوئي در زمين و فساد را ندارند، و عاقبت نيك براي پرهيزكاران است.
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۸۴﴾
فولادوند: هر كس نيكى به ميان آورد براى او [پاداشى] بهتر از آن خواهد بود و هر كس بدى به ميان آورد كسانى كه كارهاى بد كردهاند جز سزاى آنچه كردهاند نخواهند يافت
مکارم: كسي كه كار نيكي انجام دهد براي او پاداشي بهتر از آن است و به كساني كه كار بدي انجام دهند مجازاتي جز اعمالشان داده نميشود.
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ مَن جَاء بِالْهُدَى وَمَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿۸۵﴾
فولادوند: در حقيقت همان كسى كه اين قرآن را بر تو فرض كرد يقينا تو را به سوى وعدهگاه بازمىگرداند بگو پروردگارم بهتر مىداند چه كس هدايت آورده و چه كس در گمراهى آشكارى است
مکارم: آن كس كه قرآن را بر تو فرض كرد تو را به جايگاهت (زادگاهت) بازمي گرداند بگو پروردگار من از همه بهتر ميداند چه كسي (برنامه) هدايت آورده، و چه كسي در ضلال مبين است ؟
وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِّلْكَافِرِينَ ﴿۸۶﴾
فولادوند: و تو اميدوار نبودى كه بر تو كتاب القا شود بلكه اين رحمتى از پروردگار تو بود پس تو هرگز پشتيبان كافران مباش
مکارم: تو هرگز اميد نداشتي كه اين كتاب آسماني به تو القا گردد، ولي رحمت پروردگارت چنين ايجاب كرد، اكنون كه چنين است هرگز از كافران پشتيبان مكن.
وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿۸۷﴾
فولادوند: و البته نبايد تو را از آيات خدا بعد از آنكه بر تو نازل شده است باز دارند و به سوى پروردگارت دعوت كن و زنهار از مشركان مباش
مکارم: هرگز تو را از آيات خداوند بعد از آنكه بر تو نازل شد باز ندارند، به سوي پروردگارت دعوت كن، و از مشركان مباش.
وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۸﴾
فولادوند: و با خدا معبودى ديگر مخوان خدايى جز او نيست جز ذات او همه چيز نابودشونده است فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانيده مىشويد
مکارم: و معبود ديگري را با خدا مخوان كه هيچ معبودي جز او نيست، همه چيز جز ذات پاك او فاني ميشود، حاكميت از آن اوست و همه به سوي او بازمي گرديد.
به نام خداوند رحمتگر مهربان
طسم ﴿۱﴾
فولادوند: طا سين ميم
مکارم: طسم.
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۲﴾
فولادوند: اين است آيات كتاب روشنگر
مکارم: اينها آيات كتاب مبين است.
نَتْلُوا عَلَيْكَ مِن نَّبَإِ مُوسَى وَفِرْعَوْنَ بِالْحَقِّ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۳﴾
فولادوند: [بخشى] از گزارش [حال] موسى و فرعون را براى [آگاهى] مردمى كه ايمان مىآورند به درستى بر تو مىخوانيم
مکارم: ما از داستان موسي و فرعون به حق بر تو ميخوانيم، براي گروهي كه ايمان بياورند.
إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِي الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِيَعًا يَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِّنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنَاءهُمْ وَيَسْتَحْيِي نِسَاءهُمْ إِنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ ﴿۴﴾
فولادوند: فرعون در سرزمين [مصر] سر برافراشت و مردم آن را طبقه طبقه ساخت طبقهاى از آنان را زبون مىداشت پسرانشان را سر مىبريد و زنانشان را [براى بهرهكشى] زنده بر جاى مىگذاشت كه وى از فسادكاران بود
مکارم: فرعون برتريجوئي در زمين كرد و اهل آنرا به گروههاي مختلفي تقسيم نمود، گروهي را به ضعف و ناتواني ميكشاند، پسران آنها را سرمي بريد و زنان آنها را (براي كنيزي) زنده نگه ميداشت، او مسلما از مفسدان بود.
وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ ﴿۵﴾
فولادوند: و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دستشده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم
مکارم: اراده ما بر اين قرار گرفته است كه به مستضعفين نعمت بخشيم، و آنها را پيشوايان و وارثين روي زمين قرار دهيم!
وَنُمَكِّنَ لَهُمْ فِي الْأَرْضِ وَنُرِي فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا مِنْهُم مَّا كَانُوا يَحْذَرُونَ ﴿۶﴾
فولادوند: و در زمين قدرتشان دهيم و [از طرفى] به فرعون و هامان و لشكريانشان آنچه را كه از جانب آنان بيمناك بودند بنمايانيم
مکارم: حكومتشان را پابرجا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريان آنها آنچه را بيم داشتند از اين گروه نشان دهيم.
وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۷﴾
فولادوند: و به مادر موسى وحى كرديم كه او را شير ده و چون بر او بيمناك شدى او را در نيل بينداز و مترس و اندوه مدار كه ما او را به تو بازمىگردانيم و از [زمره] پيمبرانش قرار مىدهيم
مکارم: ما به مادر موسي الهام كرديم كه او را شير ده، و هنگامي كه بر او ترسيدي وي را در دريا (ي نيل) بيفكن، و نترس و غمگين مباش كه ما او را به تو باز ميگردانيم، و او را از رسولانش قرار ميدهيم.
فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ ﴿۸﴾
فولادوند: پس خاندان فرعون او را [از آب] برگرفتند تا سرانجام دشمن [جان] آنان و مايه اندوهشان باشد آرى فرعون و هامان و لشكريان آنها خطاكار بودند
مکارم: (هنگامي كه مادر از سوي كودك خود سخت در وحشت فرو رفت او را به فرمان خدا به دريا افكند) خاندان فرعون او را از آب گرفتند تا سرانجام دشمن آنان و مايه اندوهشان گردد، مسلما فرعون و هامان و لشكريان آن دو خطاكار بودند.
وَقَالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِّي وَلَكَ لَا تَقْتُلُوهُ عَسَى أَن يَنفَعَنَا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَدًا وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۹﴾
فولادوند: و همسر فرعون گفت [اين كودك] نور چشم من و تو خواهد بود او را مكشيد شايد براى ما سودمند باشد يا او را به فرزندى بگيريم ولى آنها خبر نداشتند
مکارم: همسر فرعون (هنگامي كه ديد آنها قصد كشتن كودك را دارند) گفت او را نكشيد، نور چشم من و شماست ؟ شايد براي ما مفيد باشد، يا او را پسر خود برگزينيم و آنها نميفهميدند (كه دشمن اصلي خود را در آغوش خويش ميپرورانند!).
وَأَصْبَحَ فُؤَادُ أُمِّ مُوسَى فَارِغًا إِن كَادَتْ لَتُبْدِي بِهِ لَوْلَا أَن رَّبَطْنَا عَلَى قَلْبِهَا لِتَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۰﴾
فولادوند: و دل مادر موسى [از هر چيز جز از فكر فرزند] تهى گشت اگر قلبش را استوار نساخته بوديم تا از ايمانآورندگان باشد چيزى نمانده بود كه آن [راز] را افشا كند
مکارم: قلب مادر موسي از همه چيز (جز ياد فرزندش) تهي گشت، و اگر قلب او را به وسيله ايمان و اميد محكم نكرده بوديم نزديك بود مطلب را افشا كند.
وَقَالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَن جُنُبٍ وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۱۱﴾
فولادوند: و به خواهر [موسى] گفت از پى او برو پس او را از دور ديد در حالى كه آنان متوجه نبودند
مکارم: مادر به خواهر او گفت وضع حال او را پيگيري كن، او نيز از دور ماجرا را مشاهده كرد، در حالي كه آنها بيخبر بودند.
وَحَرَّمْنَا عَلَيْهِ الْمَرَاضِعَ مِن قَبْلُ فَقَالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَهُمْ لَهُ نَاصِحُونَ ﴿۱۲﴾
فولادوند: و از پيش شير دايگان را بر او حرام گردانيده بوديم پس [خواهرش آمد و] گفت آيا شما را بر خانوادهاى راهنمايى كنم كه براى شما از وى سرپرستى كنند و خيرخواه او باشند
مکارم: ما همه زنان شيرده را از قبل بر او تحريم كرديم (تا تنها به آغوش مادر برگردد) خواهرش (كه بيتابي ماموران را براي پيدا كردن دايه مشاهده كرد) گفت: آيا شما را به خانوادهاي راهنمائي كنم كه ميتوانند اين نوزاد را كفالت كنند و خيرخواه او هستند؟
فَرَدَدْنَاهُ إِلَى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَا وَلَا تَحْزَنَ وَلِتَعْلَمَ أَنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: پس او را به مادرش بازگردانيديم تا چشمش [بدو] روشن شود و غم نخورد و بداند كه وعده خدا درست است ولى بيشترشان نمىدانند
مکارم: ما او را به مادرش بازگردانديم تا چشمش روشن شود، و غمگين نباشد، و بداند وعده الهي حق است ولي اكثر آنها نميدانند.
وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَاسْتَوَى آتَيْنَاهُ حُكْمًا وَعِلْمًا وَكَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۴﴾
فولادوند: و چون به رشد و كمال خويش رسيد به او حكمت و دانش عطا كرديم و نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
مکارم: هنگامي كه نيرومند و كامل شد حكمت و دانش به او داديم، و اينگونه نيكوكاران را جزا ميدهيم.
وَدَخَلَ الْمَدِينَةَ عَلَى حِينِ غَفْلَةٍ مِّنْ أَهْلِهَا فَوَجَدَ فِيهَا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلَانِ هَذَا مِن شِيعَتِهِ وَهَذَا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغَاثَهُ الَّذِي مِن شِيعَتِهِ عَلَى الَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسَى فَقَضَى عَلَيْهِ قَالَ هَذَا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُّضِلٌّ مُّبِينٌ ﴿۱۵﴾
فولادوند: و داخل شهر شد بىآنكه مردمش متوجه باشند پس دو مرد را با هم در زد و خورد يافتيكى از پيروان او و ديگرى از دشمنانش [بود] آن كس كه از پيروانش بود بر ضد كسى كه دشمن وى بود از او يارى خواست پس موسى مشتى بدو زد و او را كشت گفت اين كار شيطان است چرا كه او دشمنى گمراهكننده [و] آشكار است
مکارم: او در موقعي كه اهل شهر در غفلت بودند وارد شهر شد، ناگهان دو مرد را ديد كه به جنگ و نزاع مشغولند، يكي از پيروان او بود، و ديگري از دشمنانش، آن يك كه از پيروان او بود از وي در برابر دشمنش تقاضاي كمك كرد، موسي مشت محكمي بر سينه او زد و كار او را ساخت (و بر زمين افتاد و مرد!) موسي گفت: اين از عمل شيطان بود كه او دشمن و گمراه كننده آشكاري است.
قَالَ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي فَغَفَرَ لَهُ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ ﴿۱۶﴾
فولادوند: گفت پروردگارا من بر خويشتن ستم كردم مرا ببخش پس خدا از او درگذشت كه وى آمرزنده مهربان است
مکارم: عرض كرد پروردگارا! من به خويشتن ستم كردم، مرا ببخش، خدا او را بخشيد كه او غفور و رحيم است.
قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَيَّ فَلَنْ أَكُونَ ظَهِيرًا لِّلْمُجْرِمِينَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: [موسى] گفت پروردگارا به پاس نعمتى كه بر من ارزانى داشتى هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود
مکارم: عرض كرد پروردگارا! به شكرانه نعمتي كه به من دادي من هرگز پشتيبان مجرمان نخواهم بود.
فَأَصْبَحَ فِي الْمَدِينَةِ خَائِفًا يَتَرَقَّبُ فَإِذَا الَّذِي اسْتَنصَرَهُ بِالْأَمْسِ يَسْتَصْرِخُهُ قَالَ لَهُ مُوسَى إِنَّكَ لَغَوِيٌّ مُّبِينٌ ﴿۱۸﴾
فولادوند: صبحگاهان در شهر بيمناك و در انتظار [حادثهاى] بود ناگاه همان كسى كه ديروز از وى يارى خواسته بود [باز] با فرياد از او يارى خواست موسى به او گفت به راستى كه تو آشكارا گمراهى
مکارم: موسي در شهر ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهاي (و در جستجوي اخبار) ناگهان ديد همان كسي كه ديروز از او ياري طلبيده بود فرياد ميزند و از او كمك ميخواهد، موسي به او گفت تو آشكارا انسان گمراهي هستي!
فَلَمَّا أَنْ أَرَادَ أَن يَبْطِشَ بِالَّذِي هُوَ عَدُوٌّ لَّهُمَا قَالَ يَا مُوسَى أَتُرِيدُ أَن تَقْتُلَنِي كَمَا قَتَلْتَ نَفْسًا بِالْأَمْسِ إِن تُرِيدُ إِلَّا أَن تَكُونَ جَبَّارًا فِي الْأَرْضِ وَمَا تُرِيدُ أَن تَكُونَ مِنَ الْمُصْلِحِينَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: و چون خواست به سوى آنكه دشمن هر دوشان بود حمله آورد گفت اى موسى آيا مىخواهى مرا بكشى چنانكه ديروز شخصى را كشتى تو مىخواهى در اين سرزمين فقط زورگو باشى و نمىخواهى از اصلاحگران باشى
مکارم: و هنگامي كه خواست با كسي كه دشمن هر دوي آنها بود درگير شود و با قدرت مانع او گردد، (فريادش بلند شد) گفت: اي موسي! ميخواهي مرا بكشي، همانگونه كه ديروز انساني را به قتل رساندي ؟ تو ميخواهي فقط جباري در روي زمين باشي، و نميخواهي از مصلحان باشي!
وَجَاء رَجُلٌ مِّنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ يَسْعَى قَالَ يَا مُوسَى إِنَّ الْمَلَأَ يَأْتَمِرُونَ بِكَ لِيَقْتُلُوكَ فَاخْرُجْ إِنِّي لَكَ مِنَ النَّاصِحِينَ ﴿۲۰﴾
فولادوند: و از دورافتادهترين [نقطه] شهر مردى دوان دوان آمد [و] گفت اى موسى سران قوم در باره تو مشورت مىكنند تا تو را بكشند پس [از شهر] خارج شو من جدا از خيرخواهان توام
مکارم: (در اين هنگام) مردي از نقطه دور دست شهر (از مركز فرعونيان) با سرعت آمد و به موسي گفت اي موسي اين جمعيت براي كشتنت به مشورت نشستهاند، فورا (از شهر) خارج شو كه من از خيرخواهان توام.
فَخَرَجَ مِنْهَا خَائِفًا يَتَرَقَّبُ قَالَ رَبِّ نَجِّنِي مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۲۱﴾
فولادوند: موسى ترسان و نگران از آنجا بيرون رفت [در حالى كه مى]گفت پروردگارا مرا از گروه ستمكاران نجات بخش
مکارم: موسي از شهر خارج شد در حالي كه ترسان بود، و هر لحظه در انتظار حادثهاي، عرض كرد پروردگارا! مرا از اين قوم ظالم رهائي بخش.
وَلَمَّا تَوَجَّهَ تِلْقَاء مَدْيَنَ قَالَ عَسَى رَبِّي أَن يَهْدِيَنِي سَوَاء السَّبِيلِ ﴿۲۲﴾
فولادوند: و چون به سوى [شهر] مدين رو نهاد [با خود] گفت اميد است پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند
مکارم: و هنگامي كه متوجه جانب مدين شد گفت اميدوارم پروردگارم مرا به راه راست هدايت كند.
وَلَمَّا وَرَدَ مَاء مَدْيَنَ وَجَدَ عَلَيْهِ أُمَّةً مِّنَ النَّاسِ يَسْقُونَ وَوَجَدَ مِن دُونِهِمُ امْرَأتَيْنِ تَذُودَانِ قَالَ مَا خَطْبُكُمَا قَالَتَا لَا نَسْقِي حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعَاء وَأَبُونَا شَيْخٌ كَبِيرٌ ﴿۲۳﴾
فولادوند: و چون به آب مدين رسيد گروهى از مردم را بر آن يافت كه [دامهاى خود را ] آب مىدادند و پشتسرشان دو زن را يافت كه [گوسفندان خود را] دور مىكردند [موسى] گفت منظورتان [از اين كار] چيست گفتند [ما به گوسفندان خود] آب نمىدهيم تا شبانان [همگى گوسفندانشان را] برگردانند و پدر ما پيرى سالخورده است
مکارم: و هنگامي كه به (چاه) آب مدين رسيد، گروهي از مردم را در آنجا ديد كه چهارپايان خود را سيراب ميكنند، و در كنار آنها دو زن را ديد كه مراقب گوسفندان خويشند (و به چاه نزديك نميشوند، موسي) به آنها گفت كار شما چيست ؟ (چرا گوسفندان خود را آب نميدهيد؟) گفتند ما آنها را آب نميدهيم تا چوپانها همگي خارج شوند، و پدر ما پير مرد مسني است.
فَسَقَى لَهُمَا ثُمَّ تَوَلَّى إِلَى الظِّلِّ فَقَالَ رَبِّ إِنِّي لِمَا أَنزَلْتَ إِلَيَّ مِنْ خَيْرٍ فَقِيرٌ ﴿۲۴﴾
فولادوند: پس براى آن دو [گوسفندان را] آب داد آنگاه به سوى سايه برگشت و گفت پروردگارا من به هر خيرى كه سويم بفرستى سخت نيازمندم
مکارم: موسي به (گوسفندان) آنها آب داد، سپس رو به سوي سايه آورد و عرض كرد پروردگارا! هر خير و نيكي بر من فرستي من به آن نيازمندم!
فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِي عَلَى اسْتِحْيَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوكَ لِيَجْزِيَكَ أَجْرَ مَا سَقَيْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَيْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۲۵﴾
فولادوند: پس يكى از آن دو زن در حالى كه به آزرم گام بر مىداشت نزد وى آمد [و] گفت پدرم تو را مىطلبد تا تو را به پاداش آبدادن [گوسفندان] براى ما مزد دهد و چون [موسى] نزد او آمد و سرگذشت [خود] را بر او حكايت كرد [وى] گفت مترس كه از گروه ستمگران نجات يافتى
مکارم: ناگهان يكي از آن دو به سراغ او آمد در حالي كه با نهايت حيا گام برميداشت و گفت: پدرم از تو دعوت ميكند تا مزد سيراب كردن گوسفندان را براي ما به تو بپردازد هنگامي كه موسي نزد او (شعيب) آمد و سرگذشت خود را شرح داد گفت نترس از قوم ظالم نجات يافتي!
قَالَتْ إِحْدَاهُمَا يَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِيُّ الْأَمِينُ ﴿۲۶﴾
فولادوند: يكى از آن دو [دختر] گفت اى پدر او را استخدام كن چرا كه بهترين كسى است كه استخدام مىكنى هم نيرومند [و هم] در خور اعتماد است
مکارم: يكي از آن دو (دختر) گفت: پدرم! او را استخدام كن، چرا كه بهترين كسي را كه استخدام ميتواني كني آن كس است كه قوي و امين باشد.
قَالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هَاتَيْنِ عَلَى أَن تَأْجُرَنِي ثَمَانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْرًا فَمِنْ عِندِكَ وَمَا أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۲۷﴾
فولادوند: [شعيب] گفت من مىخواهم يكى از اين دو دختر خود را [كه مشاهده مىكنى] به نكاح تو در آورم به اين [شرط] كه هشتسال براى من كار كنى و اگر ده سال را تمام گردانى اختيار با تو است و نمىخواهم بر تو سخت گيرم و مرا ان شاء الله از درستكاران خواهى يافت
مکارم: (شعيب) گفت: من ميخواهم يكي از اين دو دخترم را به همسري تو در آورم به اين شرط كه هشت سال براي من كار كني، و اگر آن را تا ده سال افزايش دهي محبتي از ناحيه تو است، من نميخواهم كار سنگيني بر دوش تو بگذارم و ان شاء الله مرا از صالحان خواهي يافت.
قَالَ ذَلِكَ بَيْنِي وَبَيْنَكَ أَيَّمَا الْأَجَلَيْنِ قَضَيْتُ فَلَا عُدْوَانَ عَلَيَّ وَاللَّهُ عَلَى مَا نَقُولُ وَكِيلٌ ﴿۲۸﴾
فولادوند: [موسى] گفت اين [قرار داد] ميان من و تو باشد كه هر يك از دو مدت را به انجام رسانيدم بر من تعدى [روا] نباشد و خدا بر آنچه مىگوييم وكيل است
مکارم: (موسي) گفت (مانعي ندارد) اين قراردادي ميان من و تو باشد، البته هر كدام از اين دو مدت را انجام دهم ستمي بر من نخواهد بود (و من در انتخاب آن آزادم) و خدا بر آنچه ما ميگوئيم گواه است.
فَلَمَّا قَضَى مُوسَىالْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّي آتِيكُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَةٍ مِنَ النَّارِ لَعَلَّكُمْ تَصْطَلُونَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: و چون موسى آن مدت را به پايان رسانيد و همسرش را [همراه] برد آتشى را از دور در كنار طور مشاهده كرد به خانواده خود گفت [اينجا] بمانيد كه من آتشى از دور ديدم شايد خبرى از آن يا شعلهاى آتش برايتان بياورم باشد كه خود را گرم كنيد
مکارم: هنگامي كه موسي مدت خود را به پايان رسانيد و همراه خانوادهاش (از مدين به سوي مصر) حركت كرد از جانب طور آتشي ديد! به خانوادهاش گفت: درنگ كنيد من آتشي ديدم، ميروم شايد خبري براي شما بياورم، يا شعلهاي از آتش، تا با آن گرم شويد.
فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِي مِن شَاطِئِ الْوَادِي الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ أَن يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۳۰﴾
فولادوند: پس چون به آن [آتش] رسيد از جانب راست وادى در آن جايگاه مبارك از آن درخت ندا آمد كه اى موسى منم من خداوند پروردگار جهانيان
مکارم: هنگامي كه به سراغ آتش آمد ناگهان از ساحل راست وادي در آن سرزمين بلند و پر بركت از ميان يك درخت ندا داده شد كه اي موسي! منم خداوند، پروردگار جهانيان!
وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ فَلَمَّا رَآهَا تَهْتَزُّ كَأَنَّهَا جَانٌّ وَلَّى مُدْبِرًا وَلَمْ يُعَقِّبْ يَا مُوسَى أَقْبِلْ وَلَا تَخَفْ إِنَّكَ مِنَ الْآمِنِينَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: و [فرمود] عصاى خود را بيفكن پس چون ديد آن مثل مارى مىجنبد پشت كرد و برنگشت اى موسى پيش آى و مترس كه تو در امانى
مکارم: عصايت را بيفكن، هنگامي كه (عصا را افكند) نگاه كرد و ديد همچون ماري با سرعت حركت ميكند! ترسيد و به عقب برگشت و حتي پشت سر خود را نگاه نكرد! (به او گفته شد) برگرد و نترس تو در امان هستي!
اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ تَخْرُجْ بَيْضَاء مِنْ غَيْرِ سُوءٍ وَاضْمُمْ إِلَيْكَ جَنَاحَكَ مِنَ الرَّهْبِ فَذَانِكَ بُرْهَانَانِ مِن رَّبِّكَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ ﴿۳۲﴾
فولادوند: دستخود را به گريبانت ببر تا سپيد بىگزند بيرون بيايد و [براى رهايى ] از اين هراس بازويت را به خويشتن بچسبان اين دو [نشانه] دو برهان از جانب پروردگار تو است [كه بايد] به سوى فرعون و سران [كشور] او [ببرى] زيرا آنان همواره قومى نافرمانند
مکارم: دستت را در گريبانت فرو بر، هنگامي كه خارج ميشود سفيد و درخشنده است و بدون عيب و نقص، و دستهايت را بر سينهات بگذار تا ترس و وحشت از تو دور شود، اين دو برهان روشن از پروردگارت به سوي فرعون و اطرافيان اوست كه آنها قوم فاسقي هستند.
قَالَ رَبِّ إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿۳۳﴾
فولادوند: گفت پروردگارا من كسى از ايشان را كشتهام مىترسم مرا بكشند
مکارم: عرض كرد: پروردگارا من از آنها يك تن را كشتهام ميترسم مرا به قتل برسانند.
وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا فَأَرْسِلْهُ مَعِيَ رِدْءًا يُصَدِّقُنِي إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿۳۴﴾
فولادوند: و برادرم هارون از من زبانآورتر است پس او را با من به دستيارى گسيل دار تا مرا تصديق كند زيرا مىترسم مرا تكذيب كنند
مکارم: و برادرم هارون زبانش از من فصيحتر است، او را همراه من بفرست تا ياور من باشد و مرا تصديق كند؛ ميترسم مرا تكذيب كنند.
قَالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا فَلَا يَصِلُونَ إِلَيْكُمَا بِآيَاتِنَا أَنتُمَا وَمَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغَالِبُونَ ﴿۳۵﴾
فولادوند: فرمود به زودى بازويت را به [وسيله] برادرت نيرومند خواهيم كرد و براى شما هر دو تسلطى قرار خواهيم داد كه با [وجود] آيات ما به شما دست نخواهند يافتشما و هر كه شما را پيروى كند چيره خواهيد بود
مکارم: فرمود: بازوان تو را بوسيله برادرت محكم ميكنيم و براي شما سلطه و برتري قرار ميدهيم و به بركت آيات ما بر شما دست نمييابند، شما و پيروانتان پيروزيد.
فَلَمَّا جَاءهُم مُّوسَى بِآيَاتِنَا بَيِّنَاتٍ قَالُوا مَا هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّفْتَرًى وَمَا سَمِعْنَا بِهَذَا فِي آبَائِنَا الْأَوَّلِينَ ﴿۳۶﴾
فولادوند: پس چون موسى آيات روشن ما را براى آنان آورد گفتند اين جز سحرى ساختگى نيست و از پدران پيشين خود چنين [چيزى] نشنيدهايم
مکارم: هنگامي كه موسي با معجزات روشن ما به سراغ آنها آمد گفتند: اين چيزي جز سحر نيست كه به دروغ به خدا بسته شده، ما هرگز چنين چيزي در نياكان خود نشنيدهايم!
وَقَالَ مُوسَى رَبِّي أَعْلَمُ بِمَن جَاء بِالْهُدَى مِنْ عِندِهِ وَمَن تَكُونُ لَهُ عَاقِبَةُ الدَّارِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ ﴿۳۷﴾
فولادوند: و موسى گفت پروردگارم به [حال] كسى كه از جانب او رهنمودى آورده و [نيز] كسى كه فرجام [نيكوى] آن سرا براى اوست داناتر است در حقيقت ظالمان رستگار نمىشوند
مکارم: موسي گفت: پروردگار من از حال كساني كه هدايت را از نزد او آوردهاند، و كساني كه سرانجام سراي دنيا و آخرت از آن آنهاست آگاهتر است، مسلما ظالمان رستگار نخواهند شد.
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا أَيُّهَا الْمَلَأُ مَا عَلِمْتُ لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يَا هَامَانُ عَلَى الطِّينِ فَاجْعَل لِّي صَرْحًا لَّعَلِّي أَطَّلِعُ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۳۸﴾
فولادوند: و فرعون گفت اى بزرگان قوم من جز خويشتن براى شما خدايى نمىشناسم پس اى هامان برايم بر گل آتش بيفروز و برجى [بلند] براى من بساز شايد به [حال] خداى موسى اطلاع يابم و من جدا او را از دروغگويان مىپندارم
مکارم: فرعون گفت: اي جمعيت (درباريان!) من خدائي جز خودم براي شما سراغ ندارم! (اما براي تحقيق بيشتر) اي هامان آتشي بر گل بيفروز! (و آجرهاي محكم بساز) و براي من برج بلندي ترتيب ده، تا از خداي موسي خبر گيرم هر چند من گمان ميكنم او از دروغگويان است!
وَاسْتَكْبَرَ هُوَ وَجُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنَا لَا يُرْجَعُونَ ﴿۳۹﴾
فولادوند: و او و سپاهيانش در آن سرزمين به ناحق سركشى كردند و پنداشتند كه به سوى ما بازگردانيده نمىشوند
مکارم: (سرانجام) فرعون و لشكريانش به ناحق در زمين استكبار كردند، و پنداشتند به سوي ما باز نميگردند.
فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِي الْيَمِّ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ﴿۴۰﴾
فولادوند: تا او و سپاهيانش را فرو گرفتيم و آنان را در دريا افكنديم بنگر كه فرجام كار ستمكاران چگونه بود
مکارم: ما نيز او و لشكريانش را گرفتيم و به دريا افكنديم، اكنون بنگر پايان كار ظالمان چه شد؟
وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ ﴿۴۱﴾
فولادوند: و آنان را پيشوايانى كه به سوى آتش مىخوانند گردانيديم و روز رستاخيز يارى نخواهند شد
مکارم: و ما آنها را پيشواياني كه دعوت به آتش (دوزخ) ميكنند قرار داديم، و روز رستاخيز ياري نخواهند شد.
وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ ﴿۴۲﴾
فولادوند: و در اين دنيا لعنتى بدرقه [نام] آنان كرديم و روز قيامت [نيز] ايشان از [جمله] زشترويانند
مکارم: در اين دنيا لعنت پشت سر لعنت نصيب آنها كرديم، و روز قيامت از زشت رويانند.
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ مِن بَعْدِ مَا أَهْلَكْنَا الْقُرُونَ الْأُولَى بَصَائِرَ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لَّعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿۴۳﴾
فولادوند: و به راستى پس از آنكه نسلهاى نخستين را هلاك كرديم به موسى كتاب داديم كه [دربردارنده] روشنگرىها و رهنمود و رحمتى براى مردم بود اميد كه آنان پند گيرند
مکارم: ما به موسي كتاب آسماني داديم بعد از آن كه اقوام قرون نخستين را هلاك كرديم، كتابي كه براي مردم بصيرت آفرين بود و مايه هدايت و رحمت، تا متذكر شوند.
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَى مُوسَى الْأَمْرَ وَمَا كُنتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ ﴿۴۴﴾
فولادوند: و چون امر [پيامبرى] را به موسى واگذاشتيم تو در جانب غربى [طور] نبودى و از گواهان [نيز] نبودى
مکارم: تو در جانب غربي نبودي هنگامي كه ما فرمان نبوت را به موسي داديم، و تو از شاهدان اين ماجرا نبودي (در آن هنگام كه معجزات را در اختيار موسي نهاديم).
وَلَكِنَّا أَنشَأْنَا قُرُونًا فَتَطَاوَلَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ وَمَا كُنتَ ثَاوِيًا فِي أَهْلِ مَدْيَنَ تَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَلَكِنَّا كُنَّا مُرْسِلِينَ ﴿۴۵﴾
فولادوند: ليكن ما نسلهايى پديد آورديم و عمرشان طولانى شد و تو در ميان ساكنان [شهر] م دين مقيم نبودى تا آيات ما را بر ايشان بخوانى ليكن ما بوديم كه فرستنده [پيامبران] بوديم
مکارم: ولي ما اقوامي را در اعصار مختلف خلق كرديم، اما زمانهاي طولاني بر آنها گذشت (و آثار انبياء از دلها محو شد، لذا تو را با كتاب آسمانيت فرستاديم). تو هرگز در ميان مردم مدين اقامت نداشتي تا آيات ما را به دست آوري و براي آنها (مشركان مكه) بخواني، ولي ما بوديم كه تو را فرستاديم (و اين اخبار را در اختيارت قرار داديم).
وَمَا كُنتَ بِجَانِبِ الطُّورِ إِذْ نَادَيْنَا وَلَكِن رَّحْمَةً مِّن رَّبِّكَ لِتُنذِرَ قَوْمًا مَّا أَتَاهُم مِّن نَّذِيرٍ مِّن قَبْلِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: و آندم كه [موسى را] ندا درداديم تو در جانب طور نبودى ولى [اين اطلاع تو] رحمتى است از پروردگار تو تا قومى را كه هيچ هشداردهندهاى پيش از تو برايشان نيامده است بيم دهى باشد كه آنان پندپذيرند
مکارم: تو در طرف طور نبودي زماني كه ما ندا داديم، ولي اين رحمتي از سوي پروردگار تو بود (كه اين اخبار را در اختيارت نهاد) تا به وسيله آن قومي را انذار كني كه قبل از تو هيچ انذار كنندهاي براي آنها نيامده، شايد متذكر گردند.
وَلَوْلَا أَن تُصِيبَهُم مُّصِيبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنَا لَوْلَا أَرْسَلْتَ إِلَيْنَا رَسُولًا فَنَتَّبِعَ آيَاتِكَ وَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: و اگر نبود كه وقتى به [سزاى] پيشفرست دستهايشان مصيبتى به ايشان برسد بگويند پروردگارا چرا فرستادهاى به سوى ما نفرستادى تا از احكام تو پيروى كنيم و از مؤمنان باشيم [قطعا در كيفر آنان شتاب مىكرديم]
مکارم: هرگاه ما پيش از فرستادن پيامبري آنها را به خاطر اعمالشان مجازات ميكرديم ميگفتند پروردگارا چرا رسولي براي ما نفرستادي تا آيات ترا پيروي كنيم و از مؤ منان باشيم ؟ اگر به خاطر اين امر نبود مجازات آنها به جهت اعمالشان نياز به ارسال پيامبر هم نداشت!
فَلَمَّا جَاءهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا لَوْلَا أُوتِيَ مِثْلَ مَا أُوتِيَ مُوسَى أَوَلَمْ يَكْفُرُوا بِمَا أُوتِيَ مُوسَى مِن قَبْلُ قَالُوا سِحْرَانِ تَظَاهَرَا وَقَالُوا إِنَّا بِكُلٍّ كَافِرُونَ ﴿۴۸﴾
فولادوند: پس چون حق از جانب ما برايشان آمد گفتند چرا نظير آنچه به موسى داده شد به او داده نشده است آيا به آنچه قبلا به موسى داده شد كفر نورزيدند گفتند دو ساحر با هم ساختهاند و گفتند ما همه را منكريم
مکارم: هنگامي كه حق از نزد ما براي آنها آمد گفتند چرا مثل همان چيزي كه به موسي داده شد به اين پيامبر اعطا نگرديده است ؟ مگر بهانه جوياني همانند آنها معجزاتي را كه در گذشته به موسي داده شد، انكار نكردند و گفتند اين دو (موسي و هارون) دو نفر ساحرند كه دست بدست هم دادهاند (تا ما را گمراه كنند) و ما به هر يك از آنها كافريم؟!
قُلْ فَأْتُوا بِكِتَابٍ مِّنْ عِندِ اللَّهِ هُوَ أَهْدَى مِنْهُمَا أَتَّبِعْهُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۴۹﴾
فولادوند: بگو پس اگر راست مىگوييد كتابى از جانب خدا بياوريد كه از اين دو هدايت كنندهتر باشد تا پيرويش كنم
مکارم: بگو، اگر راست ميگوئيد (كه تورات و قرآن از سوي خدا نيست) كتابي هدايت بخشتر از ايندو بياوريد تا من از آن پيروي كنم.
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُوا لَكَ فَاعْلَمْ أَنَّمَا يَتَّبِعُونَ أَهْوَاءهُمْ وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَوَاهُ بِغَيْرِ هُدًى مِّنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: پس اگر تو را اجابت نكردند بدان كه فقط هوسهاى خود را پيروى مىكنند و كيست گمراهتر از آنكه بىراهنمايى خدا از هوسش پيروى كند بىترديد خدا مردم ستمگر را راهنمايى نمىكند
مکارم: هر گاه اين پيشنهاد تو را نپذيرند، بدان آنها از هوسهاي خود پيروي ميكنند و آيا گمراهتر از آنكس كه پيروي هواي نفس خويش كرده و هيچ هدايت الهي را نپذيرفته است كسي پيدا ميشود؟ مسلما خداوند قوم ستمگر را هدايت نميكند.
وَلَقَدْ وَصَّلْنَا لَهُمُ الْقَوْلَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ ﴿۵۱﴾
فولادوند: و به راستى اين گفتار را براى آنان پى در پى و به هم پيوسته نازل ساختيم اميد كه آنان پند پذيرند
مکارم: ما آيات قرآن را يكي بعد از ديگري براي آنها آورديم شايد متذكر شوند.
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ مِن قَبْلِهِ هُم بِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: كسانى كه قبل از آن كتاب [آسمانى] به ايشان دادهايم آنان به [قرآن] مىگروند
مکارم: كساني كه قبلا كتاب آسماني به آنها دادهايم به آن (قرآن) ايمان ميآورند.
وَإِذَا يُتْلَى عَلَيْهِمْ قَالُوا آمَنَّا بِهِ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّنَا إِنَّا كُنَّا مِن قَبْلِهِ مُسْلِمِينَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: و چون بر ايشان فرو خوانده مىشود مىگويند بدان ايمان آورديم كه آن درست است [و] از طرف پروردگار ماست ما پيش از آن [هم] از تسليمشوندگان بوديم
مکارم: و هنگامي كه بر آنها خوانده ميشود ميگويند: به آن ايمان آورديم، اينها همه حق است، و از سوي پروردگار ماست، ما قبل از اين هم مسلمان بوديم.
أُوْلَئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُم مَّرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا وَيَدْرَؤُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۵۴﴾
فولادوند: آنانند كه به [پاس] آنكه صبر كردند و [براى آنكه] بدى را با نيكى دفع مىنمايند و از آنچه روزىشان دادهايم انفاق مىكنند دو بار پاداش خواهند يافت
مکارم: آنها كساني هستند كه اجر و پاداششان را به خاطر شكيبائيشان دو بار دريافت ميدارند آنها به وسيله نيكيها بديها را دفع ميكنند، و از آنچه به آنان روزي دادهايم انفاق مينمايند.
وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ وَقَالُوا لَنَا أَعْمَالُنَا وَلَكُمْ أَعْمَالُكُمْ سَلَامٌ عَلَيْكُمْ لَا نَبْتَغِي الْجَاهِلِينَ ﴿۵۵﴾
فولادوند: و چون لغوى بشنوند از آن روى برمىتابند و مىگويند كردارهاى ما از آن ما و كردارهاى شما از آن شماستسلام بر شما جوياى [مصاحبت] نادانان نيستيم
مکارم: و هر گاه سخن لغو و بيهوده بشنوند، از آن روي ميگردانند و ميگويند: اعمال ما از آنِ ماست، و اعمال شما از آنِ خودتان، سلام بر شما (سلام و داع)؛ ما خواهان جاهلان نيستيم!
إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يَشَاءُ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿۵۶﴾
فولادوند: در حقيقت تو هر كه را دوست دارى نمىتوانى راهنمايى كنى ليكن خداست كه هر كه را بخواهد راهنمايى مىكند و او به راهيافتگان داناتر است
مکارم: تو نميتواني كسي را كه دوست داري هدايت كني، ولي خداوند هر كس را بخواهد هدايت ميكند، و او از هدايت يافتگان آگاهتر است.
وَقَالُوا إِن نَّتَّبِعِ الْهُدَى مَعَكَ نُتَخَطَّفْ مِنْ أَرْضِنَا أَوَلَمْ نُمَكِّن لَّهُمْ حَرَمًا آمِنًا يُجْبَى إِلَيْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَيْءٍ رِزْقًا مِن لَّدُنَّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۵۷﴾
فولادوند: و گفتند اگر با تو از [نور] هدايت پيروى كنيم از سرزمين خود ربوده خواهيم شد آيا آنان را در حرمى امن جاى نداديم كه محصولات هر چيزى كه رزقى از جانب ماست به سوى آن سرازير مىشود ولى بيشترشان نمىدانند
مکارم: آنها گفتند: ما اگر هدايت را همراه تو پذيرا شويم ما را از سرزمينمان ميربايند! آيا ما حرم امني در اختيار آنها قرار نداديم كه ثمرات هر چيزي (از هر شهر و دياري) به سوي آن آورده ميشود، ولي اكثر آنها نميدانند!
وَكَمْ أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ بَطِرَتْ مَعِيشَتَهَا فَتِلْكَ مَسَاكِنُهُمْ لَمْ تُسْكَن مِّن بَعْدِهِمْ إِلَّا قَلِيلًا وَكُنَّا نَحْنُ الْوَارِثِينَ ﴿۵۸﴾
فولادوند: و چه بسيار شهرها كه هلاكش كرديم [زيرا] زندگى خوش آنها را سرمست كرده بود اين ستسراهايشان كه پس از آنان جز براى عده كمى مورد سكونت قرار نگرفته و ماييم كه وارث آنان بوديم
مکارم: بسياري از شهرها و آباديهائي كه بر اثر فزوني نعمت مست و مغرور شده بود هلاك كرديم. اين خانههاي آنهاست (كه ويران شده) و بعد از آنها جز اندكي كسي در آن سكونت نكرد، و ما وارث آنان بوديم.
وَمَا كَانَ رَبُّكَ مُهْلِكَ الْقُرَى حَتَّى يَبْعَثَ فِي أُمِّهَا رَسُولًا يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا وَمَا كُنَّا مُهْلِكِي الْقُرَى إِلَّا وَأَهْلُهَا ظَالِمُونَ ﴿۵۹﴾
فولادوند: و پروردگار تو [هرگز] ويرانگر شهرها نبوده است تا [پيشتر] در مركز آنها پيامبرى برانگيزد كه آيات ما را بر ايشان بخواند و ما شهرها را تا مردمشان ستمگر نباشند ويرانكننده نبودهايم
مکارم: پروردگار تو هرگز شهرها و آباديها را هلاك نميكرد تا اينكه در كانون آنها پيامبري مبعوث كند كه آيات ما را بر آنان بخواند، و ما هرگز آباديهائي را هلاك نكرديم مگر آنكه اهلش ظالم بودند.
وَمَا أُوتِيتُم مِّن شَيْءٍ فَمَتَاعُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَزِينَتُهَا وَمَا عِندَ اللَّهِ خَيْرٌ وَأَبْقَى أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۶۰﴾
فولادوند: و هر آنچه به شما داده شده است كالاى زندگى دنيا و زيور آن است و[لى] آنچه پيش خداست بهتر و پايدارتر است مگر نمىانديشيد
مکارم: آنچه به شما داده شده متاع زندگي دنيا و زينت آن است و آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است، آيا انديشه نميكنيد؟
أَفَمَن وَعَدْنَاهُ وَعْدًا حَسَنًا فَهُوَ لَاقِيهِ كَمَن مَّتَّعْنَاهُ مَتَاعَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا ثُمَّ هُوَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ﴿۶۱﴾
فولادوند: آيا كسى كه وعده نيكو به او دادهايم و او به آن خواهد رسيد مانند كسى است كه از كالاى زندگى دنيا بهرهمندش گردانيدهايم [ولى] او روز قيامت از [جمله] احضارشدگان [در آتش] است
مکارم: آيا كسي كه به او وعده نيك دادهايم و به آن خواهد رسيد، همانند كسي است كه متاع زندگي دنيا به او دادهايم، سپس روز قيامت (براي حساب و جزا) احضار ميشود.
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۶۲﴾
فولادوند: و [به ياد آور] روزى را كه آنان را ندا مىدهد و مىفرمايد آن شريكان من كه مىپنداشتيد كجايند
مکارم: روزي را به خاطر بياوريد كه خداوند آنها را ندا ميدهد، و ميگويد: كجا هستند شريكاني كه براي من ميپنداشتيد؟!
قَالَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ رَبَّنَا هَؤُلَاء الَّذِينَ أَغْوَيْنَا أَغْوَيْنَاهُمْ كَمَا غَوَيْنَا تَبَرَّأْنَا إِلَيْكَ مَا كَانُوا إِيَّانَا يَعْبُدُونَ ﴿۶۳﴾
فولادوند: آنان كه حكم [عذاب] بر ايشان واجب آمده مىگويند پروردگارا اينانند كسانى كه گمراه كرديم گمراهشان كرديم همچنانكه خود گمراه شديم [از آنان] به سوى تو بيزارى مىجوييم ما را نمىپرستيدند [بلكه پندار خود را دنبال مىكردند]
مکارم: گروهي (از معبودان) كه فرمان عذاب درباره آنها مسلم شده ميگويند: پروردگارا ما اين (عابدان) را گمراه كرديم (آري) ما آنها را گمراه كرديم همانگونه كه خود گمراه شديم، ما از آنها بيزاري ميجوئيم، آنها در حقيقت ما را نميپرستيدند (بلكه هواي نفس خويش را پرستش ميكردند).
وَقِيلَ ادْعُوا شُرَكَاءكُمْ فَدَعَوْهُمْ فَلَمْ يَسْتَجِيبُوا لَهُمْ وَرَأَوُا الْعَذَابَ لَوْ أَنَّهُمْ كَانُوا يَهْتَدُونَ ﴿۶۴﴾
فولادوند: و [به آنان] گفته مىشود شريكان خود را فرا خوانيد [پس آنها را مىخوانند] ولى پاسخشان نمىدهند و عذاب را مىبينند [و آرزو مىكنند كه] اى كاش هدايتيافته بودند
مکارم: به آنها (عابدان) گفته ميشود شما معبودهايتان را كه شريك خدا ميپنداشتيد بخوانيد (تا شما را ياري كند) آنها معبودهايشان را ميخوانند، ولي جوابي به آنها نميدهند. در اين هنگام عذاب الهي را (با چشم خود) ميبينند، و آرزو ميكنند اي كاش هدايت يافته بودند.
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ مَاذَا أَجَبْتُمُ الْمُرْسَلِينَ ﴿۶۵﴾
فولادوند: و روزى را كه [خدا] آنان را ندا درمىدهد و مىفرمايد فرستادگان [ما] را چه پاسخ داديد
مکارم: به خاطر بياوريد روزي را كه خداوند آنها را ندا ميدهد و ميگويد: به پيامبران چه پاسخي گفتيد؟
فَعَمِيَتْ عَلَيْهِمُ الْأَنبَاء يَوْمَئِذٍ فَهُمْ لَا يَتَسَاءلُونَ ﴿۶۶﴾
فولادوند: پس در آن روز اخبار بر ايشان پوشيده گردد و از يكديگر نمىتوانند بپرسند
مکارم: در اين هنگام همه اخبار بر آنها پوشيده ميماند (حتي نميتوانند) از يكديگر سؤ الي كنند!
فَأَمَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَعَسَى أَن يَكُونَ مِنَ الْمُفْلِحِينَ ﴿۶۷﴾
فولادوند: و اما كسى كه توبه كند و ايمان آورد و به كار شايسته پردازد اميد كه از رستگاران باشد
مکارم: اما كسي كه توبه كند و ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد اميد است از رستگارا باشد.
وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۶۸﴾
فولادوند: و پروردگار تو هر چه را بخواهد مىآفريند و برمىگزيند و آنان اختيارى ندارند منزه استخدا و از آنچه [با او] شريك مىگردانند برتر است
مکارم: و پروردگار تو هر چه را بخواهد ميآفريند، و هر چه را بخواهد برمي گزيند. آنها (در برابر او) اختياري ندارند، منزه است خداوند و برتر است از شريك هائي كه براي او قائل ميشوند.
وَرَبُّكَ يَعْلَمُ مَا تُكِنُّ صُدُورُهُمْ وَمَا يُعْلِنُونَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: و آنچه را سينههايشان پوشيده يا آشكار مىدارد پروردگارت مىداند
مکارم: پروردگار تو ميداند آنچه را كه سينههاشان پنهان ميدارد و آنچه را كه آشكار ميكند.
وَهُوَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولَى وَالْآخِرَةِ وَلَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۷۰﴾
فولادوند: و اوستخدا[يى كه] جز او معبودى نيست در اين [سراى] نخستين و در آخرت ستايش از آن اوست و فرمان او راست و به سوى او بازگردانيده مىشويد
مکارم: او خدائي است كه معبودي جز او نيست، ستايش براي اوست. در اين جهان و در جهان ديگر، حاكميت (نيز) از آن اوست، و همه شما به سوي او باز ميگرديد.
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِضِيَاء أَفَلَا تَسْمَعُونَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: بگو هان چه مىپنداريد اگر خدا تا روز رستاخيز شب را بر شما جاويد بدارد جز خداوند كدامين معبود براى شما روشنى مىآورد آيا نمىشنويد
مکارم: بگو: به من خبر دهيد اگر خداوند شب را براي شما تا روز قيامت جاودان قرار دهد آيا معبودي جز خدا ميتواند روشنائي براي شما بياورد؟ آيا نميشنويد؟!
قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِن جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُم بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ ﴿۷۲﴾
فولادوند: بگو هان چه مىپنداريد اگر خدا تا روز قيامت روز را بر شما جاويد بدارد جز خداوند كدامين معبود براى شما شبى مىآورد كه در آن آرام گيريد آيا نمىبينيد
مکارم: بگو: به من خبر دهيد هر گاه خداوند روز را تا قيامت بر شما جاودان كند، كدام معبود غير از الله است كه شبي براي شما بياورد تا در آن آرامش يابيد؟ آيا نميبينيد؟!
وَمِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۷۳﴾
فولادوند: و از رحمتش برايتان شب و روز را قرار داد تا در اين [يك] بياراميد و [در آن يك] از فزونبخشى او [روزى خود] بجوييد باشد كه سپاس بداريد
مکارم: از رحمت اوست كه براي شما شب و روز قرار داد، تا هم در آن آرامش داشته باشيد و هم براي بهره گيري از فضل خدا تلاش كنيد، شايد شكر نعمت او را بجا آوريد.
وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ ﴿۷۴﴾
فولادوند: و [ياد كن] روزى را كه ندايشان مىكند و مىفرمايد آن شريكان كه مىپنداشتيد كجايند
مکارم: به خاطر بياوريد روزي را كه آنها را ندا ميدهد و ميگويد كجايند شريكاني كه براي من ميپنداشتيد؟
وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ ﴿۷۵﴾
فولادوند: و از ميان هر امتى گواهى بيرون مىكشيم و مىگوييم برهان خود را بياوريد پس بدانند كه حق از آن خداست و آنچه برمىبافتند از دستشان مىرود
مکارم: (در آن روز) از هر امتي گواهي برمي گزينيم و (به مشركان گمراه) ميگوئيم دليل خود را بياوريد، اما آنها ميدانند كه حق براي خداست و تمام آنچه را افترا ميبستند از (نظر) آنها گم خواهد شد!
إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ ﴿۷۶﴾
فولادوند: قارون از قوم موسى بود و بر آنان ستم كرد و از گنجينهها آن قدر به او داده بوديم كه كليدهاى آنها بر گروه نيرومندى سنگين مىآمد آنگاه كه قوم وى بدو گفتند شادى مكن كه خدا شادىكنندگان را دوست نمىدارد
مکارم: قارون از قوم موسي بود اما بر آنها ستم كرد، ما آنقدر از گنجها به او داده بوديم كه حمل صندوقهاي آن براي يك گروه زورمند مشكل بود، به خاطر بياور هنگامي را كه قومش به او گفتند: اين همه شادي مغرورانه مكن كه خداوند شادي كنندگان مغرور را دوست نميدارد.
وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ ﴿۷۷﴾
فولادوند: و با آنچه خدايت داده سراى آخرت را بجوى و سهم خود را از دنيا فراموش مكن و همچنانكه خدا به تو نيكى كرده نيكى كن و در زمين فساد مجوى كه خدا فسادگران را دوست نمىدارد
مکارم: و در آنچه خدا به تو داده سراي آخرت را جستجو كن، بهرهات را از دنيا منما، و همانگونه كه خدا به تو نيكي كرده است نيكي كن و هرگز فساد در زمين منما كه خدا مفسدان را دوست ندارد.
قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ ﴿۷۸﴾
فولادوند: [قارون] گفت من اينها را در نتيجه دانش خود يافتهام آيا وى ندانست كه خدا نسلهايى را پيش از او نابود كرد كه از او نيرومندتر و مالاندوزتر بودند و[لى اين گونه] مجرمان را [نيازى] به پرسيده شدن از گناهانشان نيست
مکارم: (قارون) گفت: اين ثروت را به وسيله دانشي كه نزد من است به دست آوردهام، آيا او نميدانست خداوند اقوامي را قبل از او هلاك كرد كه از او نيرومندتر و ثروتمندتر بودند؟! (و هنگامي كه عذاب الهي فرا رسد) مجرمان از گناهانشان سؤ ال نميشوند (و مجالي براي عذرخواهي آنان نيست).
فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ ﴿۷۹﴾
فولادوند: پس [قارون] با كوكبه خود بر قومش نمايان شد كسانى كه خواستار زندگى دنيا بودند گفتند اى كاش مثل آنچه به قارون داده شده به ما [هم] داده مىشد واقعا او بهره بزرگى [از ثروت] دارد
مکارم: (قارون) با تمام زينت خود در برابر قومش ظاهر شد، آنها كه طالب حيات دنيا بودند گفتند: اي كاش همانند آنچه به قارون داده شده است ما نيز داشتيم! به راستي كه او بهره عظيمي دارد!
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ ﴿۸۰﴾
فولادوند: و كسانى كه دانش [واقعى] يافته بودند گفتند واى بر شما براى كسى كه گرويده و كار شايسته كرده پاداش خدا بهتر است و جز شكيبايان آن را نيابند
مکارم: كساني كه علم و دانش به آنها داده شده بود گفتند واي بر شما! ثواب الهي بهتر است براي كساني كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام ميدهند، اما جز صابران آنرا دريافت نميكنند.
فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِينَ ﴿۸۱﴾
فولادوند: آنگاه [قارون] را با خانهاش در زمين فرو برديم و گروهى نداشت كه در برابر [عذاب] خدا او را يارى كنند و [خود نيز] نتوانست از خود دفاع كند
مکارم: سپس ما، او و خانهاش را در زمين فرو برديم، و گروهي نداشت كه او را در برابر عذاب الهي ياري كنند، و خود نيز نميتوانست خويشتن را ياري دهد.
وَأَصْبَحَ الَّذِينَ تَمَنَّوْا مَكَانَهُ بِالْأَمْسِ يَقُولُونَ وَيْكَأَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ وَيَقْدِرُ لَوْلَا أَن مَّنَّ اللَّهُ عَلَيْنَا لَخَسَفَ بِنَا وَيْكَأَنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ ﴿۸۲﴾
فولادوند: و همان كسانى كه ديروز آرزو داشتند به جاى او باشند صبح مىگفتند واى مثل اينكه خدا روزى را براى هر كس از بندگانش كه بخواهد گشاده يا تنگ مىگرداند و اگر خدا بر ما منت ننهاده بود ما را [هم] به زمين فرو برده بود واى گويى كه كافران رستگار نمىگردند
مکارم: آنها كه ديروز آرزو ميكردند بجاي او باشند (هنگامي كه اين صحنه را ديدند) گفتند: واي بر ما گوئي خدا روزي را بر هر كس از بندگانش بخواهد گسترش ميدهد، يا تنگ ميگيرد، اگر خدا بر ما منت ننهاده بود ما را نيز به قعر زمين فرو ميبرد! اي واي گوئي كافران هرگز رستگار نميشوند!
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿۸۳﴾
فولادوند: آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند و فرجام [خوش] از آن پرهيزگاران است
مکارم: (آري) اين سراي آخرت را تنها براي كساني قرار ميدهيم كه اراده برتريجوئي در زمين و فساد را ندارند، و عاقبت نيك براي پرهيزكاران است.
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَيْرٌ مِّنْهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلَا يُجْزَى الَّذِينَ عَمِلُوا السَّيِّئَاتِ إِلَّا مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۸۴﴾
فولادوند: هر كس نيكى به ميان آورد براى او [پاداشى] بهتر از آن خواهد بود و هر كس بدى به ميان آورد كسانى كه كارهاى بد كردهاند جز سزاى آنچه كردهاند نخواهند يافت
مکارم: كسي كه كار نيكي انجام دهد براي او پاداشي بهتر از آن است و به كساني كه كار بدي انجام دهند مجازاتي جز اعمالشان داده نميشود.
إِنَّ الَّذِي فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّكَ إِلَى مَعَادٍ قُل رَّبِّي أَعْلَمُ مَن جَاء بِالْهُدَى وَمَنْ هُوَ فِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿۸۵﴾
فولادوند: در حقيقت همان كسى كه اين قرآن را بر تو فرض كرد يقينا تو را به سوى وعدهگاه بازمىگرداند بگو پروردگارم بهتر مىداند چه كس هدايت آورده و چه كس در گمراهى آشكارى است
مکارم: آن كس كه قرآن را بر تو فرض كرد تو را به جايگاهت (زادگاهت) بازمي گرداند بگو پروردگار من از همه بهتر ميداند چه كسي (برنامه) هدايت آورده، و چه كسي در ضلال مبين است ؟
وَمَا كُنتَ تَرْجُو أَن يُلْقَى إِلَيْكَ الْكِتَابُ إِلَّا رَحْمَةً مِّن رَّبِّكَ فَلَا تَكُونَنَّ ظَهِيرًا لِّلْكَافِرِينَ ﴿۸۶﴾
فولادوند: و تو اميدوار نبودى كه بر تو كتاب القا شود بلكه اين رحمتى از پروردگار تو بود پس تو هرگز پشتيبان كافران مباش
مکارم: تو هرگز اميد نداشتي كه اين كتاب آسماني به تو القا گردد، ولي رحمت پروردگارت چنين ايجاب كرد، اكنون كه چنين است هرگز از كافران پشتيبان مكن.
وَلَا يَصُدُّنَّكَ عَنْ آيَاتِ اللَّهِ بَعْدَ إِذْ أُنزِلَتْ إِلَيْكَ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ وَلَا تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿۸۷﴾
فولادوند: و البته نبايد تو را از آيات خدا بعد از آنكه بر تو نازل شده است باز دارند و به سوى پروردگارت دعوت كن و زنهار از مشركان مباش
مکارم: هرگز تو را از آيات خداوند بعد از آنكه بر تو نازل شد باز ندارند، به سوي پروردگارت دعوت كن، و از مشركان مباش.
وَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۸۸﴾
فولادوند: و با خدا معبودى ديگر مخوان خدايى جز او نيست جز ذات او همه چيز نابودشونده است فرمان از آن اوست و به سوى او بازگردانيده مىشويد
مکارم: و معبود ديگري را با خدا مخوان كه هيچ معبودي جز او نيست، همه چيز جز ذات پاك او فاني ميشود، حاكميت از آن اوست و همه به سوي او بازمي گرديد.
۲۶: الشعراء
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
طسم ﴿۱﴾
فولادوند: طا سين ميم
مکارم: طسم
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۲﴾
فولادوند: اين است آيههاى كتاب روشنگر
مکارم: اين آيات كتاب مبين است.
لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿۳﴾
فولادوند: شايد تو از اينكه [مشركان] ايمان نمىآورند جان خود را تباه سازى
مکارم: گوئي ميخواهي جان خود را از شدت اندوه از دست دهي بخاطر اينكه آنها ايمان نميآورند.
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ ﴿۴﴾
فولادوند: اگر بخواهيم معجزهاى از آسمان بر آنان فرود مىآوريم تا در برابر آن گردنهايشان خاضع گردد
مکارم: اگر ما اراده كنيم از آسمان بر آنها آيهاي نازل ميكنيم كه گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد!
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ ﴿۵﴾
فولادوند: و هيچ تذكر جديدى از سوى [خداى] رحمان برايشان نيامد جز اينكه همواره از آن روى برمىتافتند
مکارم: و هر ذكر تازهاي از سوي خداوند رحمان براي آنها بيايد از آن اعراض ميكنند.
فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿۶﴾
فولادوند: [آنان] در حقيقت به تكذيب پرداختند و به زودى خبر آنچه كه بدان ريشخند مى كردند بديشان خواهد رسيد
مکارم: آنها تكذيب كردند، اما به زودي اخبار آنچه را به استهزاء ميگرفتند به آنان ميرسد (و از مجازاتش با خبر خواهند شد).
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿۷﴾
فولادوند: مگر در زمين ننگريستهاند كه چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زيبا رويانيدهايم
مکارم: آيا آنها به زمين نگاه نكردند، چه اندازه در آن از انواع گياهان آفريديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۸﴾
فولادوند: قطعا در اين [هنرنمايى] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نيستند
مکارم: در اين نشانه روشني است (بر وجود خدا) ولي اكثر آنها هرگز نبودهاند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۹﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: پروردگار تو عزيز و رحيم است.
وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۱۰﴾
فولادوند: و [ياد كن] هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا درداد كه به سوى قوم ستمكار برو
مکارم: به خاطر بياور هنگامي كه پروردگارت موسي را ندا داد كه به سراغ آن قوم ستمگر برو.
قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا يَتَّقُونَ ﴿۱۱﴾
فولادوند: قوم فرعون آيا پروا ندارند
مکارم: قوم فرعون، آيا آنها (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهيز نميكنند؟!
قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿۱۲﴾
فولادوند: گفت پروردگارا مىترسم مرا تكذيب كنند
مکارم: (موسي) عرض كرد پروردگارا من از آن بيم دارم كه مرا تكذيب كنند.
وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: و سينهام تنگ مىگردد و زبانم باز نمىشود پس به سوى هارون بفرست
مکارم: و سينهام تنگ ميشود، و زبانم به قدر كافي گويا نيست (به برادرم) هارون نيز رسالت ده (تا مرا ياري كند).
وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿۱۴﴾
فولادوند: و [از طرفى] آنان بر [گردن] من خونى دارند و مىترسم مرا بكشند
مکارم: و آنها (به اعتقاد خودشان) بر من گناهي دارند ميترسم مرا به قتل برسانند (و اين رسالت به پايان نرسد).
قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ﴿۱۵﴾
فولادوند: فرمود نه چنين نيست نشانههاى ما را [براى آنان] بب ريد كه ما با شما شنوندهايم
مکارم: فرمود چنين نيست (آنها كاري نميتوانند انجام دهند) شما هر دو با آيات ما (براي هدايت آنان) برويد ما با شما هستيم و (سخنانتان را) ميشنويم.
فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۶﴾
فولادوند: پس به سوى فرعون برويد و بگوييد ما پيامبر پروردگار جهانيانيم
مکارم: به سراغ فرعون برويد و بگوئيد ما فرستاده پروردگار جهانيان هستيم.
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: فرزندان اسرائيل را با ما بفرست
مکارم: بني اسرائيل را با ما بفرست.
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ﴿۱۸﴾
فولادوند: [فرعون] گفت آيا تو را از كودكى در ميان خود نپرورديم و ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى
مکارم: (فرعون) گفت: آيا ما تو را در كودكي در ميان خود پرورش نداديم ؟ و سالهائي از عمرت را در ميان ما نبودي ؟
وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: و [سرانجام] كار خود را كردى و تو از ناسپاسانى
مکارم: و (سرانجام) آن كارت را (كه نميبايست انجام دهي) انجام دادي (و يك نفر از ما را كشتي) و تو از كافران بودي!
قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ﴿۲۰﴾
فولادوند: گفت آن را هنگامى مرتكب شدم كه از گمراهان بودم
مکارم: (موسي) گفت: من آن كار را انجام دادم در حالي كه از بيخبران بودم.
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۲۱﴾
فولادوند: و چون از شما ترسيدم از شما گريختم تا پروردگارم به من دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد
مکارم: و به دنبال آن هنگامي كه از شما ترسيدم فرار كردم و پروردگار من به من دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد.
وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۲۲﴾
فولادوند: و [آيا] اينكه فرزندان اسرائيل را بنده [خود] ساختهاى نعمتى است كه منتش را بر من مىنهى
مکارم: آيا اين منتي است كه تو بر من ميگذاري كه بني اسرائيل را برده خود ساختهاي؟!
قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۲۳﴾
فولادوند: فرعون گفت و پروردگار جهانيان چيست
مکارم: فرعون گفت پروردگار عالميان چيست؟!
قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿۲۴﴾
فولادوند: گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو استاگر اهل يقين باشيد
مکارم: (موسي) گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان اين دو است، اگر اهل يقين هستيد.
قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿۲۵﴾
فولادوند: [فرعون] به كسانى كه پيرامونش بودند گفت آيا نمىشنويد
مکارم: (فرعون) به اطرافيانش گفت، آيا نميشنويد اين مرد چه ميگويد؟
قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿۲۶﴾
فولادوند: [موسى دوباره] گفت پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما
مکارم: (موسي) گفت پروردگار شما و پروردگار نياكان شما.
قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿۲۷﴾
فولادوند: [فرعون] گفت واقعا اين پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده سخت ديوانه است
مکارم: (فرعون) گفت پيامبري كه به سوي شما فرستاده شده ديوانه است.
قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲۸﴾
فولادوند: [موسى] گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه ميان آن دو استاگر تعقل كنيد
مکارم: (موسي) گفت او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در ميان اين دو است ميباشد اگر شما عقل و انديشه خود را به كار ميگرفتيد.
قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: [فرعون] گفت اگر خدايى غير از من اختيار كنى قطعا تو را از [جمله] زندانيان خواهم ساخت
مکارم: فرعون خشمگين شد و گفت: اگر معبودي غير از من برگزيني تو را از زندانيان قرار خواهم داد.
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ﴿۳۰﴾
فولادوند: گفت گر چه براى تو چيزى آشكار بياورم
مکارم: (موسي) گفت: حتي اگر نشانه آشكاري براي رسالتم براي تو بياورم ؟
قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: گفت اگر راست مىگويى آن را بياور
مکارم: گفت: اگر راست ميگوئي آنرا بياور!
فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ﴿۳۲﴾
فولادوند: پس عصاى خود بيفكند و بناگاه آن اژدرى نمايان شد
مکارم: در اين هنگام موسي عصاي خود را افكند و مار عظيم و آشكاري شد.
وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ ﴿۳۳﴾
فولادوند: و دستش را بيرون كشيد و بناگاه آن براى تماشاگران سپيد مىنمود
مکارم: و دست خود را در گريبان فرو برد و بيرون آورد در برابر بينندگان سفيد و روشن بود.
قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ ﴿۳۴﴾
فولادوند: [فرعون] به سرانى كه پيرامونش بودند گفت واقعا اين ساحرى بسيار داناست
مکارم: (فرعون) به گروهي كه اطراف او بودند گفت: اين ساحر آگاه و ماهري است!
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿۳۵﴾
فولادوند: مىخواهد با سحر خود شما را از سرزمينتان بيرون كند اكنون چه راى مىدهيد
مکارم: او ميخواهد شما را از سرزمينتان با سحرش بيرون كند شما چه نظر ميدهيد؟
قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿۳۶﴾
فولادوند: گفتند او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست
مکارم: گفتند: او و برادرش را مهلت ده و به تمام شهرها ماموران براي بسيج اعزام كن.
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ ﴿۳۷﴾
فولادوند: تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بياورند
مکارم: تا هر ساحر ماهري را نزد تو آورند.
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۳۸﴾
فولادوند: پس ساحران براى موعد روزى معلوم گردآورى شدند
مکارم: سرانجام ساحران براي وعده گاه روز معيني جمع آوري شدند.
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ﴿۳۹﴾
فولادوند: و به توده مردم گفته شد آيا شما هم جمع خواهيد شد
مکارم: و به مردم گفته شد آيا شما نيز (در اين صحنه) اجتماع ميكنيد.
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ﴿۴۰﴾
فولادوند: بدين اميد كه اگر ساحران غالب شدند از آنان پيروى كنيم
مکارم: تا اگر ساحران پيروز شوند ما از آنان پيروي كنيم.
فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ﴿۴۱﴾
فولادوند: و چون ساحران پيش فرعون آمدند گفتند آيا اگر ما غالب آييم واقعا براى ما مزدى خواهد بود
مکارم: هنگامي كه ساحران آمدند، به فرعون گفتند: آيا اگر پيروز شويم پاداش مهمي خواهيم داشت ؟
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿۴۲﴾
فولادوند: گفت آرى و در آن صورت شما حتما از [زمره] مقربان خواهيد شد
مکارم: گفت آري، و شما در اين صورت از مقربان خواهيد بود!
قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿۴۳﴾
فولادوند: موسى به آنان گفت آنچه را شما مىاندازيد بيندازيد
مکارم: (روز موعود فرا رسيد و همگي جمع شدند، موسي رو به ساحران كرد و) گفت: آنچه را ميخواهيد بيفكنيد، بيفكنيد!
فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ ﴿۴۴﴾
فولادوند: پس ريسمانها و چوبدستىهايشان را انداختند و گفتند به عزت فرعون كه ما حتما پيروزيم
مکارم: آنها طنابها و عصاهاي خود را افكندند و گفتند به عزت فرعون، قطعا پيروزيم!
فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿۴۵﴾
فولادوند: پس موسى عصايش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعيد
مکارم: سپس موسي عصايش را افكند، ناگهان تمام وسايل دروغين آنها را بلعيد!
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: در نتيجه ساحران به حالتسجده درافتادند
مکارم: ساحران همگي فورا به سجده افتادند.
قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم
مکارم: گفتند ما به پروردگار عالميان ايمان آورديم.
رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۴۸﴾
فولادوند: پروردگار موسى و هارون
مکارم: پروردگار موسي و هارون.
قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۴۹﴾
فولادوند: گفت [آيا] پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد قطعا او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است به زودى خواهيد دانستحتما دستها و پاهاى شما را از چپ و راستخواهم بريد و همهتان را به دار خواهم آويخت
مکارم: (فرعون) گفت: آيا به او ايمان آورديد پيش از آن كه به شما اجازه دهم؟! مسلما او بزرگ و استاد شما است كه به شما سحر آموخته، اما به زودي خواهيد دانست كه دستها و پاهاي شما را به طور مختلف قطع ميكنم، و همه شما را به دار ميآويزم.
قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: گفتند باكى نيست ما روى به سوى پروردگار خود مىآوريم
مکارم: گفتند: مهم نيست (هر كار از دستت ساخته است بكن) ما به سوي پروردگارمان باز ميگرديم.
إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۵۱﴾
فولادوند: ما اميدواريم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشايد [چرا] كه نخستين ايمانآورندگان بوديم
مکارم: ما اميدواريم پروردگارمان خطاهاي ما را به بخشد، كه ما نخستين ايمان آورندگان بوديم.
وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: و به موسى وحى كرديم كه بندگان مرا شبانه حركت ده زيرا شما مورد تعقيب قرار خواهيد گرفت
مکارم: ما به موسي وحي فرستاديم كه بندگان مرا شبانه از مصر كوچ ده، و آنها شما را تعقيب خواهند كرد.
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: پس فرعون ماموران جمعآورى [خود را] به شهرها فرستاد
مکارم: فرعون (از اين ماجرا آگاه شد و) ماموران به شهرها فرستاد تا نيرو جمع كند.
إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ﴿۵۴﴾
فولادوند: [و گفت] اينها عدهاى ناچيزند
مکارم: (و گفت) اينها گروهي اندكند.
وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ﴿۵۵﴾
فولادوند: و راستى آنها ما را بر سر خشم آوردهاند
مکارم: و اينها ما را به خشم آوردهاند.
وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ ﴿۵۶﴾
فولادوند: و[لى] ما همگى به حال آمادهباش درآمدهايم
مکارم: و ما همگي آماده پيكاريم.
فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۵۷﴾
فولادوند: سرانجام ما آنان را از باغستانها و چشمهسارها
مکارم: ولي ما آنها (فرعونيان) را از باغها و چشمهها بيرون كرديم.
وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ ﴿۵۸﴾
فولادوند: و گنجينهها و جايگاههاى پر ناز و نعمت بيرون كرديم
مکارم: از گنجها و قصرهاي مجلل!
كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۵۹﴾
فولادوند: [اراده ما] چنين بود و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائيل ميراث داديم
مکارم: آري، اين چنين كرديم و بني اسرائيل را وارث آنها ساختيم.
فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ﴿۶۰﴾
فولادوند: پس هنگام برآمدن آفتاب آنها را تعقيب كردند
مکارم: آنها (فرعونيان) به تعقيب بني اسرائيل پرداختند و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسيدند.
فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ﴿۶۱﴾
فولادوند: چون دو گروه همديگر را ديدند ياران موسى گفتند ما قطعا گرفتار خواهيم شد
مکارم: هنگامي كه هر دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسي گفتند: ما در چنگال فرعونيان گرفتار شديم.
قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿۶۲﴾
فولادوند: گفت چنين نيست زيرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد
مکارم: (موسي) گفت: چنين نيست، پروردگار من با من است، به زودي مرا هدايت خواهد كرد.
فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ﴿۶۳﴾
فولادوند: پس به موسى وحى كرديم با عصاى خود بر اين دريا بزن تا از هم شكافت و هر پارهاى همچون كوهى سترگ بود
مکارم: و به دنبال آن به موسي وحي كرديم عصايت را به دريا زن، دريا از هم شكافته شد، و هر بخشي همچون كوه عظيمي بود!
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ ﴿۶۴﴾
فولادوند: و ديگران را بدانجا نزديك گردانيديم
مکارم: و در آنجا ديگران را نيز به دريا نزديك ساختيم.
وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ ﴿۶۵﴾
فولادوند: و موسى و همه كسانى را كه همراه او بودند نجات داديم
مکارم: موسي و تمام كساني را كه با او بودند نجات داديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿۶۶﴾
فولادوند: آنگاه ديگران را غرق كرديم
مکارم: سپس ديگران را غرق كرديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۶۷﴾
فولادوند: مسلما در اين [واقعه] عبرتى بود و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: در اين جريان نشانه روشني است (براي آنها كه حق طلبند) ولي اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۶۸﴾
فولادوند: و قطعا پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: و بر آنان گزارش ابراهيم را بخوان
مکارم: و بر آنها خبر ابراهيم را بخوان.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ ﴿۷۰﴾
فولادوند: آنگاه كه به پدر خود و قومش گفت چه مىپرستيد
مکارم: هنگامي كه به پدرش و قومش گفت: چه چيز را پرستش ميكنيد؟
قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: گفتند بتانى را مىپرستيم و همواره ملازم آنهاييم
مکارم: گفتند: بتهائي را ميپرستيم و همه روز ملازم عبادت آنانيم.
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ﴿۷۲﴾
فولادوند: گفت آيا وقتى دعا مىكنيد از شما مىشنوند
مکارم: گفت: آيا هنگامي كه آنانرا ميخوانيد صداي شما را ميشنوند؟
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ﴿۷۳﴾
فولادوند: يا به شما سود يا زيان مىرسانند
مکارم: يا سودي به شما ميرسانند، يا زياني؟!
قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ ﴿۷۴﴾
فولادوند: گفتند نه بلكه پدران خود را يافتيم كه چنين مىكردند
مکارم: گفتند: فقط ما نياكان خود را يافتيم كه چنين ميكنند.
قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿۷۵﴾
فولادوند: گفت آيا در آنچه مىپرستيدهايد تامل كردهايد
مکارم: گفت: آيا ديديد چيزي را كه شما عبادت ميكرديد؟
أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ ﴿۷۶﴾
فولادوند: شما و پدران پيشين شما
مکارم: شما و پدران پيشين شما.
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿۷۷﴾
فولادوند: قطعا همه آنها جز پروردگار جهانيان دشمن منند
مکارم: همه آنها دشمن منند مگر پروردگار عالميان!
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ ﴿۷۸﴾
فولادوند: آن كس كه مرا آفريده و همو راهنماييم مىكند
مکارم: آن كسي كه مرا آفريد و هدايت ميكند.
وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ ﴿۷۹﴾
فولادوند: و آن كس كه او به من خوراك مىدهد و سيرابم مىگرداند
مکارم: و كسي كه مرا غذا ميدهد و سيراب مينمايد.
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ﴿۸۰﴾
فولادوند: و چون بيمار شوم او مرا درمان مىبخشد
مکارم: و هنگامي كه بيمار شوم مرا شفا ميدهد.
وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ﴿۸۱﴾
فولادوند: و آن كس كه مرا مىميراند و سپس زندهام مىگرداند
مکارم: و كسي كه مرا ميميراند و سپس زنده ميكند.
وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ﴿۸۲﴾
فولادوند: و آن كس كه اميد دارم روز پاداش گناهم را بر من ببخشايد
مکارم: و كسي كه اميد دارم گناهانم را در روز جزا به بخشد.
رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ﴿۸۳﴾
فولادوند: پروردگارا به من دانش عطا كن و مرا به صالحان ملحق فرماى
مکارم: پروردگارا! به من علم و دانش مرحمت فرما، و مرا به صالحان ملحق كن.
وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ﴿۸۴﴾
فولادوند: و براى من در [ميان] آيندگان آوازه نيكو گذار
مکارم: و براي من در ميان امتهاي آينده زبان صدق (و ذكر خير) قرار ده.
وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ ﴿۸۵﴾
فولادوند: و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان
مکارم: و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان.
وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ ﴿۸۶﴾
فولادوند: و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود
مکارم: و پدرم (عمويم) را بيامرز كه او از گمراهان بود.
وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ﴿۸۷﴾
فولادوند: و روزى كه [مردم] برانگيخته مىشوند رسوايم مكن
مکارم: و مرا در روزي كه مردم مبعوث ميشوند، شرمنده و رسوا مكن.
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿۸۸﴾
فولادوند: روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمىدهد
مکارم: در آن روزيكه مال و فرزندان سودي نميبخشد.
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۹﴾
فولادوند: مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد
مکارم: مگر كسي كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد.
وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿۹۰﴾
فولادوند: و [آن روز] بهشت براى پرهيزگاران نزديك مىگردد
مکارم: (در آنروز) بهشت براي پرهيزگاران نزديك ميشود.
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ ﴿۹۱﴾
فولادوند: و جهنم براى گمراهان نمودار مىشود
مکارم: و دوزخ براي گمراهان آشكار ميگردد.
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿۹۲﴾
فولادوند: و به آنان گفته مىشود آنچه جز خدا مىپرستيديد كجايند
مکارم: و به آنها گفته ميشود كجا هستند معبوداني كه آنها را پرستش ميكرديد؟
مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ ﴿۹۳﴾
فولادوند: آيا ياريتان مىكنند يا خود را يارى مىدهند
مکارم: معبودهائي غير از خدا، آيا آنها شما را ياري ميكنند؟ يا كسي بياري آنها ميآيد؟
فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ ﴿۹۴﴾
فولادوند: پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش] افكنده مىشوند
مکارم: در اين هنگام همه آن معبودان با عابدان (گمراه) به دوزخ افكنده ميشوند.
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ﴿۹۵﴾
فولادوند: و [نيز] همه سپاهيان ابليس
مکارم: و همچنين لشكريان ابليس عموما.
قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ﴿۹۶﴾
فولادوند: آنها در آنجا با يكديگر ستيزه مىكنند [و] مىگويند
مکارم: آنها در آنجا به مخاصمه بر ميخيزند و ميگويند:
تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿۹۷﴾
فولادوند: سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بوديم
مکارم: به خدا سوگند كه ما در گمراهي آشكار بوديم.
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۹۸﴾
فولادوند: آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىكرديم
مکارم: چون شما را با پروردگار عالميان برابر ميشمرديم.
وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ﴿۹۹﴾
فولادوند: و جز تباهكاران ما را گمراه نكردند
مکارم: اما كسي جز مجرمان ما را گمراه نكرد.
فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ ﴿۱۰۰﴾
فولادوند: در نتيجه شفاعتگرانى نداريم
مکارم: (افسوس كه امروز) شفاعت كننده گاني براي ما وجود ندارد.
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ﴿۱۰۱﴾
فولادوند: و نه دوستى نزديك
مکارم: و نه دوست گرم و پر محبتي.
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۰۲﴾
فولادوند: و اى كاش كه بازگشتى براى ما بود و از مؤمنان مىشديم
مکارم: اگر بار ديگر (به دنيا) بازگرديم از مؤ منان خواهيم بود.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۰۳﴾
فولادوند: حقا در اين [سرگذشت درس] عبرتى است و[لى] بيشترشان مؤمن نبودند
مکارم: در اين ماجرا آيت (و عبرتي) است ولي اكثر آنها مؤ من نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۰۴﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۰۵﴾
فولادوند: قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند
مکارم: قوم نوح رسولان را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۰۶﴾
فولادوند: چون برادرشان نوح به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه برادرشان نوح به آنها گفت، آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۰۷﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما رسول اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۰۸﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: تقواي الهي پيشه كنيد، و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۰۹﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من هيچ مزدي در برابر اين دعوت از شما نميخواهم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۱۰﴾
فولادوند: پس از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: بنابراين تقواي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ ﴿۱۱۱﴾
فولادوند: گفتند آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان از تو پيروى كردهاند
مکارم: گفتند آيا ما به تو ايمان بياوريم در حالي كه افراد پست و بيارزش از تو پيروي كردهاند؟!
قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۱۲﴾
فولادوند: [نوح] گفت به [جزئيات] آنچه مىكردهاند چه آگاهى دارم
مکارم: (نوح) گفت، من چه ميدانم آنها چه كاري داشتهاند.
إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ ﴿۱۱۳﴾
فولادوند: حسابشان اگر درمىيابيد جز با پروردگارم نيست
مکارم: حساب آنها تنها بر پروردگار من است، اگر شما ميفهميديد؟
وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۴﴾
فولادوند: و من طردكننده مؤمنان نيستم
مکارم: و من هرگز مؤ منان را طرد نخواهم كرد.
إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۱۱۵﴾
فولادوند: من جز هشداردهندهاى آشكار [بيش] نيستم
مکارم: من تنها انذار كننده آشكاري هستم.
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ ﴿۱۱۶﴾
فولادوند: گفتند اى نوح اگر دست برندارى قطعا از [جمله] سنگسارشدگان خواهى بود
مکارم: گفتند: اي نوح اگر خودداري نكني، سنگباران خواهي شد.
قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ ﴿۱۱۷﴾
فولادوند: گفت پروردگارا قوم من مرا تكذيب كردند
مکارم: گفت: پروردگارا: قوم من، مرا تكذيب كردند.
فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۸﴾
فولادوند: ميان من و آنان فيصله ده و من و هر كس از مؤمنان را كه با من است نجات بخش
مکارم: اكنون ميان من و اينها جدائي بيفكن (و داوري كن).
فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۱۱۹﴾
فولادوند: پس او و هر كه را در آن كشتى آكنده با او بود رهانيديم
مکارم: ما، او و كساني را كه با او بودند در كشتي كه مملو (از انسان و انواع حيوانات) بود رهائي بخشيديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ ﴿۱۲۰﴾
فولادوند: آنگاه باقىماندگان را غرق كرديم
مکارم: سپس بقيه را غرق كرديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۲۱﴾
فولادوند: قطعا در اين [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: در اين ماجرا نشانه روشني است، اما اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۲۲﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۲۳﴾
فولادوند: عاديان پيامبران [خدا] را تكذيب كردند
مکارم: قوم عاد رسولان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۲۴﴾
فولادوند: آنگاه كه برادرشان هود به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه برادرشان هود گفت: آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۲۵﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما فرستاده اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۲۶﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۲۷﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من هيچ اجر و پاداشي در برابر اين دعوت از شما نميطلبم، اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است.
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ ﴿۱۲۸﴾
فولادوند: آيا بر هر تپهاى بنايى مىسازيد كه [در آن] دست به بيهودهكارى زنيد
مکارم: آيا شما بر هر مكان مرتفعي نشانهاي از روي هوي و هوس ميسازيد.
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ﴿۱۲۹﴾
فولادوند: و كاخهاى استوار مىگيريد به اميد آنكه جاودانه بمانيد
مکارم: و قصرها و قلعههاي زيبا و محكم بنا ميكنيد، آنچنانكه گوئي در دنيا جاودانه خواهيد ماند.
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ ﴿۱۳۰﴾
فولادوند: و چون حملهور مىشويد [چون] زورگويان حملهور مىشويد
مکارم: و هنگامي كه كسي را مجازات ميكنيد همچون جباران كيفر ميدهيد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۳۱﴾
فولادوند: پس از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ ﴿۱۳۲﴾
فولادوند: و از آن كس كه شما را به آنچه مىدانيد مدد كرد پروا داريد
مکارم: از خدائي به پرهيزيد كه شما را به نعمتهائي كه ميدانيد امداد كرده.
أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ ﴿۱۳۳﴾
فولادوند: شما را به [دادن] دامها و پسران مدد كرد
مکارم: شما را به چهارپايان و نيز پسران (لايق و برومند) امداد فرموده.
وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۱۳۴﴾
فولادوند: و به [دادن] باغها و چشمهساران
مکارم: همچنين به باغها و چشمهها
إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۱۳۵﴾
فولادوند: من از عذاب روزى هولناك بر شما مىترسم
مکارم: (اگر كفران كنيد) من بر شما از عذاب روز بزرگ ميترسم.
قَالُوا سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ ﴿۱۳۶﴾
فولادوند: گفتند خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما يكسان است
مکارم: آنها (قوم عاد) گفتند: براي ما تفاوت نميكند چه ما را اندرز بدهي يا ندهي (بيهوده خود را خسته مكن)!
إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۳۷﴾
فولادوند: اين جز شيوه پيشينيان نيست
مکارم: اين همان روش و اخلاق پيشينيان است.
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿۱۳۸﴾
فولادوند: و ما عذاب نخواهيم شد
مکارم: و ما هرگز مجازات نخواهيم شد.
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۳۹﴾
فولادوند: پس تكذيبش كردند و هلاكشان كرديم قطعا در اين [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: آنها هود را تكذيب كردند، ما هم نابودشان كرديم و در اين آيت و نشانهاي است (براي آگاهان) ولي اكثر آنها مؤ من نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۴۰﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۴۱﴾
فولادوند: ثموديان پيامبران [خدا] را تكذيب كردند
مکارم: قوم ثمود رسولان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۴۲﴾
فولادوند: آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه صالح به آنها گفت: آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۴۳﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما فرستاده اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۴۴﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۴۵﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من اجر و پاداشي در برابر اين دعوت از شما نميطلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ ﴿۱۴۶﴾
فولادوند: آيا شما را در آنچه اينجا داريد آسوده رها مىكنند
مکارم: آيا شما تصور ميكنيد هميشه در نهايت امنيت، در نعمتهائي كه اينجاست ميمانيد؟
فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۱۴۷﴾
فولادوند: در باغها و در كنار چشمهساران
مکارم: در اين باغها و چشمهها!
وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ ﴿۱۴۸﴾
فولادوند: و كشتزارها و خرمابنانى كه شكوفههايشان لطيف است
مکارم: در اين زراعتها و نخلهائي كه ميوههايش شيرين و رسيده است.
وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ ﴿۱۴۹﴾
فولادوند: و هنرمندانه براى خود از كوهها خانههايى مىتراشيد
مکارم: شما از كوهها خانههائي ميتراشيد و در آن به عيش و نوش ميپردازيد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۵۰﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد.
وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ ﴿۱۵۱﴾
فولادوند: و فرمان افراطگران را پيروى مكنيد
مکارم: و اطاعت فرمان مسرفان نكنيد.
الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿۱۵۲﴾
فولادوند: آنان كه در زمين فساد مىكنند و اصلاح نمىكنند
مکارم: همانها كه در زمين فساد ميكنند و اصلاح نميكنند.
قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ﴿۱۵۳﴾
فولادوند: گفتند قطعا تو از افسونشدگانى
مکارم: گفتند (اي صالح) تو عقل خود را از دست دادهاي.
مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۱۵۴﴾
فولادوند: تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى اگر راست مىگويى معجزهاى بياور
مکارم: تو فقط بشري همچون ما هستي اگر راست ميگويي آيت و نشانهاي بياور.
قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۱۵۵﴾
فولادوند: گفت اين مادهشترى است كه نوبتى از آب او راست و روزى معين نوبت آب شماست
مکارم: گفت اين ناقهاي است كه براي او سهمي (از آب قريه) است و براي شما سهم روز معيني.
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۱۵۶﴾
فولادوند: و به آن گزندى مرسانيد كه عذاب روزى هولناك شما را فرو مىگيرد
مکارم: كمترين آزاري به آن نرسانيد كه عذاب روز عظيم شما را فرو خواهد گرفت.
فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿۱۵۷﴾
فولادوند: پس آن را پى كردند و پشيمان گشتند
مکارم: سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده او را از پاي درآوردند، سپس از كرده خود پشيمان شدند.
فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۵۸﴾
فولادوند: آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت قطعا در اين [ماجرا] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: عذاب الهي آنها را فرو گرفت، در اين آيت و نشانهاي است ولي اكثر آنها مؤ من نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۵۹﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۶۰﴾
فولادوند: قوم لوط فرستادگان را تكذيب كردند
مکارم: قوم لوط فرستادگان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۶۱﴾
فولادوند: آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه برادرشان لوط به آنها گفت آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۶۲﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما رسول اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۶۳﴾
فولادوند: از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۶۴﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من از شما اجري نميخواهم اجر من فقط بر پروردگار عالميان است.
أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ ﴿۱۶۵﴾
فولادوند: آيا از ميان مردم جهان با مردها در مىآميزيد
مکارم: آيا در ميان جهانيان، شما به سراغ جنس ذكور ميرويد؟ (اين زشت و ننگين نيست ؟).
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ﴿۱۶۶﴾
فولادوند: و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفريده وامىگذاريد [نه] بلكه شما مردمى تجاوزكاريد
مکارم: و همسراني را كه خدا براي شما آفريده است رها ميكنيد؟ شما قوم تجاوزگري هستيد.
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ ﴿۱۶۷﴾
فولادوند: گفتند اى لوط اگر دست برندارى قطعا از اخراجشدگان خواهى بود
مکارم: گفتند: اي لوط اگر از اين سخنان خودداري نكني از اخراج شوندگان خواهي بود.
قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ ﴿۱۶۸﴾
فولادوند: گفت به راستى من دشمن كردار شمايم
مکارم: گفت: من (به هر حال) دشمن اعمال شما هستم.
رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ ﴿۱۶۹﴾
فولادوند: پروردگارا مرا و كسان مرا از آنچه انجام مىدهند رهايى بخش
مکارم: پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اينها انجام ميدهند رهائي بخش.
فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿۱۷۰﴾
فولادوند: پس او و كسانش را همگى رهانيديم
مکارم: ما او و خاندانش را همگي نجات داديم.
إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿۱۷۱﴾
فولادوند: جز پيرزنى كه از باقىماندگان [در خاكستر آتش] بود
مکارم: جز پير زني كه در ميان آن گروه باقي ماند.
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ ﴿۱۷۲﴾
فولادوند: سپس ديگران را سخت هلاك كرديم
مکارم: سپس ديگران را هلاك كرديم.
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ ﴿۱۷۳﴾
فولادوند: و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ريختيم و چه بد بود باران بيمدادهشدگان
مکارم: و باراني (از سنگ) بر آنها فرو فرستاديم، چه باران بدي بود اين باران انذار شدگان.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۷۴﴾
فولادوند: قطعا در اين [عقوبت] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: در اين (ماجراي قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آيتي است، اما اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۷۵﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۷۶﴾
فولادوند: اصحاب ايكه فرستادگان را تكذيب كردند
مکارم: اصحاب ايكه (شهري نزديك مدين) رسولان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۷۷﴾
فولادوند: آنگاه كه شعيب به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه شعيب به آنها گفت، آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۷۸﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما رسول اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۷۹﴾
فولادوند: از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۸۰﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من در برابر اين دعوت پاداشي از شما نميطلبم، اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ ﴿۱۸۱﴾
فولادوند: پيمانه را تمام دهيد و از كمفروشان مباشيد
مکارم: حق پيمانه را ادا كنيد (و كم فروشي نكنيد) و مردم را به خسارت نيفكنيد.
وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ﴿۱۸۲﴾
فولادوند: و با ترازوى درست بسنجيد
مکارم: با ترازوي صحيح وزن كنيد.
وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿۱۸۳﴾
فولادوند: و از ارزش اموال مردم مكاهيد و در زمين سر به فساد بر مداريد
مکارم: و حق مردم را كم نگذاريد و در زمين فساد ننمائيد.
وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۸۴﴾
فولادوند: و از آن كس كه شما و خلق [انبوه] گذشته را آفريده است پروا كنيد
مکارم: از كسي كه شما و اقوام پيشين را آفريد بپرهيزيد.
قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ﴿۱۸۵﴾
فولادوند: گفتند تو واقعا از افسونشدگانى
مکارم: گفتند تو فقط ديوانهاي!
وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۱۸۶﴾
فولادوند: و تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى و قطعا تو را از دروغگويان مىدانيم
مکارم: (بعلاوه) تو تنها بشري مثل ما هستي، تنها گماني كه درباره تو داريم اينست كه دروغگو ميباشي!
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۱۸۷﴾
فولادوند: پس اگر از راستگويانى پارهاى از آسمان بر [سر] ما بيفكن
مکارم: اگر راست ميگويي، سنگهائي از آسمان بر سر ما فرو ريز!
قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۱۸۸﴾
فولادوند: [شعيب] گفت پروردگارم به آنچه مىكنيد داناتر است
مکارم: (شعيب) گفت: پروردگار من به اعمالي كه شما انجام ميدهيد آگاه تر است.
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۱۸۹﴾
فولادوند: پس او را تكذيب كردند و عذاب روز ابر [آتشبار] آنان را فرو گرفت به راستى آن عذاب روزى هولناك بود
مکارم: سرانجام او را تكذيب كردند و عذاب روز ابر سايه افكن آنها را فرو گرفت، كه اين عذاب روز بزرگي بود.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۹۰﴾
فولادوند: قطعا در اين [عقوبت درس] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمان آورنده نبودند
مکارم: در اين ماجرا آيت و نشانهاي است ولي اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۹۱﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۹۲﴾
فولادوند: و راستى كه اين [قرآن] وحى پروردگار جهانيان است
مکارم: و اين (قرآن) از سوي پروردگار جهانيان نازل شده است.
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ﴿۱۹۳﴾
فولادوند: روح الامين آن را بر دلت نازل كرد
مکارم: روح الامين آنرا نازل كرده است …
عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿۱۹۴﴾
فولادوند: تا از [جمله] هشداردهندگان باشى
مکارم: بر قلب (پاك) تو، تا (مردم را) انذار كني.
بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ ﴿۱۹۵﴾
فولادوند: به زبان عربى روشن
مکارم: آنرا به زبان عربي آشكار نازل كرد
وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۹۶﴾
فولادوند: و [وصف] آن در كتابهاى پيشينيان آمده است
مکارم: و توصيف آن در كتب پيشينيان نيز آمده است.
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۱۹۷﴾
فولادوند: آيا براى آنان اين خود دليلى روشن نيست كه علماى بنىاسرائيل از آن اطلاع دارند
مکارم: آيا همين نشانه براي آنها كافي نيست، كه علماي بني اسرائيل به خوبي از آن آگاهند.
وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ﴿۱۹۸﴾
فولادوند: و اگر آن را بر برخى از غير عرب زبانان نازل مىكرديم
مکارم: هر گاه ما آن را بر بعضي از عجم (غير عرب) نازل ميكرديم.
فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ﴿۱۹۹﴾
فولادوند: و پيامبر آن را برايشان مىخواند به آن ايمان نمىآوردند
مکارم: و او آنرا برايشان ميخواند به آن ايمان نميآوردند.
كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ﴿۲۰۰﴾
فولادوند: اين گونه در دلهاى گناهكاران [انكار را] راه مىدهيم
مکارم: (آري) اين گونه قرآن را در دلهاي مجرمان وارد ميكنيم.
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿۲۰۱﴾
فولادوند: كه به آن نگروند تا عذاب پردرد را ببينند
مکارم: آنها به آن ايمان نميآورند تا عذاب دردناك را با چشم خود به بينند.
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۲۰۲﴾
فولادوند: كه به طور ناگهانى در حالى كه بىخبرند بديشان برسد
مکارم: ناگهان (عذاب الهي) به سراغ آنها ميآيد، در حالي كه توجه ندارند.
فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ﴿۲۰۳﴾
فولادوند: و بگويند آيا مهلتخواهيم يافت
مکارم: و در اين هنگام ميگويند: آيا به ما مهلتي داده خواهد شد؟
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿۲۰۴﴾
فولادوند: پس آيا عذاب ما را به شتاب مىخواهند
مکارم: آيا براي عذاب ما عجله ميكنند؟
أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ﴿۲۰۵﴾
فولادوند: مگر نمىدانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنيم
مکارم: اگر ما ساليان ديگري آنها را از اين زندگي بهره مند سازيم …
ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ ﴿۲۰۶﴾
فولادوند: و آنگاه آنچه كه [بدان] بيم داده مىشوند بديشان برسد
مکارم: سپس عذابي كه به آنها وعده داده شده به سراغشان بيايد.
مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ ﴿۲۰۷﴾
فولادوند: آنچه از آن برخوردار مىشدند به كارشان نمىآيد [و عذاب را از آنان دفع نمىكند]
مکارم: اين تمتع و بهره گيري از دنيا براي آنها سودي نخواهد داشت.
وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ﴿۲۰۸﴾
فولادوند: و هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر آنكه براى آن هشداردهندگانى بود
مکارم: ما هيچ شهر و دياري را هلاك نكرديم مگر اينكه انذار كنندگاني براي آنها بود.
ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿۲۰۹﴾
فولادوند: [تا آنان را] تذكر [دهند] و ما ستمكار نبودهايم
مکارم: تا متذكر شوند، و ما هرگز ستمگر نبوديم.
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ ﴿۲۱۰﴾
فولادوند: و شيطانها آن را فرود نياوردهاند
مکارم: شياطين و جنيان اين آيات را نازل نكردند.
وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿۲۱۱﴾
فولادوند: و آنان را نسزد و نمىتوانند [وحى كنند]
مکارم: و براي آنها سزاوار نيست، و قدرت ندارند.
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ﴿۲۱۲﴾
فولادوند: در حقيقت آنها از شنيدن معزول [و محروم]اند
مکارم: آنها از استراق سمع (و شنيدن اخبار آسمانها) بركنارند.
فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ ﴿۲۱۳﴾
فولادوند: پس با خدا خداى ديگر مخوان كه از عذابشدگان خواهى شد
مکارم: هيچ معبودي را با خداوند مخوان كه از معذبين خواهي بود.
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ﴿۲۱۴﴾
فولادوند: و خويشان نزديكت را هشدار ده
مکارم: خويشاوندان نزديكت را انذار كن.
وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۲۱۵﴾
فولادوند: و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كردهاند بال خود را فرو گستر
مکارم: و بال و پر خود را براي مؤ مناني كه از تو پيروي ميكنند بگستر.
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۲۱۶﴾
فولادوند: و اگر تو را نافرمانى كردند بگو من از آنچه مىكنيد بيزارم
مکارم: اگر آنان نافرماني تو كنند، بگو: من از كار شما بيزارم.
وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ﴿۲۱۷﴾
فولادوند: و بر [خداى] عزيز مهربان توكل كن
مکارم: و بر خداوند عزيز و رحيم توكل نما.
الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ ﴿۲۱۸﴾
فولادوند: آن كس كه چون [به نماز] برمىخيزى تو را مىبيند
مکارم: همان كسي كه تو را به هنگامي كه (براي عبادت) بر ميخيزي ميبيند.
وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ ﴿۲۱۹﴾
فولادوند: و حركت تو را در ميان سجدهكنندگان [مىنگرد]
مکارم: و حركت تو را در ميان سجده كنندگان مشاهده ميكند.
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۲۲۰﴾
فولادوند: او همان شنواى داناست
مکارم: او است خداي شنوا و دانا
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ ﴿۲۲۱﴾
فولادوند: آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مىآيند
مکارم: آيا به شما خبر بدهم، شياطين بر چه كسي نازل ميشوند؟
تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿۲۲۲﴾
فولادوند: بر هر دروغزن گناهكارى فرود مىآيند
مکارم: بر هر دروغگوي گنهكار نازل ميگردند.
يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ ﴿۲۲۳﴾
فولادوند: كه [دزدانه] گوش فرا مىدارند و بيشترشان دروغگويند
مکارم: آنها آنچه را ميشنوند (به ديگران) القا ميكنند و اكثرشان دروغگو هستند.
وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿۲۲۴﴾
فولادوند: و شاعران را گمراهان پيروى مىكنند
مکارم: (پيامبر شاعر نيست) شعرا كساني هستند كه گمراهان از آنان پيروي ميكنند!
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿۲۲۵﴾
فولادوند: آيا نديدهاى كه آنان در هر واديى سرگردانند
مکارم: آيا نميبيني آنها در هر وادي سر گردانند.
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿۲۲۶﴾
فولادوند: و آنانند كه چيزهايى مىگويند كه انجام نمىدهند
مکارم: و سخناني ميگويند كه عمل نميكنند!
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ﴿۲۲۷﴾
فولادوند: مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و خدا را بسيار به ياد آورده و پس از آنكه مورد ستم قرار گرفتهاند يارى خواستهاند و كسانى كه ستم كردهاند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت
مکارم: مگر كساني كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام ميدهند و ياد خدا بسيار ميكنند و به هنگامي كه مورد ستم واقع ميشوند به دفاع از خويشتن (و مؤ منان) بر ميخيزند (و از ذوق شعري خود كمك ميگيرند) و بزودي آنها كه ستم كردند ميدانند كه بازگشتشان به كجاست.
به نام خداوند رحمتگر مهربان
طسم ﴿۱﴾
فولادوند: طا سين ميم
مکارم: طسم
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۲﴾
فولادوند: اين است آيههاى كتاب روشنگر
مکارم: اين آيات كتاب مبين است.
لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿۳﴾
فولادوند: شايد تو از اينكه [مشركان] ايمان نمىآورند جان خود را تباه سازى
مکارم: گوئي ميخواهي جان خود را از شدت اندوه از دست دهي بخاطر اينكه آنها ايمان نميآورند.
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ ﴿۴﴾
فولادوند: اگر بخواهيم معجزهاى از آسمان بر آنان فرود مىآوريم تا در برابر آن گردنهايشان خاضع گردد
مکارم: اگر ما اراده كنيم از آسمان بر آنها آيهاي نازل ميكنيم كه گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد!
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ ﴿۵﴾
فولادوند: و هيچ تذكر جديدى از سوى [خداى] رحمان برايشان نيامد جز اينكه همواره از آن روى برمىتافتند
مکارم: و هر ذكر تازهاي از سوي خداوند رحمان براي آنها بيايد از آن اعراض ميكنند.
فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿۶﴾
فولادوند: [آنان] در حقيقت به تكذيب پرداختند و به زودى خبر آنچه كه بدان ريشخند مى كردند بديشان خواهد رسيد
مکارم: آنها تكذيب كردند، اما به زودي اخبار آنچه را به استهزاء ميگرفتند به آنان ميرسد (و از مجازاتش با خبر خواهند شد).
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿۷﴾
فولادوند: مگر در زمين ننگريستهاند كه چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زيبا رويانيدهايم
مکارم: آيا آنها به زمين نگاه نكردند، چه اندازه در آن از انواع گياهان آفريديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۸﴾
فولادوند: قطعا در اين [هنرنمايى] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نيستند
مکارم: در اين نشانه روشني است (بر وجود خدا) ولي اكثر آنها هرگز نبودهاند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۹﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: پروردگار تو عزيز و رحيم است.
وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۱۰﴾
فولادوند: و [ياد كن] هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا درداد كه به سوى قوم ستمكار برو
مکارم: به خاطر بياور هنگامي كه پروردگارت موسي را ندا داد كه به سراغ آن قوم ستمگر برو.
قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا يَتَّقُونَ ﴿۱۱﴾
فولادوند: قوم فرعون آيا پروا ندارند
مکارم: قوم فرعون، آيا آنها (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهيز نميكنند؟!
قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿۱۲﴾
فولادوند: گفت پروردگارا مىترسم مرا تكذيب كنند
مکارم: (موسي) عرض كرد پروردگارا من از آن بيم دارم كه مرا تكذيب كنند.
وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: و سينهام تنگ مىگردد و زبانم باز نمىشود پس به سوى هارون بفرست
مکارم: و سينهام تنگ ميشود، و زبانم به قدر كافي گويا نيست (به برادرم) هارون نيز رسالت ده (تا مرا ياري كند).
وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿۱۴﴾
فولادوند: و [از طرفى] آنان بر [گردن] من خونى دارند و مىترسم مرا بكشند
مکارم: و آنها (به اعتقاد خودشان) بر من گناهي دارند ميترسم مرا به قتل برسانند (و اين رسالت به پايان نرسد).
قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ﴿۱۵﴾
فولادوند: فرمود نه چنين نيست نشانههاى ما را [براى آنان] بب ريد كه ما با شما شنوندهايم
مکارم: فرمود چنين نيست (آنها كاري نميتوانند انجام دهند) شما هر دو با آيات ما (براي هدايت آنان) برويد ما با شما هستيم و (سخنانتان را) ميشنويم.
فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۶﴾
فولادوند: پس به سوى فرعون برويد و بگوييد ما پيامبر پروردگار جهانيانيم
مکارم: به سراغ فرعون برويد و بگوئيد ما فرستاده پروردگار جهانيان هستيم.
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: فرزندان اسرائيل را با ما بفرست
مکارم: بني اسرائيل را با ما بفرست.
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ﴿۱۸﴾
فولادوند: [فرعون] گفت آيا تو را از كودكى در ميان خود نپرورديم و ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى
مکارم: (فرعون) گفت: آيا ما تو را در كودكي در ميان خود پرورش نداديم ؟ و سالهائي از عمرت را در ميان ما نبودي ؟
وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: و [سرانجام] كار خود را كردى و تو از ناسپاسانى
مکارم: و (سرانجام) آن كارت را (كه نميبايست انجام دهي) انجام دادي (و يك نفر از ما را كشتي) و تو از كافران بودي!
قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ﴿۲۰﴾
فولادوند: گفت آن را هنگامى مرتكب شدم كه از گمراهان بودم
مکارم: (موسي) گفت: من آن كار را انجام دادم در حالي كه از بيخبران بودم.
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۲۱﴾
فولادوند: و چون از شما ترسيدم از شما گريختم تا پروردگارم به من دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد
مکارم: و به دنبال آن هنگامي كه از شما ترسيدم فرار كردم و پروردگار من به من دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد.
وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۲۲﴾
فولادوند: و [آيا] اينكه فرزندان اسرائيل را بنده [خود] ساختهاى نعمتى است كه منتش را بر من مىنهى
مکارم: آيا اين منتي است كه تو بر من ميگذاري كه بني اسرائيل را برده خود ساختهاي؟!
قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۲۳﴾
فولادوند: فرعون گفت و پروردگار جهانيان چيست
مکارم: فرعون گفت پروردگار عالميان چيست؟!
قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿۲۴﴾
فولادوند: گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو استاگر اهل يقين باشيد
مکارم: (موسي) گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان اين دو است، اگر اهل يقين هستيد.
قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿۲۵﴾
فولادوند: [فرعون] به كسانى كه پيرامونش بودند گفت آيا نمىشنويد
مکارم: (فرعون) به اطرافيانش گفت، آيا نميشنويد اين مرد چه ميگويد؟
قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿۲۶﴾
فولادوند: [موسى دوباره] گفت پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما
مکارم: (موسي) گفت پروردگار شما و پروردگار نياكان شما.
قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿۲۷﴾
فولادوند: [فرعون] گفت واقعا اين پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده سخت ديوانه است
مکارم: (فرعون) گفت پيامبري كه به سوي شما فرستاده شده ديوانه است.
قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲۸﴾
فولادوند: [موسى] گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه ميان آن دو استاگر تعقل كنيد
مکارم: (موسي) گفت او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در ميان اين دو است ميباشد اگر شما عقل و انديشه خود را به كار ميگرفتيد.
قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: [فرعون] گفت اگر خدايى غير از من اختيار كنى قطعا تو را از [جمله] زندانيان خواهم ساخت
مکارم: فرعون خشمگين شد و گفت: اگر معبودي غير از من برگزيني تو را از زندانيان قرار خواهم داد.
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ﴿۳۰﴾
فولادوند: گفت گر چه براى تو چيزى آشكار بياورم
مکارم: (موسي) گفت: حتي اگر نشانه آشكاري براي رسالتم براي تو بياورم ؟
قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: گفت اگر راست مىگويى آن را بياور
مکارم: گفت: اگر راست ميگوئي آنرا بياور!
فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ﴿۳۲﴾
فولادوند: پس عصاى خود بيفكند و بناگاه آن اژدرى نمايان شد
مکارم: در اين هنگام موسي عصاي خود را افكند و مار عظيم و آشكاري شد.
وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ ﴿۳۳﴾
فولادوند: و دستش را بيرون كشيد و بناگاه آن براى تماشاگران سپيد مىنمود
مکارم: و دست خود را در گريبان فرو برد و بيرون آورد در برابر بينندگان سفيد و روشن بود.
قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ ﴿۳۴﴾
فولادوند: [فرعون] به سرانى كه پيرامونش بودند گفت واقعا اين ساحرى بسيار داناست
مکارم: (فرعون) به گروهي كه اطراف او بودند گفت: اين ساحر آگاه و ماهري است!
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿۳۵﴾
فولادوند: مىخواهد با سحر خود شما را از سرزمينتان بيرون كند اكنون چه راى مىدهيد
مکارم: او ميخواهد شما را از سرزمينتان با سحرش بيرون كند شما چه نظر ميدهيد؟
قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿۳۶﴾
فولادوند: گفتند او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست
مکارم: گفتند: او و برادرش را مهلت ده و به تمام شهرها ماموران براي بسيج اعزام كن.
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ ﴿۳۷﴾
فولادوند: تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بياورند
مکارم: تا هر ساحر ماهري را نزد تو آورند.
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۳۸﴾
فولادوند: پس ساحران براى موعد روزى معلوم گردآورى شدند
مکارم: سرانجام ساحران براي وعده گاه روز معيني جمع آوري شدند.
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ﴿۳۹﴾
فولادوند: و به توده مردم گفته شد آيا شما هم جمع خواهيد شد
مکارم: و به مردم گفته شد آيا شما نيز (در اين صحنه) اجتماع ميكنيد.
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ﴿۴۰﴾
فولادوند: بدين اميد كه اگر ساحران غالب شدند از آنان پيروى كنيم
مکارم: تا اگر ساحران پيروز شوند ما از آنان پيروي كنيم.
فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ﴿۴۱﴾
فولادوند: و چون ساحران پيش فرعون آمدند گفتند آيا اگر ما غالب آييم واقعا براى ما مزدى خواهد بود
مکارم: هنگامي كه ساحران آمدند، به فرعون گفتند: آيا اگر پيروز شويم پاداش مهمي خواهيم داشت ؟
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿۴۲﴾
فولادوند: گفت آرى و در آن صورت شما حتما از [زمره] مقربان خواهيد شد
مکارم: گفت آري، و شما در اين صورت از مقربان خواهيد بود!
قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿۴۳﴾
فولادوند: موسى به آنان گفت آنچه را شما مىاندازيد بيندازيد
مکارم: (روز موعود فرا رسيد و همگي جمع شدند، موسي رو به ساحران كرد و) گفت: آنچه را ميخواهيد بيفكنيد، بيفكنيد!
فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ ﴿۴۴﴾
فولادوند: پس ريسمانها و چوبدستىهايشان را انداختند و گفتند به عزت فرعون كه ما حتما پيروزيم
مکارم: آنها طنابها و عصاهاي خود را افكندند و گفتند به عزت فرعون، قطعا پيروزيم!
فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿۴۵﴾
فولادوند: پس موسى عصايش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعيد
مکارم: سپس موسي عصايش را افكند، ناگهان تمام وسايل دروغين آنها را بلعيد!
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: در نتيجه ساحران به حالتسجده درافتادند
مکارم: ساحران همگي فورا به سجده افتادند.
قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم
مکارم: گفتند ما به پروردگار عالميان ايمان آورديم.
رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۴۸﴾
فولادوند: پروردگار موسى و هارون
مکارم: پروردگار موسي و هارون.
قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۴۹﴾
فولادوند: گفت [آيا] پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد قطعا او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است به زودى خواهيد دانستحتما دستها و پاهاى شما را از چپ و راستخواهم بريد و همهتان را به دار خواهم آويخت
مکارم: (فرعون) گفت: آيا به او ايمان آورديد پيش از آن كه به شما اجازه دهم؟! مسلما او بزرگ و استاد شما است كه به شما سحر آموخته، اما به زودي خواهيد دانست كه دستها و پاهاي شما را به طور مختلف قطع ميكنم، و همه شما را به دار ميآويزم.
قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: گفتند باكى نيست ما روى به سوى پروردگار خود مىآوريم
مکارم: گفتند: مهم نيست (هر كار از دستت ساخته است بكن) ما به سوي پروردگارمان باز ميگرديم.
إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۵۱﴾
فولادوند: ما اميدواريم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشايد [چرا] كه نخستين ايمانآورندگان بوديم
مکارم: ما اميدواريم پروردگارمان خطاهاي ما را به بخشد، كه ما نخستين ايمان آورندگان بوديم.
وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: و به موسى وحى كرديم كه بندگان مرا شبانه حركت ده زيرا شما مورد تعقيب قرار خواهيد گرفت
مکارم: ما به موسي وحي فرستاديم كه بندگان مرا شبانه از مصر كوچ ده، و آنها شما را تعقيب خواهند كرد.
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: پس فرعون ماموران جمعآورى [خود را] به شهرها فرستاد
مکارم: فرعون (از اين ماجرا آگاه شد و) ماموران به شهرها فرستاد تا نيرو جمع كند.
إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ﴿۵۴﴾
فولادوند: [و گفت] اينها عدهاى ناچيزند
مکارم: (و گفت) اينها گروهي اندكند.
وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ﴿۵۵﴾
فولادوند: و راستى آنها ما را بر سر خشم آوردهاند
مکارم: و اينها ما را به خشم آوردهاند.
وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ ﴿۵۶﴾
فولادوند: و[لى] ما همگى به حال آمادهباش درآمدهايم
مکارم: و ما همگي آماده پيكاريم.
فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۵۷﴾
فولادوند: سرانجام ما آنان را از باغستانها و چشمهسارها
مکارم: ولي ما آنها (فرعونيان) را از باغها و چشمهها بيرون كرديم.
وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ ﴿۵۸﴾
فولادوند: و گنجينهها و جايگاههاى پر ناز و نعمت بيرون كرديم
مکارم: از گنجها و قصرهاي مجلل!
كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۵۹﴾
فولادوند: [اراده ما] چنين بود و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائيل ميراث داديم
مکارم: آري، اين چنين كرديم و بني اسرائيل را وارث آنها ساختيم.
فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ﴿۶۰﴾
فولادوند: پس هنگام برآمدن آفتاب آنها را تعقيب كردند
مکارم: آنها (فرعونيان) به تعقيب بني اسرائيل پرداختند و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسيدند.
فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ﴿۶۱﴾
فولادوند: چون دو گروه همديگر را ديدند ياران موسى گفتند ما قطعا گرفتار خواهيم شد
مکارم: هنگامي كه هر دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسي گفتند: ما در چنگال فرعونيان گرفتار شديم.
قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿۶۲﴾
فولادوند: گفت چنين نيست زيرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد
مکارم: (موسي) گفت: چنين نيست، پروردگار من با من است، به زودي مرا هدايت خواهد كرد.
فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ﴿۶۳﴾
فولادوند: پس به موسى وحى كرديم با عصاى خود بر اين دريا بزن تا از هم شكافت و هر پارهاى همچون كوهى سترگ بود
مکارم: و به دنبال آن به موسي وحي كرديم عصايت را به دريا زن، دريا از هم شكافته شد، و هر بخشي همچون كوه عظيمي بود!
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ ﴿۶۴﴾
فولادوند: و ديگران را بدانجا نزديك گردانيديم
مکارم: و در آنجا ديگران را نيز به دريا نزديك ساختيم.
وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ ﴿۶۵﴾
فولادوند: و موسى و همه كسانى را كه همراه او بودند نجات داديم
مکارم: موسي و تمام كساني را كه با او بودند نجات داديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿۶۶﴾
فولادوند: آنگاه ديگران را غرق كرديم
مکارم: سپس ديگران را غرق كرديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۶۷﴾
فولادوند: مسلما در اين [واقعه] عبرتى بود و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: در اين جريان نشانه روشني است (براي آنها كه حق طلبند) ولي اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۶۸﴾
فولادوند: و قطعا پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: و بر آنان گزارش ابراهيم را بخوان
مکارم: و بر آنها خبر ابراهيم را بخوان.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ ﴿۷۰﴾
فولادوند: آنگاه كه به پدر خود و قومش گفت چه مىپرستيد
مکارم: هنگامي كه به پدرش و قومش گفت: چه چيز را پرستش ميكنيد؟
قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: گفتند بتانى را مىپرستيم و همواره ملازم آنهاييم
مکارم: گفتند: بتهائي را ميپرستيم و همه روز ملازم عبادت آنانيم.
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ﴿۷۲﴾
فولادوند: گفت آيا وقتى دعا مىكنيد از شما مىشنوند
مکارم: گفت: آيا هنگامي كه آنانرا ميخوانيد صداي شما را ميشنوند؟
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ﴿۷۳﴾
فولادوند: يا به شما سود يا زيان مىرسانند
مکارم: يا سودي به شما ميرسانند، يا زياني؟!
قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ ﴿۷۴﴾
فولادوند: گفتند نه بلكه پدران خود را يافتيم كه چنين مىكردند
مکارم: گفتند: فقط ما نياكان خود را يافتيم كه چنين ميكنند.
قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿۷۵﴾
فولادوند: گفت آيا در آنچه مىپرستيدهايد تامل كردهايد
مکارم: گفت: آيا ديديد چيزي را كه شما عبادت ميكرديد؟
أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ ﴿۷۶﴾
فولادوند: شما و پدران پيشين شما
مکارم: شما و پدران پيشين شما.
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿۷۷﴾
فولادوند: قطعا همه آنها جز پروردگار جهانيان دشمن منند
مکارم: همه آنها دشمن منند مگر پروردگار عالميان!
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ ﴿۷۸﴾
فولادوند: آن كس كه مرا آفريده و همو راهنماييم مىكند
مکارم: آن كسي كه مرا آفريد و هدايت ميكند.
وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ ﴿۷۹﴾
فولادوند: و آن كس كه او به من خوراك مىدهد و سيرابم مىگرداند
مکارم: و كسي كه مرا غذا ميدهد و سيراب مينمايد.
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ﴿۸۰﴾
فولادوند: و چون بيمار شوم او مرا درمان مىبخشد
مکارم: و هنگامي كه بيمار شوم مرا شفا ميدهد.
وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ﴿۸۱﴾
فولادوند: و آن كس كه مرا مىميراند و سپس زندهام مىگرداند
مکارم: و كسي كه مرا ميميراند و سپس زنده ميكند.
وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ﴿۸۲﴾
فولادوند: و آن كس كه اميد دارم روز پاداش گناهم را بر من ببخشايد
مکارم: و كسي كه اميد دارم گناهانم را در روز جزا به بخشد.
رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ﴿۸۳﴾
فولادوند: پروردگارا به من دانش عطا كن و مرا به صالحان ملحق فرماى
مکارم: پروردگارا! به من علم و دانش مرحمت فرما، و مرا به صالحان ملحق كن.
وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ﴿۸۴﴾
فولادوند: و براى من در [ميان] آيندگان آوازه نيكو گذار
مکارم: و براي من در ميان امتهاي آينده زبان صدق (و ذكر خير) قرار ده.
وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ ﴿۸۵﴾
فولادوند: و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان
مکارم: و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان.
وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ ﴿۸۶﴾
فولادوند: و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود
مکارم: و پدرم (عمويم) را بيامرز كه او از گمراهان بود.
وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ﴿۸۷﴾
فولادوند: و روزى كه [مردم] برانگيخته مىشوند رسوايم مكن
مکارم: و مرا در روزي كه مردم مبعوث ميشوند، شرمنده و رسوا مكن.
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿۸۸﴾
فولادوند: روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمىدهد
مکارم: در آن روزيكه مال و فرزندان سودي نميبخشد.
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۹﴾
فولادوند: مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد
مکارم: مگر كسي كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد.
وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿۹۰﴾
فولادوند: و [آن روز] بهشت براى پرهيزگاران نزديك مىگردد
مکارم: (در آنروز) بهشت براي پرهيزگاران نزديك ميشود.
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ ﴿۹۱﴾
فولادوند: و جهنم براى گمراهان نمودار مىشود
مکارم: و دوزخ براي گمراهان آشكار ميگردد.
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿۹۲﴾
فولادوند: و به آنان گفته مىشود آنچه جز خدا مىپرستيديد كجايند
مکارم: و به آنها گفته ميشود كجا هستند معبوداني كه آنها را پرستش ميكرديد؟
مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ ﴿۹۳﴾
فولادوند: آيا ياريتان مىكنند يا خود را يارى مىدهند
مکارم: معبودهائي غير از خدا، آيا آنها شما را ياري ميكنند؟ يا كسي بياري آنها ميآيد؟
فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ ﴿۹۴﴾
فولادوند: پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش] افكنده مىشوند
مکارم: در اين هنگام همه آن معبودان با عابدان (گمراه) به دوزخ افكنده ميشوند.
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ﴿۹۵﴾
فولادوند: و [نيز] همه سپاهيان ابليس
مکارم: و همچنين لشكريان ابليس عموما.
قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ﴿۹۶﴾
فولادوند: آنها در آنجا با يكديگر ستيزه مىكنند [و] مىگويند
مکارم: آنها در آنجا به مخاصمه بر ميخيزند و ميگويند:
تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿۹۷﴾
فولادوند: سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بوديم
مکارم: به خدا سوگند كه ما در گمراهي آشكار بوديم.
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۹۸﴾
فولادوند: آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىكرديم
مکارم: چون شما را با پروردگار عالميان برابر ميشمرديم.
وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ﴿۹۹﴾
فولادوند: و جز تباهكاران ما را گمراه نكردند
مکارم: اما كسي جز مجرمان ما را گمراه نكرد.
فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ ﴿۱۰۰﴾
فولادوند: در نتيجه شفاعتگرانى نداريم
مکارم: (افسوس كه امروز) شفاعت كننده گاني براي ما وجود ندارد.
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ﴿۱۰۱﴾
فولادوند: و نه دوستى نزديك
مکارم: و نه دوست گرم و پر محبتي.
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۰۲﴾
فولادوند: و اى كاش كه بازگشتى براى ما بود و از مؤمنان مىشديم
مکارم: اگر بار ديگر (به دنيا) بازگرديم از مؤ منان خواهيم بود.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۰۳﴾
فولادوند: حقا در اين [سرگذشت درس] عبرتى است و[لى] بيشترشان مؤمن نبودند
مکارم: در اين ماجرا آيت (و عبرتي) است ولي اكثر آنها مؤ من نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۰۴﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۰۵﴾
فولادوند: قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند
مکارم: قوم نوح رسولان را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۰۶﴾
فولادوند: چون برادرشان نوح به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه برادرشان نوح به آنها گفت، آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۰۷﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما رسول اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۰۸﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: تقواي الهي پيشه كنيد، و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۰۹﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من هيچ مزدي در برابر اين دعوت از شما نميخواهم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۱۰﴾
فولادوند: پس از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: بنابراين تقواي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ ﴿۱۱۱﴾
فولادوند: گفتند آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان از تو پيروى كردهاند
مکارم: گفتند آيا ما به تو ايمان بياوريم در حالي كه افراد پست و بيارزش از تو پيروي كردهاند؟!
قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۱۲﴾
فولادوند: [نوح] گفت به [جزئيات] آنچه مىكردهاند چه آگاهى دارم
مکارم: (نوح) گفت، من چه ميدانم آنها چه كاري داشتهاند.
إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ ﴿۱۱۳﴾
فولادوند: حسابشان اگر درمىيابيد جز با پروردگارم نيست
مکارم: حساب آنها تنها بر پروردگار من است، اگر شما ميفهميديد؟
وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۴﴾
فولادوند: و من طردكننده مؤمنان نيستم
مکارم: و من هرگز مؤ منان را طرد نخواهم كرد.
إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۱۱۵﴾
فولادوند: من جز هشداردهندهاى آشكار [بيش] نيستم
مکارم: من تنها انذار كننده آشكاري هستم.
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ ﴿۱۱۶﴾
فولادوند: گفتند اى نوح اگر دست برندارى قطعا از [جمله] سنگسارشدگان خواهى بود
مکارم: گفتند: اي نوح اگر خودداري نكني، سنگباران خواهي شد.
قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ ﴿۱۱۷﴾
فولادوند: گفت پروردگارا قوم من مرا تكذيب كردند
مکارم: گفت: پروردگارا: قوم من، مرا تكذيب كردند.
فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۸﴾
فولادوند: ميان من و آنان فيصله ده و من و هر كس از مؤمنان را كه با من است نجات بخش
مکارم: اكنون ميان من و اينها جدائي بيفكن (و داوري كن).
فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۱۱۹﴾
فولادوند: پس او و هر كه را در آن كشتى آكنده با او بود رهانيديم
مکارم: ما، او و كساني را كه با او بودند در كشتي كه مملو (از انسان و انواع حيوانات) بود رهائي بخشيديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ ﴿۱۲۰﴾
فولادوند: آنگاه باقىماندگان را غرق كرديم
مکارم: سپس بقيه را غرق كرديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۲۱﴾
فولادوند: قطعا در اين [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: در اين ماجرا نشانه روشني است، اما اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۲۲﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۲۳﴾
فولادوند: عاديان پيامبران [خدا] را تكذيب كردند
مکارم: قوم عاد رسولان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۲۴﴾
فولادوند: آنگاه كه برادرشان هود به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه برادرشان هود گفت: آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۲۵﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما فرستاده اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۲۶﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۲۷﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من هيچ اجر و پاداشي در برابر اين دعوت از شما نميطلبم، اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است.
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ ﴿۱۲۸﴾
فولادوند: آيا بر هر تپهاى بنايى مىسازيد كه [در آن] دست به بيهودهكارى زنيد
مکارم: آيا شما بر هر مكان مرتفعي نشانهاي از روي هوي و هوس ميسازيد.
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ﴿۱۲۹﴾
فولادوند: و كاخهاى استوار مىگيريد به اميد آنكه جاودانه بمانيد
مکارم: و قصرها و قلعههاي زيبا و محكم بنا ميكنيد، آنچنانكه گوئي در دنيا جاودانه خواهيد ماند.
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ ﴿۱۳۰﴾
فولادوند: و چون حملهور مىشويد [چون] زورگويان حملهور مىشويد
مکارم: و هنگامي كه كسي را مجازات ميكنيد همچون جباران كيفر ميدهيد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۳۱﴾
فولادوند: پس از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ ﴿۱۳۲﴾
فولادوند: و از آن كس كه شما را به آنچه مىدانيد مدد كرد پروا داريد
مکارم: از خدائي به پرهيزيد كه شما را به نعمتهائي كه ميدانيد امداد كرده.
أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ ﴿۱۳۳﴾
فولادوند: شما را به [دادن] دامها و پسران مدد كرد
مکارم: شما را به چهارپايان و نيز پسران (لايق و برومند) امداد فرموده.
وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۱۳۴﴾
فولادوند: و به [دادن] باغها و چشمهساران
مکارم: همچنين به باغها و چشمهها
إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۱۳۵﴾
فولادوند: من از عذاب روزى هولناك بر شما مىترسم
مکارم: (اگر كفران كنيد) من بر شما از عذاب روز بزرگ ميترسم.
قَالُوا سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ ﴿۱۳۶﴾
فولادوند: گفتند خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما يكسان است
مکارم: آنها (قوم عاد) گفتند: براي ما تفاوت نميكند چه ما را اندرز بدهي يا ندهي (بيهوده خود را خسته مكن)!
إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۳۷﴾
فولادوند: اين جز شيوه پيشينيان نيست
مکارم: اين همان روش و اخلاق پيشينيان است.
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿۱۳۸﴾
فولادوند: و ما عذاب نخواهيم شد
مکارم: و ما هرگز مجازات نخواهيم شد.
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۳۹﴾
فولادوند: پس تكذيبش كردند و هلاكشان كرديم قطعا در اين [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: آنها هود را تكذيب كردند، ما هم نابودشان كرديم و در اين آيت و نشانهاي است (براي آگاهان) ولي اكثر آنها مؤ من نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۴۰﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۴۱﴾
فولادوند: ثموديان پيامبران [خدا] را تكذيب كردند
مکارم: قوم ثمود رسولان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۴۲﴾
فولادوند: آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه صالح به آنها گفت: آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۴۳﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما فرستاده اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۴۴﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۴۵﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من اجر و پاداشي در برابر اين دعوت از شما نميطلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ ﴿۱۴۶﴾
فولادوند: آيا شما را در آنچه اينجا داريد آسوده رها مىكنند
مکارم: آيا شما تصور ميكنيد هميشه در نهايت امنيت، در نعمتهائي كه اينجاست ميمانيد؟
فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۱۴۷﴾
فولادوند: در باغها و در كنار چشمهساران
مکارم: در اين باغها و چشمهها!
وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ ﴿۱۴۸﴾
فولادوند: و كشتزارها و خرمابنانى كه شكوفههايشان لطيف است
مکارم: در اين زراعتها و نخلهائي كه ميوههايش شيرين و رسيده است.
وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ ﴿۱۴۹﴾
فولادوند: و هنرمندانه براى خود از كوهها خانههايى مىتراشيد
مکارم: شما از كوهها خانههائي ميتراشيد و در آن به عيش و نوش ميپردازيد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۵۰﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد.
وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ ﴿۱۵۱﴾
فولادوند: و فرمان افراطگران را پيروى مكنيد
مکارم: و اطاعت فرمان مسرفان نكنيد.
الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿۱۵۲﴾
فولادوند: آنان كه در زمين فساد مىكنند و اصلاح نمىكنند
مکارم: همانها كه در زمين فساد ميكنند و اصلاح نميكنند.
قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ﴿۱۵۳﴾
فولادوند: گفتند قطعا تو از افسونشدگانى
مکارم: گفتند (اي صالح) تو عقل خود را از دست دادهاي.
مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۱۵۴﴾
فولادوند: تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى اگر راست مىگويى معجزهاى بياور
مکارم: تو فقط بشري همچون ما هستي اگر راست ميگويي آيت و نشانهاي بياور.
قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۱۵۵﴾
فولادوند: گفت اين مادهشترى است كه نوبتى از آب او راست و روزى معين نوبت آب شماست
مکارم: گفت اين ناقهاي است كه براي او سهمي (از آب قريه) است و براي شما سهم روز معيني.
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۱۵۶﴾
فولادوند: و به آن گزندى مرسانيد كه عذاب روزى هولناك شما را فرو مىگيرد
مکارم: كمترين آزاري به آن نرسانيد كه عذاب روز عظيم شما را فرو خواهد گرفت.
فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿۱۵۷﴾
فولادوند: پس آن را پى كردند و پشيمان گشتند
مکارم: سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده او را از پاي درآوردند، سپس از كرده خود پشيمان شدند.
فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۵۸﴾
فولادوند: آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت قطعا در اين [ماجرا] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: عذاب الهي آنها را فرو گرفت، در اين آيت و نشانهاي است ولي اكثر آنها مؤ من نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۵۹﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۶۰﴾
فولادوند: قوم لوط فرستادگان را تكذيب كردند
مکارم: قوم لوط فرستادگان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۶۱﴾
فولادوند: آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه برادرشان لوط به آنها گفت آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۶۲﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما رسول اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۶۳﴾
فولادوند: از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۶۴﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من از شما اجري نميخواهم اجر من فقط بر پروردگار عالميان است.
أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ ﴿۱۶۵﴾
فولادوند: آيا از ميان مردم جهان با مردها در مىآميزيد
مکارم: آيا در ميان جهانيان، شما به سراغ جنس ذكور ميرويد؟ (اين زشت و ننگين نيست ؟).
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ﴿۱۶۶﴾
فولادوند: و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفريده وامىگذاريد [نه] بلكه شما مردمى تجاوزكاريد
مکارم: و همسراني را كه خدا براي شما آفريده است رها ميكنيد؟ شما قوم تجاوزگري هستيد.
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ ﴿۱۶۷﴾
فولادوند: گفتند اى لوط اگر دست برندارى قطعا از اخراجشدگان خواهى بود
مکارم: گفتند: اي لوط اگر از اين سخنان خودداري نكني از اخراج شوندگان خواهي بود.
قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ ﴿۱۶۸﴾
فولادوند: گفت به راستى من دشمن كردار شمايم
مکارم: گفت: من (به هر حال) دشمن اعمال شما هستم.
رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ ﴿۱۶۹﴾
فولادوند: پروردگارا مرا و كسان مرا از آنچه انجام مىدهند رهايى بخش
مکارم: پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اينها انجام ميدهند رهائي بخش.
فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿۱۷۰﴾
فولادوند: پس او و كسانش را همگى رهانيديم
مکارم: ما او و خاندانش را همگي نجات داديم.
إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿۱۷۱﴾
فولادوند: جز پيرزنى كه از باقىماندگان [در خاكستر آتش] بود
مکارم: جز پير زني كه در ميان آن گروه باقي ماند.
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ ﴿۱۷۲﴾
فولادوند: سپس ديگران را سخت هلاك كرديم
مکارم: سپس ديگران را هلاك كرديم.
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ ﴿۱۷۳﴾
فولادوند: و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ريختيم و چه بد بود باران بيمدادهشدگان
مکارم: و باراني (از سنگ) بر آنها فرو فرستاديم، چه باران بدي بود اين باران انذار شدگان.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۷۴﴾
فولادوند: قطعا در اين [عقوبت] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: در اين (ماجراي قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آيتي است، اما اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۷۵﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۷۶﴾
فولادوند: اصحاب ايكه فرستادگان را تكذيب كردند
مکارم: اصحاب ايكه (شهري نزديك مدين) رسولان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۷۷﴾
فولادوند: آنگاه كه شعيب به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه شعيب به آنها گفت، آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۷۸﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما رسول اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۷۹﴾
فولادوند: از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۸۰﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من در برابر اين دعوت پاداشي از شما نميطلبم، اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ ﴿۱۸۱﴾
فولادوند: پيمانه را تمام دهيد و از كمفروشان مباشيد
مکارم: حق پيمانه را ادا كنيد (و كم فروشي نكنيد) و مردم را به خسارت نيفكنيد.
وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ﴿۱۸۲﴾
فولادوند: و با ترازوى درست بسنجيد
مکارم: با ترازوي صحيح وزن كنيد.
وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿۱۸۳﴾
فولادوند: و از ارزش اموال مردم مكاهيد و در زمين سر به فساد بر مداريد
مکارم: و حق مردم را كم نگذاريد و در زمين فساد ننمائيد.
وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۸۴﴾
فولادوند: و از آن كس كه شما و خلق [انبوه] گذشته را آفريده است پروا كنيد
مکارم: از كسي كه شما و اقوام پيشين را آفريد بپرهيزيد.
قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ﴿۱۸۵﴾
فولادوند: گفتند تو واقعا از افسونشدگانى
مکارم: گفتند تو فقط ديوانهاي!
وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۱۸۶﴾
فولادوند: و تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى و قطعا تو را از دروغگويان مىدانيم
مکارم: (بعلاوه) تو تنها بشري مثل ما هستي، تنها گماني كه درباره تو داريم اينست كه دروغگو ميباشي!
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۱۸۷﴾
فولادوند: پس اگر از راستگويانى پارهاى از آسمان بر [سر] ما بيفكن
مکارم: اگر راست ميگويي، سنگهائي از آسمان بر سر ما فرو ريز!
قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۱۸۸﴾
فولادوند: [شعيب] گفت پروردگارم به آنچه مىكنيد داناتر است
مکارم: (شعيب) گفت: پروردگار من به اعمالي كه شما انجام ميدهيد آگاه تر است.
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۱۸۹﴾
فولادوند: پس او را تكذيب كردند و عذاب روز ابر [آتشبار] آنان را فرو گرفت به راستى آن عذاب روزى هولناك بود
مکارم: سرانجام او را تكذيب كردند و عذاب روز ابر سايه افكن آنها را فرو گرفت، كه اين عذاب روز بزرگي بود.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۹۰﴾
فولادوند: قطعا در اين [عقوبت درس] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمان آورنده نبودند
مکارم: در اين ماجرا آيت و نشانهاي است ولي اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۹۱﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۹۲﴾
فولادوند: و راستى كه اين [قرآن] وحى پروردگار جهانيان است
مکارم: و اين (قرآن) از سوي پروردگار جهانيان نازل شده است.
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ﴿۱۹۳﴾
فولادوند: روح الامين آن را بر دلت نازل كرد
مکارم: روح الامين آنرا نازل كرده است …
عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿۱۹۴﴾
فولادوند: تا از [جمله] هشداردهندگان باشى
مکارم: بر قلب (پاك) تو، تا (مردم را) انذار كني.
بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ ﴿۱۹۵﴾
فولادوند: به زبان عربى روشن
مکارم: آنرا به زبان عربي آشكار نازل كرد
وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۹۶﴾
فولادوند: و [وصف] آن در كتابهاى پيشينيان آمده است
مکارم: و توصيف آن در كتب پيشينيان نيز آمده است.
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۱۹۷﴾
فولادوند: آيا براى آنان اين خود دليلى روشن نيست كه علماى بنىاسرائيل از آن اطلاع دارند
مکارم: آيا همين نشانه براي آنها كافي نيست، كه علماي بني اسرائيل به خوبي از آن آگاهند.
وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ﴿۱۹۸﴾
فولادوند: و اگر آن را بر برخى از غير عرب زبانان نازل مىكرديم
مکارم: هر گاه ما آن را بر بعضي از عجم (غير عرب) نازل ميكرديم.
فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ﴿۱۹۹﴾
فولادوند: و پيامبر آن را برايشان مىخواند به آن ايمان نمىآوردند
مکارم: و او آنرا برايشان ميخواند به آن ايمان نميآوردند.
كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ﴿۲۰۰﴾
فولادوند: اين گونه در دلهاى گناهكاران [انكار را] راه مىدهيم
مکارم: (آري) اين گونه قرآن را در دلهاي مجرمان وارد ميكنيم.
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿۲۰۱﴾
فولادوند: كه به آن نگروند تا عذاب پردرد را ببينند
مکارم: آنها به آن ايمان نميآورند تا عذاب دردناك را با چشم خود به بينند.
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۲۰۲﴾
فولادوند: كه به طور ناگهانى در حالى كه بىخبرند بديشان برسد
مکارم: ناگهان (عذاب الهي) به سراغ آنها ميآيد، در حالي كه توجه ندارند.
فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ﴿۲۰۳﴾
فولادوند: و بگويند آيا مهلتخواهيم يافت
مکارم: و در اين هنگام ميگويند: آيا به ما مهلتي داده خواهد شد؟
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿۲۰۴﴾
فولادوند: پس آيا عذاب ما را به شتاب مىخواهند
مکارم: آيا براي عذاب ما عجله ميكنند؟
أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ﴿۲۰۵﴾
فولادوند: مگر نمىدانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنيم
مکارم: اگر ما ساليان ديگري آنها را از اين زندگي بهره مند سازيم …
ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ ﴿۲۰۶﴾
فولادوند: و آنگاه آنچه كه [بدان] بيم داده مىشوند بديشان برسد
مکارم: سپس عذابي كه به آنها وعده داده شده به سراغشان بيايد.
مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ ﴿۲۰۷﴾
فولادوند: آنچه از آن برخوردار مىشدند به كارشان نمىآيد [و عذاب را از آنان دفع نمىكند]
مکارم: اين تمتع و بهره گيري از دنيا براي آنها سودي نخواهد داشت.
وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ﴿۲۰۸﴾
فولادوند: و هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر آنكه براى آن هشداردهندگانى بود
مکارم: ما هيچ شهر و دياري را هلاك نكرديم مگر اينكه انذار كنندگاني براي آنها بود.
ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿۲۰۹﴾
فولادوند: [تا آنان را] تذكر [دهند] و ما ستمكار نبودهايم
مکارم: تا متذكر شوند، و ما هرگز ستمگر نبوديم.
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ ﴿۲۱۰﴾
فولادوند: و شيطانها آن را فرود نياوردهاند
مکارم: شياطين و جنيان اين آيات را نازل نكردند.
وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿۲۱۱﴾
فولادوند: و آنان را نسزد و نمىتوانند [وحى كنند]
مکارم: و براي آنها سزاوار نيست، و قدرت ندارند.
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ﴿۲۱۲﴾
فولادوند: در حقيقت آنها از شنيدن معزول [و محروم]اند
مکارم: آنها از استراق سمع (و شنيدن اخبار آسمانها) بركنارند.
فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ ﴿۲۱۳﴾
فولادوند: پس با خدا خداى ديگر مخوان كه از عذابشدگان خواهى شد
مکارم: هيچ معبودي را با خداوند مخوان كه از معذبين خواهي بود.
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ﴿۲۱۴﴾
فولادوند: و خويشان نزديكت را هشدار ده
مکارم: خويشاوندان نزديكت را انذار كن.
وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۲۱۵﴾
فولادوند: و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كردهاند بال خود را فرو گستر
مکارم: و بال و پر خود را براي مؤ مناني كه از تو پيروي ميكنند بگستر.
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۲۱۶﴾
فولادوند: و اگر تو را نافرمانى كردند بگو من از آنچه مىكنيد بيزارم
مکارم: اگر آنان نافرماني تو كنند، بگو: من از كار شما بيزارم.
وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ﴿۲۱۷﴾
فولادوند: و بر [خداى] عزيز مهربان توكل كن
مکارم: و بر خداوند عزيز و رحيم توكل نما.
الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ ﴿۲۱۸﴾
فولادوند: آن كس كه چون [به نماز] برمىخيزى تو را مىبيند
مکارم: همان كسي كه تو را به هنگامي كه (براي عبادت) بر ميخيزي ميبيند.
وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ ﴿۲۱۹﴾
فولادوند: و حركت تو را در ميان سجدهكنندگان [مىنگرد]
مکارم: و حركت تو را در ميان سجده كنندگان مشاهده ميكند.
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۲۲۰﴾
فولادوند: او همان شنواى داناست
مکارم: او است خداي شنوا و دانا
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ ﴿۲۲۱﴾
فولادوند: آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مىآيند
مکارم: آيا به شما خبر بدهم، شياطين بر چه كسي نازل ميشوند؟
تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿۲۲۲﴾
فولادوند: بر هر دروغزن گناهكارى فرود مىآيند
مکارم: بر هر دروغگوي گنهكار نازل ميگردند.
يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ ﴿۲۲۳﴾
فولادوند: كه [دزدانه] گوش فرا مىدارند و بيشترشان دروغگويند
مکارم: آنها آنچه را ميشنوند (به ديگران) القا ميكنند و اكثرشان دروغگو هستند.
وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿۲۲۴﴾
فولادوند: و شاعران را گمراهان پيروى مىكنند
مکارم: (پيامبر شاعر نيست) شعرا كساني هستند كه گمراهان از آنان پيروي ميكنند!
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿۲۲۵﴾
فولادوند: آيا نديدهاى كه آنان در هر واديى سرگردانند
مکارم: آيا نميبيني آنها در هر وادي سر گردانند.
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿۲۲۶﴾
فولادوند: و آنانند كه چيزهايى مىگويند كه انجام نمىدهند
مکارم: و سخناني ميگويند كه عمل نميكنند!
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ﴿۲۲۷﴾
فولادوند: مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و خدا را بسيار به ياد آورده و پس از آنكه مورد ستم قرار گرفتهاند يارى خواستهاند و كسانى كه ستم كردهاند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت
مکارم: مگر كساني كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام ميدهند و ياد خدا بسيار ميكنند و به هنگامي كه مورد ستم واقع ميشوند به دفاع از خويشتن (و مؤ منان) بر ميخيزند (و از ذوق شعري خود كمك ميگيرند) و بزودي آنها كه ستم كردند ميدانند كه بازگشتشان به كجاست.
۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه
۲۴: النور
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿۱﴾
فولادوند: [اين] سورهاى است كه آن را نازل و آن را فرض گردانيديم و در آن آياتى روشن فرو فرستاديم باشد كه شما پند پذيريد
مکارم: اين سورهاي است كه ما آن را فرو فرستاديم و واجب نموديم، و در آن آيات بينات نازل كرديم، شايد شما متذكر شويد.
الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۲﴾
فولادوند: به هر زن زناكار و مرد زناكارى صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد در [كار] دين خدا نسبت به آن دو دلسوزى نكنيد و بايد گروهى از مؤمنان در كيفر آن دو حضور يابند
مکارم: زن و مرد زناكار را هر يك، صد تازيانه بزنيد، و هرگز در دين خدا رافت (و محبت كاذب) شما را نگيرد اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد، و بايد گروهي از مؤ منان مجازات آنها را مشاهده كنند.
الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿۳﴾
فولادوند: مرد زناكار جز زن زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد و زن زناكار جز مرد زناكار يا مشرك را به زنى نگيرد و بر مؤمنان اين [امر] حرام گرديده است
مکارم: مرد زناكار جز با زن زناكار يا مشرك ازدواج نميكند، و زن زناكار را جز مرد زناكار يا مشرك به ازدواج خود در نميآورد، و اين كار بر مؤ منان تحريم شده است.
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۴﴾
فولادوند: و كسانى كه نسبت زنا به زنان شوهردار مىدهند سپس چهار گواه نمىآورند هشتاد تازيانه به آنان بزنيد و هيچگاه شهادتى از آنها نپذيريد و اينانند كه خود فاسقند
مکارم: و كساني كه زنان پاكدامن را متهم ميكنند سپس چهار شاهد (بر ادعاي خود) نميآورند آنها را هشتاد تازيانه بزنيد، و شهادتشان را هرگز نپذيريد، و آنها فاسقانند.
إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۵﴾
فولادوند: مگر كسانى كه بعد از آن [بهتان] توبه كرده و به صلاح آمده باشند كه خدا البته آمرزنده مهربان است
مکارم: مگر كساني كه بعد از آن توبه كنند و جبران نمايند كه خداوند غفور و رحيم است.
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَاء إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۶﴾
فولادوند: و كسانى كه به همسران خود نسبت زنا مىدهند و جز خودشان گواهانى [ديگر] ندارند هر يك از آنان [بايد] چهار بار به خدا سوگند ياد كند كه او قطعا از راستگويان است
مکارم: كساني كه همسران خود را متهم (به عمل منافي عفت) ميكنند و گواهاني جز خودشان ندارند هر يك از آنها بايد چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد كه از راستگويان است
وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ وَيَدْرَأُ ﴿۷﴾
فولادوند: و [گواهى در دفعه] پنجم اين است كه [شوهر بگويد] لعنتخدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد
مکارم: و در پنجمين بار بگويد: لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد!
عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۸﴾
فولادوند: و از [زن] كيفر ساقط مىشود در صورتى كه چهار بار به خدا سوگند ياد كند كه [شوهر] او جدا از دروغگويان است
مکارم: آن زن نيز ميتواند كيفر (زنا) را از خود دور كند به اين طريق كه چهار بار خدا را به شهادت طلبد كه آن مرد (در اين نسبتي كه به او ميدهد) از دروغگويان است.
وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۹﴾
فولادوند: و [گواهى] پنجم آنكه خشم خدا بر او باد اگر [شوهرش] از راستگويان باشد
مکارم: و در مرتبه پنجم بگويد: غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگويان باشد!
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ ﴿۱۰﴾
فولادوند: و اگر فضل و رحمتخدا بر شما نبود و اينكه خدا توبهپذير سنجيدهكار است [رسوا مىشديد]
مکارم: و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود و اينكه او توبه پذير و حكيم است (بسياري از شما گرفتار مجازات سخت الهي ميشديد).
إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۱﴾
فولادوند: در حقيقت كسانى كه آن بهتان [داستان افك] را [در ميان] آوردند دستهاى از شما بودند آن [تهمت] را شرى براى خود تصور مكنيد بلكه براى شما در آن مصلحتى [بوده] است براى هر مردى از آنان [كه در اين كار دست داشته] همان گناهى است كه مرتكب شده است و آن كس از ايشان كه قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سختخواهد داشت
مکارم: كساني كه آن تهمت عظيم را مطرح كردند گروهي از شما بودند، اما گمان نكنيد اين ماجرا براي شما بد است، بلكه خير شما در آن است، آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهي كه مرتكب شدند دارند، و كسي كه بخش عظيم آن را بر عهده گرفت عذاب عظيمي براي او است.
لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ ﴿۱۲﴾
فولادوند: چرا هنگامى كه آن [بهتان] را شنيديد مردان و زنان مؤمن گمان نيك به خود نبردند و نگفتند اين بهتانى آشكار است
مکارم: چرا هنگامي كه اين (تهمت) را شنيديد مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسي كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند؟ چرا نگفتيد اين يك دروغ بزرگ و آشكار است؟!
لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نياوردند پس چون گواهان [لازم] را نياوردهاند اينانند كه نزد خدا دروغگويانند
مکارم: چرا چهار شاهد براي آن نياوردند؟ اكنون كه چنين گواهاني نياوردند آنها در پيشگاه خدا دروغگويانند.
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۴﴾
فولادوند: و اگر فضل خدا و رحمتش در دنيا و آخرت بر شما نبود قطعا به [سزاى] آنچه در آن به دخالت پرداختيد به شما عذابى بزرگ مىرسيد
مکارم: و اگر فضل و رحمت الهي در دنيا و آخرت نصيب شما نميشد به خاطر اين گناهي كه كرديد عذاب سختي به شما ميرسيد.
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ ﴿۱۵﴾
فولادوند: آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مىگرفتيد و با زبانهاى خود چيزى را كه بدان علم نداشتيد مىگفتيد و مىپنداشتيد كه كارى سهل و ساده است با اينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود
مکارم: بخاطر بياوريد زماني را كه به استقبال اين دروغ بزرگ رفتيد، و اين شايعه را از زبان يكديگر ميگرفتيد، و با دهان خود سخني ميگفتيد كه به آن يقين نداشتيد، و گمان ميكرديد اين مساءله كوچكي است در حالي كه نزد خدا بزرگ است!
وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ ﴿۱۶﴾
فولادوند: و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است
مکارم: چرا هنگامي كه آن را شنيديد نگفتيد براي ما مجاز نيست كه به اين تكلم كنيم ؟ خداوندا منزهي تو، اين بهتان بزرگي است!
يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: خدا اندرزتان مىدهد كه هيچ گاه ديگر مثل آن را اگر مؤمنيد تكرار نكنيد
مکارم: خداوند شما را اندرز ميدهد كه هرگز چنين كاري را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد!
وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۱۸﴾
فولادوند: و خدا براى شما آيات [خود] را بيان مىكند و خدا داناى سنجيدهكار است
مکارم: و خداوند آيات خود را براي شما تبيين ميكند، و خدا عليم و حكيم است.
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آوردهاند شيوع پيدا كند براى آنان در دنيا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست كه] مىداند و شما نمىدانيد
مکارم: كساني كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد عذاب دردناكي براي آنها در دنيا و آخرت است، و خداوند ميداند و شما نميدانيد.
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّه رَؤُوفٌ رَحِيمٌ ﴿۲۰﴾
فولادوند: و اگر فضل و رحمتخدا بر شما نبود و اينكه خدا رئوف و مهربان است [مجازات سختى در انتظارتان بود]
مکارم: و اگر فضل و رحمت الهي شامل حال شما نبود و اينكه خدا مهربان و رحيم است (مجازات سختي دامانتان را فرا ميگرفت).
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۱﴾
فولادوند: اى كسانى كه ايمان آوردهايد پاى از پى گامهاى شيطان منهيد و هر كس پاى بر جاى گامهاى شيطان نهد [بداند كه] او به زشتكارى و ناپسند وامىدارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هيچ كس از شما پاك نمىشد ولى [اين] خداست كه هر كس را بخواهد پاك مىگرداند و خدا[ست كه] شنواى داناست
مکارم: اي كساني كه ايمان آوردهايد از گامهاي شيطان پيروي نكنيد هر كس قدم جاي قدمهاي شيطان بگذارد (گمراهش ميسازد)، چرا كه او امر به فحشاء و منكر ميكند، و اگر فضل و رحمت الهي به سراغ شما نميآمد احدي از شما هرگز پاك نميشد ولي خداوند هر كه را بخواهد تزكيه ميكند و خدا شنوا و دانا است.
وَلَا يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۲۲﴾
فولادوند: و سرمايهداران و فراخدولتان شما نبايد از دادن [مال] به خويشاوندان و تهيدستان و مهاجران راه خدا دريغ ورزند و بايد عفو كنند و گذشت نمايند مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد و خدا آمرزنده مهربان است
مکارم: آنها كه داراي برتري (مالي) و وسعت زندگي هستند نبايد سوگند ياد كنند كه از انفاق نسبت به نزديكان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دريغ نمايند، آنها بايد عفو كنند و صرفنظر نمايند، آيا دوست نميداريد خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند غفور و رحيم است.
إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۲۳﴾
فولادوند: بىگمان كسانى كه به زنان پاكدامن بىخبر [از همه جا] و با ايمان نسبت زنا مىدهند در دنيا و آخرت لعنتشدهاند و براى آنها عذابى سختخواهد بود
مکارم: كساني كه زنان پاكدامن و بيخبر (از هر گونه آلودگي) و مؤ من را متهم ميسازند در دنيا و آخرت از رحمت الهي بدورند، و عذاب بزرگي در انتظارشان است.
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۲۴﴾
فولادوند: در روزى كه زبان و دستها و پاهايشان بر ضد آنان براى آنچه انجام مىدادند شهادت مىدهند
مکارم: در آن روز كه زبانها و دستها و پاهايشان بر ضد آنها به اعمالي كه مرتكب ميشدند گواهي ميدهد.
يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ ﴿۲۵﴾
فولادوند: آن روز خدا جزاى شايسته آنان را به طور كامل مىدهد و خواهند دانست كه خدا همان حقيقت آشكار است
مکارم: در آن روز خداوند جزاي واقعي آنها را بيكم و كاست ميدهد، و ميدانند كه خداوند حق مبين است.
الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿۲۶﴾
فولادوند: زنان پليد براى مردان پليدند و مردان پليد براى زنان پليد و زنان پاك براى مردان پاكند و مردان پاك براى زنان پاك اينان از آنچه در باره ايشان مىگويند بر كنارند براى آنان آمرزش و روزى نيكو خواهد بود
مکارم: زنان خبيث و ناپاك از آن مردان خبيث و ناپاكند! و مردان ناپاك نيز تعلق به زنان ناپاك دارند؛ و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاكند! اينان از نسبتهاي ناروائي كه به آنها داده ميشود مبرا هستند، و براي آنها آمرزش (الهي) و روزي پر ارزش است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿۲۷﴾
فولادوند: اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خانههايى كه خانههاى شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد اين براى شما بهتر است باشد كه پند گيريد
مکارم: اي كساني كه ايمان آوردهايد در خانههائي غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد، اين براي شما بهتر است، شايد متذكر شويد.
فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿۲۸﴾
فولادوند: و اگر كسى را در آن نيافتيد پس داخل آن مشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد برگرديد برگرديد كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مىدهيد داناست
مکارم: و اگر كسي در آن نيافتيد داخل آن نشويد تا به شما اجازه داده شود، و اگر گفته شود بازگرديد، بازگرديد، كه براي شما پاكيزه تر است و خداوند به آنچه انجام ميدهيد آگاه است.
لَّيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: بر شما گناهى نيست كه به خانههاى غيرمسكونى كه در آنها براى شما استفادهاى است داخل شويد و خدا آنچه را آشكار و آنچه را پنهان مىداريد مىداند
مکارم: گناهي بر شما نيست كه وارد خانههاي غير مسكوني بشويد كه در آنجا متاعي متعلق به شما وجود دارد، و خدا آنچه را آشكار ميكنيد يا پنهان ميداريد ميداند.
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ﴿۳۰﴾
فولادوند: به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه اين براى آنان پاكيزهتر است زيرا خدا به آنچه مىكنند آگاه است
مکارم: به مؤ منان بگو چشمهاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و فروج خود را حفظ كنند، اين براي آنها پاكيزه تر است، خداوند از آنچه انجام ميدهيد آگاه است.
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بىنيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكردهاند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونهاى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مىدارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد
مکارم: و به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند، و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمايند، و (اطراف) روسريهاي خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند مگر براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم كيششان يا بردگانشان (كنيزانشان) يا افراد سفيه كه تمايلي به زن ندارند يا كودكاني كه از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند، آنها هنگام راه رفتن پايهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود. (و صداي خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد) و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مؤ منان تا رستگار شويد.
وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿۳۲﴾
فولادوند: بىهمسران خود و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خويش بىنياز خواهد كرد و خدا گشايشگر داناست
مکارم: مردان و زنان بيهمسر را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بينياز ميسازد، خداوند واسع و آگاه است.
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۳۳﴾
فولادوند: و كسانى كه [وسيله] زناشويى نمىيابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بىنياز گرداند و از ميان غلامانتان كسانى كه در صددند با قرارداد كتبى خود را آزاد كنند اگر در آنان خيرى [و توانايى پرداخت مال] مىيابيد قرار بازخريد آنها را بنويسيد و از آن مالى كه خدا به شما داده است به ايشان بدهيد [تا تدريجا خود را آزاد كنند] و كنيزان خود را در صورتى كه تمايل به پاكدامنى دارند براى اينكه متاع زندگى دنيا را بجوييد به زنا وادار مكنيد و هر كس آنان را به زور وادار كند در حقيقتخدا پس از اجبار نمودن ايشان [نسبت به آنها] آمرزنده مهربان است
مکارم: و آنها كه وسيله ازدواج ندارند بايد عفت پيشه كنند تا خداوند آنان را به فضلش بينياز سازد و بردگاني از شما كه تقاضاي مكاتبه (قرار داد مخصوص براي آزاد شدن) را دارند با آنها قرار داد ببنديد، اگر رشد و صلاح در آنها احساس ميكنيد (و بعد از آزادي توانائي زندگي مستقل را دارند) و چيزي از مال خدا كه به شما داده است به آنها بدهيد، و كنيزان خود را براي تحصيل متاع دنيا مجبور به خودفروشي نكنيد اگر آنها ميخواهند پاك بمانند، و هر كس آنها را بر اين كار اكراه كند (سپس پشيمان گردد) خداوند بعد از اين اكراه غفور و رحيم است (توبه كنيد و براي هميشه اين عمل ننگين را ترك گوئيد).
وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿۳۴﴾
فولادوند: و قطعا به سوى شما آياتى روشنگر و خبرى از كسانى كه پيش از شما روزگار به سر بردهاند و موعظهاى براى اهل تقوا فرود آوردهايم
مکارم: ما بر شما آياتي فرستاديم كه حقايق بسياري را تبيين ميكند و اخباري از كساني كه پيش از شما بودند و موعظه و اندرزي براي پرهيزگاران.
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿۳۵﴾
فولادوند: خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشهاى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مىشود نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشى نرسيده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مىكند و اين مثلها را خدا براى مردم مىزند و خدا به هر چيزى داناست
مکارم: خداوند نور آسمانها و زمين است، مثل نور خداوند همانند چراغداني است كه در آن چراغي (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابي قرار گيرد، حبابي شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان، اين چراغ با روغني افروخته ميشود كه از درخت پر بركت زيتوني گرفته شده كه نه شرقي است و نه غربي (آنچنان روغنش صاف و خالص است كه) نزديك است بدون تماس با آتش شعله ور شود، نوري است بر فراز نور، و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت ميكند و خداوند به هر چيزي آگاه است.
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ﴿۳۶﴾
فولادوند: در خانههايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت] آنها رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مىكنند
مکارم: (اين چراغ پر فروغ) در خانههائي قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاي آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد) خانههائي كه نام خدا در آن برده شود و صبح و شام در آن تسبيح گويند.
رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴿۳۷﴾
فولادوند: مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمىدارد و از روزى كه دلها و ديدهها در آن زيرورو مىشود مىهراسند
مکارم: مرداني كه نه تجارت و نه معامله، آنها را از ياد خدا و بر پا داشتن نماز و اداي زكات غافل نميكند، آنها از روزي ميترسند كه دلها و چشمها در آن زير و رو ميشود!
لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿۳۸﴾
فولادوند: تا خدا بهتر از آنچه انجام مىدادند به ايشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بيفزايد و خدا[ست كه] هر كه را بخواهد بىحساب روزى مىدهد
مکارم: هدف اين است كه خداوند آنها را به بهترين اعمالي كه انجام دادهاند پاداش دهد و از فضلش بر پاداش آنها بيفزايد، و خداوند هر كس را بخواهد بيحساب روزي ميدهد (و از مواهب بيانتهاي خويش بهره مند ميسازد).
وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۳۹﴾
فولادوند: و كسانى كه كفر ورزيدند كارهايشان چون سرابى در زمينى هموار است كه تشنه آن را آبى مىپندارد تا چون بدان رسد آن را چيزى نيابد و خدا را نزد خويش يابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زودشمار است
مکارم: و كساني كه كافر شدند اعمالشان همچون سرابي است در يك كوير، كه انسان تشنه آن را از دور آب ميپندارد، اما هنگامي كه به سراغ آن ميآيد چيزي نمييابد! و خدا را نزد آن مييابد و حساب او را صاف ميكند، و خداوند سريع الحساب است!
أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ ﴿۴۰﴾
فولادوند: يا [كارهايشان] مانند تاريكيهايى است كه در دريايى ژرف است كه موجى آن را مىپوشاند [و] روى آن موجى [ديگر] است [و] بالاى آن ابرى است تاريكيهايى است كه بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است هر گاه [غرقه] دستش را بيرون آورد به زحمت آن را مىبيند و خدا به هر كس نورى نداده باشد او را هيچ نورى نخواهد بود
مکارم: يا همچون ظلماتي است در يك درياي پهناور، كه موج آن را پوشانيده، و بر فراز آن موج ديگري است، و بر فراز آن ابري تاريك، ظلمتهائي است يكي بر فراز ديگر آنچنان كه هر گاه دست خود را خارج كند ممكن نيست آن را ببيند! و كسي كه خدا نوري براي او قرار نداده، نوري براي او نيست!
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿۴۱﴾
فولادوند: آيا ندانستهاى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مىگويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشودهاند [تسبيح او مىگويند] همه ستايش و نيايش خود را مىدانند و خدا به آنچه مىكنند داناست
مکارم: آيا نديدي كه براي خدا تسبيح ميكنند تمام آنان كه در آسمانها و زمينند و همچنين پرندگان به هنگامي كه بر فراز آسمان بال گستردهاند، هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را ميداند، و خداوند به آنچه انجام ميدهند عالم است.
وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿۴۲﴾
فولادوند: و فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست و بازگشت [همه] به سوى خداست
مکارم: و از براي خداست حكومت و مالكيت آسمانها و زمين و بازگشت تمامي موجودات به سوي اوست.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ ﴿۴۳﴾
فولادوند: آيا ندانستهاى كه خدا[ست كه] ابر را به آرامى مىراند سپس ميان [اجزاء] آن پيوند مىدهد آنگاه آن را متراكم مىسازد پس دانههاى باران را مىبينى كه از خلال آن بيرون مىآيد و [خداست كه] از آسمان از كوههايى [از ابر يخزده] كه در آنجاست تگرگى فرو مىريزد و هر كه را بخواهد بدان گزند مىرساند و آن را از هر كه بخواهد باز مىدارد نزديك است روشنى برقش چشمها را بب ر د
مکارم: آيا نديدي كه خداوند ابرهايي را به آرامي ميراند، سپس ميان آنها پيوند ميدهد و بعد آن را متراكم ميسازد، در اين حال دانههاي باران را ميبيني كه از آن خارج ميشود، و از آسمان - از كوههائي كه در آنست - دانههاي تگرگ نازل ميكند، و هر كس را بخواهد به وسيله آن زيان ميرساند و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف ميكند، نزديك است درخشندگي برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!
يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ ﴿۴۴﴾
فولادوند: خداست كه شب و روز را با هم جابجا مىكند قطعا در اين [تبديل] براى ديدهوران [درس] عبرتى است
مکارم: خداوند شب و روز را دگرگون ميسازد، و در اين عبرتي است براي صاحبان بصيرت.
وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۴۵﴾
فولادوند: و خداست كه هر جنبندهاى را [ابتدا] از آبى آفريد پس پارهاى از آنها بر روى شكم راه مىروند و پارهاى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه مىروند خدا هر چه بخواهد مىآفريند در حقيقتخدا بر هر چيزى تواناست
مکارم: و خداوند هر جنبندهاي را از آبي آفريد، گروهي از آنها بر شكم خود راه ميروند، و گروهي بر دو پاي خود، و گروهي بر چهار پا راه ميروند، خداوند هر چه را اراده كند ميآفريند، چرا كه خدا بر همه چيز تواناست.
لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۴۶﴾
فولادوند: قطعا آياتى روشنگر فرود آوردهايم و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند
مکارم: ما آيات روشنگري نازل كرديم و خدا هر كه را بخواهد به صراط مستقيم هدايت ميكند.
وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: و مىگويند به خدا و پيامبر [او] گرويديم و اطاعت كرديم آنگاه دستهاى از ايشان پس از اين [اقرار] روى برمىگردانند و آنان مؤمن نيستند
مکارم: آنها ميگويند به خدا و پيامبر ايمان داريم و اطاعت ميكنيم، ولي بعد از اين ادعا گروهي از آنها رويگردان ميشوند، آنها (در حقيقت) مؤ من نيستند.
وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ ﴿۴۸﴾
فولادوند: و چون به سوى خدا و پيامبر او خوانده شوند تا ميان آنان داورى كند بناگاه دستهاى از آنها روى برمىتابند
مکارم: و هنگامي كه از آنها دعوت شود كه به سوي خدا و پيامبرش بيايند تا در ميان آنان داوري كند گروهي از آنها رويگردان ميشوند.
وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ ﴿۴۹﴾
فولادوند: و اگر حق به جانب ايشان باشد به حال اطاعت به سوى او مىآيند
مکارم: ولي اگر (داوري به نفع آنها بوده باشد و) حق داشته باشند با نهايت تسليم به سوي او ميآيند.
أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: آيا در دلهايشان بيمارى استيا شك دارند يا از آن مىترسند كه خدا و فرستادهاش بر آنان ستم ورزند [نه] بلكه خودشان ستمكارند
مکارم: آيا در دلهاي آنها بيماري است ؟ يا شك و ترديد دارند؟ يا ميترسند خدا و رسولش بر آنها ستم كند؟ اما خود اينها ستمگرند!
إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵۱﴾
فولادوند: گفتار مؤمنان وقتى به سوى خدا و پيامبرش خوانده شوند تا ميانشان داورى كند تنها اين است كه مىگويند شنيديم و اطاعت كرديم اينانند كه رستگارند
مکارم: مؤ منان هنگامي كه به سوي خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داوري كند سخنشان تنها اين است كه ميگويند شنيديم و اطاعت كرديم.
وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: و كسى كه خدا و فرستاده او را فرمان برد و از خدا بترسد و از او پروا كند آنانند كه خود كاميابند
مکارم: و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند و از پروردگار بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد آنها رستگارند.
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُل لَّا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: و با سوگندهاى سختخود به خدا سوگند ياد كردند كه اگر به آنان فرمان دهى بى شك [براى جهاد] بيرون خواهند آمد بگو سوگند مخوريد اطاعتى پسنديده [بهتر است] كه خدا به آنچه مىكنيد داناست
مکارم: آنها با نهايت تاءكيد سوگند ياد كردند كه اگر به آنان فرمان دهي (از خانه و اموال خود) بيرون ميروند (و جان در طبق اخلاص گذارده تقديم ميكنند) بگو سوگند ياد نكنيد، شما طاعت خالصانه نشان دهيد كه خداوند به آنچه عمل ميكنيد آگاه است.
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿۵۴﴾
فولادوند: بگو خدا و پيامبر را اطاعت كنيد پس اگر پشت نموديد [بدانيد كه] بر عهده اوست آنچه تكليف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستيد و اگر اطاعتش كنيد راه خواهيد يافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشكار [ماموريتى] نيست
مکارم: بگو اطاعت خدا و اطاعت پيامبرش كنيد، و اگر سرپيچي كنيد پيامبر مسئول اعمال خويش است و شما مسئول اعمال خود، اما اگر از او اطاعت كنيد هدايت خواهيد شد، و بر پيامبر چيزي جز ابلاغ آشكار نيست.
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۵۵﴾
فولادوند: خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد آنانند كه نافرمانند
مکارم: خداوند به كساني كه از شما ايمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند وعده ميدهد كه آنها را قطعا خليفه روي زمين خواهد كرد، همانگونه كه پيشينيان را خلافت روي زمين بخشيد. و دين و آئيني را كه براي آنها پسنديده پا بر جا و ريشه دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل ميكند، آنچنانكه تنها مرا ميپرستند و چيزي را براي من شريك نخواهند ساخت. و كساني كه بعد از آن كافر شوند فاسقند.
وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۵۶﴾
فولادوند: و نماز را برپا كنيد و زكات را بدهيد و پيامبر [خدا] را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد
مکارم: و نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد و رسول (خدا) را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت (او) شويد.
لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۵۷﴾
فولادوند: و مپندار كسانى كه كفر ورزيدند [ما را] در زمين درمانده مىكنند جايگاهشان در آتش است و چه بد بازگشتگاهى است
مکارم: گمان نبر كافران ميتوانند از چنگال مجازات الهي، در زمين فرار كنند، جايگاه آنها آتش است و چه بد جايگاهي است؟!
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۸﴾
فولادوند: اى كسانى كه ايمان آوردهايد قطعا بايد غلام و كنيزهاى شما و كسانى از شما كه به [سن] بلوغ نرسيدهاند سه بار در شبانه روز از شما كسب اجازه كنند پيش از نماز بامداد و نيمروز كه جامههاى خود را بيرون مىآوريد و پس از نماز شامگاهان [اين] سه هنگام برهنگى شماست نه بر شما و نه بر آنان گناهى نيست كه غير از اين [سه هنگام] گرد يكديگر بچرخيد [و با هم معاشرت نماييد] خداوند آيات [خود] را اين گونه براى شما بيان مىكند و خدا داناى سنجيدهكار است
مکارم: اي كساني كه ايمان آوردهايد بايد بردگان شما و همچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيدهاند در سه وقت از شما اجازه بگيرند: قبل از نماز فجر، و در نيمروز هنگامي كه لباسهاي (معمولي) خود را بيرون ميآوريد، و بعد از نماز عشاء، اين سه وقت خصوصي براي شما است، اما بعد از اين سه وقت گناهي بر شما و بر آنها نيست (كه بدون اذن وارد شوند) و بر گرد يكديگر طواف كنيد (و با صفا و صميميت به يكديگر خدمت نمائيد) اينگونه خداوند آيات را براي شما تبيين ميكند و خداوند عالم و حكيم است.
وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۹﴾
فولادوند: و چون كودكان شما به [سن] بلوغ رسيدند بايد از شما كسب اجازه كنند همان گونه كه آنان كه پيش از ايشان بودند كسب اجازه كردند خدا آيات خود را اين گونه براى شما بيان مىدارد و خدا داناى سنجيدهكار است
مکارم: و هنگامي كه اطفال شما به سن بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همانگونه كه اشخاصي كه پيش از آنها بودند اجازه ميگرفتند، اينچنين خداوند آياتش را براي شما تبيين ميكند و خدا عالم و حكيم است.
وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۶۰﴾
فولادوند: و بر زنان از كار افتادهاى كه [ديگر] اميد زناشويى ندارند گناهى نيست كه پوشش خود را كنار نهند [به شرطى كه] زينتى را آشكار نكنند و عفت ورزيدن براى آنها بهتر است و خدا شنواى داناست
مکارم: و زنان از كار افتادهاي كه اميد به ازدواج ندارند گناهي بر آنها نيست كه لباسهاي (روئين) خود را بر زمين بگذارند به شرط اينكه در برابر مردم خود آرائي نكنند و اگر خود را بپوشانند براي آنها بهتر است. و خداوند شنوا و دانا است.
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون ﴿۶۱﴾
فولادوند: بر نابينا و لنگ و بيمار و بر شما ايرادى نيست كه از خانههاى خودتان بخوريد يا از خانههاى پدرانتان يا خانههاى مادرانتان يا خانههاى برادرانتان يا خانههاى خواهرانتان يا خانههاى عموهايتان يا خانههاى عمههايتان يا خانههاى داييهايتان يا خانههاى خالههايتان يا آن [خانههايى] كه كليدهايش را در اختيار داريد يا [خانه] دوستتان [هم چنين] بر شما باكى نيست كه با هم بخوريد يا پراكنده پس چون به خانههايى [كه گفته شد] درآمديد به يكديگر سلام كنيد درودى كه نزد خدا مبارك و خوش استخداوند آيات [خود] را اين گونه براى شما بيان مىكند اميد كه بينديشيد
مکارم: بر نابينا و افراد شل و بيمار گناهي نيست (كه با شما هم غذا شوند) و بر شما نيز گناهي نيست كه از خانههاي خودتان (خانههاي فرزندان يا همسرانتان كه خانه خود شما محسوب ميشود بدون اجازه خاصي) غذا بخوريد، و همچنين خانههاي پدرانتان، يا خانههاي مادرانتان، يا خانههاي برادرانتان، يا خانههاي خواهرانتان يا خانههاي عموهايتان، يا خانههاي عمههايتان، يا خانههاي دائيهايتان، يا خانههاي خالههايتان، يا خانهاي كه كليدش در اختيار شما است، يا خانههاي دوستانتان، بر شما گناهي نيست كه بطور دسته جمعي يا جداگانه غذا بخوريد، و هنگامي كه داخل خانهاي شديد بر خويشتن سلام كنيد، سلام و تحيتي از سوي خداوند، سلام و تحيتي پر بركت و پاكيزه، اينگونه خداوند آيات را براي شما تبيين ميكند شايد انديشه كنيد.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۶۲﴾
فولادوند: جز اين نيست كه مؤمنان كسانىاند كه به خدا و پيامبرش گرويدهاند و هنگامى كه با او بر سر كارى اجتماع كردند تا از وى كسب اجازه نكنند نمىروند در حقيقت كسانى كه از تو كسب اجازه مىكنند آنانند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند پس چون براى برخى از كارهايشان از تو اجازه خواستند به هر كس از آنان كه خواستى اجازه ده و برايشان آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده مهربان است
مکارم: مؤ منان واقعي كساني هستند كه ايمان به خدا و رسولش آوردهاند و هنگامي كه در كار مهمي با او باشند بدون اجازه او بجائي نميروند، كساني كه از تو اجازه ميگيرند آنها براستي ايمان به خدا و پيامبرش آوردهاند، در اين صورت هر گاه از تو براي بعضي از كارهاي مهم خود اجازه بخواهند، هر كس از آنها را ميخواهي (و صلاح ميبيني) اجازه ده، و براي آنها استغفار كن كه خداوند غفور و رحيم است.
لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۶۳﴾
فولادوند: خطاب كردن پيامبر را در ميان خود مانند خطاب كردن بعضى از خودتان به بعضى [ديگر] قرار مدهيد خدا مىداند [چه] كسانى از شما دزدانه [از نزد او] مىگريزند پس كسانى كه از فرمان او تمرد مىكنند بترسند كه مبادا بلايى بديشان رسد يا به عذابى دردناك گرفتار شوند
مکارم: دعوت پيامبر را در ميان خود مانند دعوت بعضي از شما نسبت به بعضي ديگر تلقي نكنيد، خداوند كساني را كه از شما پشت سر ديگران پنهان ميشوند و يكي پس از ديگري فرار ميكند ميداند، آنها كه مخالفت فرمان او ميكنند بايد از اين بترسند كه فتنهاي دامنشان را بگيرد، يا عذاب دردناك به آنها برسد.
أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿۶۴﴾
فولادوند: هشدار كه آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست به يقين آنچه را كه بر آنيد مىداند و روزى كه به سوى او بازگردانيده مىشوند آنان را [از حقيقت] آنچه انجام دادهاند خبر مىدهد و خدا به هر چيزى داناست
مکارم: آگاه باشيد كه براي خدا است آنچه در آسمانها و زمين است، او ميداند آنچه را كه شما بر آن هستيد، و روزي كه به سوي او باز ميگردند آنها را از اعمالي كه انجام دادند آگاه ميسازد، و خدا به هر چيزي آگاه است.
به نام خداوند رحمتگر مهربان
سُورَةٌ أَنزَلْنَاهَا وَفَرَضْنَاهَا وَأَنزَلْنَا فِيهَا آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ لَّعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿۱﴾
فولادوند: [اين] سورهاى است كه آن را نازل و آن را فرض گردانيديم و در آن آياتى روشن فرو فرستاديم باشد كه شما پند پذيريد
مکارم: اين سورهاي است كه ما آن را فرو فرستاديم و واجب نموديم، و در آن آيات بينات نازل كرديم، شايد شما متذكر شويد.
الزَّانِيَةُ وَالزَّانِي فَاجْلِدُوا كُلَّ وَاحِدٍ مِّنْهُمَا مِئَةَ جَلْدَةٍ وَلَا تَأْخُذْكُم بِهِمَا رَأْفَةٌ فِي دِينِ اللَّهِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَلْيَشْهَدْ عَذَابَهُمَا طَائِفَةٌ مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۲﴾
فولادوند: به هر زن زناكار و مرد زناكارى صد تازيانه بزنيد و اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد در [كار] دين خدا نسبت به آن دو دلسوزى نكنيد و بايد گروهى از مؤمنان در كيفر آن دو حضور يابند
مکارم: زن و مرد زناكار را هر يك، صد تازيانه بزنيد، و هرگز در دين خدا رافت (و محبت كاذب) شما را نگيرد اگر به خدا و روز جزا ايمان داريد، و بايد گروهي از مؤ منان مجازات آنها را مشاهده كنند.
الزَّانِي لَا يَنكِحُ إلَّا زَانِيَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِيَةُ لَا يَنكِحُهَا إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرِّمَ ذَلِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ ﴿۳﴾
فولادوند: مرد زناكار جز زن زناكار يا مشرك را به همسرى نگيرد و زن زناكار جز مرد زناكار يا مشرك را به زنى نگيرد و بر مؤمنان اين [امر] حرام گرديده است
مکارم: مرد زناكار جز با زن زناكار يا مشرك ازدواج نميكند، و زن زناكار را جز مرد زناكار يا مشرك به ازدواج خود در نميآورد، و اين كار بر مؤ منان تحريم شده است.
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِينَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۴﴾
فولادوند: و كسانى كه نسبت زنا به زنان شوهردار مىدهند سپس چهار گواه نمىآورند هشتاد تازيانه به آنان بزنيد و هيچگاه شهادتى از آنها نپذيريد و اينانند كه خود فاسقند
مکارم: و كساني كه زنان پاكدامن را متهم ميكنند سپس چهار شاهد (بر ادعاي خود) نميآورند آنها را هشتاد تازيانه بزنيد، و شهادتشان را هرگز نپذيريد، و آنها فاسقانند.
إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۵﴾
فولادوند: مگر كسانى كه بعد از آن [بهتان] توبه كرده و به صلاح آمده باشند كه خدا البته آمرزنده مهربان است
مکارم: مگر كساني كه بعد از آن توبه كنند و جبران نمايند كه خداوند غفور و رحيم است.
وَالَّذِينَ يَرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يَكُن لَّهُمْ شُهَدَاء إِلَّا أَنفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۶﴾
فولادوند: و كسانى كه به همسران خود نسبت زنا مىدهند و جز خودشان گواهانى [ديگر] ندارند هر يك از آنان [بايد] چهار بار به خدا سوگند ياد كند كه او قطعا از راستگويان است
مکارم: كساني كه همسران خود را متهم (به عمل منافي عفت) ميكنند و گواهاني جز خودشان ندارند هر يك از آنها بايد چهار مرتبه به نام خدا شهادت دهد كه از راستگويان است
وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيْهِ إِن كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ وَيَدْرَأُ ﴿۷﴾
فولادوند: و [گواهى در دفعه] پنجم اين است كه [شوهر بگويد] لعنتخدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد
مکارم: و در پنجمين بار بگويد: لعنت خدا بر او باد اگر از دروغگويان باشد!
عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۸﴾
فولادوند: و از [زن] كيفر ساقط مىشود در صورتى كه چهار بار به خدا سوگند ياد كند كه [شوهر] او جدا از دروغگويان است
مکارم: آن زن نيز ميتواند كيفر (زنا) را از خود دور كند به اين طريق كه چهار بار خدا را به شهادت طلبد كه آن مرد (در اين نسبتي كه به او ميدهد) از دروغگويان است.
وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيْهَا إِن كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۹﴾
فولادوند: و [گواهى] پنجم آنكه خشم خدا بر او باد اگر [شوهرش] از راستگويان باشد
مکارم: و در مرتبه پنجم بگويد: غضب خدا بر او باد اگر آن مرد از راستگويان باشد!
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ ﴿۱۰﴾
فولادوند: و اگر فضل و رحمتخدا بر شما نبود و اينكه خدا توبهپذير سنجيدهكار است [رسوا مىشديد]
مکارم: و اگر فضل و رحمت خدا شامل حال شما نبود و اينكه او توبه پذير و حكيم است (بسياري از شما گرفتار مجازات سخت الهي ميشديد).
إِنَّ الَّذِينَ جَاؤُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِّنكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّكُم بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۱﴾
فولادوند: در حقيقت كسانى كه آن بهتان [داستان افك] را [در ميان] آوردند دستهاى از شما بودند آن [تهمت] را شرى براى خود تصور مكنيد بلكه براى شما در آن مصلحتى [بوده] است براى هر مردى از آنان [كه در اين كار دست داشته] همان گناهى است كه مرتكب شده است و آن كس از ايشان كه قسمت عمده آن را به گردن گرفته است عذابى سختخواهد داشت
مکارم: كساني كه آن تهمت عظيم را مطرح كردند گروهي از شما بودند، اما گمان نكنيد اين ماجرا براي شما بد است، بلكه خير شما در آن است، آنها هر كدام سهم خود را از اين گناهي كه مرتكب شدند دارند، و كسي كه بخش عظيم آن را بر عهده گرفت عذاب عظيمي براي او است.
لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَيْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُّبِينٌ ﴿۱۲﴾
فولادوند: چرا هنگامى كه آن [بهتان] را شنيديد مردان و زنان مؤمن گمان نيك به خود نبردند و نگفتند اين بهتانى آشكار است
مکارم: چرا هنگامي كه اين (تهمت) را شنيديد مردان و زنان با ايمان نسبت به خود (و كسي كه همچون خود آنها بود) گمان خير نبردند؟ چرا نگفتيد اين يك دروغ بزرگ و آشكار است؟!
لَوْلَا جَاؤُوا عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِكَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: چرا چهار گواه بر [صحت] آن [بهتان] نياوردند پس چون گواهان [لازم] را نياوردهاند اينانند كه نزد خدا دروغگويانند
مکارم: چرا چهار شاهد براي آن نياوردند؟ اكنون كه چنين گواهاني نياوردند آنها در پيشگاه خدا دروغگويانند.
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۴﴾
فولادوند: و اگر فضل خدا و رحمتش در دنيا و آخرت بر شما نبود قطعا به [سزاى] آنچه در آن به دخالت پرداختيد به شما عذابى بزرگ مىرسيد
مکارم: و اگر فضل و رحمت الهي در دنيا و آخرت نصيب شما نميشد به خاطر اين گناهي كه كرديد عذاب سختي به شما ميرسيد.
إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُم مَّا لَيْسَ لَكُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَيِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِيمٌ ﴿۱۵﴾
فولادوند: آنگاه كه آن [بهتان] را از زبان يكديگر مىگرفتيد و با زبانهاى خود چيزى را كه بدان علم نداشتيد مىگفتيد و مىپنداشتيد كه كارى سهل و ساده است با اينكه آن [امر] نزد خدا بس بزرگ بود
مکارم: بخاطر بياوريد زماني را كه به استقبال اين دروغ بزرگ رفتيد، و اين شايعه را از زبان يكديگر ميگرفتيد، و با دهان خود سخني ميگفتيد كه به آن يقين نداشتيد، و گمان ميكرديد اين مساءله كوچكي است در حالي كه نزد خدا بزرگ است!
وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا يَكُونُ لَنَا أَن نَّتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ ﴿۱۶﴾
فولادوند: و [گر نه] چرا وقتى آن را شنيديد نگفتيد براى ما سزاوار نيست كه در اين [موضوع] سخن گوييم [خداوندا] تو منزهى اين بهتانى بزرگ است
مکارم: چرا هنگامي كه آن را شنيديد نگفتيد براي ما مجاز نيست كه به اين تكلم كنيم ؟ خداوندا منزهي تو، اين بهتان بزرگي است!
يَعِظُكُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: خدا اندرزتان مىدهد كه هيچ گاه ديگر مثل آن را اگر مؤمنيد تكرار نكنيد
مکارم: خداوند شما را اندرز ميدهد كه هرگز چنين كاري را تكرار نكنيد اگر ايمان داريد!
وَيُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۱۸﴾
فولادوند: و خدا براى شما آيات [خود] را بيان مىكند و خدا داناى سنجيدهكار است
مکارم: و خداوند آيات خود را براي شما تبيين ميكند، و خدا عليم و حكيم است.
إِنَّ الَّذِينَ يُحِبُّونَ أَن تَشِيعَ الْفَاحِشَةُ فِي الَّذِينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: كسانى كه دوست دارند كه زشتكارى در ميان آنان كه ايمان آوردهاند شيوع پيدا كند براى آنان در دنيا و آخرت عذابى پر درد خواهد بود و خدا[ست كه] مىداند و شما نمىدانيد
مکارم: كساني كه دوست دارند زشتيها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد عذاب دردناكي براي آنها در دنيا و آخرت است، و خداوند ميداند و شما نميدانيد.
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّه رَؤُوفٌ رَحِيمٌ ﴿۲۰﴾
فولادوند: و اگر فضل و رحمتخدا بر شما نبود و اينكه خدا رئوف و مهربان است [مجازات سختى در انتظارتان بود]
مکارم: و اگر فضل و رحمت الهي شامل حال شما نبود و اينكه خدا مهربان و رحيم است (مجازات سختي دامانتان را فرا ميگرفت).
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَرَحْمَتُهُ مَا زَكَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ أَبَدًا وَلَكِنَّ اللَّهَ يُزَكِّي مَن يَشَاءُ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۲۱﴾
فولادوند: اى كسانى كه ايمان آوردهايد پاى از پى گامهاى شيطان منهيد و هر كس پاى بر جاى گامهاى شيطان نهد [بداند كه] او به زشتكارى و ناپسند وامىدارد و اگر فضل خدا و رحمتش بر شما نبود هرگز هيچ كس از شما پاك نمىشد ولى [اين] خداست كه هر كس را بخواهد پاك مىگرداند و خدا[ست كه] شنواى داناست
مکارم: اي كساني كه ايمان آوردهايد از گامهاي شيطان پيروي نكنيد هر كس قدم جاي قدمهاي شيطان بگذارد (گمراهش ميسازد)، چرا كه او امر به فحشاء و منكر ميكند، و اگر فضل و رحمت الهي به سراغ شما نميآمد احدي از شما هرگز پاك نميشد ولي خداوند هر كه را بخواهد تزكيه ميكند و خدا شنوا و دانا است.
وَلَا يَأْتَلِ أُوْلُوا الْفَضْلِ مِنكُمْ وَالسَّعَةِ أَن يُؤْتُوا أُوْلِي الْقُرْبَى وَالْمَسَاكِينَ وَالْمُهَاجِرِينَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلْيَعْفُوا وَلْيَصْفَحُوا أَلَا تُحِبُّونَ أَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۲۲﴾
فولادوند: و سرمايهداران و فراخدولتان شما نبايد از دادن [مال] به خويشاوندان و تهيدستان و مهاجران راه خدا دريغ ورزند و بايد عفو كنند و گذشت نمايند مگر دوست نداريد كه خدا بر شما ببخشايد و خدا آمرزنده مهربان است
مکارم: آنها كه داراي برتري (مالي) و وسعت زندگي هستند نبايد سوگند ياد كنند كه از انفاق نسبت به نزديكان و مستمندان و مهاجران در راه خدا دريغ نمايند، آنها بايد عفو كنند و صرفنظر نمايند، آيا دوست نميداريد خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند غفور و رحيم است.
إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۲۳﴾
فولادوند: بىگمان كسانى كه به زنان پاكدامن بىخبر [از همه جا] و با ايمان نسبت زنا مىدهند در دنيا و آخرت لعنتشدهاند و براى آنها عذابى سختخواهد بود
مکارم: كساني كه زنان پاكدامن و بيخبر (از هر گونه آلودگي) و مؤ من را متهم ميسازند در دنيا و آخرت از رحمت الهي بدورند، و عذاب بزرگي در انتظارشان است.
يَوْمَ تَشْهَدُ عَلَيْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۲۴﴾
فولادوند: در روزى كه زبان و دستها و پاهايشان بر ضد آنان براى آنچه انجام مىدادند شهادت مىدهند
مکارم: در آن روز كه زبانها و دستها و پاهايشان بر ضد آنها به اعمالي كه مرتكب ميشدند گواهي ميدهد.
يَوْمَئِذٍ يُوَفِّيهِمُ اللَّهُ دِينَهُمُ الْحَقَّ وَيَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِينُ ﴿۲۵﴾
فولادوند: آن روز خدا جزاى شايسته آنان را به طور كامل مىدهد و خواهند دانست كه خدا همان حقيقت آشكار است
مکارم: در آن روز خداوند جزاي واقعي آنها را بيكم و كاست ميدهد، و ميدانند كه خداوند حق مبين است.
الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿۲۶﴾
فولادوند: زنان پليد براى مردان پليدند و مردان پليد براى زنان پليد و زنان پاك براى مردان پاكند و مردان پاك براى زنان پاك اينان از آنچه در باره ايشان مىگويند بر كنارند براى آنان آمرزش و روزى نيكو خواهد بود
مکارم: زنان خبيث و ناپاك از آن مردان خبيث و ناپاكند! و مردان ناپاك نيز تعلق به زنان ناپاك دارند؛ و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاكند! اينان از نسبتهاي ناروائي كه به آنها داده ميشود مبرا هستند، و براي آنها آمرزش (الهي) و روزي پر ارزش است.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ بُيُوتِكُمْ حَتَّى تَسْتَأْنِسُوا وَتُسَلِّمُوا عَلَى أَهْلِهَا ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿۲۷﴾
فولادوند: اى كسانى كه ايمان آوردهايد به خانههايى كه خانههاى شما نيست داخل مشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن سلام گوييد اين براى شما بهتر است باشد كه پند گيريد
مکارم: اي كساني كه ايمان آوردهايد در خانههائي غير از خانه خود وارد نشويد تا اجازه بگيريد و بر اهل آن خانه سلام كنيد، اين براي شما بهتر است، شايد متذكر شويد.
فَإِن لَّمْ تَجِدُوا فِيهَا أَحَدًا فَلَا تَدْخُلُوهَا حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَإِن قِيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكَى لَكُمْ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿۲۸﴾
فولادوند: و اگر كسى را در آن نيافتيد پس داخل آن مشويد تا به شما اجازه داده شود و اگر به شما گفته شد برگرديد برگرديد كه آن براى شما سزاوارتر است و خدا به آنچه انجام مىدهيد داناست
مکارم: و اگر كسي در آن نيافتيد داخل آن نشويد تا به شما اجازه داده شود، و اگر گفته شود بازگرديد، بازگرديد، كه براي شما پاكيزه تر است و خداوند به آنچه انجام ميدهيد آگاه است.
لَّيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَدْخُلُوا بُيُوتًا غَيْرَ مَسْكُونَةٍ فِيهَا مَتَاعٌ لَّكُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا تَكْتُمُونَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: بر شما گناهى نيست كه به خانههاى غيرمسكونى كه در آنها براى شما استفادهاى است داخل شويد و خدا آنچه را آشكار و آنچه را پنهان مىداريد مىداند
مکارم: گناهي بر شما نيست كه وارد خانههاي غير مسكوني بشويد كه در آنجا متاعي متعلق به شما وجود دارد، و خدا آنچه را آشكار ميكنيد يا پنهان ميداريد ميداند.
قُل لِّلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ ﴿۳۰﴾
فولادوند: به مردان با ايمان بگو ديده فرو نهند و پاكدامنى ورزند كه اين براى آنان پاكيزهتر است زيرا خدا به آنچه مىكنند آگاه است
مکارم: به مؤ منان بگو چشمهاي خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گيرند، و فروج خود را حفظ كنند، اين براي آنها پاكيزه تر است، خداوند از آنچه انجام ميدهيد آگاه است.
وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُوْلِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِن زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: و به زنان با ايمان بگو ديدگان خود را [از هر نامحرمى] فرو بندند و پاكدامنى ورزند و زيورهاى خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعا از آن پيداست و بايد روسرى خود را بر سينه خويش [فرو] اندازند و زيورهايشان را جز براى شوهرانشان يا پدرانشان يا پدران شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران شوهرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان يا پسران خواهرانشان يا زنان [همكيش] خود يا كنيزانشان يا خدمتكاران مرد كه [از زن] بىنيازند يا كودكانى كه بر عورتهاى زنان وقوف حاصل نكردهاند آشكار نكنند و پاهاى خود را [به گونهاى به زمين] نكوبند تا آنچه از زينتشان نهفته مىدارند معلوم گردد اى مؤمنان همگى [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنيد اميد كه رستگار شويد
مکارم: و به زنان با ايمان بگو چشمهاي خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گيرند، و دامان خويش را حفظ كنند، و زينت خود را جز آن مقدار كه ظاهر است آشكار ننمايند، و (اطراف) روسريهاي خود را بر سينه خود افكنند (تا گردن و سينه با آن پوشانده شود) و زينت خود را آشكار نسازند مگر براي شوهرانشان يا پدرانشان يا پدر شوهرانشان يا پسرانشان يا پسران همسرانشان يا برادرانشان يا پسران برادرانشان، يا پسران خواهرانشان، يا زنان هم كيششان يا بردگانشان (كنيزانشان) يا افراد سفيه كه تمايلي به زن ندارند يا كودكاني كه از امور جنسي مربوط به زنان آگاه نيستند، آنها هنگام راه رفتن پايهاي خود را به زمين نزنند تا زينت پنهانيشان دانسته شود. (و صداي خلخال كه بر پا دارند به گوش رسد) و همگي به سوي خدا بازگرديد اي مؤ منان تا رستگار شويد.
وَأَنكِحُوا الْأَيَامَى مِنكُمْ وَالصَّالِحِينَ مِنْ عِبَادِكُمْ وَإِمَائِكُمْ إِن يَكُونُوا فُقَرَاء يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ﴿۳۲﴾
فولادوند: بىهمسران خود و غلامان و كنيزان درستكارتان را همسر دهيد اگر تنگدستند خداوند آنان را از فضل خويش بىنياز خواهد كرد و خدا گشايشگر داناست
مکارم: مردان و زنان بيهمسر را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بينياز ميسازد، خداوند واسع و آگاه است.
وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمْ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ وَالَّذِينَ يَبْتَغُونَ الْكِتَابَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًا وَآتُوهُم مِّن مَّالِ اللَّهِ الَّذِي آتَاكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا فَتَيَاتِكُمْ عَلَى الْبِغَاء إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًا لِّتَبْتَغُوا عَرَضَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ اللَّهَ مِن بَعْدِ إِكْرَاهِهِنَّ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۳۳﴾
فولادوند: و كسانى كه [وسيله] زناشويى نمىيابند بايد عفت ورزند تا خدا آنان را از فضل خويش بىنياز گرداند و از ميان غلامانتان كسانى كه در صددند با قرارداد كتبى خود را آزاد كنند اگر در آنان خيرى [و توانايى پرداخت مال] مىيابيد قرار بازخريد آنها را بنويسيد و از آن مالى كه خدا به شما داده است به ايشان بدهيد [تا تدريجا خود را آزاد كنند] و كنيزان خود را در صورتى كه تمايل به پاكدامنى دارند براى اينكه متاع زندگى دنيا را بجوييد به زنا وادار مكنيد و هر كس آنان را به زور وادار كند در حقيقتخدا پس از اجبار نمودن ايشان [نسبت به آنها] آمرزنده مهربان است
مکارم: و آنها كه وسيله ازدواج ندارند بايد عفت پيشه كنند تا خداوند آنان را به فضلش بينياز سازد و بردگاني از شما كه تقاضاي مكاتبه (قرار داد مخصوص براي آزاد شدن) را دارند با آنها قرار داد ببنديد، اگر رشد و صلاح در آنها احساس ميكنيد (و بعد از آزادي توانائي زندگي مستقل را دارند) و چيزي از مال خدا كه به شما داده است به آنها بدهيد، و كنيزان خود را براي تحصيل متاع دنيا مجبور به خودفروشي نكنيد اگر آنها ميخواهند پاك بمانند، و هر كس آنها را بر اين كار اكراه كند (سپس پشيمان گردد) خداوند بعد از اين اكراه غفور و رحيم است (توبه كنيد و براي هميشه اين عمل ننگين را ترك گوئيد).
وَلَقَدْ أَنزَلْنَا إِلَيْكُمْ آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَمَثَلًا مِّنَ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُمْ وَمَوْعِظَةً لِّلْمُتَّقِينَ ﴿۳۴﴾
فولادوند: و قطعا به سوى شما آياتى روشنگر و خبرى از كسانى كه پيش از شما روزگار به سر بردهاند و موعظهاى براى اهل تقوا فرود آوردهايم
مکارم: ما بر شما آياتي فرستاديم كه حقايق بسياري را تبيين ميكند و اخباري از كساني كه پيش از شما بودند و موعظه و اندرزي براي پرهيزگاران.
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَكَةٍ زَيْتُونِةٍ لَّا شَرْقِيَّةٍ وَلَا غَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَن يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿۳۵﴾
فولادوند: خدا نور آسمانها و زمين است مثل نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى و آن چراغ در شيشهاى است آن شيشه گويى اخترى درخشان است كه از درخت خجسته زيتونى كه نه شرقى است و نه غربى افروخته مىشود نزديك است كه روغنش هر چند بدان آتشى نرسيده باشد روشنى بخشد روشنى بر روى روشنى است خدا هر كه را بخواهد با نور خويش هدايت مىكند و اين مثلها را خدا براى مردم مىزند و خدا به هر چيزى داناست
مکارم: خداوند نور آسمانها و زمين است، مثل نور خداوند همانند چراغداني است كه در آن چراغي (پر فروغ) باشد، آن چراغ در حبابي قرار گيرد، حبابي شفاف و درخشنده همچون يك ستاره فروزان، اين چراغ با روغني افروخته ميشود كه از درخت پر بركت زيتوني گرفته شده كه نه شرقي است و نه غربي (آنچنان روغنش صاف و خالص است كه) نزديك است بدون تماس با آتش شعله ور شود، نوري است بر فراز نور، و خدا هر كس را بخواهد به نور خود هدايت ميكند و خداوند به هر چيزي آگاه است.
فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ ﴿۳۶﴾
فولادوند: در خانههايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت] آنها رفعت يابد و نامش در آنها ياد شود در آن [خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش مىكنند
مکارم: (اين چراغ پر فروغ) در خانههائي قرار دارد كه خداوند اذن فرموده ديوارهاي آن را بالا برند (تا از دستبرد شياطين و هوسبازان در امان باشد) خانههائي كه نام خدا در آن برده شود و صبح و شام در آن تسبيح گويند.
رِجَالٌ لَّا تُلْهِيهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلَاةِ وَإِيتَاء الزَّكَاةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ ﴿۳۷﴾
فولادوند: مردانى كه نه تجارت و نه داد و ستدى آنان را از ياد خدا و برپا داشتن نماز و دادن زكات به خود مشغول نمىدارد و از روزى كه دلها و ديدهها در آن زيرورو مىشود مىهراسند
مکارم: مرداني كه نه تجارت و نه معامله، آنها را از ياد خدا و بر پا داشتن نماز و اداي زكات غافل نميكند، آنها از روزي ميترسند كه دلها و چشمها در آن زير و رو ميشود!
لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَيَزِيدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿۳۸﴾
فولادوند: تا خدا بهتر از آنچه انجام مىدادند به ايشان جزا دهد و از فضل خود بر آنان بيفزايد و خدا[ست كه] هر كه را بخواهد بىحساب روزى مىدهد
مکارم: هدف اين است كه خداوند آنها را به بهترين اعمالي كه انجام دادهاند پاداش دهد و از فضلش بر پاداش آنها بيفزايد، و خداوند هر كس را بخواهد بيحساب روزي ميدهد (و از مواهب بيانتهاي خويش بهره مند ميسازد).
وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ بِقِيعَةٍ يَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاء حَتَّى إِذَا جَاءهُ لَمْ يَجِدْهُ شَيْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِندَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۳۹﴾
فولادوند: و كسانى كه كفر ورزيدند كارهايشان چون سرابى در زمينى هموار است كه تشنه آن را آبى مىپندارد تا چون بدان رسد آن را چيزى نيابد و خدا را نزد خويش يابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زودشمار است
مکارم: و كساني كه كافر شدند اعمالشان همچون سرابي است در يك كوير، كه انسان تشنه آن را از دور آب ميپندارد، اما هنگامي كه به سراغ آن ميآيد چيزي نمييابد! و خدا را نزد آن مييابد و حساب او را صاف ميكند، و خداوند سريع الحساب است!
أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِي بَحْرٍ لُّجِّيٍّ يَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ يَدَهُ لَمْ يَكَدْ يَرَاهَا وَمَن لَّمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ ﴿۴۰﴾
فولادوند: يا [كارهايشان] مانند تاريكيهايى است كه در دريايى ژرف است كه موجى آن را مىپوشاند [و] روى آن موجى [ديگر] است [و] بالاى آن ابرى است تاريكيهايى است كه بعضى بر روى بعضى قرار گرفته است هر گاه [غرقه] دستش را بيرون آورد به زحمت آن را مىبيند و خدا به هر كس نورى نداده باشد او را هيچ نورى نخواهد بود
مکارم: يا همچون ظلماتي است در يك درياي پهناور، كه موج آن را پوشانيده، و بر فراز آن موج ديگري است، و بر فراز آن ابري تاريك، ظلمتهائي است يكي بر فراز ديگر آنچنان كه هر گاه دست خود را خارج كند ممكن نيست آن را ببيند! و كسي كه خدا نوري براي او قرار نداده، نوري براي او نيست!
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُسَبِّحُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّيْرُ صَافَّاتٍ كُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِيحَهُ وَاللَّهُ عَلِيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ﴿۴۱﴾
فولادوند: آيا ندانستهاى كه هر كه [و هر چه] در آسمانها و زمين است براى خدا تسبيح مىگويند و پرندگان [نيز] در حالى كه در آسمان پر گشودهاند [تسبيح او مىگويند] همه ستايش و نيايش خود را مىدانند و خدا به آنچه مىكنند داناست
مکارم: آيا نديدي كه براي خدا تسبيح ميكنند تمام آنان كه در آسمانها و زمينند و همچنين پرندگان به هنگامي كه بر فراز آسمان بال گستردهاند، هر يك از آنها نماز و تسبيح خود را ميداند، و خداوند به آنچه انجام ميدهند عالم است.
وَلِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ ﴿۴۲﴾
فولادوند: و فرمانروايى آسمانها و زمين از آن خداست و بازگشت [همه] به سوى خداست
مکارم: و از براي خداست حكومت و مالكيت آسمانها و زمين و بازگشت تمامي موجودات به سوي اوست.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجِي سَحَابًا ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاءِ مِن جِبَالٍ فِيهَا مِن بَرَدٍ فَيُصِيبُ بِهِ مَن يَشَاءُ وَيَصْرِفُهُ عَن مَّن يَشَاءُ يَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ ﴿۴۳﴾
فولادوند: آيا ندانستهاى كه خدا[ست كه] ابر را به آرامى مىراند سپس ميان [اجزاء] آن پيوند مىدهد آنگاه آن را متراكم مىسازد پس دانههاى باران را مىبينى كه از خلال آن بيرون مىآيد و [خداست كه] از آسمان از كوههايى [از ابر يخزده] كه در آنجاست تگرگى فرو مىريزد و هر كه را بخواهد بدان گزند مىرساند و آن را از هر كه بخواهد باز مىدارد نزديك است روشنى برقش چشمها را بب ر د
مکارم: آيا نديدي كه خداوند ابرهايي را به آرامي ميراند، سپس ميان آنها پيوند ميدهد و بعد آن را متراكم ميسازد، در اين حال دانههاي باران را ميبيني كه از آن خارج ميشود، و از آسمان - از كوههائي كه در آنست - دانههاي تگرگ نازل ميكند، و هر كس را بخواهد به وسيله آن زيان ميرساند و از هر كس بخواهد اين زيان را برطرف ميكند، نزديك است درخشندگي برق آن (ابرها) چشمها را ببرد!
يُقَلِّبُ اللَّهُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَعِبْرَةً لِّأُوْلِي الْأَبْصَارِ ﴿۴۴﴾
فولادوند: خداست كه شب و روز را با هم جابجا مىكند قطعا در اين [تبديل] براى ديدهوران [درس] عبرتى است
مکارم: خداوند شب و روز را دگرگون ميسازد، و در اين عبرتي است براي صاحبان بصيرت.
وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاء فَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى بَطْنِهِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى رِجْلَيْنِ وَمِنْهُم مَّن يَمْشِي عَلَى أَرْبَعٍ يَخْلُقُ اللَّهُ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۴۵﴾
فولادوند: و خداست كه هر جنبندهاى را [ابتدا] از آبى آفريد پس پارهاى از آنها بر روى شكم راه مىروند و پارهاى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار [پا] راه مىروند خدا هر چه بخواهد مىآفريند در حقيقتخدا بر هر چيزى تواناست
مکارم: و خداوند هر جنبندهاي را از آبي آفريد، گروهي از آنها بر شكم خود راه ميروند، و گروهي بر دو پاي خود، و گروهي بر چهار پا راه ميروند، خداوند هر چه را اراده كند ميآفريند، چرا كه خدا بر همه چيز تواناست.
لَقَدْ أَنزَلْنَا آيَاتٍ مُّبَيِّنَاتٍ وَاللَّهُ يَهْدِي مَن يَشَاءُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۴۶﴾
فولادوند: قطعا آياتى روشنگر فرود آوردهايم و خدا هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند
مکارم: ما آيات روشنگري نازل كرديم و خدا هر كه را بخواهد به صراط مستقيم هدايت ميكند.
وَيَقُولُونَ آمَنَّا بِاللَّهِ وَبِالرَّسُولِ وَأَطَعْنَا ثُمَّ يَتَوَلَّى فَرِيقٌ مِّنْهُم مِّن بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُوْلَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: و مىگويند به خدا و پيامبر [او] گرويديم و اطاعت كرديم آنگاه دستهاى از ايشان پس از اين [اقرار] روى برمىگردانند و آنان مؤمن نيستند
مکارم: آنها ميگويند به خدا و پيامبر ايمان داريم و اطاعت ميكنيم، ولي بعد از اين ادعا گروهي از آنها رويگردان ميشوند، آنها (در حقيقت) مؤ من نيستند.
وَإِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنْهُم مُّعْرِضُونَ ﴿۴۸﴾
فولادوند: و چون به سوى خدا و پيامبر او خوانده شوند تا ميان آنان داورى كند بناگاه دستهاى از آنها روى برمىتابند
مکارم: و هنگامي كه از آنها دعوت شود كه به سوي خدا و پيامبرش بيايند تا در ميان آنان داوري كند گروهي از آنها رويگردان ميشوند.
وَإِن يَكُن لَّهُمُ الْحَقُّ يَأْتُوا إِلَيْهِ مُذْعِنِينَ ﴿۴۹﴾
فولادوند: و اگر حق به جانب ايشان باشد به حال اطاعت به سوى او مىآيند
مکارم: ولي اگر (داوري به نفع آنها بوده باشد و) حق داشته باشند با نهايت تسليم به سوي او ميآيند.
أَفِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ أَمِ ارْتَابُوا أَمْ يَخَافُونَ أَن يَحِيفَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ وَرَسُولُهُ بَلْ أُوْلَئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: آيا در دلهايشان بيمارى استيا شك دارند يا از آن مىترسند كه خدا و فرستادهاش بر آنان ستم ورزند [نه] بلكه خودشان ستمكارند
مکارم: آيا در دلهاي آنها بيماري است ؟ يا شك و ترديد دارند؟ يا ميترسند خدا و رسولش بر آنها ستم كند؟ اما خود اينها ستمگرند!
إِنَّمَا كَانَ قَوْلَ الْمُؤْمِنِينَ إِذَا دُعُوا إِلَى اللَّهِ وَرَسُولِهِ لِيَحْكُمَ بَيْنَهُمْ أَن يَقُولُوا سَمِعْنَا وَأَطَعْنَا وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ ﴿۵۱﴾
فولادوند: گفتار مؤمنان وقتى به سوى خدا و پيامبرش خوانده شوند تا ميانشان داورى كند تنها اين است كه مىگويند شنيديم و اطاعت كرديم اينانند كه رستگارند
مکارم: مؤ منان هنگامي كه به سوي خدا و رسولش دعوت شوند تا ميان آنان داوري كند سخنشان تنها اين است كه ميگويند شنيديم و اطاعت كرديم.
وَمَن يُطِعِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَيَخْشَ اللَّهَ وَيَتَّقْهِ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: و كسى كه خدا و فرستاده او را فرمان برد و از خدا بترسد و از او پروا كند آنانند كه خود كاميابند
مکارم: و هر كس خدا و پيامبرش را اطاعت كند و از پروردگار بترسد و از مخالفت فرمانش بپرهيزد آنها رستگارند.
وَأَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لَئِنْ أَمَرْتَهُمْ لَيَخْرُجُنَّ قُل لَّا تُقْسِمُوا طَاعَةٌ مَّعْرُوفَةٌ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: و با سوگندهاى سختخود به خدا سوگند ياد كردند كه اگر به آنان فرمان دهى بى شك [براى جهاد] بيرون خواهند آمد بگو سوگند مخوريد اطاعتى پسنديده [بهتر است] كه خدا به آنچه مىكنيد داناست
مکارم: آنها با نهايت تاءكيد سوگند ياد كردند كه اگر به آنان فرمان دهي (از خانه و اموال خود) بيرون ميروند (و جان در طبق اخلاص گذارده تقديم ميكنند) بگو سوگند ياد نكنيد، شما طاعت خالصانه نشان دهيد كه خداوند به آنچه عمل ميكنيد آگاه است.
قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِن تَوَلَّوا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُم مَّا حُمِّلْتُمْ وَإِن تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ ﴿۵۴﴾
فولادوند: بگو خدا و پيامبر را اطاعت كنيد پس اگر پشت نموديد [بدانيد كه] بر عهده اوست آنچه تكليف شده و بر عهده شماست آنچه موظف هستيد و اگر اطاعتش كنيد راه خواهيد يافت و بر فرستاده [خدا] جز ابلاغ آشكار [ماموريتى] نيست
مکارم: بگو اطاعت خدا و اطاعت پيامبرش كنيد، و اگر سرپيچي كنيد پيامبر مسئول اعمال خويش است و شما مسئول اعمال خود، اما اگر از او اطاعت كنيد هدايت خواهيد شد، و بر پيامبر چيزي جز ابلاغ آشكار نيست.
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُم مِّن بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْنًا يَعْبُدُونَنِي لَا يُشْرِكُونَ بِي شَيْئًا وَمَن كَفَرَ بَعْدَ ذَلِكَ فَأُوْلَئِكَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿۵۵﴾
فولادوند: خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند و چيزى را با من شريك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد آنانند كه نافرمانند
مکارم: خداوند به كساني كه از شما ايمان آوردهاند و اعمال صالح انجام دادهاند وعده ميدهد كه آنها را قطعا خليفه روي زمين خواهد كرد، همانگونه كه پيشينيان را خلافت روي زمين بخشيد. و دين و آئيني را كه براي آنها پسنديده پا بر جا و ريشه دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل ميكند، آنچنانكه تنها مرا ميپرستند و چيزي را براي من شريك نخواهند ساخت. و كساني كه بعد از آن كافر شوند فاسقند.
وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ ﴿۵۶﴾
فولادوند: و نماز را برپا كنيد و زكات را بدهيد و پيامبر [خدا] را فرمان بريد تا مورد رحمت قرار گيريد
مکارم: و نماز را بر پا داريد و زكات را بدهيد و رسول (خدا) را اطاعت كنيد تا مشمول رحمت (او) شويد.
لَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا مُعْجِزِينَ فِي الْأَرْضِ وَمَأْوَاهُمُ النَّارُ وَلَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۵۷﴾
فولادوند: و مپندار كسانى كه كفر ورزيدند [ما را] در زمين درمانده مىكنند جايگاهشان در آتش است و چه بد بازگشتگاهى است
مکارم: گمان نبر كافران ميتوانند از چنگال مجازات الهي، در زمين فرار كنند، جايگاه آنها آتش است و چه بد جايگاهي است؟!
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لِيَسْتَأْذِنكُمُ الَّذِينَ مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ وَالَّذِينَ لَمْ يَبْلُغُوا الْحُلُمَ مِنكُمْ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ مِن قَبْلِ صَلَاةِ الْفَجْرِ وَحِينَ تَضَعُونَ ثِيَابَكُم مِّنَ الظَّهِيرَةِ وَمِن بَعْدِ صَلَاةِ الْعِشَاء ثَلَاثُ عَوْرَاتٍ لَّكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ وَلَا عَلَيْهِمْ جُنَاحٌ بَعْدَهُنَّ طَوَّافُونَ عَلَيْكُم بَعْضُكُمْ عَلَى بَعْضٍ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۸﴾
فولادوند: اى كسانى كه ايمان آوردهايد قطعا بايد غلام و كنيزهاى شما و كسانى از شما كه به [سن] بلوغ نرسيدهاند سه بار در شبانه روز از شما كسب اجازه كنند پيش از نماز بامداد و نيمروز كه جامههاى خود را بيرون مىآوريد و پس از نماز شامگاهان [اين] سه هنگام برهنگى شماست نه بر شما و نه بر آنان گناهى نيست كه غير از اين [سه هنگام] گرد يكديگر بچرخيد [و با هم معاشرت نماييد] خداوند آيات [خود] را اين گونه براى شما بيان مىكند و خدا داناى سنجيدهكار است
مکارم: اي كساني كه ايمان آوردهايد بايد بردگان شما و همچنين كودكانتان كه به حد بلوغ نرسيدهاند در سه وقت از شما اجازه بگيرند: قبل از نماز فجر، و در نيمروز هنگامي كه لباسهاي (معمولي) خود را بيرون ميآوريد، و بعد از نماز عشاء، اين سه وقت خصوصي براي شما است، اما بعد از اين سه وقت گناهي بر شما و بر آنها نيست (كه بدون اذن وارد شوند) و بر گرد يكديگر طواف كنيد (و با صفا و صميميت به يكديگر خدمت نمائيد) اينگونه خداوند آيات را براي شما تبيين ميكند و خداوند عالم و حكيم است.
وَإِذَا بَلَغَ الْأَطْفَالُ مِنكُمُ الْحُلُمَ فَلْيَسْتَأْذِنُوا كَمَا اسْتَأْذَنَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمْ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۹﴾
فولادوند: و چون كودكان شما به [سن] بلوغ رسيدند بايد از شما كسب اجازه كنند همان گونه كه آنان كه پيش از ايشان بودند كسب اجازه كردند خدا آيات خود را اين گونه براى شما بيان مىدارد و خدا داناى سنجيدهكار است
مکارم: و هنگامي كه اطفال شما به سن بلوغ رسند بايد اجازه بگيرند، همانگونه كه اشخاصي كه پيش از آنها بودند اجازه ميگرفتند، اينچنين خداوند آياتش را براي شما تبيين ميكند و خدا عالم و حكيم است.
وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿۶۰﴾
فولادوند: و بر زنان از كار افتادهاى كه [ديگر] اميد زناشويى ندارند گناهى نيست كه پوشش خود را كنار نهند [به شرطى كه] زينتى را آشكار نكنند و عفت ورزيدن براى آنها بهتر است و خدا شنواى داناست
مکارم: و زنان از كار افتادهاي كه اميد به ازدواج ندارند گناهي بر آنها نيست كه لباسهاي (روئين) خود را بر زمين بگذارند به شرط اينكه در برابر مردم خود آرائي نكنند و اگر خود را بپوشانند براي آنها بهتر است. و خداوند شنوا و دانا است.
لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون ﴿۶۱﴾
فولادوند: بر نابينا و لنگ و بيمار و بر شما ايرادى نيست كه از خانههاى خودتان بخوريد يا از خانههاى پدرانتان يا خانههاى مادرانتان يا خانههاى برادرانتان يا خانههاى خواهرانتان يا خانههاى عموهايتان يا خانههاى عمههايتان يا خانههاى داييهايتان يا خانههاى خالههايتان يا آن [خانههايى] كه كليدهايش را در اختيار داريد يا [خانه] دوستتان [هم چنين] بر شما باكى نيست كه با هم بخوريد يا پراكنده پس چون به خانههايى [كه گفته شد] درآمديد به يكديگر سلام كنيد درودى كه نزد خدا مبارك و خوش استخداوند آيات [خود] را اين گونه براى شما بيان مىكند اميد كه بينديشيد
مکارم: بر نابينا و افراد شل و بيمار گناهي نيست (كه با شما هم غذا شوند) و بر شما نيز گناهي نيست كه از خانههاي خودتان (خانههاي فرزندان يا همسرانتان كه خانه خود شما محسوب ميشود بدون اجازه خاصي) غذا بخوريد، و همچنين خانههاي پدرانتان، يا خانههاي مادرانتان، يا خانههاي برادرانتان، يا خانههاي خواهرانتان يا خانههاي عموهايتان، يا خانههاي عمههايتان، يا خانههاي دائيهايتان، يا خانههاي خالههايتان، يا خانهاي كه كليدش در اختيار شما است، يا خانههاي دوستانتان، بر شما گناهي نيست كه بطور دسته جمعي يا جداگانه غذا بخوريد، و هنگامي كه داخل خانهاي شديد بر خويشتن سلام كنيد، سلام و تحيتي از سوي خداوند، سلام و تحيتي پر بركت و پاكيزه، اينگونه خداوند آيات را براي شما تبيين ميكند شايد انديشه كنيد.
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا كَانُوا مَعَهُ عَلَى أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُوْلَئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۶۲﴾
فولادوند: جز اين نيست كه مؤمنان كسانىاند كه به خدا و پيامبرش گرويدهاند و هنگامى كه با او بر سر كارى اجتماع كردند تا از وى كسب اجازه نكنند نمىروند در حقيقت كسانى كه از تو كسب اجازه مىكنند آنانند كه به خدا و پيامبرش ايمان دارند پس چون براى برخى از كارهايشان از تو اجازه خواستند به هر كس از آنان كه خواستى اجازه ده و برايشان آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده مهربان است
مکارم: مؤ منان واقعي كساني هستند كه ايمان به خدا و رسولش آوردهاند و هنگامي كه در كار مهمي با او باشند بدون اجازه او بجائي نميروند، كساني كه از تو اجازه ميگيرند آنها براستي ايمان به خدا و پيامبرش آوردهاند، در اين صورت هر گاه از تو براي بعضي از كارهاي مهم خود اجازه بخواهند، هر كس از آنها را ميخواهي (و صلاح ميبيني) اجازه ده، و براي آنها استغفار كن كه خداوند غفور و رحيم است.
لَا تَجْعَلُوا دُعَاء الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَاء بَعْضِكُم بَعْضًا قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنكُمْ لِوَاذًا فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۶۳﴾
فولادوند: خطاب كردن پيامبر را در ميان خود مانند خطاب كردن بعضى از خودتان به بعضى [ديگر] قرار مدهيد خدا مىداند [چه] كسانى از شما دزدانه [از نزد او] مىگريزند پس كسانى كه از فرمان او تمرد مىكنند بترسند كه مبادا بلايى بديشان رسد يا به عذابى دردناك گرفتار شوند
مکارم: دعوت پيامبر را در ميان خود مانند دعوت بعضي از شما نسبت به بعضي ديگر تلقي نكنيد، خداوند كساني را كه از شما پشت سر ديگران پنهان ميشوند و يكي پس از ديگري فرار ميكند ميداند، آنها كه مخالفت فرمان او ميكنند بايد از اين بترسند كه فتنهاي دامنشان را بگيرد، يا عذاب دردناك به آنها برسد.
أَلَا إِنَّ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ وَيَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُم بِمَا عَمِلُوا وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ ﴿۶۴﴾
فولادوند: هشدار كه آنچه در آسمانها و زمين است از آن خداست به يقين آنچه را كه بر آنيد مىداند و روزى كه به سوى او بازگردانيده مىشوند آنان را [از حقيقت] آنچه انجام دادهاند خبر مىدهد و خدا به هر چيزى داناست
مکارم: آگاه باشيد كه براي خدا است آنچه در آسمانها و زمين است، او ميداند آنچه را كه شما بر آن هستيد، و روزي كه به سوي او باز ميگردند آنها را از اعمالي كه انجام دادند آگاه ميسازد، و خدا به هر چيزي آگاه است.
اشتراک در:
نظرات (Atom)