هدف , شناخت بدور از تعصب اسلام میباشد و اینکه از کجا اقتباس شده؟

۱۳۸۸ مرداد ۸, پنجشنبه

نحل

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
أَتَى أَمْرُ اللّهِ فَلاَ تَسْتَعْجِلُوهُ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۱﴾
فولادوند: [هان] امر خدا دررسيد پس در آن شتاب مكنيد او منزه و فراتر است از آنچه [با وى] شريك مى‏سازند
مکارم: فرمان خدا (دائر به مجازات مشركان و مجرمان) فرا رسيده است براي آن عجله نكنيد منزه و برتر است خداوند از اينكه شريك براي او قائل ميشوند.
يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنذِرُواْ أَنَّهُ لاَ إِلَهَ إِلاَّ أَنَاْ فَاتَّقُونِ ﴿۲﴾
فولادوند: فرشتگان را با روح به فرمان خود بر هر كس از بندگانش كه بخواهد نازل مى‏كند كه بيم دهيد كه معبودى جز من نيست پس از من پروا كنيد
مکارم: فرشتگانرا با روح الهي به فرمانش بر هر كس از بندگانش بخواهد نازل ميكند (و به آنها دستور ميدهد) كه مردم را انذار كنيد (و بگوئيد) معبودي جز من نيست بنابر اين از مخالفت (دستور) من بپرهيزيد.
خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ بِالْحَقِّ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ ﴿۳﴾
فولادوند: آسمانها و زمين را به حق آفريده است او فراتر است از آنچه [با وى] شريك مى‏گردانند
مکارم: آسمانها و زمين را به حق آفريد، او برتر است از اينكه شريك براي او مي‏سازند
خَلَقَ الإِنسَانَ مِن نُّطْفَةٍ فَإِذَا هُوَ خَصِيمٌ مُّبِينٌ ﴿۴﴾
فولادوند: انسان را از نطفه‏اى آفريده است آنگاه ستيزه‏جويى آشكار است
مکارم: انسان را از نطفه بيارزشي خلق كرد و سرانجام او موجودي فصيح و مدافع آشكار از خويشتن گرديد.
وَالأَنْعَامَ خَلَقَهَا لَكُمْ فِيهَا دِفْءٌ وَمَنَافِعُ وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿۵﴾
فولادوند: و چارپايان را براى شما آفريد در آنها براى شما [وسيله] گرمى و سودهايى است و از آنها مى‏خوريد
مکارم: و چهار پايان را آفريد در حالي كه براي شما در آنها وسيله پوشش و منافع ديگر است و از گوشت آنها ميخوريد.
وَلَكُمْ فِيهَا جَمَالٌ حِينَ تُرِيحُونَ وَحِينَ تَسْرَحُونَ ﴿۶﴾
فولادوند: و در آنها براى شما زيبايى است آنگاه كه [آنها را] از چراگاه برمى‏گردانيد و هنگامى كه [آنها را] به چراگاه مى‏بريد
مکارم: و در آنها براي شما زينت و شكوه است به هنگامي كه به استراحتگاه شان باز ميگردانيد و هنگامي كه (صبحگاهان) آنها را به صحرا ميفرستيد.
وَتَحْمِلُ أَثْقَالَكُمْ إِلَى بَلَدٍ لَّمْ تَكُونُواْ بَالِغِيهِ إِلاَّ بِشِقِّ الأَنفُسِ إِنَّ رَبَّكُمْ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿۷﴾
فولادوند: و بارهاى شما را به شهرى مى‏ب رند كه جز با مشقت بدنها بدان نمى‏توانستيد برسيد قطعا پروردگار شما رئوف و مهربان است
مکارم: آنها بارهاي سنگين شما را به شهري كه جز با مشقت زياد به آن نميرسيد حمل ميكنند چرا كه پروردگارتان رؤ ف و رحيم است.
وَالْخَيْلَ وَالْبِغَالَ وَالْحَمِيرَ لِتَرْكَبُوهَا وَزِينَةً وَيَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۸﴾
فولادوند: و اسبان و استران و خران را [آفريد] تا بر آنها سوار شويد و [براى شما] تجملى [باشد] و آنچه را نمى‏دانيد مى‏آفريند
مکارم: (و همچنين) اسبها و استرها و الاغها را آفريد تا بر آنها سوار شويد و هم مايه زينت شما باشد و چيزها (وسائل نقليه ديگري) مي‏آفريند كه شما نمي‏دانيد!
وَعَلَى اللّهِ قَصْدُ السَّبِيلِ وَمِنْهَا جَآئِرٌ وَلَوْ شَاء لَهَدَاكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۹﴾
فولادوند: و نمودن راه راست بر عهده خداست و برخى از آن [راهها] كژ است و اگر [خدا] مى‏خواست مسلما همه شما را هدايت مى‏كرد
مکارم: و بر خداست كه راه است را به بندگان نشان دهد، اما بعضي از راهها بيراهه است و اگر خدا بخواهد همه شما را (به اجبار) هدايت مي‏كند (ولي اجبار سودي ندارد).
هُوَ الَّذِي أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً لَّكُم مِّنْهُ شَرَابٌ وَمِنْهُ شَجَرٌ فِيهِ تُسِيمُونَ ﴿۱۰﴾
فولادوند: اوست كسى كه از آسمان آبى فرود آورد كه [آب] آشاميدنى شما از آن است و روييدنى[هايى] كه [رمه‏هاى خود را] در آن مى‏چرانيد [نيز] از آن است
مکارم: او كسي است كه از آسمان آبي فرستاد كه شرب شما از آن است، و گياهان و درختان كه حيوانات خود را در آن به چرا مي‏بريد نيز از آن است.
يُنبِتُ لَكُم بِهِ الزَّرْعَ وَالزَّيْتُونَ وَالنَّخِيلَ وَالأَعْنَابَ وَمِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۱۱﴾
فولادوند: به وسيله آن كشت و زيتون و درختان خرما و انگور و از هر گونه محصولات [ديگر] براى شما مى‏روياند قطعا در اينها براى مردمى كه انديشه مى‏كنند نشانه‏اى است
مکارم: خداوند با آن (آب باران) براي شما زراعت و زيتون و نخل و انگور مي‏روياند، و از همه ميوه‏ها، مسلما در اين نشانه روشني است براي گروهي كه تفكر مي‏كنند
وَسَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالْنَّهَارَ وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالْنُّجُومُ مُسَخَّرَاتٌ بِأَمْرِهِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿۱۲﴾
فولادوند: و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او مسخر شده‏اند مسلما در اين [امور] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏هاست
مکارم: او شب و روز و خورشيد و ماه را مسخر شما ساخت، و نيز ستارگان به فرمان او مسخر شمايند، در اين نشانه‏هائي است (از عظمت خدا) براي گروهي كه عقل خود را بكار مي‏گيرند.
وَمَا ذَرَأَ لَكُمْ فِي الأَرْضِ مُخْتَلِفًا أَلْوَانُهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: و [همچنين] آنچه را در زمين به رنگهاى گوناگون براى شما پديد آورد [مسخر شما ساخت] بى‏ترديد در اين [امور] براى مردمى كه پند مى‏گيرند نشانه‏اى است
مکارم: (علاوه بر اين) مخلوقاتي را كه در زمين آفريده نيز مسخر (فرمان شما) ساخت، مخلوقاتي با رنگهاي مختلف در اين نشانه روشني است براي گروهي كه متذكر مي‏شوند.
وَهُوَ الَّذِي سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ مَوَاخِرَ فِيهِ وَلِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۱۴﴾
فولادوند: و اوست كسى كه دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و پيرايه‏اى كه آن را مى‏پوشيد از آن بيرون آوريد و كشتيها را در آن شكافنده [آب] مى‏بينى و تا از فضل او بجوييد و باشد كه شما شكر گزاريد
مکارم: او كسي است كه دريا را مسخر (شما) ساخت تا از آن گوشت تازه بخوريد و وسائل زينتي براي پوشش از آن استخراج نمائيد، و كشتيها را مي‏بينيد كه سينه دريا را مي‏شكافند تا شما (به تجارت پردازيد) و از فضل خدا بهره گيريد، شايد شكر نعمتهاي او را بجا آوريد.
وَأَلْقَى فِي الأَرْضِ رَوَاسِيَ أَن تَمِيدَ بِكُمْ وَأَنْهَارًا وَسُبُلًا لَّعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ ﴿۱۵﴾
فولادوند: و در زمين كوههايى استوار افكند تا شما را نجنباند و رودها و راهها [قرار داد] تا شما راه خود را پيدا كنيد
مکارم: و در زمين كوه‏هاي ثابت و محكمي افكند تا لرزش آنرا نسبت به شما بگيرد، و نهرها ايجاد كرد، و راههائي تا هدايت شويد.
وَعَلامَاتٍ وَبِالنَّجْمِ هُمْ يَهْتَدُونَ ﴿۱۶﴾
فولادوند: و نشانه‏هايى [ديگر نيز قرار داد] و آنان به وسيله ستاره [قطبى] راه‏يابى مى‏كنند
مکارم: و (نيز) علاماتي قرار داد و (شب هنگام) آنها بوسيله ستارگان هدايت مي‏شوند.
أَفَمَن يَخْلُقُ كَمَن لاَّ يَخْلُقُ أَفَلا تَذَكَّرُونَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: پس آيا كسى كه مى‏آفريند چون كسى است كه نمى‏آفريند آيا پند نمى‏گيريد
مکارم: آيا كسي كه مي‏آفريند همچون كسي است كه نمي‏آفريند؟ آيا متذكر نمي‏شويد!!
وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَةَ اللّهِ لاَ تُحْصُوهَا إِنَّ اللّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۸﴾
فولادوند: و اگر نعمت[هاى] خدا را شماره كنيد آن را نمى‏توانيد بشماريد قطعا خدا آمرزنده مهربان است
مکارم: و اگر نعمتهاي خدا را بشماريد هرگز نمي‏توانيد آنرا احصا كنيد، خداوند غفور و رحيم است.
وَاللّهُ يَعْلَمُ مَا تُسِرُّونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: و خدا آنچه را كه پنهان مى‏داريد و آنچه را كه آشكار مى‏سازيد مى‏داند
مکارم: خداوند آنچه را پنهان ميداريد و آنچه را آشكار مي‏سازيد مي‏داند.
وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ يَخْلُقُونَ شَيْئًا وَهُمْ يُخْلَقُونَ ﴿۲۰﴾
فولادوند: و كسانى را كه جز خدا مى‏خوانند چيزى نمى‏آفرينند در حالى كه خود آفريده مى شوند
مکارم: معبودهائي را كه غير از خدا مي‏خوانند چيزي را خلق نمي‏كنند بلكه خودشان هم مخلوقند.
أَمْواتٌ غَيْرُ أَحْيَاء وَمَا يَشْعُرُونَ أَيَّانَ يُبْعَثُونَ ﴿۲۱﴾
فولادوند: مردگانند نه زندگان و نمى‏دانند كى برانگيخته خواهند شد
مکارم: آنها موجودات مرده‏اي هستند كه هرگز استعداد حيات ندارند، و نمي‏دانند در چه زماني عبادت كنندگانشان محشور مي‏شوند.
إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنكِرَةٌ وَهُم مُّسْتَكْبِرُونَ ﴿۲۲﴾
فولادوند: معبود شما معبودى است‏يگانه پس كسانى كه به آخرت ايمان ندارند دلهايشان انكاركننده [حق] است و خودشان متكبرند
مکارم: معبود شما خداوند يگانه است، اما آنها كه به آخرت ايمان ندارند دلهايشان حق را انكار مي‏كند، و مستكبرند.
لاَ جَرَمَ أَنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْتَكْبِرِينَ ﴿۲۳﴾
فولادوند: شك نيست كه خداوند آنچه را پنهان مى‏دارند و آنچه را آشكار مى‏سازند مى‏داند و او گردنكشان را دوست نمى‏دارد
مکارم: قطعا خداوند از آنچه پنهان مي‏دارند و آنچه آشكار مي‏سازند با خبر است او مستكبران را دوست نمي‏دارد.
وَإِذَا قِيلَ لَهُم مَّاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ أَسَاطِيرُ الأَوَّلِينَ ﴿۲۴﴾
فولادوند: و چون به آنان گفته شود پروردگارتان چه چيز نازل كرده است مى‏گويند افسانه‏هاى پيشينيان است
مکارم: و هنگامي كه به آنها گفته شود پروردگار شما چه نازل كرده است! مي‏گويند اينها (وحي الهي نيست) همان افسانه‏هاي دروغين پيشينيان است.
لِيَحْمِلُواْ أَوْزَارَهُمْ كَامِلَةً يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَمِنْ أَوْزَارِ الَّذِينَ يُضِلُّونَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ أَلاَ سَاء مَا يَزِرُونَ ﴿۲۵﴾
فولادوند: تا روز قيامت بار گناهان خود را تمام بردارند و [نيز] بخشى از بار گناهان كسانى را كه ندانسته آنان را گمراه مى‏كنند آگاه باشيد چه بد بارى را مى‏كشند
مکارم: آنها بايد روز قيامت بار گناهان خود را بطور كامل بر دوش كشند، و هم سهمي از گناهان كساني را كه بخاطر جهل گمراهشان ساختند، بدانيد آنها بار سنگين بدي بر دوش مي‏كشند.
قَدْ مَكَرَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَأَتَى اللّهُ بُنْيَانَهُم مِّنَ الْقَوَاعِدِ فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ مِن فَوْقِهِمْ وَأَتَاهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ ﴿۲۶﴾
فولادوند: پيش از آنان كسانى بودند كه مكر كردند و[لى] خدا از پايه بر بنيانشان زد درنتيجه از بالاى سرشان سقف بر آنان فرو ريخت و از آنجا كه حدس نمى‏زدند عذاب به سراغشان آمد
مکارم: كساني كه قبل از ايشان بودند (نيز) از اين توطئه‏ها داشتند، ولي خداوند به سراغ شالوده (زندگي) آنها رفت و آنرا از اساس ويران كرد، و سقف بر سرشان از بالا فرو ريخت، و عذاب (الهي) از آنجايي كه نمي‏دانستند به سراغشان آمد!
ثُمَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يُخْزِيهِمْ وَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَآئِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تُشَاقُّونَ فِيهِمْ قَالَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْعِلْمَ إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ وَالْسُّوءَ عَلَى الْكَافِرِينَ ﴿۲۷﴾
فولادوند: سپس روز قيامت آنان را رسوا مى‏كند و مى‏گويد كجايند آن شريكان من كه در باره آنها [با پيامبران] مخالفت مى‏كرديد كسانى كه به آنان علم داده شده است مى‏گويند در حقيقت امروز رسوايى و خوارى بر كافران است
مکارم: سپس روز قيامت خدا آنها را رسوا مي‏سازد، و مي‏گويد شريكاني كه شما براي من ساختيد، و بخاطر آنها با ديگران دشمني مي‏كرديد كجا هستند؟ (در اين هنگام) عالمان مي‏گويند: رسوائي و بدبختي، امروز بر كافران است.
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظَالِمِي أَنفُسِهِمْ فَأَلْقَوُاْ السَّلَمَ مَا كُنَّا نَعْمَلُ مِن سُوءٍ بَلَى إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۲۸﴾
فولادوند: همانان كه فرشتگان جانشان را مى‏گيرند در حالى كه بر خود ستمكار بوده‏اند پس از در تسليم درمى‏آيند [و مى‏گويند] ما هيچ كار بدى نمى‏كرديم آرى خدا به آنچه مى‏كرديد داناست
مکارم: همانها كه فرشتگان (قبض ارواح) روحشان را مي‏گيرند در حالي كه به خود ظلم كرده بودند، در اين هنگام آنها تسليم مي‏شوند (و مي‏گويند) ما كار بدي انجام نمي‏داديم، آري خداوند به آنچه انجام مي‏داديد عالم است.
فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: پس از درهاى دوزخ وارد شويد و در آن هميشه بمانيد و حقا كه چه بد است جايگاه متكبران
مکارم: اكنون از درهاي جهنم وارد شويد در حالي كه جاودانه در آن خواهيد بود، چه جاي بدي است جايگاه مستكبران؟!
وَقِيلَ لِلَّذِينَ اتَّقَوْاْ مَاذَا أَنزَلَ رَبُّكُمْ قَالُواْ خَيْرًا لِّلَّذِينَ أَحْسَنُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَلَدَارُ الآخِرَةِ خَيْرٌ وَلَنِعْمَ دَارُ الْمُتَّقِينَ ﴿۳۰﴾
فولادوند: و به كسانى كه تقوا پيشه كردند گفته شود پروردگارتان چه نازل كرد مى گويند خوبى براى كسانى كه در اين دنيا نيكى كردند [پاداش] نيكويى است و قطعا سراى آخرت بهتر است و چه نيكوست‏سراى پرهيزگاران
مکارم: و هنگامي كه بپرهيزگاران گفته مي‏شد پروردگار شما چه نازل كرده است ؟ مي‏گفتند: خير (و سعادت) براي كساني كه نيكي كردند در اين دنيا نيكي است، و سراي آخرت از آنهم بهتر است، و چه خوب است سراي پرهيزكاران.
جَنَّاتُ عَدْنٍ يَدْخُلُونَهَا تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ لَهُمْ فِيهَا مَا يَشَآؤُونَ كَذَلِكَ يَجْزِي اللّهُ الْمُتَّقِينَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: بهشتهاى عدن كه در آن داخل مى‏شوند رودها از زير [درختان] آنها روان است در آنجا هر چه بخواهند براى آنان [فراهم] است‏خدا اين گونه پرهيزگاران را پاداش مى‏دهد
مکارم: باغهائي از بهشت جاويدان است كه همگي وارد آن مي‏شوند، نهرها از زير آن جريان دارد و هر چه را بخواهند در آنجا هست!
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلآئِكَةُ طَيِّبِينَ يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۳۲﴾
فولادوند: همان كسانى كه فرشتگان جانشان را در حالى كه پاكند مى‏ستانند [و به آنان] مى‏گويند درود بر شما باد به [پاداش] آنچه انجام مى‏داديد به بهشت درآييد
مکارم: همانها كه فرشتگان (قبض ارواح) روحشان را مي‏گيرند در حالي كه پاك و پاكيزه‏اند به آنها مي‏گويند سلام بر شما باد، وارد بهشت شويد بخاطر اعمالي كه انجام مي‏داديد.
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيَهُمُ الْمَلائِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ أَمْرُ رَبِّكَ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿۳۳﴾
فولادوند: آيا [كافران] جز اين كه فرشتگان [جان‏ستان] به سويشان آيند يا فرمان پروردگارت [داير بر عذابشان] دررسد انتظارى مى‏برند كسانى كه پيش از آنان بودند [نيز] اين گونه رفتار كردند و خدا به ايشان ستم نكرد بلكه آنان به خود ستم مى‏كردند
مکارم: آيا آنها جز اين انتظاري دارند كه فرشتگان (قبض ارواح) به سراغشان بيايند يا فرمان پروردگارت (دائر بمجازاتشان) فرا رسد (آنگاه توبه كنند، كه توبه آنها در آن زمان بياثر است ؟ آري) آنها كه پيش ‍ از ايشان بودند نيز چنين كردند، خداوند به آنها ستم نكرد، ولي آنان به خويشتن ستم نمودند.
فَأَصَابَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا عَمِلُواْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۳۴﴾
فولادوند: پس [كيفر] بديهايى كه كردند به آنان رسيد و آنچه مسخره‏اش مى‏كردند آنان را فرا گرفت
مکارم: و سرانجام سيئات اعمالشان به آنها رسيد و آنچه را استهزا مي‏كردند (از وعده‏هاي عذاب) بر آنها وارد شد.
وَقَالَ الَّذِينَ أَشْرَكُواْ لَوْ شَاء اللّهُ مَا عَبَدْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ نَّحْنُ وَلا آبَاؤُنَا وَلاَ حَرَّمْنَا مِن دُونِهِ مِن شَيْءٍ كَذَلِكَ فَعَلَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبِينُ ﴿۳۵﴾
فولادوند: و كسانى كه شرك ورزيدند گفتند اگر خدا مى‏خواست نه ما و نه پدرانمان هيچ چيزى را غير از او نمى‏پرستيديم و بدون [حكم] او چيزى را حرام نمى‏شمرديم پيش از آنان [نيز] چنين رفتار كردند و[لى] آيا جز ابلاغ آشكار بر پيامبران [وظيفه‏اى] است
مکارم: مشركان گفتند: اگر خدا مي‏خواست نه ما، و نه پدران ما غير او را عبادت نمي‏كردند و چيزي را بدون اجازه او تحريم نمي‏نموديم (آري) آنها كه قبل از ايشان بودند نيز همين كارها را انجام دادند، ولي آيا پيامبران وظيفه‏اي جز ابلاغ آشكار دارند؟!
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُواْ اللّهَ وَاجْتَنِبُواْ الطَّاغُوتَ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلالَةُ فَسِيرُواْ فِي الأَرْضِ فَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ﴿۳۶﴾
فولادوند: و در حقيقت در ميان هر امتى فرستاده‏اى برانگيختيم [تا بگويد] خدا را بپرستيد و از طاغوت [=فريبگر] بپرهيزيد پس از ايشان كسى است كه خدا [او را] هدايت كرده و از ايشان كسى است كه گمراهى بر او سزاوار است بنابراين در زمين بگرديد و ببينيد فرجام تكذيب‏كنندگان چگونه بوده است
مکارم: ما در هر امتي رسولي فرستاديم كه خداي يكتا را بپرستيد، و از طاغوت اجتناب كنيد خداوند گروهي را هدايت كرد، و گروهي ضلالت و گمراهي دامانشانرا گرفت پس در روي زمين سير كنيد و ببينيد عاقبت تكذيب كنندگان چگونه بود؟
إِن تَحْرِصْ عَلَى هُدَاهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي مَن يُضِلُّ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ ﴿۳۷﴾
فولادوند: اگر [چه] بر هدايت آنان حرص ورزى ولى خدا كسى را كه فرو گذاشته است هدايت نمى‏كند و براى ايشان يارى‏كنندگانى نيست
مکارم: هر قدر بر هدايت آنها حريص باشي (سودي ندارد) چرا كه خداوند كسي را كه گمراه ساخت هدايت نمي‏كند و ياوراني نخواهند داشت.
وَأَقْسَمُواْ بِاللّهِ جَهْدَ أَيْمَانِهِمْ لاَ يَبْعَثُ اللّهُ مَن يَمُوتُ بَلَى وَعْدًا عَلَيْهِ حَقًّا وَلكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿۳۸﴾
فولادوند: و با سخت‏ترين سوگندهايشان بخدا سوگند ياد كردند كه خدا كسى را كه مى‏ميرد بر نخواهد انگيخت آرى [انجام] اين وعده بر او حق است ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند
مکارم: آنها مؤ كدا سوگند ياد كردند كه خدا آنها را كه مي‏ميرند هرگز مبعوث نمي‏كند، آري اين وعده قطعي خدا است (كه همه مردگانرا به زندگي باز مي‏گرداند) ولي اكثر مردم نمي‏دانند.
لِيُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي يَخْتَلِفُونَ فِيهِ وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ كَفَرُواْ أَنَّهُمْ كَانُواْ كَاذِبِينَ ﴿۳۹﴾
فولادوند: تا [خدا] آنچه را در [مورد] آن اختلاف دارند براى آنان توضيح دهد و تا كسانى كه كافر شده‏اند بدانند كه آنها خود دروغ مى‏گفته‏اند
مکارم: هدف اينست كه آنچه را در آن اختلاف داشتند براي آنها روشن سازد تا كساني كه منكر شدند بدانند دروغ مي‏گفتند.
إِنَّمَا قَوْلُنَا لِشَيْءٍ إِذَا أَرَدْنَاهُ أَن نَّقُولَ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿۴۰﴾
فولادوند: ما وقتى چيزى را اراده كنيم همين قدر به آن مى‏گوييم باش بى‏درنگ موجود مى‏شود
مکارم: (معاد براي ما مشكل نيست چرا كه) هنگامي كه چيزي را اراده مي‏كنيم فقط به آن مي‏گوئيم موجود باش، بلافاصله موجود مي‏شود!
وَالَّذِينَ هَاجَرُواْ فِي اللّهِ مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُواْ لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلَأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كَانُواْ يَعْلَمُونَ ﴿۴۱﴾
فولادوند: و كسانى كه پس از ستمديدگى در راه خدا هجرت كرده‏اند در اين دنيا جاى نيكويى به آنان مى‏دهيم و اگر بدانند قطعا پاداش آخرت بزرگتر خواهد بود
مکارم: آنها كه مورد ستم واقع شدند سپس براي خدا هجرت كردند در اين دنيا جايگاه (و مقام) خوبي به آنها مي‏دهيم و پاداش آخرت، اگر بدانند، از آنهم بزرگتر است.
الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿۴۲﴾
فولادوند: همانان كه صبر نمودند و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند
مکارم: آنها كساني هستند كه صبر و استقامت پيشه كردند و تنها توكلشان بر پروردگارشان است.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ إِلاَّ رِجَالًا نُّوحِي إِلَيْهِمْ فَاسْأَلُواْ أَهْلَ الذِّكْرِ إِن كُنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۴۳﴾
فولادوند: و پيش از تو [هم] جز مردانى كه بديشان وحى مى‏كرديم گسيل نداشتيم پس اگر نمى‏دانيد از پژوهندگان كتابهاى آسمانى جويا شويد
مکارم: ما پيش از تو جز مرداني كه به آنها وحي مي‏كرديم نفرستاديم، اگر نمي‏دانيد از اهل اطلاع سؤ ال كنيد.
بِالْبَيِّنَاتِ وَالزُّبُرِ وَأَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۴۴﴾
فولادوند: [زيرا آنان را] با دلايل آشكار و نوشته‏ها [فرستاديم] و اين قرآن را به سوى تو فرود آورديم تا براى مردم آنچه را به سوى ايشان نازل شده است توضيح دهى و اميد كه آنان بينديشند
مکارم: (از آنها كه آگاهند) از دلائل روشن و كتب (پيامبران پيشين) و ما اين ذكر (قرآن) را بر تو نازل كرديم تا آنچه به سوي مردم نازل شده است براي آنها تبيين كني، شايد انديشه كنند.
أَفَأَمِنَ الَّذِينَ مَكَرُواْ السَّيِّئَاتِ أَن يَخْسِفَ اللّهُ بِهِمُ الأَرْضَ أَوْ يَأْتِيَهُمُ الْعَذَابُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَشْعُرُونَ ﴿۴۵﴾
فولادوند: آيا كسانى كه تدبيرهاى بد مى‏انديشند ايمن شدند از اينكه خدا آنان را در زمين فرو ببرد يا از جايى كه حدس نمى‏زنند عذاب برايشان بيايد
مکارم: آيا توطئهگران از اين عذاب الهي ايمن گشتند كه ممكن است خدا آنها را در زمين فرو برد و يا مجازات (حق) از آنجا كه انتظارش را ندارند به سراغشان بيايد.
أَوْ يَأْخُذَهُمْ فِي تَقَلُّبِهِمْ فَمَا هُم بِمُعْجِزِينَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: يا در حال رفت و آمدشان [گريبان] آنان را بگيرد و كارى از دستشان برنيايد
مکارم: يا به هنگامي كه (براي كسب مال و ثروت فزونتر) در رفت آمدند دامانشانرا بگيرد در حالي كه قادر به فرار نيستند.
أَوْ يَأْخُذَهُمْ عَلَى تَخَوُّفٍ فَإِنَّ رَبَّكُمْ لَرؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿۴۷﴾
فولادوند: يا آنان را در حالى كه وحشت‏زده‏اند فرو گيرد همانا پروردگار شما رئوف و مهربان است
مکارم: يا بطور تدريجي با هشدارهاي خوفانگيز آنها را گرفتار سازد چرا كه پروردگار رؤ ف و رحيم است.
أَوَ لَمْ يَرَوْاْ إِلَى مَا خَلَقَ اللّهُ مِن شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلاَلُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالْشَّمَآئِلِ سُجَّدًا لِلّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ ﴿۴۸﴾
فولادوند: آيا به چيزهايى كه خدا آفريده است ننگريسته‏اند كه [چگونه] سايه‏هايشان از راست و [از جوانب] چپ مى‏گردد و براى خدا در حال فروتنى سر بر خاك مى‏سايند
مکارم: آيا آنها مخلوقات خدا را نديدند كه چگونه سايه‏هايشان از راست و چپ حركت دارند و با خضوع براي خدا سجده مي‏كنند!
وَلِلّهِ يَسْجُدُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ مِن دَآبَّةٍ وَالْمَلآئِكَةُ وَهُمْ لاَ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿۴۹﴾
فولادوند: و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين از جنبندگان و فرشتگان است براى خدا سجده مى‏كنند و تكبر نمى‏ورزند
مکارم: (نه تنها سايه‏ها بلكه) تمام آنچه در آسمانها و در زمين از جنبندگان وجود دارد و همچنين فرشتگان، براي خدا سجده مي‏كنند و هيچگونه تكبري ندارند.
يَخَافُونَ رَبَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَيَفْعَلُونَ مَا يُؤْمَرُونَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: از پروردگارشان كه حاكم بر آنهاست مى‏ترسند و آنچه را مامورند انجام مى‏دهند
مکارم: آنها از (مخالفت) پروردگارشان كه حاكم بر آنهاست مي‏ترسند، و آنچه را ماءموريت دارند انجام مي‏دهند.
وَقَالَ اللّهُ لاَ تَتَّخِذُواْ إِلهَيْنِ اثْنَيْنِ إِنَّمَا هُوَ إِلهٌ وَاحِدٌ فَإيَّايَ فَارْهَبُونِ ﴿۵۱﴾
فولادوند: و خدا فرمود دو معبود براى خود مگيريد جز اين نيست كه او خدايى يگانه است پس تنها از من بترسيد
مکارم: و خداوند فرمان داده دو معبود انتخاب نكنيد، معبود (شما) تنها يكي است، تنها از (كيفر) من بترسيد.
وَلَهُ مَا فِي الْسَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَلَهُ الدِّينُ وَاصِبًا أَفَغَيْرَ اللّهِ تَتَّقُونَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: و آنچه در آسمانها و زمين است از آن اوست و آيين پايدار [نيز] از آن اوست پس آيا از غير خدا پروا داريد
مکارم: آنچه در آسمانها و زمين است از آن او است، و همواره دين (و قوانين ديني) از او مي‏باشد و آيا از غير او مي‏ترسيد؟!
وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍ فَمِنَ اللّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْأَرُونَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: و هر نعمتى كه داريد از خداست‏سپس چون آسيبى به شما رسد به سوى او روى مى آوريد [و مى‏ناليد]
مکارم: آنچه از نعمتها داريد همه از ناحيه خداست، سپس هنگامي كه ناراحتيها به شما مي‏رسد او را مي‏خوانيد.
ثُمَّ إِذَا كَشَفَ الضُّرَّ عَنكُمْ إِذَا فَرِيقٌ مِّنكُم بِرَبِّهِمْ يُشْرِكُونَ ﴿۵۴﴾
فولادوند: و چون آن آسيب را از شما برطرف كرد آنگاه گروهى از شما به پروردگارشان شرك مى‏ورزند
مکارم: و هنگامي كه ناراحتي و رنج را از شما برطرف ساخت گروهي از شما براي پروردگارشان شريك قائل مي‏شوند.
لِيَكْفُرُواْ بِمَا آتَيْنَاهُمْ فَتَمَتَّعُواْ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ ﴿۵۵﴾
فولادوند: [بگذار] تا آنچه را به ايشان عطا كرده‏ايم ناسپاسى كنند اكنون برخوردار شويد و[لى] زودا كه بدانيد
مکارم: (بگذار) نعمتهائي را كه به آنها داده‏ايم كفران كنند و چند روزي (از اين متاع دنيا) بهره گيرند، اما بزودي خواهيد دانست (سرانجام كارتان به كجا خواهد كشيد.
وَيَجْعَلُونَ لِمَا لاَ يَعْلَمُونَ نَصِيبًا مِّمَّا رَزَقْنَاهُمْ تَاللّهِ لَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَفْتَرُونَ ﴿۵۶﴾
فولادوند: و از آنچه به ايشان روزى داديم نصيبى براى آن [خدايانى] كه نمى‏دانند [چيست] مى‏نهند به خدا سوگند كه از آنچه به دروغ برمى‏بافتيد حتما سؤال خواهيد شد
مکارم: آنان براي بتهائي كه هيچگونه سود و زياني از آنها سراغ ندارند سهمي از آنچه به آنان روزي داده‏ايم قرار مي‏دهند، به خدا سوگند (در دادگاه قيامت) از اين دروغ و تهمتها بازپرسي خواهيد شد.
وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ الْبَنَاتِ سُبْحَانَهُ وَلَهُم مَّا يَشْتَهُونَ ﴿۵۷﴾
فولادوند: و براى خدا دخترانى مى‏پندارند منزه است او و براى خودشان آنچه را ميل دارند [قرار مى‏دهند]
مکارم: آنها (در پندار خود) براي خداوند دختراني قرار مي‏دهند، منزه است او (از اينكه فرزندي داشته باشد) ولي براي خودشان آنچه را ميل دارند قائل مي‏شوند.
وَإِذَا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ ﴿۵۸﴾
فولادوند: و هر گاه يكى از آنان را به دختر مژده آورند چهره‏اش سياه مى‏گردد در حالى كه خشم [و اندوه] خود را فرو مى‏خورد
مکارم: در حالي كه هر گاه به يكي از آنها بشارت دهند دختري نصيب تو شده صورتش (از فرط ناراحتي) سياه مي‏شود، و مملو از خشم مي‏گردد!
يَتَوَارَى مِنَ الْقَوْمِ مِن سُوءِ مَا بُشِّرَ بِهِ أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ﴿۵۹﴾
فولادوند: از بدى آنچه بدو بشارت داده شده از قبيله [خود] روى مى‏پوشاند آيا او را با خوارى نگاه دارد يا در خاك پنهانش كند وه چه بد داورى مى‏كنند
مکارم: از قوم و قبيله خود بخاطر بشارت بدي كه به او داده شده متواري مي‏گردد (و نمي‏داند) آيا او را با قبول ننگ نگهدارد، يا در خاك پنهانش ‍ كند؟ چه بد حكمي مي‏كنند؟!
لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۶۰﴾
فولادوند: وصف زشت براى كسانى است كه به آخرت ايمان ندارند و بهترين وصف از آن خداست و اوست ارجمند حكيم
مکارم: براي آنها كه ايمان به سراي آخرت ندارند صفات زشت است، و براي خدا صفات عالي است و او عزيز و حكيم است.
وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ ﴿۶۱﴾
فولادوند: و اگر خداوند مردم را به [سزاى] ستمشان مؤاخذه مى‏كرد جنبنده‏اى بر روى زمين باقى نمى‏گذاشت ليكن [كيفر] آنان را تا وقتى معين بازپس مى‏اندازد و چون اجلشان فرا رسد ساعتى آن را پس و پيش نمى‏توانند افكنند
مکارم: و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلمشان مجازات كند جنبنده‏اي را بر پشت زمين باقي نخواهد گذارد!، ولي آنها را تا زمان معيني بتاخير مي‏اندازد، اما هنگامي كه اجلشان فرا رسد نه ساعتي تاءخير مي‏كنند و نه ساعتي پيشي مي‏گيرند.
وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لاَ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ الْنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفْرَطُونَ ﴿۶۲﴾
فولادوند: و چيزى را كه خوش نمى‏دارند براى خدا قرار مى‏دهند و زبانشان دروغ‏پردازى مى‏كند كه [سرانجام] نيكو از آن ايشان است‏حقا كه آتش براى آنان است و به سوى آن پيش فرستاده خواهند شد
مکارم: آنها براي خدا چيزهائي قرار مي‏دهند كه خودشان از آن كراهت دارند (يعني فرزندان دختر) با اينحال بدروغ مي‏گويند سرانجام نيكي دارند، ناچار براي آنها آتش است و آنها از پيشگامان (در آتش دوزخ) هستند.
تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۶۳﴾
فولادوند: سوگند به خدا كه به سوى امتهاى پيش از تو [رسولانى] فرستاديم [اما] شيطان اعمالشان را برايشان آراست و امروز [هم] سرپرستشان هموست و برايشان عذابى دردناك است
مکارم: بخدا سوگند، پيامبراني به سوي امتهاي پيش از تو فرستاديم اما شيطان اعمالشانرا در نظرشان زينت داد، و امروز او ولي و سرپرستشان است، و مجازات دردناك براي آنها است.
وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۶۴﴾
فولادوند: و ما [اين] كتاب را بر تو نازل نكرديم مگر براى اينكه آنچه را در آن اختلاف كرده‏اند براى آنان توضيح دهى و [آن] براى مردمى كه ايمان مى‏آورند رهنمود و رحمتى است
مکارم: ما قرآن را بر تو نازل نكرديم مگر براي اينكه آنچه را در آن اختلاف دارند براي آنها تبيين كني و مايه هدايت و رحمت است براي گروهي كه ايمان دارند.
وَاللّهُ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ ﴿۶۵﴾
فولادوند: و خدا از آسمان آبى فرود آورد و با آن زمين را پس از پژمردنش زنده گردانيد قطعا در اين [امر] براى مردمى كه شنوايى دارند نشانه‏اى است
مکارم: خداوند از آسمان آبي فرستاد، و زمين را بعد از آنكه مرده بود حيات بخشيد در اين نشانه روشني است براي جمعيتي كه گوش شنوا دارند!
وَإِنَّ لَكُمْ فِي الأَنْعَامِ لَعِبْرَةً نُّسْقِيكُم مِّمَّا فِي بُطُونِهِ مِن بَيْنِ فَرْثٍ وَدَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئِغًا لِلشَّارِبِينَ ﴿۶۶﴾
فولادوند: و در دامها قطعا براى شما عبرتى است از آنچه در [لابلاى] شكم آنهاست از ميان سرگين و خون شيرى ناب به شما مى‏نوشانيم كه براى نوشندگان گواراست
مکارم: و در وجود چهار پايان براي شما (درسهاي) عبرتي است، از درون شكم آنها از ميان غذاهاي هضم شده، و خون، شير خالص و گوارا به شما مي‏نوشانيم!
وَمِن ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَعْقِلُونَ ﴿۶۷﴾
فولادوند: و از ميوه درختان خرما و انگور باده مستى‏بخش و خوراكى نيكو براى خود مى گيريد قطعا در اين[ها] براى مردمى كه تعقل مى‏كنند نشانه‏اى است
مکارم: و از ميوه‏هاي درختان نخل و انگور مسكرات (ناپاك) و روزي خوب و پاكيزه مي‏گيريد در اين روشني است براي جمعيتي كه انديشه مي‏كنند.
وَأَوْحَى رَبُّكَ إِلَى النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِي مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا يَعْرِشُونَ ﴿۶۸﴾
فولادوند: و پروردگار تو به زنبور عسل وحى [=الهام غريزى] كرد كه از پاره‏اى كوهها و از برخى درختان و از آنچه داربست [و چفته‏سازى] مى‏كنند خانه‏هايى براى خود درست كن
مکارم: پروردگار تو به زنبور عسل وحي (الهام غريزي) فرستاد كه از كوهها و درختان و داربستهائي كه مردم مي‏سازند خانه‏هائي برگزين!
ثُمَّ كُلِي مِن كُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُكِي سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلًا يَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِيهِ شِفَاء لِلنَّاسِ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: سپس از همه ميوه‏ها بخور و راههاى پروردگارت را فرمانبردارانه بپوى [آنگاه] از درون [شكم] آن شهدى كه به رنگهاى گوناگون است بيرون مى‏آيد در آن براى مردم درمانى است راستى در اين [زندگى زنبوران] براى مردمى كه تفكر مى‏كنند نشانه [قدرت الهى] است
مکارم: سپس از تمام ثمرات تناول كن، و راههائي را كه پروردگارت براي تو تعيين كرده به راحتي بپيما، از درون شكم آنها نوشيدني خاصي خارج مي‏شود، به رنگهاي مختلف، كه در آن شفاي مردم است در اين امر نشانه روشني است براي جمعيتي كه اهل فكرند!
وَاللّهُ خَلَقَكُمْ ثُمَّ يَتَوَفَّاكُمْ وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْ لاَ يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلِيمٌ قَدِيرٌ ﴿۷۰﴾
فولادوند: و خدا شما را آفريد سپس [جان] شما را مى‏گيرد و بعضى از شما تا خوارترين [دوره] سالهاى زندگى [فرتوتى] بازگردانده مى‏شود به طورى كه بعد از [آن همه] دانستن [ديگر] چيزى نمى‏دانند قطعا خدا داناى تواناست
مکارم: خداوند شما را آفريد، سپس شما را مي‏ميراند، بعضي از شما به سنين بالاي عمر مي‏رسند، بطوري كه بعد از علم و آگاهي چيزي نخواهند دانست (و همه چيز را فراموش مي‏كنند) خداوند عالم و قادر است.
وَاللّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلَى بَعْضٍ فِي الْرِّزْقِ فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُواْ بِرَآدِّي رِزْقِهِمْ عَلَى مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُمْ فَهُمْ فِيهِ سَوَاء أَفَبِنِعْمَةِ اللّهِ يَجْحَدُونَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: و خدا بعضى از شما را در روزى بر بعضى ديگر برترى داده است و[لى] كسانى كه فزونى يافته‏اند روزى خود را به بندگان خود نمى‏دهند تا در آن با هم مساوى باشند آيا باز نعمت‏خدا را انكار مى‏كنند
مکارم: خداوند بعضي از شما را بر بعضي ديگر از نظر روزي برتري داد (چرا كه استعدادها و تلاشهايتان متفاوت است) اما آنها كه برتري داده شده‏اند حاضر نيستند، از روزي خود به بردگانشان بدهند و همگي مساوي گردند، آيا آنها نعمت خدا را انكار مي‏كنند؟
وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّنْ أَنفُسِكُمْ أَزْوَاجًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنْ أَزْوَاجِكُم بَنِينَ وَحَفَدَةً وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ أَفَبِالْبَاطِلِ يُؤْمِنُونَ وَبِنِعْمَتِ اللّهِ هُمْ يَكْفُرُونَ ﴿۷۲﴾
فولادوند: و خدا براى شما از خودتان همسرانى قرار داد و از همسرانتان براى شما پسران و نوادگانى نهاد و از چيزهاى پاكيزه به شما روزى بخشيد آيا [باز هم] به باطل ايمان مى‏آورند و به عمت‏خدا كفر مى‏ورزند
مکارم: و خداوند براي شما از جنس خودتان همسراني قرار داد و براي شما از همسرانتان، فرزندان و نوه‏ها، و از طيبات به شما روزي داد، آيا به باطل ايمان مي‏آورند و نعمت خدا را انكار مي‏كنند!
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِّنَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ شَيْئًا وَلاَ يَسْتَطِيعُونَ ﴿۷۳﴾
فولادوند: و به جاى خدا چيزهايى را مى‏پرستند كه در آسمانها و زمين به هيچ وجه اختيار روزى آنان را ندارند و [به كارى] توانايى ندارند
مکارم: آنها غير از خدا موجوداتي را مي‏پرستند كه مالك روزي آنها از آسمانها و زمين نيستند و توانائي بر اينكار را ندارند.
فَلاَ تَضْرِبُواْ لِلّهِ الأَمْثَالَ إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ ﴿۷۴﴾
فولادوند: پس براى خدا مثل نزنيد كه خدا مى‏داند و شما نمى‏دانيد
مکارم: بنابراين براي خدا امثال (و شبيه) قائل نشويد. چرا كه خدا مي‏داند و شما نمي‏دانيد.
ضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَّمْلُوكًا لاَّ يَقْدِرُ عَلَى شَيْءٍ وَمَن رَّزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ يُنفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يَسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿۷۵﴾
فولادوند: خدا مثلى مى‏زند بنده‏اى است زرخريد كه هيچ كارى از او برنمى‏آيد آيا [او] با كسى كه به وى از جانب خود روزى نيكو داده‏ايم و او از آن در نهان و آشكار انفاق مى‏كند يكسانست ‏سپاس خداى راست [نه] بلكه بيشترشان نمى‏دانند
مکارم: خداوند مثالي زده: برده مملوكي را كه قادر بر هيچ چيز نيست، و انسان (با ايماني) را كه رزق نيكو به او بخشيده است، و او پنهان و آشكار از آنچه خدا به او داده انفاق مي‏كند، آيا اين دو نفر يكسانند؟ شكر خدا را است، ولي اكثر آنها نمي‏دانند!
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا رَّجُلَيْنِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لاَ يَقْدِرُ عَلَىَ شَيْءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلاهُ أَيْنَمَا يُوَجِّههُّ لاَ يَأْتِ بِخَيْرٍ هَلْ يَسْتَوِي هُوَ وَمَن يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۷۶﴾
فولادوند: و خدا مثلى [ديگر] مى‏زند دو مردند كه يكى از آنها لال است و هيچ كارى از او برنمى‏آيد و او سربار خداوندگارش مى‏باشد هر جا كه او را مى‏فرستد خيرى به همراه نمى‏آورد آيا او با كسى كه به عدالت فرمان مى‏دهد و خود بر راه راست است ‏يكسان است
مکارم: و خداوند مثالي (ديگر) زده است: دو نفر را كه يكي از آن دو گنگ مادر زاد است و قادر بر هيچ كاري نيست و سر بار صاحبش ميباشد، او را به سراغ هر كاري بفرستد عمل خوبي انجام نمي‏دهد، آيا چنين انساني با كسي كه امر به عدل و داد مي‏كند و بر راه راست قرار دارد مساوي است؟
وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلاَّ كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۷۷﴾
فولادوند: و نهان آسمانها و زمين از آن خداست و كار قيامت جز مانند يك چشم بر هم زدن يا نزديكتر [از آن] نيست زيرا خدا بر هر چيزى تواناست
مکارم: غيب آسمانها و زمين از آن خداست (و او همه را ميداند) و امر قيامت (به قدري آسان است) درست همانند چشم بر هم زدن، و يا از آن هم نزديكتر است (چرا كه خدا بر هر چيزي توانا است).
وَاللّهُ أَخْرَجَكُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لاَ تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ الْسَّمْعَ وَالأَبْصَارَ وَالأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۷۸﴾
فولادوند: و خدا شما را از شكم مادرانتان در حالى كه چيزى نمى‏دانستيد بيرون آورد و براى شما گوش و چشمها و دلها قرار داد باشد كه سپاسگزارى كنيد
مکارم: و خداوند شما را از شكم مادران خارج نمود در حالي كه هيچ نميدانستيد، اما براي شما گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شكر نعمت او را بجا آوريد.
أَلَمْ يَرَوْاْ إِلَى الطَّيْرِ مُسَخَّرَاتٍ فِي جَوِّ السَّمَاء مَا يُمْسِكُهُنَّ إِلاَّ اللّهُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ﴿۷۹﴾
فولادوند: آيا به سوى پرندگانى كه در فضاى آسمان رام شده‏اند ننگريسته‏اند جز خدا كسى آنها را نگاه نمى‏دارد راستى در اين [قدرت‏نمايى] براى مردمى كه ايمان مى‏آورند نشانه‏هايى است
مکارم: آيا آنها به پرندگاني كه بر فراز آسمان تسخير شده‏اند نظر ني فكندند؟ هيچكس جز خدا آنها را نگاه نمي‏دارد، در اين نشانه‏هاائي است (از عظمت و قدرت خدا) براي كساني كه ايمان دارند.
وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّن بُيُوتِكُمْ سَكَنًا وَجَعَلَ لَكُم مِّن جُلُودِ الأَنْعَامِ بُيُوتًا تَسْتَخِفُّونَهَا يَوْمَ ظَعْنِكُمْ وَيَوْمَ إِقَامَتِكُمْ وَمِنْ أَصْوَافِهَا وَأَوْبَارِهَا وَأَشْعَارِهَا أَثَاثًا وَمَتَاعًا إِلَى حِينٍ ﴿۸۰﴾
فولادوند: و خدا براى شما خانه‏هايتان را مايه آرامش قرار داد و از پوست دامها براى شما خانه‏هايى نهاد كه آن[ها] را در روز جابجا شدنتان و هنگام ماندنتان سبك مى‏يابيد و از پشمها و كركها و موهاى آنها وسايل زندگى كه تا چندى مورد استفاده است [قرار داد]
مکارم: و خدا براي شما از خانه‏هاايتان محل سكونت (و آرامش) قرار داد، و از پوست چهارپايان نيز براي شما خانه‏هاائي قرار داد كه كوچ كردن و روز اقامتتان به آساني مي‏توانيد آنها را جابجا كنيد، و از پشم و كرك و موي آنها اثاث و متاع (وسائل مختلف زندگي) تا زمان معيني قرار داد.
وَاللّهُ جَعَلَ لَكُم مِّمَّا خَلَقَ ظِلاَلًا وَجَعَلَ لَكُم مِّنَ الْجِبَالِ أَكْنَانًا وَجَعَلَ لَكُمْ سَرَابِيلَ تَقِيكُمُ الْحَرَّ وَسَرَابِيلَ تَقِيكُم بَأْسَكُمْ كَذَلِكَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْلِمُونَ ﴿۸۱﴾
فولادوند: و خدا از آنچه آفريده به سود شما سايه‏هايى فراهم آورده و از كوهها براى شما پناهگاه‏هايى قرار داده و براى شما تن‏پوشهايى مقرر كرده كه شما را از گرما [و سرما] حفظ مى‏كند و تن‏پوشها [=زره‏ها]يى كه شما را در جنگتان حمايت مى‏نمايد اين گونه وى نعمتش را بر شما تمام مى‏گرداند اميد كه شما [به فرمانش] گردن نهيد
مکارم: خداوند از آنچه آفريده سايه‏هائي براي شما قرار داده، و از كوهها پناهگاههائي، و براي شما پيراهنهائي آفريده كه شما را از گرما (و سرما) حفظ ميكند، و پيراهنهائي كه حافظ شما به هنگام جنگ است، اينگونه نعمتهايش را بر شما كامل ميكند تا تسليم فرمان او شويد.
فَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنَّمَا عَلَيْكَ الْبَلاَغُ الْمُبِينُ ﴿۸۲﴾
فولادوند: پس اگر رويگردان شوند بر تو فقط ابلاغ آشكار است
مکارم: (با اين همه) اگر روي برتابند (نگران مباش) تو فقط وظيفه ابلاغ آشكار داري.
يَعْرِفُونَ نِعْمَتَ اللّهِ ثُمَّ يُنكِرُونَهَا وَأَكْثَرُهُمُ الْكَافِرُونَ ﴿۸۳﴾
فولادوند: نعمت‏خدا را مى‏شناسند اما باز هم منكر آن مى‏شوند و بيشترشان كافرند
مکارم: (ولي) آنها نعمت خدا را مي‏شناسند سپس آن را انكار ميكنند و اكثرشان كافرند.
وَيَوْمَ نَبْعَثُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا ثُمَّ لاَ يُؤْذَنُ لِلَّذِينَ كَفَرُواْ وَلاَ هُمْ يُسْتَعْتَبُونَ ﴿۸۴﴾
فولادوند: و [ياد كن] روزى را كه از هر امتى گواهى برمى‏انگيزيم سپس به كسانى كه كافر شده‏اند رخصت داده نمى‏شود و آنان مورد بخشش قرار نخواهند گرفت
مکارم: بخاطر بياوريد روزي را كه از هر امتي گواهي بر آنها مبعوث مي‏كنيم، سپس به كافران اجازه (سخن گفتن) داده نمي‏شود (چرا كه دست و پا و گوش و چشم حتي پوست تن آنها گواهي مي‏دهند) و توانائي بر رضايت طلبيدن (و تقاضاي) عفو ندارند.
وَإِذَا رَأى الَّذِينَ ظَلَمُواْ الْعَذَابَ فَلاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمْ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ ﴿۸۵﴾
فولادوند: و چون كسانى كه ستم كرده‏اند عذاب را ببينند [شكنجه] آنان كاسته نمى‏گردد و مهلت نمى‏يابند
مکارم: هنگامي كه ظالمان عذاب را ببينند نه به آنها تخفيف داده مي‏شود، و نه مهلت.
وَإِذَا رَأى الَّذِينَ أَشْرَكُواْ شُرَكَاءهُمْ قَالُواْ رَبَّنَا هَؤُلاء شُرَكَآؤُنَا الَّذِينَ كُنَّا نَدْعُوْ مِن دُونِكَ فَألْقَوْا إِلَيْهِمُ الْقَوْلَ إِنَّكُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿۸۶﴾
فولادوند: و چون كسانى كه شرك ورزيدند شريكان خود را ببينند مى‏گويند پروردگارا اينها بودند آن شريكانى كه ما به جاى تو مى‏خوانديم و[لى شريكان] قول آنان را رد مى‏كنند كه شما جدا دروغگويانيد
مکارم: و هنگامي كه مشركان معبودهائي را كه شريك خدا قرار دادند مي‏بينند مي‏گويند پروردگارا اينها شريكاني است كه ما بجاي تو آنها را مي‏خوانديم، در اين هنگام معبودان به آنها مي‏گويند شما دروغگو هستيد.
وَأَلْقَوْاْ إِلَى اللّهِ يَوْمَئِذٍ السَّلَمَ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿۸۷﴾
فولادوند: و آن روز در برابر خدا از در تسليم درآيند و آنچه را كه برمى‏بافتند بر باد مى‏رود
مکارم: و در آن روز همگي در پيشگاه خدا اظهار تسليم مي‏كنند، و تمام آنچه را دروغ مي‏بستند گم و نابود مي‏شود!
الَّذِينَ كَفَرُواْ وَصَدُّواْ عَن سَبِيلِ اللّهِ زِدْنَاهُمْ عَذَابًا فَوْقَ الْعَذَابِ بِمَا كَانُواْ يُفْسِدُونَ ﴿۸۸﴾
فولادوند: كسانى كه كفر ورزيدند و از راه خدا باز داشتند به [سزاى] آنكه فساد مى‏كردند عذابى بر عذابشان مى‏افزاييم
مکارم: آنها كه كافر شدند و (مردم را) از راه خدا باز داشتند عذابي بر عذابشان بخاطر فسادي كه مي‏كردند مي‏افزائيم.
وَيَوْمَ نَبْعَثُ فِي كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا عَلَيْهِم مِّنْ أَنفُسِهِمْ وَجِئْنَا بِكَ شَهِيدًا عَلَى هَؤُلاء وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِّكُلِّ شَيْءٍ وَهُدًى وَرَحْمَةً وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ ﴿۸۹﴾
فولادوند: و [به ياد آور] روزى را كه در هر امتى گواهى از خودشان برايشان برانگيزيم و تو را [هم] بر اين [امت] گواه آوريم و اين كتاب را كه روشنگر هر چيزى است و براى مسلمانان رهنمود و رحمت و بشارتگرى است بر تو نازل كرديم
مکارم: بياد آوريد روزي را كه از هر امتي گواهي از خودشان بر آنها معبوث مي‏كنيم، و تو را گواه آنها قرار مي‏دهيم، و ما اين كتاب (آسماني) را بر تو نازل كرديم كه بيانگر همه چيز است، و مايه هدايت و رحمت و بشارت براي مسلمانان است.
إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالإِحْسَانِ وَإِيتَاء ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ ﴿۹۰﴾
فولادوند: در حقيقت‏خدا به دادگرى و نيكوكارى و بخشش به خويشاوندان فرمان مى‏دهد و از كار زشت و ناپسند و ستم باز مى‏دارد به شما اندرز مى‏دهد باشد كه پند گيريد
مکارم: خداوند فرمان به عدل و احسان و بخشش به نزديكان ميدهد، و از فحشاء و منكر و ظلم و ستم نهي ميكند، خداوند به شما اندرز ميدهد شايد متذكر شويد.
وَأَوْفُواْ بِعَهْدِ اللّهِ إِذَا عَاهَدتُّمْ وَلاَ تَنقُضُواْ الأَيْمَانَ بَعْدَ تَوْكِيدِهَا وَقَدْ جَعَلْتُمُ اللّهَ عَلَيْكُمْ كَفِيلًا إِنَّ اللّهَ يَعْلَمُ مَا تَفْعَلُونَ ﴿۹۱﴾
فولادوند: و چون با خدا پيمان بستيد به پيمان خود وفا كنيد و سوگندهاى [خود را] پس از استوار كردن آنها مشكنيد با اينكه خدا را بر خود ضامن [و گواه] قرار داده‏ايد زيرا خدا آنچه را انجام مى‏دهيد مى‏داند
مکارم: هنگامي كه با خدا عهد بستيد به عهد او وفا كنيد، و سوگندهايتان را بعد از تاكيد نشكنيد در حالي كه خدا را كفيل و ضامن بر (سوگند) خود قرار داده‏ايد، خداوند از آنچه انجام مي‏دهيد آگاه است.
وَلاَ تَكُونُواْ كَالَّتِي نَقَضَتْ غَزْلَهَا مِن بَعْدِ قُوَّةٍ أَنكَاثًا تَتَّخِذُونَ أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ أَن تَكُونَ أُمَّةٌ هِيَ أَرْبَى مِنْ أُمَّةٍ إِنَّمَا يَبْلُوكُمُ اللّهُ بِهِ وَلَيُبَيِّنَنَّ لَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿۹۲﴾
فولادوند: و مانند آن [زنى] كه رشته خود را پس از محكم بافتن [يكى يكى] از هم مى‏گسست مباشيد كه سوگندهاى خود را ميان خويش وسيله [فريب و] تقلب سازيد [به خيال اين] كه گروهى از گروه ديگر [در داشتن امكانات] افزونترند جز اين نيست كه خدا شما را بدين وسيله مى‏آزمايد و روز قيامت در آنچه اختلاف مى‏كرديد قطعا براى شما توضيح خواهد داد
مکارم: همانند آن زن (سبك مغز) نباشيد كه پشمهاي تابيده خود را پس از استحكام وا، ميتابيد، در حالي كه سوگند (و پيمان) خود را وسيله خيانت و فساد قرار ميدهيد، بخاطر اينكه گروهي جمعيتشان از گروه ديگر بيشتر است (و كثرت دشمن را بهانه‏اي براي شكستن بيعت با پيامبر خدا ميشمريد) خدا ميخواهد شما را با اين وسيله آزمايش كند و روز قيامت آنچه را در آن اختلاف داشتيد براي شما روشن ميسازد.
وَلَوْ شَاء اللّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلكِن يُضِلُّ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ وَلَتُسْأَلُنَّ عَمَّا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۹۳﴾
فولادوند: و اگر خدا مى‏خواست قطعا شما را امتى واحد قرار مى‏داد ولى هر كه را بخواهد بيراه و هر كه را بخواهد هدايت مى‏كند و از آنچه انجام مى‏داديد حتما سؤال خواهيد شد
مکارم: و اگر خدا ميخواست همه شما را امت واحدي قرار ميداد (همه را به اجبار وادار به ايمان ميكرد، اما اجبار چه سودي دارد؟) ولي خدا هر كس را بخواهد (و مستحق ببيند) گمراه و هر كس را بخواهد (و لايق بداند) هدايت ميكند، و شما از آنچه انجام ميداديد بازپرسي خواهيد شد.
وَلاَ تَتَّخِذُواْ أَيْمَانَكُمْ دَخَلًا بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِهَا وَتَذُوقُواْ الْسُّوءَ بِمَا صَدَدتُّمْ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَلَكُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۹۴﴾
فولادوند: و زنهار سوگندهاى خود را دستاويز تقلب ميان خود قرار مدهيد تا گامى بعد از استواريش بلغزد و شما به [سزاى] آنكه [مردم را] از راه خدا باز داشته‏ايد دچار شكنجه شويد و براى شما عذابى بزرگ باشد
مکارم: سوگندهاي خود را وسيله تقلب و خيانت در ميان خود قرار ندهيد، مبادا گامهاي ثابت (بر ايمان) متزلزل گردد، و بخاطر بازداشتن (مردم) از راه خدا آثار سوء آنرا بچشيد و براي شما عذاب عظيم خواهد بود.
وَلاَ تَشْتَرُواْ بِعَهْدِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلًا إِنَّمَا عِندَ اللّهِ هُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُمْ تَعْلَمُونَ ﴿۹۵﴾
فولادوند: و پيمان خدا را به بهاى ناچيزى مفروشيد زيرا آنچه نزد خداست اگر بدانيد همان براى شما بهتر است
مکارم: (هرگز) پيمان الهي را با بهاي كمي مبادله نكنيد (و هر بهائي در برابر آن ناچيز است) آنچه نزد خدا است براي شما بهتر است اگر بدانيد.
مَا عِندَكُمْ يَنفَدُ وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ وَلَنَجْزِيَنَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿۹۶﴾
فولادوند: آنچه پيش شماست تمام مى‏شود و آنچه پيش خداست پايدار است و قطعا كسانى را كه شكيبايى كردند به بهتر از آنچه عمل مى‏كردند پاداش خواهيم داد
مکارم: (زيرا) آنچه نزد شما است فاني ميشود، اما آنچه نزد خدا است باقي ميماند، و كساني را كه صبر استقامت پيشه كنند به بهترين اعمالشان پاداش خواهيم داد.
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً وَلَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿۹۷﴾
فولادوند: هر كس از مرد يا زن كار شايسته كند و مؤمن باشد قطعا او را با زندگى پاكيزه‏اى حيات [حقيقى] بخشيم و مسلما به آنان بهتر از آنچه انجام مى‏دادند پاداش خواهيم داد
مکارم: هر كس عمل صالح كند، در حالي كه مؤ من است، خواه مرد باشد يا زن، به او حيات پاكيزه ميبخشيم، و پاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام دادند خواهيم داد.
فَإِذَا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللّهِ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ ﴿۹۸﴾
فولادوند: پس چون قرآن مى‏خوانى از شيطان مطرود به خدا پناه بر
مکارم: هنگامي كه قرآن مي‏خواني از شر شيطان مطرود شده، به خدا پناه بر.
إِنَّهُ لَيْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ ﴿۹۹﴾
فولادوند: چرا كه او را بر كسانى كه ايمان آورده‏اند و بر پروردگارشان توكل مى‏كنند تسلطى نيست
مکارم: چرا كه او تسلطي بر كساني كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل مي‏كنند ندارد.
إِنَّمَا سُلْطَانُهُ عَلَى الَّذِينَ يَتَوَلَّوْنَهُ وَالَّذِينَ هُم بِهِ مُشْرِكُونَ ﴿۱۰۰﴾
فولادوند: تسلط او فقط بر كسانى است كه وى را به سرپرستى برمى‏گيرند و بر كسانى كه آنها به او [=خدا] شرك مى‏ورزند
مکارم: تنها تسلط او بر كساني است كه او را به سرپرستي خود برگزيده‏اند و آنها كه نسبت به او شرك مي‏ورزند (و فرمانش را بجاي فرمان خدا لازم الاجرا مي‏دانند).
وَإِذَا بَدَّلْنَا آيَةً مَّكَانَ آيَةٍ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا يُنَزِّلُ قَالُواْ إِنَّمَا أَنتَ مُفْتَرٍ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لاَ يَعْلَمُونَ ﴿۱۰۱﴾
فولادوند: و چون حكمى را به جاى حكم ديگر بياوريم و خدا به آنچه به تدريج نازل مى‏كند داناتر است مى‏گويند جز اين نيست كه تو دروغ‏بافى [نه] بلكه بيشتر آنان نمى‏دانند
مکارم: و هنگامي كه آيه‏اي را به آيه ديگر تبديل كنيم (حكمي را نسخ نمائيم) - و خدا بهتر مي‏داند چه حكمي را نازل كند - آنها مي‏گويند تو افترا مي‏بندي اما اكثر آنها (حقيقت) را نمي‏دانند.
قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِن رَّبِّكَ بِالْحَقِّ لِيُثَبِّتَ الَّذِينَ آمَنُواْ وَهُدًى وَبُشْرَى لِلْمُسْلِمِينَ ﴿۱۰۲﴾
فولادوند: بگو آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده تا كسانى را كه ايمان آورده‏اند استوار گرداند و براى مسلمانان هدايت و بشارتى است
مکارم: بگو، آنرا روح القدس از جانب پروردگارت به حق نازل كرده است، تا افراد با ايمان را ثابت قدم گرداند، و هدايت و بشارتي است براي عموم مسلمين.
وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ إِنَّمَا يُعَلِّمُهُ بَشَرٌ لِّسَانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْهِ أَعْجَمِيٌّ وَهَذَا لِسَانٌ عَرَبِيٌّ مُّبِينٌ ﴿۱۰۳﴾
فولادوند: و نيك مى‏دانيم كه آنان مى‏گويند جز اين نيست كه بشرى به او مى‏آموزد [نه چنين نيست زيرا] زبان كسى كه [اين] نسبت را به او مى‏دهند غير عربى است و اين [قرآن] به زبان عربى روشن است
مکارم: ما ميدانيم آنها مي‏گويند اين آيات را بشري به او تعليم مي‏دهد، در حالي كه زبان كسي كه اينها را به او نسبت مي‏دهند عجمي است ولي اين (قرآن) زبان عربي آشكار است.
إِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ لاَ يَهْدِيهِمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۱۰۴﴾
فولادوند: در حقيقت كسانى كه به آيات خدا ايمان ندارند خدا آنان را هدايت نمى‏كند و برايشان عذابى دردناك است
مکارم: كساني كه ايمان به آيات الهي ندارند خداوند آنها را هدايت نمي‏كند و براي آنها عذاب دردناكي است.
إِنَّمَا يَفْتَرِي الْكَذِبَ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأُوْلئِكَ هُمُ الْكَاذِبُونَ ﴿۱۰۵﴾
فولادوند: تنها كسانى دروغ‏پردازى مى‏كنند كه به آيات خدا ايمان ندارند و آنان خود دروغگويانند
مکارم: تنها كساني دروغ مي‏گويند كه ايمان به آيات خدا ندارند، و دروغگويان واقعي آنها هستند!
مَن كَفَرَ بِاللّهِ مِن بَعْدِ إيمَانِهِ إِلاَّ مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالإِيمَانِ وَلَكِن مَّن شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِّنَ اللّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ ﴿۱۰۶﴾
فولادوند: هر كس پس از ايمان آوردن خود به خدا كفر ورزد [عذابى سخت‏خواهد داشت] مگر آن كس كه مجبور شده و[لى] قلبش به ايمان اطمينان دارد ليكن هر كه سينه‏اش به كفر گشاده گردد خشم خدا بر آنان است و برايشان عذابى بزرگ خواهد بود
مکارم: كساني كه بعد از ايمان كافر شوند - به جز آنها كه تحت فشار واقع شده‏اند در حالي كه قلبشان آرام با ايمان است - آري آنها كه سينه خود را براي پذيرش كفر گشوده‏اند غضب خدا بر آنها است و عذاب عظيمي در انتظارشان!
ذَلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّواْ الْحَيَاةَ الْدُّنْيَا عَلَى الآخِرَةِ وَأَنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ ﴿۱۰۷﴾
فولادوند: زيرا آنان زندگى دنيا را بر آخرت برترى دادند و [هم] اينكه خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند
مکارم: اين بخاطر آنست كه زندگي دنيا (و پست) را بر آخرت ترجيح دادند، و خداوند افراد بيايمان (و لجوج) را هدايت نمي‏كند.
أُولَئِكَ الَّذِينَ طَبَعَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهِمْ وَسَمْعِهِمْ وَأَبْصَارِهِمْ وَأُولَئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ ﴿۱۰۸﴾
فولادوند: آنان كسانى‏اند كه خدا بر دلها و گوش و ديدگانشان مهر نهاده و آنان خود غافلانند
مکارم: آنها كساني هستند كه خدا (بر اثر فزوني گناه) بر قلب و گوش و چشمانشان مهر نهاده (به همين دليل چيزي نمي‏فهمند) و غافلان واقعي آنهايند.
لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الْخَاسِرونَ ﴿۱۰۹﴾
فولادوند: شك نيست كه آنها در آخرت همان زيانكارانند
مکارم: و قطعا آنها در آخرت زيانكارانند.
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ هَاجَرُواْ مِن بَعْدِ مَا فُتِنُواْ ثُمَّ جَاهَدُواْ وَصَبَرُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۱۰﴾
فولادوند: با اين حال پروردگار تو نسبت به كسانى كه پس از [آن همه] زجر كشيدن هجرت كرده و سپس جهاد نمودند و صبر پيشه ساختند پروردگارت [نسبت به آنان] بعد از آن [همه مصايب] قطعا آمرزنده و مهربان است
مکارم: اما پروردگار تو نسبت به كساني كه بعد از فريب خوردن (به ايمان بازگشته‏اند و) هجرت كردند و جهاد و استقامت در راه خدا به خرج دادند پروردگار تو بعد از انجام اين كارها غفور و رحيم است (و آنها را مشمول رحمت مي‏سازد).
يَوْمَ تَأْتِي كُلُّ نَفْسٍ تُجَادِلُ عَن نَّفْسِهَا وَتُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ ﴿۱۱۱﴾
فولادوند: [ياد كن] روزى را كه هر كس مى‏آيد [و] از خود دفاع مى‏كند و هر كس به آنچه كرده بى كم و كاست پاداش مى‏يابد و بر آنان ستم نمى‏رود
مکارم: به ياد آوريد روزي را كه هر كس (در فكر خويشتن است و) به دفاع از خود برمي خيزد و نتيجه اعمال هر كسي بيكم و كاست به او داده مي‏شود و به آنها ظلم نخواهد شد.
وَضَرَبَ اللّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُّطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِّن كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللّهِ فَأَذَاقَهَا اللّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُواْ يَصْنَعُونَ ﴿۱۱۲﴾
فولادوند: و خدا شهرى را مثل زده است كه امن و امان بود [و] روزيش از هر سو فراوان مى‏رسيد پس [ساكنانش] نعمتهاى خدا را ناسپاسى كردند و خدا هم به سزاى آنچه انجام مى‏دادند طعم گرسنگى و هراس را به [مردم] آن چشانيد
مکارم: خداوند (براي آنها كه كفران نعمت مي‏كنند) مثلي زده است: منطقه آبادي را كه امن و آرام و مطمئن بوده، و همواره روزيش بطور وافر از هر مكاني فرا مي‏رسيده، اما نعمت خدا را كفران كردند، و خداوند بخاطر اعمالي كه انجام مي‏دادند لباس گرسنگي و ترس را در اندامشان پوشانيد.
وَلَقَدْ جَاءهُمْ رَسُولٌ مِّنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ وَهُمْ ظَالِمُونَ ﴿۱۱۳﴾
فولادوند: و به يقين فرستاده‏اى از خودشان برايشان آمد اما او را تكذيب كردند پس در حالى كه ظالم بودند آنان را عذاب فرو گرفت
مکارم: پيامبري از خود آنها به سراغشان آمد، اما او را تكذيب كردند، و عذاب الهي آنها را فرو گرفت، در حالي كه ظالم بودند.
فَكُلُواْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ حَلالًا طَيِّبًا وَاشْكُرُواْ نِعْمَتَ اللّهِ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ ﴿۱۱۴﴾
فولادوند: پس از آنچه خدا شما را روزى كرده است‏حلال [و] پاكيزه بخوريد و نعمت‏خدا را اگر تنها او را مى‏پرستيد شكر گزاريد
مکارم: حال كه چنين است از آنچه خدا روزيتان كرده است حلال و پاكيزه بخوريد، و شكر نعمت خدا را بجاي آريد اگر او را مي‏پرستيد.
إِنَّمَا حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَالْدَّمَ وَلَحْمَ الْخَنزِيرِ وَمَآ أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ بَاغٍ وَلاَ عَادٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۱۵﴾
فولادوند: جز اين نيست كه [خدا] مردار و خون و گوشت‏خوك و آنچه را كه نام غير خدا بر آن برده شده حرام گردانيده است [با اين همه] هر كس كه [به خوردن آنها] ناگزير شود و سركش و زياده‏خواه نباشد قطعا خدا آمرزنده مهربان است
مکارم: خداوند تنها مردار و خون و گوشت خوك و آنچه را با نام غير خدا سر بريده‏اند بر شما تحريم كرده، اما كساني كه مجبور شوند در حالي كه تجاوز و تعدي از حد ننمايند (خداوند آنها را مجازات نخواهد كرد) چرا كه خدا غفور و رحيم است.
وَلاَ تَقُولُواْ لِمَا تَصِفُ أَلْسِنَتُكُمُ الْكَذِبَ هَذَا حَلاَلٌ وَهَذَا حَرَامٌ لِّتَفْتَرُواْ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ إِنَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ لاَ يُفْلِحُونَ ﴿۱۱۶﴾
فولادوند: و براى آنچه زبان شما به دروغ مى‏پردازد مگوييد اين حلال است و آن حرام تا بر خدا دروغ بنديد زيرا كسانى كه بر خدا دروغ مى‏بندند رستگار نمى‏شوند
مکارم: بخاطر دروغي كه زبانهاي شما توصيف مي‏كند نگوئيد اين حلال است و آن حرام، تا بر خدا افترا ببنديد، كساني كه به خدا دروغ مي‏بندند رستگار نخواهند شد.
مَتَاعٌ قَلِيلٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۱۱۷﴾
فولادوند: [ايشان راست] اندك بهره‏اى و[لى] عذابشان پر درد است
مکارم: بهره كمي در اين دنيا نصيبشان مي‏شود، و عذاب دردناكي در انتظار آنها است.
وَعَلَى الَّذِينَ هَادُواْ حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ﴿۱۱۸﴾
فولادوند: و بر كسانى كه يهودى شدند آنچه را قبلا بر تو حكايت كرديم حرام گردانيديم و ما بر آنان ستم نكرديم بلكه آنها به خود ستم مى‏كردند
مکارم: چيزهائي را كه قبلا براي تو شرح داديم بر يهود تحريم كرديم، ما به آنها ستم نكرديم، اما آنها به خودشان ظلم و ستم كردند.
ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذِينَ عَمِلُواْ السُّوءَ بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابُواْ مِن بَعْدِ ذَلِكَ وَأَصْلَحُواْ إِنَّ رَبَّكَ مِن بَعْدِهَا لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۱۱۹﴾
فولادوند: [با اين همه] پروردگار تو نسبت به كسانى كه به نادانى مرتكب گناه شده سپس توبه كرده و به صلاح آمده‏اند البته پروردگارت پس از آن آمرزنده مهربان است
مکارم: اما پروردگارت نسبت به آنها كه از روي جهل اعمال بد انجام داده‏اند سپس توبه كردند و در مقام جبران بر آمدند، پروردگار تو بعد از آن آمرزنده و مهربان است.
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ كَانَ أُمَّةً قَانِتًا لِلّهِ حَنِيفًا وَلَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿۱۲۰﴾
فولادوند: به راستى ابراهيم پيشوايى مطيع خدا [و] حق‏گراى بود و از مشركان نبود
مکارم: ابراهيم (به تنهائي) يك امت بود مطيع فرمان خدا، و خالي از هر گونه انحراف، و هرگز از مشركان نبود.
شَاكِرًا لِّأَنْعُمِهِ اجْتَبَاهُ وَهَدَاهُ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۱۲۱﴾
فولادوند: [و] نعمتهاى او را شكرگزار بود [خدا] او را برگزيد و به راهى راست هدايتش كرد
مکارم: او شكرگزار نعمتهاي پروردگار بود، خدا او را برگزيد، و به راه راست هدايتش كرد.
وَآتَيْنَاهُ فِي الْدُّنْيَا حَسَنَةً وَإِنَّهُ فِي الآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۲۲﴾
فولادوند: و در دنيا به او نيكويى و [نعمت] داديم و در آخرت [نيز] از شايستگان خواهد بود
مکارم: و ما در دنيا به او همت نيكو داديم، و در آخرت از صالحان است.
ثُمَّ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ أَنِ اتَّبِعْ مِلَّةَ إِبْرَاهِيمَ حَنِيفًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ﴿۱۲۳﴾
فولادوند: سپس به تو وحى كرديم كه از آيين ابراهيم حق‏گراى پيروى كن [چرا كه] او از مشركان نبود
مکارم: سپس به تو وحي فرستاديم كه از آئين ابراهيم، كه خالي از هر گونه انحراف بود و از مشركان نبود، پيروي كن.
إِنَّمَا جُعِلَ السَّبْتُ عَلَى الَّذِينَ اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَإِنَّ رَبَّكَ لَيَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُواْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ ﴿۱۲۴﴾
فولادوند: [بزرگداشت] شنبه بر كسانى كه در باره آن اختلاف كردند مقرر گرديد و قطعا پروردگارت روز رستاخيز ميان آنها در باره چيزى كه در مورد آن اختلاف مى‏كردند داورى خواهد كرد
مکارم: شنبه (و تحريمهاي روز شنبه براي يهود) بعنوان يك مجازات بود كه در آنهم اختلاف كردند و پروردگارت روز قيامت در ميان آنها در آنچه اختلاف كردند داوري مي‏كند.
ادْعُ إِلِى سَبِيلِ رَبِّكَ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُم بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ أَعْلَمُ بِمَن ضَلَّ عَن سَبِيلِهِ وَهُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ ﴿۱۲۵﴾
فولادوند: با حكمت و اندرز نيكو به راه پروردگارت دعوت كن و با آنان به [شيوه‏اى] كه نيكوتر است مجادله نماى در حقيقت پروردگار تو به [حال] كسى كه از راه او منحرف شده داناتر و او به [حال] راه‏يافتگان [نيز] داناتر است
مکارم: با حكمت و اندرز نيكو به سوي راه پروردگارت دعوت نما، و با آنها به طريقي كه نيكوتر است استدلال و مناظره كن، پروردگار تو از هر كسي بهتر مي‏داند چه كساني از طريق او گمراه شده‏اند و چه كساني هدايت يافته‏اند.
وَإِنْ عَاقَبْتُمْ فَعَاقِبُواْ بِمِثْلِ مَا عُوقِبْتُم بِهِ وَلَئِن صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَيْرٌ لِّلصَّابِرينَ ﴿۱۲۶﴾
فولادوند: و اگر عقوبت كرديد همان گونه كه مورد عقوبت قرار گرفته‏ايد [متجاوز را ] به عقوبت رسانيد و اگر صبر كنيد البته آن براى شكيبايان بهتر است
مکارم: و هر گاه خواستيد مجازات كنيد تنها به مقداري كه به شما تعدي شده كيفر دهيد. و اگر شكيبائي پيشه كنيد اينكار براي شكيبايان بهتر است.
وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلاَّ بِاللّهِ وَلاَ تَحْزَنْ عَلَيْهِمْ وَلاَ تَكُ فِي ضَيْقٍ مِّمَّا يَمْكُرُونَ ﴿۱۲۷﴾
فولادوند: و صبر كن و صبر تو جز به [توفيق] خدا نيست و بر آنان اندوه مخور و از آنچه نيرنگ مى‏كنند دل تنگ مدار
مکارم: صبر كن و صبر تو فقط براي خدا و به توفيق خدا باشد، و بخاطر (كارهاي) آنها اندوهگين مباش و دلسرد مشو، و از توطئه‏هاي آنها در تنگنا قرار مگير.
إِنَّ اللّهَ مَعَ الَّذِينَ اتَّقَواْ وَّالَّذِينَ هُم مُّحْسِنُونَ ﴿۱۲۸﴾
فولادوند: در حقيقت‏خدا با كسانى است كه پروا داشته‏اند و [با] كسانى [است] كه آنها نيكوكارند
مکارم: خداوند با كساني است كه تقوي پيشه مي‏كنند و كساني كه نيكوكارند

هود

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
الَر كِتَابٌ أُحْكِمَتْ آيَاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِن لَّدُنْ حَكِيمٍ خَبِيرٍ ﴿۱﴾
فولادوند: الف لام راء كتابى است كه آيات آن استحكام يافته سپس از جانب حكيمى آگاه به روشنى بيان شده است
مکارم: الر - اين كتابي است كه آياتش استحكام يافته سپس تشريح شده، از نزد خداوند حكيم و آگاه (نازل گرديده است).
أَلاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنَّنِي لَكُم مِّنْهُ نَذِيرٌ وَبَشِيرٌ ﴿۲﴾
فولادوند: كه جز خدا را نپرستيد به راستى من از جانب او براى شما هشداردهنده و بشارتگرم
مکارم: (دعوت من اين است) كه جز الله را نپرستيد، من از سوي او براي شما بيم دهنده و بشارت دهنده‏ام.
وَأَنِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُمَتِّعْكُم مَّتَاعًا حَسَنًا إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى وَيُؤْتِ كُلَّ ذِي فَضْلٍ فَضْلَهُ وَإِن تَوَلَّوْاْ فَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ كَبِيرٍ ﴿۳﴾
فولادوند: و اينكه از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا اينكه] شما را با بهره‏مندى نيكويى تا زمانى معين بهره‏مند سازد و به هر شايسته نعمتى از ك ر م خود عطا كند و اگر رويگردان شويد من از عذاب روزى بزرگ بر شما بيمناكم
مکارم: و اينكه از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد، سپس به سوي او باز گرديد تا بطرز نيكوئي شما را تا مدت معين (از مواهب زندگي اين جهان) بهره مند سازد، و به هر صاحب فضيلتي بمقدار فضيلتش ببخشد، و اگر (از اين فرمان) روي گردان شويد من بر شما از عذاب روز بزرگي بيمناكم.
إِلَى اللّهِ مَرْجِعُكُمْ وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۴﴾
فولادوند: بازگشت‏شما به سوى خداست و او بر هر چيزى تواناست
مکارم: (بدانيد) بازگشت شما به سوي الله است و او بر هر چيز قادر است.
أَلا إِنَّهُمْ يَثْنُونَ صُدُورَهُمْ لِيَسْتَخْفُواْ مِنْهُ أَلا حِينَ يَسْتَغْشُونَ ثِيَابَهُمْ يَعْلَمُ مَا يُسِرُّونَ وَمَا يُعْلِنُونَ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ ﴿۵﴾
فولادوند: آگاه باشيد كه آنان دل مى‏گردانند [و مى‏كوشند] تا [راز خود را] از او نهفته دارند آگاه باشيد آنگاه كه آنان جامه‏هايشان را بر سر مى‏كشند [خدا] آنچه را نهفته و آنچه را آشكار مى‏دارند مى‏داند زيرا او به اسرار سينه‏ها داناست
مکارم: آگاه باشيد هنگامي كه آنها (سرها را بهم نزديك ساخته و سينه‏هاشان را در كنار هم قرار مي‏دهند تا خود (و سخنان خويش) را از او (پيامبر) پنهان دارند آگاه باشيد آنگاه كه آنها لباسهايشان را بخود مي‏پيچند و خويش را در آن پنهان مي‏دارند (خداوند) از درون و برون آنها با خبر است، چرا كه او از اسرار درون سينه‏ها آگاه است.
وَمَا مِن دَآبَّةٍ فِي الأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللّهِ رِزْقُهَا وَيَعْلَمُ مُسْتَقَرَّهَا وَمُسْتَوْدَعَهَا كُلٌّ فِي كِتَابٍ مُّبِينٍ ﴿۶﴾
فولادوند: و هيچ جنبنده‏اى در زمين نيست مگر [اينكه] روزيش بر عهده خداست و [او] قرارگاه و محل مردنش را مى‏داند همه [اينها] در كتابى روشن [ثبت] است
مکارم: هيچ جنبنده‏اي در زمين نيست مگر اينكه روزي او بر خدا است، او قرارگاه و محل نقل و انتقالش را مي‏داند، همه اينها در كتاب آشكاري (لوح محفوظ علم خداوند) ثبت است.
وَهُوَ الَّذِي خَلَق السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ وَكَانَ عَرْشُهُ عَلَى الْمَاء لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَلَئِن قُلْتَ إِنَّكُم مَّبْعُوثُونَ مِن بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿۷﴾
فولادوند: و اوست كسى كه آسمانها و زمين را در شش هنگام آفريد و عرش او بر آب بود تا شما را بيازمايد كه كدام‏يك نيكوكارتريد و اگر بگويى شما پس از مرگ برانگيخته خواهيد شد قطعا كسانى كه كافر شده‏اند خواهند گفت اين [ادعا] جز سحرى آشكار نيست
مکارم: او كسي است كه آسمانها و زمين را در شش روز (شش دوران) آفريد و عرش (قدرت) او بر آب قرار داشت، (بخاطر اين آفريد) تا شما را آزمايش كند تا كداميك عملتان بهتر است و اگر بگوئي شما بعد از مرگ برانگيخته مي‏شويد مسلما كافران مي‏گويند اين سحر آشكاري است!
وَلَئِنْ أَخَّرْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِلَى أُمَّةٍ مَّعْدُودَةٍ لَّيَقُولُنَّ مَا يَحْبِسُهُ أَلاَ يَوْمَ يَأْتِيهِمْ لَيْسَ مَصْرُوفًا عَنْهُمْ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُواْ بِهِ يَسْتَهْزِئُونَ ﴿۸﴾
فولادوند: و اگر عذاب را تا چندگاهى از آنان به تاخير افكنيم حتما خواهند گفت چه چيز آن را باز مى‏دارد آگاه باش روزى كه [عذاب] به آنان برسد از ايشان بازگشتنى نيست و آنچه را كه مسخره مى‏كردند آنان را فرو خواهد گرفت
مکارم: و اگر مجازات را تا زمان محدود از آنها به تاخير اندازيم (از روي استهزا) مي‏گويند چه چيز مانع آن شده؟! آگاه باشيد آن روز كه به سراغشان مي‏آيد هيچ چيز مانع آن نخواهد بود و آنچه را مسخره مي‏كردند دامنشان را مي‏گيرد!
وَلَئِنْ أَذَقْنَا الإِنْسَانَ مِنَّا رَحْمَةً ثُمَّ نَزَعْنَاهَا مِنْهُ إِنَّهُ لَيَؤُوسٌ كَفُورٌ ﴿۹﴾
فولادوند: و اگر از جانب خود رحمتى به انسان بچشانيم سپس آن را از وى سلب كنيم قطعا نوميد و ناسپاس خواهد بود
مکارم: و اگر به انسان نعمتي بچشانيم سپس از او بگيريم بسيار نوميد و ناسپاس خواهد بود.
وَلَئِنْ أَذَقْنَاهُ نَعْمَاء بَعْدَ ضَرَّاء مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ ذَهَبَ السَّيِّئَاتُ عَنِّي إِنَّهُ لَفَرِحٌ فَخُورٌ ﴿۱۰﴾
فولادوند: و اگر پس از محنتى كه به او رسيده نعمتى به او بچشانيم حتما خواهد گفت گرفتاريها از من دور شد بى‏گمان او شادمان و فخرفروش است
مکارم: و اگر نعمتهائي پس از شدت و ناراحتي به او برسانيم مي‏گويد مشكلات از من بر طرف شد و ديگر باز نخواهد گشت و غرق شادي و غفلت و فخر فروشي مي‏شود.
إِلاَّ الَّذِينَ صَبَرُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أُوْلَئِكَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ كَبِيرٌ ﴿۱۱﴾
فولادوند: مگر كسانى كه شكيبايى ورزيده و كارهاى شايسته كرده‏اند [كه] براى آنان آمرزش و پاداشى بزرگ خواهد بود
مکارم: مگر آنها كه (در سايه ايمان راستين) صبر و استقامت ورزيدند و عمل صالح انجام دادند، كه براي آنها آمرزش و اجر بزرگي است.
فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ ﴿۱۲﴾
فولادوند: و مبادا تو برخى از آنچه را كه به سويت وحى مى‏شود ترك گويى و سينه‏ات بدان تنگ گردد كه مى‏گويند چرا گنجى بر او فرو فرستاده نشده يا فرشته‏اى با او نيامده است تو فقط هشداردهنده‏اى و خدا بر هر چيزى نگهبان است
مکارم: شايد ابلاغ بعض آياتي را كه به تو وحي مي‏شود به تاخير مي‏اندازي و سينه‏ات از اين جهت تنگ (و ناراحت) مي‏شود كه مي‏گويند چرا گنجي بر او نازل نشده و يا چرا فرشتهاي همراه او نيامده است ؟ (ابلاغ كن و نگران و ناراحت مباش چرا كه) تو فقط بيم دهنده (و بيانگر اعلام خطرهاي الهي) هستي و خداوند نگاهبان و ناظر بر همه چيز است (و به حساب آنان مي‏رسد).
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِعَشْرِ سُوَرٍ مِّثْلِهِ مُفْتَرَيَاتٍ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: يا مى‏گويند اين [قرآن] را به دروغ ساخته است بگو اگر راست مى‏گوييد ده سوره برساخته‏شده مانند آن بياوريد و غير از خدا هر كه را مى‏توانيد فرا خوانيد
مکارم: بلكه آنها مي‏گويند اين (قرآن) را بدروغ (به خدا) نسبت مي‏دهد، بگو اگر راست مي‏گوئيد شما هم ده سوره همانند اين سوره‏هاي دروغين بياوريد و تمام كساني را كه ميتوانيد غير از خدا (براي اين كار) دعوت كنيد.
فَإِن لَّمْ يَسْتَجِيبُواْ لَكُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّمَا أُنزِلِ بِعِلْمِ اللّهِ وَأَن لاَّ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ فَهَلْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ ﴿۱۴﴾
فولادوند: پس اگر شما را اجابت نكردند بدانيد كه آنچه نازل شده است به علم خداست و اينكه معبودى جز او نيست پس آيا شما گردن مى‏نهيد
مکارم: و اگر آنها دعوت شما را نپذيرفتند بدانيد با علم الهي نازل شده و هيچ معبودي جز او نيست آيا با اينحال تسليم مي‏شويد؟
مَن كَانَ يُرِيدُ الْحَيَاةَ الدُّنْيَا وَزِينَتَهَا نُوَفِّ إِلَيْهِمْ أَعْمَالَهُمْ فِيهَا وَهُمْ فِيهَا لاَ يُبْخَسُونَ ﴿۱۵﴾
فولادوند: كسانى كه زندگى دنيا و زيور آن را بخواهند [جزاى] كارهايشان را در آنجا به طور كامل به آنان مى‏دهيم و به آنان در آنجا كم داده نخواهد شد
مکارم: كساني كه زندگي دنيا و زينت آن را طالب باشند اعمالشان را در اين جهان بيكم و كاست به آنها مي‏دهيم:
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَيْسَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ إِلاَّ النَّارُ وَحَبِطَ مَا صَنَعُواْ فِيهَا وَبَاطِلٌ مَّا كَانُواْ يَعْمَلُونَ ﴿۱۶﴾
فولادوند: اينان كسانى هستند كه در آخرت جز آتش برايشان نخواهد بود و آنچه در آنجا كرده‏اند به هدر رفته و آنچه انجام مى‏داده‏اند باطل گرديده است
مکارم: (ولي) آنها در آخرت جز آتش (سهمي) نخواهند داشت و آنچه را در دنيا (براي نيل به مقاصد مادي و براي غير خدا) انجام دادند بر باد مي‏رود و اعمالشان باطل مي‏شود.
أَفَمَن كَانَ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَيَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَمِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إَمَامًا وَرَحْمَةً أُوْلَئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَمَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الأَحْزَابِ فَالنَّارُ مَوْعِدُهُ فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ إِنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: آيا كسى كه از جانب پروردگارش بر حجتى روشن است و شاهدى از [خويشان] او پيرو آن است و پيش از وى [نيز] كتاب موسى راهبر و مايه رحمت بوده است [دروغ مى‏بافد] آنان [كه در جستجوى حقيقت‏اند] به آن مى‏گروند و هر كس از گروه‏هاى [مخالف] به آن كفر ورزد آتش وعده‏گاه اوست پس در آن ترديد مكن كه آن حق است [و] از جانب پروردگارت [آمده است] ولى بيشتر مردم باور نمى‏كنند
مکارم: آيا آن كس كه دليل آشكاري از پروردگار خويش دارد و بدنبال آن شاهدي از سوي او مي‏باشد و پيش از آن كتاب موسي كه پيشوا و رحمت بود (گواهي بر آن ميدهد همچون كسي است كه چنين نباشد آن (حق طلبان و حقيقت جويان) به او (كه داراي اين ويژگيهاست) ايمان مي‏آورند و هر كس از گروههاي مختلف به او كافر شود آتش وعده گاه اوست، بنابراين ترديدي در آن نداشته باش كه آن حق است از پروردگارت ولي اكثر مردم ايمان نمي‏آورند.
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ كَذِبًا أُوْلَئِكَ يُعْرَضُونَ عَلَى رَبِّهِمْ وَيَقُولُ الأَشْهَادُ هَؤُلاء الَّذِينَ كَذَبُواْ عَلَى رَبِّهِمْ أَلاَ لَعْنَةُ اللّهِ عَلَى الظَّالِمِينَ ﴿۱۸﴾
فولادوند: و چه كسى ستمكارتر از آن كس است كه بر خدا دروغ بندد آنان بر پروردگارشان دروغ عرضه مى‏شوند و گواهان خواهند گفت اينان بودند كه بر پروردگارشان دروغ بستند هان لعنت‏خدا بر ستمگران باد
مکارم: چه كسي ستمكارتر است از آنها كه بر خدا افترا مي‏بندند، آنان (روز رستاخيز) بر پروردگارشان عرضه مي‏شوند و شاهدان (پيامبران و فرشتگان) مي‏گويند اينها همانها هستند كه به پروردگار دروغ بستند. لعنت خدا بر ظالمان باد!
الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ وَيَبْغُونَهَا عِوَجًا وَهُم بِالآخِرَةِ هُمْ كَافِرُونَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: همانان كه [مردم را] از راه خدا باز مى‏دارند و آن را كج مى‏شمارند و خود آخرت را باور ندارند
مکارم: همانها كه (مردم را) از راه خدا باز مي‏دارند و راه حق را كج و معوج نشان مي‏دهند و به سراي آخرت كافرند.
أُولَئِكَ لَمْ يَكُونُواْ مُعْجِزِينَ فِي الأَرْضِ وَمَا كَانَ لَهُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء يُضَاعَفُ لَهُمُ الْعَذَابُ مَا كَانُواْ يَسْتَطِيعُونَ السَّمْعَ وَمَا كَانُواْ يُبْصِرُونَ ﴿۲۰﴾
فولادوند: آنان در زمين درمانده‏كنندگان [خدا] نيستند و جز خدا دوستانى براى آنان نيست عذاب براى آنان دو چندان مى‏شود آنان توان شنيدن [حق را] نداشتند و [حق را] نمى‏ديدند
مکارم: آنها هيچگاه توانائي فرار در زمين ندارند و جز خدا دوستان و پشتيباناني نمي‏يابند عذاب خدا براي آنها مضاعف خواهد بود (چرا كه هم گمراه بودند و هم ديگران را به گمراهي كشاندند)، آنها هرگز توانائي شنيدن (حق را) نداشتند و حقايق را) نمي‏ديدند.
أُوْلَئِكَ الَّذِينَ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ﴿۲۱﴾
فولادوند: اينانند كه به خويشتن زيان زده و آنچه را به دروغ برساخته بودند از دست داده‏اند
مکارم: آنان كساني هستند كه سرمايه وجود خود را از دست دادند و تمام معبودهاي دروغين از نظرشان گم شدند.
لاَ جَرَمَ أَنَّهُمْ فِي الآخِرَةِ هُمُ الأَخْسَرُونَ ﴿۲۲﴾
فولادوند: شك نيست كه آنان در آخرت زيانكارترند
مکارم: (بهمين دليل) آنها مسلما در سراي آخرت از همه زيانكارترند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ وَأَخْبَتُواْ إِلَى رَبِّهِمْ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الجَنَّةِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿۲۳﴾
فولادوند: بى‏گمان كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و [با فروتنى] به سوى پروردگارشان آرام يافتند آنان اهل بهشتند و در آن جاودانه خواهند بود
مکارم: آنها كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند و در برابر خداوند خاضع و تسليم بودند، آنها ياران بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند.
مَثَلُ الْفَرِيقَيْنِ كَالأَعْمَى وَالأَصَمِّ وَالْبَصِيرِ وَالسَّمِيعِ هَلْ يَسْتَوِيَانِ مَثَلًا أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿۲۴﴾
فولادوند: مثل اين دو گروه چون نابينا و كر [در مقايسه] با بينا و شنواست آيا در مثل يكسانند پس آيا پند نمى‏گيريد
مکارم: حال اين دو گروه (مؤ منان و منكران) حال نابينا و كر و بينا و شنوا است آيا اين دو همانند يكديگرند؟ آيا فكر نمي‏كنيد؟
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۲۵﴾
فولادوند: و به راستى نوح را به سوى قومش فرستاديم [گفت] من براى شما هشداردهنده‏اى آشكارم
مکارم: ما نوح را به سوي قومش فرستاديم (نخستين بار به آنها گفت:) من براي شما بيم دهنده‏اي آشكارم.
أَن لاَّ تَعْبُدُواْ إِلاَّ اللّهَ إِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ أَلِيمٍ ﴿۲۶﴾
فولادوند: كه جز خدا را نپرستيد زيرا من از عذاب روزى سهمگين بر شما بيمناكم
مکارم: (دعوت من اين است كه) جز الله (خداي واحد يكتا) را نپرستيد كه بر شما از عذاب روز دردناكي مي‏ترسم!
فَقَالَ الْمَلأُ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن قِوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلاَّ بَشَرًا مِّثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلاَّ الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَيْنَا مِن فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ ﴿۲۷﴾
فولادوند: پس سران قومش كه كافر بودند گفتند ما تو را جز بشرى مثل خود نمى‏بينيم و جز [جماعتى از] فرومايگان ما آن هم نسنجيده نمى‏بينيم كسى تو را پيروى كرده باشد و شما را بر ما امتيازى نيست بلكه شما را دروغگو مى‏دانيم
مکارم: اشراف كافر قومش (در پاسخ) گفتند ما تو را جز بشري همچون خودمان نمي‏بينيم، و كساني را كه از تو پيروي كرده‏اند جز گروهي اراذل ساده لوح نمي‏يابيم، و فضيلتي براي شما نسبت به خود مشاهده نمي‏كنيم بلكه شما را دروغگو تصور مي‏كنيم.
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّيَ وَآتَانِي رَحْمَةً مِّنْ عِندِهِ فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنتُمْ لَهَا كَارِهُونَ ﴿۲۸﴾
فولادوند: گفت اى قوم من به من بگوييد اگر از طرف پروردگارم حجتى روشن داشته باشم و مرا از نزد خود رحمتى بخشيده باشد كه بر شما پوشيده است آيا ما [بايد] شما را در حالى كه بدان اكراه داريد به آن وادار كنيم
مکارم: (نوح) گفت: اگر من دليل روشني از پروردگارم داشته باشم و از نزد خود رحمتي بمن داده باشد كه بر شما مخفي مانده (آيا باز هم رسالت مرا انكار مي‏كنيد؟). آيا من مي‏توانم شما را به پذيرش اين بينه مجبور سازم با اينكه شما آمادگي نداريد؟
وَيَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مَالًا إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى اللّهِ وَمَآ أَنَاْ بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّيَ أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: و اى قوم من بر اين [رسالت] مالى از شما درخواست نمى‏كنم مزد من جز بر عهده خدا نيست و كسانى را كه ايمان آورده‏اند طرد نمى‏كنم قطعا آنان پروردگارشان را ديدار خواهند كرد ولى شما را قومى مى‏بينم كه نادانى مى‏كنيد
مکارم: اي قوم: من در برابر اين دعوت اجر و پاداشي از شما نمي‏طلبم، اجر من تنها بر الله است، و من آنها را كه ايمان آورده‏اند (بخاطر شما) از خود طرد نمي‏كنم چرا كه آنها پروردگارشان را ملاقات خواهند كرد (و در دادگاه قيامت خصم من خواهند بود) ولي شما را قوم جاهلي مي‏بينم.
وَيَا قَوْمِ مَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِن طَرَدتُّهُمْ أَفَلاَ تَذَكَّرُونَ ﴿۳۰﴾
فولادوند: و اى قوم من اگر آنان را برانم چه كسى مرا در برابر خدا يارى خواهد كرد آيا عبرت نمى‏گيريد
مکارم: اي قوم! چه كسي مرا در برابر (مجازات خدا) ياري مي‏دهد اگر آنها را طرد كنم! آيا انديشه نمي‏كنيد؟
وَلاَ أَقُولُ لَكُمْ عِندِي خَزَآئِنُ اللّهِ وَلاَ أَعْلَمُ الْغَيْبَ وَلاَ أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلاَ أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْيُنُكُمْ لَن يُؤْتِيَهُمُ اللّهُ خَيْرًا اللّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَّمِنَ الظَّالِمِينَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: و به شما نمى‏گويم كه گنجينه‏هاى خدا پيش من است و غيب نمى‏دانم و نمى‏گويم كه من فرشته‏ام و در باره كسانى كه ديدگان شما به خوارى در آنان مى‏نگرد نمى‏گويم خدا هرگز خيرشان نمى‏دهد خدا به آنچه در دل آنان است آگاه‏تر است [اگر جز اين بگويم] من در آن صورت از ستمكاران خواهم بود
مکارم: من هرگز به شما نمي‏گويم خزائن الهي نزد من است و نمي‏گويم غيب مي‏دانم و نمي‏گويم من فرشته‏ام و (نيز) نمي‏گويم آنها كه در نظر شما خوار مي‏آيند خداوند خيري به آنها نخواهد داد، خدا از دل آنها آگاهتر است (من اگر با اينحال آنها را برانم) در اين صورت از ستمكاران خواهم بود.
قَالُواْ يَا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتَنِا بِمَا تَعِدُنَا إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۳۲﴾
فولادوند: گفتند اى نوح واقعا با ما جدال كردى و بسيار [هم] جدال كردى پس اگر از راستگويانى آنچه را [از عذاب خدا] به ما وعده مى‏دهى براى ما بياور
مکارم: گفتند اي نوح: با ما جر و بحث كردي، و زياد سخن گفتي (بس است) اكنون اگر راست مي‏گوئي آنچه را بما وعده مي‏دهي (از عذاب الهي) بياور!
قَالَ إِنَّمَا يَأْتِيكُم بِهِ اللّهُ إِن شَاء وَمَا أَنتُم بِمُعْجِزِينَ ﴿۳۳﴾
فولادوند: گفت تنها خداست كه اگر بخواهد آن را براى شما مى‏آورد و شما عاجز كننده [او] نخواهيد بود
مکارم: (نوح) گفت اگر خدا اراده كند خواهد آورد و شما قدرت فرار نخواهيد داشت!
وَلاَ يَنفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدتُّ أَنْ أَنصَحَ لَكُمْ إِن كَانَ اللّهُ يُرِيدُ أَن يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيْهِ تُرْجَعُونَ ﴿۳۴﴾
فولادوند: و اگر بخواهم شما را اندرز دهم در صورتى كه خدا بخواهد شما را بيراه گذارد اندرز من شما را سودى نمى‏بخشد او پروردگار شماست و به سوى او باز گردانيده مى‏شويد
مکارم: (اما چه سود كه) هر گاه خدا بخواهد شما را (بخاطر گناهانتان) گمراه سازد و من بخواهم شما را اندرز دهم اندرز من فايده‏اي بحالتان نخواهد داشت، او پروردگار شماست و به سوي او بازگشت خواهيد نمود.
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَعَلَيَّ إِجْرَامِي وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تُجْرَمُونَ ﴿۳۵﴾
فولادوند: يا [در باره قرآن] مى‏گويند آن را بربافته است بگو اگر آن را به دروغ سر هم كرده‏ام گناه من بر عهده خود من است و[لى] من از جرمى كه به من نسبت مى‏دهيد بركنارم
مکارم: (مشركان) مي‏گويند او (محمد) اين سخنان را بدروغ بخدا نسبت داده بگو اگر من اينها را از پيش خود ساخته باشم و به او نسبت دهم گناهش بر عهده من است ولي من از گناهان شما بيزارم.
وَأُوحِيَ إِلَى نُوحٍ أَنَّهُ لَن يُؤْمِنَ مِن قَوْمِكَ إِلاَّ مَن قَدْ آمَنَ فَلاَ تَبْتَئِسْ بِمَا كَانُواْ يَفْعَلُونَ ﴿۳۶﴾
فولادوند: و به نوح وحى شد كه از قوم تو جز كسانى كه [تاكنون] ايمان آورده‏اند هرگز [كسى] ايمان نخواهد آورد پس از آنچه مى‏كردند غمگين مباش
مکارم: به نوح وحي شد كه جز آنها كه (تاكنون) ايمان آورده‏اند ديگر هيچكس از قوم تو ايمان نخواهد آورد بنابراين از كارهائي كه مي‏كنند غمگين مباش.
وَاصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنَا وَوَحْيِنَا وَلاَ تُخَاطِبْنِي فِي الَّذِينَ ظَلَمُواْ إِنَّهُم مُّغْرَقُونَ ﴿۳۷﴾
فولادوند: و زير نظر ما و [به] وحى ما كشتى را بساز و در باره كسانى كه ستم كرده‏اند با من سخن مگوى چرا كه آنان غرق شدنى‏اند
مکارم: و (اكنون) در حضور ما و طبق وحي ما كشتي بساز و درباره آنها كه ستم كردند شفاعت مكن كه آنها غرق شدني هستند.
وَيَصْنَعُ الْفُلْكَ وَكُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ ﴿۳۸﴾
فولادوند: و [نوح] كشتى را مى‏ساخت و هر بار كه اشرافى از قومش بر او مى‏گذشتند او را مسخره مى‏كردند مى‏گفت اگر ما را مسخره مى‏كنيد ما [نيز] شما را همان گونه كه مسخره مى‏كنيد مسخره خواهيم كرد
مکارم: او مشغول ساختن كشتي بود و هر زمان گروهي از اشراف قومش بر او مي‏گذشتند او را مسخره مي‏كردند، (ولي نوح) گفت اگر ما را مسخره مي‏كنيد ما نيز شما را همينگونه مسخره خواهيم كرد:
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَيَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُّقِيمٌ ﴿۳۹﴾
فولادوند: به زودى خواهيد دانست چه كسى را عذابى خواركننده درمى‏رسد و بر او عذابى پايدار فرود مى‏آيد
مکارم: بزودي خواهيد دانست چه كسي عذاب خوار كننده به سراغش خواهد آمد و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد!
حَتَّى إِذَا جَاء أَمْرُنَا وَفَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِن كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَأَهْلَكَ إِلاَّ مَن سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَمَنْ آمَنَ وَمَا آمَنَ مَعَهُ إِلاَّ قَلِيلٌ ﴿۴۰﴾
فولادوند: تا آنگاه كه فرمان ما دررسيد و تنور فوران كرد فرموديم در آن [كشتى] از هر حيوانى يك جفت با كسانت مگر كسى كه قبلا در باره او سخن رفته است و كسانى كه ايمان آورده‏اند حمل كن و با او جز [عده] اندكى ايمان نياورده بودند
مکارم: (اين وضع همچنان ادامه يافت) تا فرمان ما فرا رسيد و تنور جوشيدن گرفت، (به نوح) گفتيم از هر جفتي از حيوانات (نر و ماده) يك زوج در آن (كشتي) حمل كن، همچنين خاندانت را مگر آنها كه قبلا وعده هلاك آنان داده شده (همسر نوح و يكي از فرزندانش) و همچنين مؤ منان را، اما جز عده كمي به او ايمان نياوردند
وَقَالَ ارْكَبُواْ فِيهَا بِسْمِ اللّهِ مَجْرَاهَا وَمُرْسَاهَا إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ ﴿۴۱﴾
فولادوند: و [نوح] گفت در آن سوار شويد به نام خداست روان‏شدنش و لنگرانداختنش بى گمان پروردگار من آمرزنده مهربان است
مکارم: او گفت بنام خدا بر آن سوار شويد و به هنگام حركت و توقف آن ياد او كنيد، كه پروردگارم آمرزنده و مهربان است.
وَهِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَنَادَى نُوحٌ ابْنَهُ وَكَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَب مَّعَنَا وَلاَ تَكُن مَّعَ الْكَافِرِينَ ﴿۴۲﴾
فولادوند: و آن [كشتى] ايشان را در ميان موجى كوه‏آسا مى‏برد و نوح پسرش را كه در كنارى بود بانگ درداد اى پسرك من با ما سوار شو و با كافران مباش
مکارم: و او آنها را از لابلاي امواجي همچون كوهها حركت ميداد، (در اين هنگام) نوح فرزندش را كه در گوشه‏اي قرار داشت فرياد زد، پسرم: همراه ما سوار شو و با كافران مباش:
قَالَ سَآوِي إِلَى جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاء قَالَ لاَ عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِلاَّ مَن رَّحِمَ وَحَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ﴿۴۳﴾
فولادوند: گفت به زودى به كوهى پناه مى‏جويم كه مرا از آب در امان نگاه مى‏دارد گفت امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارنده‏اى نيست مگر كسى كه [خدا بر او] رحم كند و موج ميان آن دو حايل شد و [پسر] از غرق‏شدگان گرديد
مکارم: گفت به كوهي پناه مي‏برم تا مرا از آب حفظ كند، گفت امروز هيچ حافظي در برابر فرمان خدا نيست، مگر آن كس را كه او رحم كند، در اين هنگام موجي در ميان آندو حائل شد و او در زمره غرق شدگان قرار گرفت
وَقِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءكِ وَيَا سَمَاء أَقْلِعِي وَغِيضَ الْمَاء وَقُضِيَ الأَمْرُ وَاسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ وَقِيلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿۴۴﴾
فولادوند: و گفته شد اى زمين آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى كن و آب فرو كاست و فرمان گزارده شده و [كشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمكار
مکارم: و گفته شد اي زمين آبت را فرو بر، و اي آسمان خودداري كن، و آب فرو نشست و كار پايان يافت، و (كشتي) بر (دامنه كوه) جودي پهلو گرفت و (در اين هنگام) گفته شد: دور باد قوم ستمگر!
وَنَادَى نُوحٌ رَّبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابُنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿۴۵﴾
فولادوند: و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت پروردگارا پسرم از كسان من است و قطعا وعده تو راست است و تو بهترين داورانى
مکارم: نوح به پروردگارش عرض كرد پروردگارا! پسر من از خاندان من است و وعده تو (در مورد نجات خاندانم) حق است و تو از همه حكم كنندگان برتري.
قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: فرمود اى نوح او در حقيقت از كسان تو نيست او [داراى] كردارى ناشايسته است پس چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز مى‏دهم كه مبادا از نادانان باشى
مکارم: فرمود: اي نوح! او از اهل تو نيست! او عمل غير صالحي است، بنابراين آنچه را از آن آگاه نيستي از من مخواه، من به تو اندرز مي‏دهم تا از جاهلان نباشي!
قَالَ رَبِّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَسْأَلَكَ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَإِلاَّ تَغْفِرْ لِي وَتَرْحَمْنِي أَكُن مِّنَ الْخَاسِرِينَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: گفت پروردگارا من به تو پناه مى‏برم كه از تو چيزى بخواهم كه بدان علم ندارم و اگر مرا نيامرزى و به من رحم نكنى از زيانكاران باشم
مکارم: عرض كرد: پروردگارا! من به تو پناه مي‏برم كه از تو چيزي بخواهم كه از آن آگاهي ندارم، و هر گاه مرا نبخشي و بر من رحم نكني از زيانكاران خواهم بود.
قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَركَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ﴿۴۸﴾
فولادوند: گفته شد اى نوح با درودى از ما و بركتهايى بر تو و بر گروههايى كه با تواند فرود آى و گروههايى هستند كه به زودى برخوردارشان مى‏كنيم سپس از جانب ما عذابى دردناك به آنان مى‏رسد
مکارم: (به نوح) گفته شد: اي نوح! با سلامت و بركت از ناحيه ما بر تو و بر تمام امتهائي كه با تواند، فرود آي، و امتهائي نيز هستند كه ما آنها را از نعمتها بهره مند مي‏سازيم سپس عذاب دردناكي از سوي ما به آنها مي‏رسد.
تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ ﴿۴۹﴾
فولادوند: اين از خبرهاى غيب است كه آن را به تو وحى مى‏كنيم پيش از اين نه تو آن را مى‏دانستى و نه قوم تو پس شكيبا باش كه فرجام [نيك] از آن تقواپيشگان است
مکارم: اينها از خبرهاي غيب است كه به تو (اي پيامبر) وحي مي‏كنيم، نه تو و نه قوم تو اينها را قبل از اين نمي‏دانستيد، بنابراين صبر و استقامت كن كه عاقبت از آن پرهيزكاران است.
وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُونَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: و به سوى [قوم] عاد برادرشان هود را [فرستاديم هود] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد جز او هيچ معبودى براى شما نيست‏شما فقط دروغ پردازيد
مکارم: (ما) بسوي (قوم) عاد، برادرشان هود را فرستاديم، (به آنها) گفت اي قوم من! الله را پرستش كنيد كه معبودي جز او براي شما نيست، شما فقط تهمت مي‏زنيد.
يَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ﴿۵۱﴾
فولادوند: اى قوم من براى اين [رسالت] پاداشى از شما درخواست نمى‏كنم پاداش من جز بر عهده كسى كه مرا آفريده است نيست پس آيا نمى‏انديشيد
مکارم: اي قوم من! من از شما پاداشي نمي‏طلبم پاداش من فقط بر كسي است كه مرا آفريده، آيا نمي‏فهميد؟
وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِينَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: و اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد [تا] از آسمان بر شما بارش فراوان فرستد و نيرويى بر نيروى شما بيفزايد و تبهكارانه روى بر مگردانيد
مکارم: و اي قوم من! از پروردگارتان طلب آمرزش كنيد سپس به سوي او باز گرديد تا (باران) آسمان را پي در پي بر شما بفرستد و نيروئي بر نيروي شما بيفزايد، و روي (از حق) بر نتابيد و گناه نكنيد.
قَالُواْ يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: گفتند اى هود براى ما دليل روشنى نياوردى و ما براى سخن تو دست از خدايان خود برنمى‏داريم و تو را باور نداريم
مکارم: گفتند: اي هود! تو دليلي براي ما نياورده‏اي، و ما خدايان خود را به خاطر حرف تو رها نخواهيم كرد، و ما (اصلا) به تو ايمان نمي‏آوريم!
إِن نَّقُولُ إِلاَّ اعْتَرَاكَ بَعْضُ آلِهَتِنَا بِسُوَءٍ قَالَ إِنِّي أُشْهِدُ اللّهِ وَاشْهَدُواْ أَنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تُشْرِكُونَ ﴿۵۴﴾
فولادوند: [چيزى] جز اين نمى‏گوييم كه بعضى از خدايان ما به تو آسيبى رسانده‏اند گفت من خدا را گواه مى‏گيرم و شاهد باشيد كه من از آنچه جز او شريك وى مى‏گيريد بيزارم
مکارم: ما فقط (درباره تو) مي‏گوئيم بعضي از خدايان ما به تو زيان رسانده (و عقلت را ربوده‏اند) (نوح) گفت من خدا را به شهادت مي‏طلبم شما نيز گواه باشيد كه من از آنچه شريك (خدا) قرار مي‏دهيد بيزارم!
مِن دُونِهِ فَكِيدُونِي جَمِيعًا ثُمَّ لاَ تُنظِرُونِ ﴿۵۵﴾
فولادوند: پس همه شما در كار من نيرنگ كنيد و مرا مهلت مدهيد
مکارم: از آنچه غير او (مي پرستيد) حال كه چنين است همگي براي من نقشه بكشيد و مرا مهلت ندهيد (اما بدانيد كاري از دست شما ساخته نيست!)
إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللّهِ رَبِّي وَرَبِّكُم مَّا مِن دَآبَّةٍ إِلاَّ هُوَ آخِذٌ بِنَاصِيَتِهَا إِنَّ رَبِّي عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۵۶﴾
فولادوند: در حقيقت من بر خدا پروردگار خودم و پروردگار شما توكل كردم هيچ جنبنده‏اى نيست مگر اينكه او مهار هستى‏اش را در دست دارد به راستى پروردگار من بر راه راست است
مکارم: چرا كه من توكل بر الله كه پروردگار من و شما است كرده‏ام، هيچ جنبنده‏اي نيست مگر اينكه او بر وي تسلط دارد (اما سلطه‏اي توام با عدالت چرا كه) پروردگار من بر صراط مستقيم است.
فَإِن تَوَلَّوْاْ فَقَدْ أَبْلَغْتُكُم مَّا أُرْسِلْتُ بِهِ إِلَيْكُمْ وَيَسْتَخْلِفُ رَبِّي قَوْمًا غَيْرَكُمْ وَلاَ تَضُرُّونَهُ شَيْئًا إِنَّ رَبِّي عَلَىَ كُلِّ شَيْءٍ حَفِيظٌ ﴿۵۷﴾
فولادوند: پس اگر روى بگردانيد به يقين آنچه را كه به منظور آن به سوى شما فرستاده شده بودم به شما رسانيدم و پروردگارم قومى جز شما را جانشين [شما] خواهد كرد و به او هيچ زيانى نمى‏رسانيد در حقيقت پروردگارم بر هر چيزى نگاهبان است
مکارم: و اگر روي برگردانيد من رسالتي را كه مامور بودم به شما رساندم و خداوند گروه ديگري را جانشين شما مي‏كند و شما كمترين ضرري به او نمي‏رسانيد پروردگار من حافظ و نگاهبان هر چيز است.
وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا هُودًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَنَجَّيْنَاهُم مِّنْ عَذَابٍ غَلِيظٍ ﴿۵۸﴾
فولادوند: و چون فرمان ما دررسيد هود و كسانى را كه با او گرويده بودند به رحمتى از جانب خود نجات بخشيديم و آنان را از عذابى سخت رهانيديم
مکارم: و هنگامي كه فرمان ما فرا رسيد هود و آنها را كه با او ايمان آورده بودند به رحمت خود نجات بخشيديم و از عذاب شديد آنها را رها ساختيم.
وَتِلْكَ عَادٌ جَحَدُواْ بِآيَاتِ رَبِّهِمْ وَعَصَوْاْ رُسُلَهُ وَاتَّبَعُواْ أَمْرَ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ ﴿۵۹﴾
فولادوند: و اين [قوم] عاد بود كه آيات پروردگارشان را انكار كردند و فرستادگانش را نافرمانى نمودند و به دنبال فرمان هر زورگوى ستيزه‏جوى رفتند
مکارم: و اين قوم عاد بود كه آيات پروردگارشان را انكار كردند و رسولان او را معصيت نمودند و از فرمان هر ستمگر دشمن حق پيروي كردند.
وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلا إِنَّ عَادًا كَفَرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّعَادٍ قَوْمِ هُودٍ ﴿۶۰﴾
فولادوند: و [سرانجام] در اين دنيا و روز قيامت لعنت بدرقه [راه] آنان گرديد آگاه باشيد كه عاديان به پروردگارشان كفر ورزيدند هان مرگ بر عاديان قوم هود
مکارم: بدنبال آنها در اين جهان لعنت (و نام ننگين) ماند و در قيامت (گفته مي‏شود) بدانيد عاد نسبت به پروردگارشان كفر ورزيدند، دور باد عاد، قوم هود، (از رحمت خدا و خير و سعادت).
وَإِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ هُوَ أَنشَأَكُم مِّنَ الأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا فَاسْتَغْفِرُوهُ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي قَرِيبٌ مُّجِيبٌ ﴿۶۱﴾
فولادوند: و به سوى [قوم] ثمود برادرشان صالح را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد براى شما هيچ معبودى جز او نيست او شما را از زمين پديد آورد و در آن شما را استقرار داد پس از او آمرزش بخواهيد آنگاه به درگاه او توبه كنيد كه پروردگارم نزديك [و] اجابت‏كننده است
مکارم: و به سوي (قوم) ثمود برادرشان صالح را فرستاديم، گفت: اي قوم من! الله را پرستش كنيد كه معبودي جز او براي شما نيست، او است كه شما را از زمين آفريد و آبادي آنرا به شما واگذار نمود، از او آمرزش بطلبيد سپس به سوي از باز گرديد كه پروردگارم (به بندگان خود) نزديك و اجابت كننده (تقاضاهاي آنها) است.
قَالُواْ يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوًّا قَبْلَ هَذَا أَتَنْهَانَا أَن نَّعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِّمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ ﴿۶۲﴾
فولادوند: گفتند اى صالح به راستى تو پيش از اين ميان ما مايه اميد بودى آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى‏پرستيدند باز مى‏دارى و بى‏گمان ما از آنچه تو ما را بدان مى‏خوانى سخت دچار شكيم
مکارم: گفتند اي صالح! تو پيش از اين مايه اميد ما بودي! آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مي‏پرستيدند نهي مي‏كني ؟ و ما در مورد آنچه ما را به سوي آن دعوت مي‏كني در شك و ترديد هستيم.
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَى بَيِّنَةً مِّن رَّبِّي وَآتَانِي مِنْهُ رَحْمَةً فَمَن يَنصُرُنِي مِنَ اللّهِ إِنْ عَصَيْتُهُ فَمَا تَزِيدُونَنِي غَيْرَ تَخْسِيرٍ ﴿۶۳﴾
فولادوند: گفت اى قوم من چه بينيد اگر [در اين دعوا] بر حجتى روشن از پروردگار خود باشم و از جانب خود رحمتى به من داده باشد پس اگر او را نافرمانى كنم چه كسى در برابر خدا مرا يارى مى‏كند در نتيجه شما جز بر زيان من نمى‏افزاييد
مکارم: گفت: اي قوم من! آيا اگر من دليل آشكاري از پروردگارم داشته باشم و رحمت او به سراغ من آمده باشد (مي توانم از ابلاغ رسالت او سرپيچي كنم) اگر من نافرماني او كنم چه كسي مي‏تواند مرا در برابر وي ياري دهد؟ بنابراين (سخنان) شما چيزي جز اطمينان به زيانكار بودنتان بر من نمي‏افزايد
وَيَا قَوْمِ هَذِهِ نَاقَةُ اللّهِ لَكُمْ آيَةً فَذَرُوهَا تَأْكُلْ فِي أَرْضِ اللّهِ وَلاَ تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابٌ قَرِيبٌ ﴿۶۴﴾
فولادوند: و اى قوم من اين ماده‏شتر خداست كه براى شما پديده‏اى شگرف است پس بگذاريد او در زمين خدا بخورد و آسيبش مرسانيد كه شما را عذابى زودرس فرو مى‏گيرد
مکارم: اي قوم من! اين ناقه خداوند است كه براي شما دليل و نشانه‏اي است بگذاريد در زمين خدا به چرا مشغول شود و هيچگونه آزاري به آن نرسانيد كه بزودي عذاب خدا شما را فرو خواهد گرفت.
فَعَقَرُوهَا فَقَالَ تَمَتَّعُواْ فِي دَارِكُمْ ثَلاَثَةَ أَيَّامٍ ذَلِكَ وَعْدٌ غَيْرُ مَكْذُوبٍ ﴿۶۵﴾
فولادوند: پس آن [ماده‏شتر] را پى كردند و [صالح] گفت‏سه روز در خانه‏هايتان برخوردار شويد اين وعده‏اى بى‏دروغ است
مکارم: (اما) آنها آن را از پاي در آوردند و او به آنها گفت (مهلت شما تمام شده) سه روز در خانه‏هاتان متمتع گرديد (و بعد از آن عذاب الهي فرا خواهد رسيد) اين وعده‏اي است كه دروغ نخواهد بود.
فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا صَالِحًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مِّنَّا وَمِنْ خِزْيِ يَوْمِئِذٍ إِنَّ رَبَّكَ هُوَ الْقَوِيُّ الْعَزِيزُ ﴿۶۶﴾
فولادوند: پس چون فرمان ما در رسيد صالح و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند به رحمت‏خود رهانيديم و از رسوايى آن روز [نجات داديم] به يقين پروردگار تو همان نيرومند شكست‏ناپذير است
مکارم: هنگامي كه فرمان ما (دائر به مجازات اين قوم) فرا رسيد صالح و كساني را كه با او ايمان آورده بودند به رحمت خود (از آن عذاب) و از رسوائي آن روز رهائي بخشيديم چرا كه پروردگارت قوي و شكست ناپذير است.
وَأَخَذَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿۶۷﴾
فولادوند: و كسانى را كه ستم ورزيده بودند آن بانگ [مرگبار] فرا گرفت و در خانه‏هايشان از پا درآمدند
مکارم: و آنها را كه ستم كرده بودند صيحه (آسماني) فرو گرفت و در خانه‏هايشان به روي افتادند و مردند!
كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ إِنَّ ثَمُودَ كَفرُواْ رَبَّهُمْ أَلاَ بُعْدًا لِّثَمُودَ ﴿۶۸﴾
فولادوند: گويا هرگز در آن [خانه‏ها] نبوده‏اند آگاه باشيد كه ثموديان به پروردگارشان كفر ورزيدند هان مرگ بر ثمود
مکارم: آنچنان كه گوئي هرگز ساكن آن ديار نبودند بدانيد قوم ثمود پروردگارشان را انكار كردند دور باد قوم ثمود (از رحمت پروردگار!).
وَلَقَدْ جَاءتْ رُسُلُنَا إِبْرَاهِيمَ بِالْبُشْرَى قَالُواْ سَلاَمًا قَالَ سَلاَمٌ فَمَا لَبِثَ أَن جَاء بِعِجْلٍ حَنِيذٍ ﴿۶۹﴾
فولادوند: و به راستى فرستادگان ما براى ابراهيم مژده آوردند سلام گفتند پاسخ داد سلام و ديرى نپاييد كه گوساله‏اى بريان آورد
مکارم: فرستادگان ما با بشارت نزد ابراهيم آمدند گفتند: سلام (او نيز) گفت سلام، و طولي نكشيد كه گوساله برياني (براي آنها) آورد.
فَلَمَّا رَأَى أَيْدِيَهُمْ لاَ تَصِلُ إِلَيْهِ نَكِرَهُمْ وَأَوْجَسَ مِنْهُمْ خِيفَةً قَالُواْ لاَ تَخَفْ إِنَّا أُرْسِلْنَا إِلَى قَوْمِ لُوطٍ ﴿۷۰﴾
فولادوند: و چون ديد دستهايشان به غذا دراز نمى‏شود آنان را ناشناس يافت و از ايشان ترسى بر دل گرفت گفتند مترس ما به سوى قوم لوط فرستاده شده‏ايم
مکارم: (اما) هنگامي كه ديد دست آنها به آن نمي‏رسد (و از آن نمي‏خورند) آنها را زشت شمرد و در دل احساس ترس نمود (اما به زودي) به او گفتند نترس ما به سوي قوم لوط فرستاده شديم.
وَامْرَأَتُهُ قَآئِمَةٌ فَضَحِكَتْ فَبَشَّرْنَاهَا بِإِسْحَاقَ وَمِن وَرَاء إِسْحَاقَ يَعْقُوبَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: و زن او ايستاده بود خنديد پس وى را به اسحاق و از پى اسحاق به يعقوب مژده داديم
مکارم: و همسرش ايستاده بود خنديد او را بشارت به اسحاق و پس از او يعقوب داديم.
قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ ﴿۷۲﴾
فولادوند: [همسر ابراهيم] گفت اى واى بر من آيا فرزند آورم با آنكه من پيرزنم و اين شوهرم پيرمرد است واقعا اين چيز بسيار عجيبى است
مکارم: گفت: اي واي بر من! آيا من فرزند مي‏آورم در حالي كه پيرزنم و اين شوهرم پير مردي است اين راستي چيز عجيبي است.
قَالُواْ أَتَعْجَبِينَ مِنْ أَمْرِ اللّهِ رَحْمَتُ اللّهِ وَبَرَكَاتُهُ عَلَيْكُمْ أَهْلَ الْبَيْتِ إِنَّهُ حَمِيدٌ مَّجِيدٌ ﴿۷۳﴾
فولادوند: گفتند آيا از كار خدا تعجب مى‏كنى رحمت‏خدا و بركات او بر شما خاندان [رسالت] باد بى‏گمان او ستوده‏اى بزرگوار است
مکارم: گفتند از فرمان خدا تعجب مي‏كني اين رحمت خدا و بركاتش بر شما خانواده است چرا كه او حميد و مجيد است.
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ ﴿۷۴﴾
فولادوند: پس وقتى ترس ابراهيم زايل شد و مژده [فرزنددار شدن] به او رسيد در باره قوم لوط با ما [به قصد شفاعت] چون و چرا مى‏كرد
مکارم: هنگامي كه ترس ابراهيم فرو نشست و بشارت به او رسيد، با ما، درباره قوم لوط مجادله مي‏كرد.
إِنَّ إِبْرَاهِيمَ لَحَلِيمٌ أَوَّاهٌ مُّنِيبٌ ﴿۷۵﴾
فولادوند: زيرا ابراهيم بردبار و نرمدل و بازگشت‏كننده [به سوى خدا] بود
مکارم: چرا كه ابراهيم، بردبار و دلسوز و بازگشت كننده (به سوي خدا) بود.
يَا إِبْرَاهِيمُ أَعْرِضْ عَنْ هَذَا إِنَّهُ قَدْ جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَإِنَّهُمْ آتِيهِمْ عَذَابٌ غَيْرُ مَرْدُودٍ ﴿۷۶﴾
فولادوند: اى ابراهيم از اين [چون و چرا] روى برتاب كه فرمان پروردگارت آمده و براى آنان عذابى كه بى‏بازگشت است‏خواهد آمد
مکارم: اي ابراهيم از اين كار صرف نظر كن كه فرمان پروردگارت فرا رسيده و عذاب (الهي) بطور قطع به سراغ آنها مي‏آيد و برگشت ندارد.
وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطًا سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعًا وَقَالَ هَذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ ﴿۷۷﴾
فولادوند: و چون فرستادگان ما نزد لوط آمدند به [آمدن] آنان ناراحت و دستش از حمايت ايشان كوتاه شد و گفت امروز روزى سخت است
مکارم: و هنگامي كه رسولان ما به سراغ لوط آمدند از آمدنشان ناراحت شد و قلبش پريشان گشت و گفت امروز روز سختي است!
وَجَاءهُ قَوْمُهُ يُهْرَعُونَ إِلَيْهِ وَمِن قَبْلُ كَانُواْ يَعْمَلُونَ السَّيِّئَاتِ قَالَ يَا قَوْمِ هَؤُلاء بَنَاتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ فَاتَّقُواْ اللّهَ وَلاَ تُخْزُونِ فِي ضَيْفِي أَلَيْسَ مِنكُمْ رَجُلٌ رَّشِيدٌ ﴿۷۸﴾
فولادوند: و قوم او شتابان به سويش آمدند و پيش از آن كارهاى زشت مى‏كردند [لوط] گفت اى قوم من اينان دختران منند آنان براى شما پاكيزه‏ترند پس از خدا بترسيد و مرا در كار مهمانانم رسوا مكنيد آيا در ميان شما آدمى عقل‏رس پيدا نمى‏شود
مکارم: و قومش به سرعت به سراغ او آمدند - و قبلا كارهاي بد انجام مي‏دادند - گفت اي قوم من! اينها دختران منند، براي شما پاكيزهترند (با آنها ازدواج كنيد و از اعمال شنيع صرفنظر نمائيد) از خدا بترسيد و مرا در مورد ميهمانهايم رسوا مسازيد، آيا در ميان شما يك مرد رشيد وجود ندارد؟!
قَالُواْ لَقَدْ عَلِمْتَ مَا لَنَا فِي بَنَاتِكَ مِنْ حَقٍّ وَإِنَّكَ لَتَعْلَمُ مَا نُرِيدُ ﴿۷۹﴾
فولادوند: گفتند تو خوب مى‏دانى كه ما را به دخترانت‏حاجتى نيست و تو خوب مى‏دانى كه ما چه مى‏خواهيم
مکارم: گفتند تو كه ميداني ما حق (و ميلي) در دختران تو نداريم و خوب ميداني ما چه مي‏خواهيم؟!
قَالَ لَوْ أَنَّ لِي بِكُمْ قُوَّةً أَوْ آوِي إِلَى رُكْنٍ شَدِيدٍ ﴿۸۰﴾
فولادوند: [لوط] گفت كاش براى مقابله با شما قدرتى داشتم يا به تكيه‏گاهى استوار پناه مى‏جستم
مکارم: گفت (افسوس) اي كاش در برابر شما قدرتي داشتم يا تكيه گاه و پشتيبان محكمي در اختيار من بود (آنگاه مي‏دانستم با شما ددمنشان چه كنم؟!).
قَالُواْ يَا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَن يَصِلُواْ إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِّنَ اللَّيْلِ وَلاَ يَلْتَفِتْ مِنكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصِيبُهَا مَا أَصَابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَلَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ﴿۸۱﴾
فولادوند: گفتند اى لوط ما فرستادگان پروردگار توييم آنان هرگز به تو دست نخواهند يافت پس پاسى از شب گذشته خانواده‏ات را حركت ده و هيچ كس از شما نبايد واپس بنگرد مگر زنت كه آنچه به ايشان رسد به او [نيز] خواهد رسيد بى‏گمان وعده‏گاه آنان صبح است مگر صبح نزديك نيست
مکارم: گفتند: اي لوط! ما رسولان پروردگار توايم، آنها هرگز دسترسي به تو پيدا نخواهند كرد، در دل شب با خانواده‏ات (از اين شهر) حركت كن و هيچيك از شما پشت سرش را نگاه نكند، مگر همسر تو كه او هم بهمان بلائي كه آنها گرفتار مي‏شوند گرفتار خواهد شد، موعد آنها صبح است، آيا صبح نزديك نيست؟!
فَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا جَعَلْنَا عَالِيَهَا سَافِلَهَا وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهَا حِجَارَةً مِّن سِجِّيلٍ مَّنضُودٍ ﴿۸۲﴾
فولادوند: پس چون فرمان ما آمد آن [شهر] را زير و زبر كرديم و سنگ‏پاره‏هايى از [نوع] سنگ گلهاى لايه لايه بر آن فرو ريختيم
مکارم: هنگامي كه فرمان ما فرا رسيد آن (شهر و ديار) را زير و رو كرديم و باراني از سنگ: گلهاي متحجر متراكم بر روي هم بر آنها نازل نموديم.
مُّسَوَّمَةً عِندَ رَبِّكَ وَمَا هِيَ مِنَ الظَّالِمِينَ بِبَعِيدٍ ﴿۸۳﴾
فولادوند: [سنگهايى] كه نزد پروردگارت نشان‏زده بود و [خرابه‏هاى] آن از ستمگران چندان دور نيست
مکارم: (سنگهائي كه) نزد پروردگارت نشاندار بود و آن از ستمگران دور نيست.
وَإِلَى مَدْيَنَ أَخَاهُمْ شُعَيْبًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَهٍ غَيْرُهُ وَلاَ تَنقُصُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِنِّيَ أَرَاكُم بِخَيْرٍ وَإِنِّيَ أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ مُّحِيطٍ ﴿۸۴﴾
فولادوند: و به سوى [اهل] م دي ن برادرشان شعيب را [فرستاديم] گفت اى قوم من خدا را بپرستيد براى شما جز او معبودى نيست و پيمانه و ترازو را كم مكنيد به راستى شما را در نعمت مى‏بينم و[لى] از عذاب روزى فراگير بر شما بيمناكم
مکارم: و به سوي مدين برادرشان شعيب را فرستاديم، گفت اي قوم من! الله را پرستش كنيد كه جز او معبود ديگري براي شما نيست و پيمانه و وزن را كم نكنيد (و دست به كم فروشي نزنيد) من خير خواه شما هستم و من از عذاب روز فراگير بر شما بيمناكم!
وَيَا قَوْمِ أَوْفُواْ الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ بِالْقِسْطِ وَلاَ تَبْخَسُواْ النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلاَ تَعْثَوْاْ فِي الأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿۸۵﴾
فولادوند: و اى قوم من پيمانه و ترازو را به داد تمام دهيد و حقوق مردم را كم مدهيد و در زمين به فساد سر برمداريد
مکارم: و اي قوم من!، پيمانه و وزن را با عدالت وفا كنيد و بر اشياء (و اجناس) مردم عيب مگذاريد و از حق آنان نكاهيد و در زمين فساد مكنيد.
بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ وَمَا أَنَاْ عَلَيْكُم بِحَفِيظٍ ﴿۸۶﴾
فولادوند: اگر مؤمن باشيد باقيمانده [حلال] خدا براى شما بهتر است و من بر شما نگاهبان نيستم
مکارم: سرمايه حلالي كه خداوند براي شما باقي گذارده برايتان بهتر است اگر ايمان داشته باشيد، و من پاسدار شما (و مامور بر اجبارتان به ايمان) نيستم.
قَالُواْ يَا شُعَيْبُ أَصَلاَتُكَ تَأْمُرُكَ أَن نَّتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا أَوْ أَن نَّفْعَلَ فِي أَمْوَالِنَا مَا نَشَاء إِنَّكَ لَأَنتَ الْحَلِيمُ الرَّشِيدُ ﴿۸۷﴾
فولادوند: گفتند اى شعيب آيا نماز تو به تو دستور مى‏دهد كه آنچه را پدران ما مى‏پرستيده‏اند رها كنيم يا در اموال خود به ميل خود تصرف نكنيم راستى كه تو بردبار فرزانه‏اى
مکارم: گفتند: اي شعيب آيا نمازت تو را دستور مي‏دهد كه ما آنچه را پدرانمان مي‏پرستيدند ترك گوئيم ؟ و آنچه را مي‏خواهيم در اموالمان انجام ندهيم ؟ تو مرد بردبار و رشيدي هستي ؟
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَأَيْتُمْ إِن كُنتُ عَلَىَ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّي وَرَزَقَنِي مِنْهُ رِزْقًا حَسَنًا وَمَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَكُمْ إِلَى مَا أَنْهَاكُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِيدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِيقِي إِلاَّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَإِلَيْهِ أُنِيبُ ﴿۸۸﴾
فولادوند: گفت اى قوم من بينديشيد اگر از جانب پروردگارم دليل روشنى داشته باشم و او از سوى خود روزى نيكويى به من داده باشد [آيا باز هم از پرستش او دست بردارم] من نمى‏خواهم در آنچه شما را از آن باز مى‏دارم با شما مخالفت كنم [و خود مرتكب آن شوم] من قصدى جز اصلاح [جامعه] تا آنجا كه بتوانم ندارم و توفيق من جز به [يارى] خدا نيست بر او توكل كرده‏ام و به سوى او بازمى‏گردم
مکارم: گفت: اي قوم من! هر گاه من دليل آشكاري از پروردگارم داشته باشم و رزق خوبي بمن داده باشد (آيا مي‏توانم بر خلاف فرمان او رفتار كنم ؟) من هرگز نمي‏خواهم چيزي كه شما را از آن باز مي‏دارم خودم مرتكب شوم، من جز اصلاح تا آنجا كه توانائي دارم نمي‏خواهم، و توفيق من جز به خدا نيست، بر او توكل كردم و به سوي او باز گشتم.
وَيَا قَوْمِ لاَ يَجْرِمَنَّكُمْ شِقَاقِي أَن يُصِيبَكُم مِّثْلُ مَا أَصَابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صَالِحٍ وَمَا قَوْمُ لُوطٍ مِّنكُم بِبَعِيدٍ ﴿۸۹﴾
فولادوند: و اى قوم من زنهار تا مخالفت‏شما با من شما را بدانجا نكشاند كه [بلايى] مانند آنچه به قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح رسيد به شما [نيز] برسد و قوم لوط از شما چندان دور نيست
مکارم: و اي قوم من دشمني و مخالفت با من سبب نشود كه شما بهمان سرنوشتي كه قوم نوح يا قوم هود يا قوم صالح گرفتار شدند گرفتار شويد، و قوم لوط از شما چندان دور نيست.
وَاسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ ﴿۹۰﴾
فولادوند: و از پروردگار خود آمرزش بخواهيد سپس به درگاه او توبه كنيد كه پروردگار من مهربان و دوستدار [بندگان] است
مکارم: از پروردگار خود آمرزش بطلبيد و به سوي او باز گرديد كه پروردگارم مهربان و دوستدار (بندگان توبه كار) است.
قَالُواْ يَا شُعَيْبُ مَا نَفْقَهُ كَثِيرًا مِّمَّا تَقُولُ وَإِنَّا لَنَرَاكَ فِينَا ضَعِيفًا وَلَوْلاَ رَهْطُكَ لَرَجَمْنَاكَ وَمَا أَنتَ عَلَيْنَا بِعَزِيزٍ ﴿۹۱﴾
فولادوند: گفتند اى شعيب بسيارى از آنچه را كه مى‏گويى نمى‏فهميم و واقعا تو را در ميان خود ضعيف مى‏بينيم و اگر عشيره تو نبود قطعا سنگسارت مى‏كرديم و تو بر ما پيروز نيستى
مکارم: گفتند اي شعيب! بسياري از آنچه را ميگوئي ما نمي‏فهميم، و ما تو را در ميان خود ضعيف مي‏يابيم، و اگر بخاطر احترام قبيله كوچكت نبود تو را سنگسار مي‏كرديم و تو در برابر ما قدرتي نداري.
قَالَ يَا قَوْمِ أَرَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُم مِّنَ اللّهِ وَاتَّخَذْتُمُوهُ وَرَاءكُمْ ظِهْرِيًّا إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعْمَلُونَ مُحِيطٌ ﴿۹۲﴾
فولادوند: گفت اى قوم من آيا عشيره من پيش شما از خدا عزيزتر است كه او را پشت‏سر خود گرفته‏ايد [و فراموشش كرده‏ايد] در حقيقت پروردگار من به آنچه انجام مى‏دهيد احاطه دارد
مکارم: گفت: اي قوم! آيا قبيله كوچك من نزد شما از خداوند، عزيزتر است در حالي كه (فرمان) او را پشت سر انداخته‏ايد؟ پروردگارم با آنچه انجام مي‏دهيد احاطه دارد (و آگاه است).
وَيَا قَوْمِ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ سَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَمَنْ هُوَ كَاذِبٌ وَارْتَقِبُواْ إِنِّي مَعَكُمْ رَقِيبٌ ﴿۹۳﴾
فولادوند: و اى قوم من شما بر حسب امكانات خود عمل كنيد من [نيز] عمل مى‏كنم به زودى خواهيد دانست كه عذاب رسواكننده بر چه كسى فرود مى‏آيد و دروغگو كيست و انتظار بريد كه من [هم] با شما منتظرم
مکارم: اي قوم! هر كاري از دستتان ساخته است انجام دهيد من هم كار خود را خواهم كرد!، و به زودي خواهيد دانست چه كسي عذاب خوار كننده به سراغ او مي‏آيد و چه كسي دروغگو است، شما انتظار بكشيد من هم در انتظارم.
وَلَمَّا جَاء أَمْرُنَا نَجَّيْنَا شُعَيْبًا وَالَّذِينَ آمَنُواْ مَعَهُ بِرَحْمَةٍ مَّنَّا وَأَخَذَتِ الَّذِينَ ظَلَمُواْ الصَّيْحَةُ فَأَصْبَحُواْ فِي دِيَارِهِمْ جَاثِمِينَ ﴿۹۴﴾
فولادوند: و چون فرمان ما آمد شعيب و كسانى را كه با او ايمان آورده بودند به رحمتى از جانب خويش نجات داديم و كسانى را كه ستم كرده بودند فرياد [مرگبار] فرو گرفت و در خانه‏هايشان از پا درآمدند
مکارم: و هنگامي كه فرمان ما فرا رسيد شعيب و آنها را كه با او ايمان آورده بودند، به رحمت خود، نجات داديم و آنها را كه ستم كردند صيحه (آسماني) فرو گرفت و در ديار خود به رو افتادند (و مردند).
كَأَن لَّمْ يَغْنَوْاْ فِيهَا أَلاَ بُعْدًا لِّمَدْيَنَ كَمَا بَعِدَتْ ثَمُودُ ﴿۹۵﴾
فولادوند: گويى در آن [خانه‏ها] هرگز اقامت نداشته‏اند هان مرگ بر [مردم] مدين همان گونه كه ثمود هلاك شدند
مکارم: آنچنان كه گوئي هرگز از ساكنان آن ديار نبودند، دور باد مدين (از رحمت خدا) همانگونه كه قوم ثمود دور شدند!
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿۹۶﴾
فولادوند: و به راستى موسى را با آيات خود و حجتى آشكار
مکارم: ما موسي را با آيات خود و دليل آشكار فرستاديم.
إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَاتَّبَعُواْ أَمْرَ فِرْعَوْنَ وَمَا أَمْرُ فِرْعَوْنَ بِرَشِيدٍ ﴿۹۷﴾
فولادوند: به سوى فرعون و سران [قوم] وى فرستاديم ولى [سران] از فرمان فرعون پيروى كردند و فرمان فرعون صواب نبود
مکارم: به سوي فرعون و اطرافيانش، اما آنها از فرمان فرعون پيروي كردند در حالي كه فرمان فرعون مايه رشد و نجات نبود.
يَقْدُمُ قَوْمَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فَأَوْرَدَهُمُ النَّارَ وَبِئْسَ الْوِرْدُ الْمَوْرُودُ ﴿۹۸﴾
فولادوند: روز قيامت پيشاپيش قومش مى‏رود و آنان را به آتش درمى‏آورد و [دوزخ] چه ورودگاه بدى براى واردان است
مکارم: او در پيشاپيش قومش روز قيامت خواهد بود و آنها را (بجاي چشمه‏هاي زلال بهشت) وارد آتش ‍ مي‏كند و چه بد است كه آتش آبگاه انسان باشد.
وَأُتْبِعُواْ فِي هَذِهِ لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ بِئْسَ الرِّفْدُ الْمَرْفُودُ ﴿۹۹﴾
فولادوند: و در اين دنيا و روز قيامت به لعنت بدرقه شدند و چه بد عطايى نصيب آنان مى‏شود
مکارم: آنها در اين جهان و روز قيامت از رحمت خدا دور خواهند بود و چه بد عطائي به آنها داده ميشود.
ذَلِكَ مِنْ أَنبَاء الْقُرَى نَقُصُّهُ عَلَيْكَ مِنْهَا قَآئِمٌ وَحَصِيدٌ ﴿۱۰۰﴾
فولادوند: اين از خبرهاى آن شهرهاست كه آن را بر تو حكايت مى‏كنيم بعضى از آنها [هنوز] بر سر پا هستند و [بعضى] بر باد رفته‏اند
مکارم: اين از خبرهاي شهرها و آباديهاست كه ما براي تو باز گو مي‏كنيم، كه بعضي (هنوز) بر پا هستند و بعضي درو شده‏اند (و از ميان رفته‏اند).
وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِن ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ مِن شَيْءٍ لِّمَّا جَاء أَمْرُ رَبِّكَ وَمَا زَادُوهُمْ غَيْرَ تَتْبِيبٍ ﴿۱۰۱﴾
فولادوند: و ما به آنان ستم نكرديم ولى آنان به خودشان ستم كردند پس چون فرمان پروردگارت آمد خدايانى كه به جاى خدا[ى حقيقى] مى‏خواندند هيچ به كارشان نيامد و جز بر هلاكت آنان نيفزود
مکارم: ما به آنها ستم نكرديم بلكه آنها خودشان بر خويشتن ستم روا داشتند و هنگامي كه فرمان مجازات الهي فرا رسيد خداياني را كه غير از الله مي‏خواندند آنها را ياري نكردند و جز هلاكت بر آنها نيفزودند.
وَكَذَلِكَ أَخْذُ رَبِّكَ إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِيَ ظَالِمَةٌ إِنَّ أَخْذَهُ أَلِيمٌ شَدِيدٌ ﴿۱۰۲﴾
فولادوند: و اين گونه بود [به قهر] گرفتن پروردگارت وقتى شهرها را در حالى كه ستمگر بودند [به قهر] مى‏گرفت آرى [به قهر] گرفتن او دردناك و سخت است
مکارم: و اينچنين است مجازات پروردگار تو هنگامي كه شهرها و آباديهاي ظالم را مجازات مي‏كند، (آري) مجازات او دردناك و شديد است!
إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّمَنْ خَافَ عَذَابَ الآخِرَةِ ذَلِكَ يَوْمٌ مَّجْمُوعٌ لَّهُ النَّاسُ وَذَلِكَ يَوْمٌ مَّشْهُودٌ ﴿۱۰۳﴾
فولادوند: قطعا در اين [يادآوريها] براى كسى كه از عذاب آخرت مى‏ترسد عبرتى است آن [روز] روزى است كه مردم را براى آن گرد مى‏آورند و آن [روز] روزى است كه [جملگى در آن] حاضر مى‏شوند
مکارم: در اين نشانه‏اي است براي كسي كه از عذاب آخرت مي‏ترسد، همان روزي است كه مردم در آن جمع مي‏شوند، و روزي كه همه آنرا مشاهده مي‏كنند.
وَمَا نُؤَخِّرُهُ إِلاَّ لِأَجَلٍ مَّعْدُودٍ ﴿۱۰۴﴾
فولادوند: و ما آن را جز تا زمان معينى به تاخير نمى‏افكنيم
مکارم: و ما آنرا جز تا زمان محدودي تاخير نمي‏اندازيم.
يَوْمَ يَأْتِ لاَ تَكَلَّمُ نَفْسٌ إِلاَّ بِإِذْنِهِ فَمِنْهُمْ شَقِيٌّ وَسَعِيدٌ ﴿۱۰۵﴾
فولادوند: روزى [است] كه چون فرا رسد هيچ كس جز به اذن وى سخن نگويد آنگاه بعضى از آنان تيره‏بختند و [برخى] نيكبخت
مکارم: آن روز كه (قيامت) فرا رسد هيچكس جز به اجازه او سخن نمي‏گويد گروهي از آنها شقاوتمندند و گروهي سعادتمند (گروهي بدبختند و گروهي نيكبخت).
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُواْ فَفِي النَّارِ لَهُمْ فِيهَا زَفِيرٌ وَشَهِيقٌ ﴿۱۰۶﴾
فولادوند: و اما كسانى كه تيره‏بخت‏شده‏اند در آتش فرياد و ناله‏اى دارند
مکارم: اما آنها كه شقاوتمند شدند در آتشاند، و براي آنها زفير و شهيق (ناله‏هاي طولاني دم و باز دم) است.
خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ إِنَّ رَبَّكَ فَعَّالٌ لِّمَا يُرِيدُ ﴿۱۰۷﴾
فولادوند: تا آسمانها و زمين برجاست در آن ماندگار خواهند بود مگر آنچه پروردگارت بخواهد زيرا پروردگار تو همان كند كه خواهد
مکارم: جاودانه در آن خواهند ماند، تا آسمانها و زمين بر پاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد كه پروردگارت هر چه را اراده كند انجام مي‏دهد.
وَأَمَّا الَّذِينَ سُعِدُواْ فَفِي الْجَنَّةِ خَالِدِينَ فِيهَا مَا دَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ إِلاَّ مَا شَاء رَبُّكَ عَطَاء غَيْرَ مَجْذُوذٍ ﴿۱۰۸﴾
فولادوند: و اما كسانى كه نيكبخت‏شده‏اند تا آسمانها و زمين برجاست در بهشت جاودانند مگر آنچه پروردگارت بخواهد [كه اين] بخششى است كه بريدنى نيست
مکارم: اما آنها كه سعادتمند شدند در بهشت جاودانه خواهند بود، ما دام كه آسمانها و زمين بر پاست مگر آنچه پروردگارت بخواهد، بخششي است قطع نشدني!
فَلاَ تَكُ فِي مِرْيَةٍ مِّمَّا يَعْبُدُ هَؤُلاء مَا يَعْبُدُونَ إِلاَّ كَمَا يَعْبُدُ آبَاؤُهُم مِّن قَبْلُ وَإِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ نَصِيبَهُمْ غَيْرَ مَنقُوصٍ ﴿۱۰۹﴾
فولادوند: پس در باره آنچه آنان [=مشركان] مى‏پرستند در ترديد مباش آنان جز همان گونه كه قبلا پدرانشان مى‏پرستيدند نمى‏پرستند و ما بهره ايشان را تمام و ناكاسته خواهيم داد
مکارم: شك و ترديدي در معبودهائي كه آنها مي‏پرستند بخود راه مده، آنها همان گونه اين معبودها را پرستش مي‏كنند كه پدرانشان قبلا مي‏پرستيدند، و ما نصيب آنها را بيكم و كاست خواهيم داد.
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْكِتَابَ فَاخْتُلِفَ فِيهِ وَلَوْلاَ كَلِمَةٌ سَبَقَتْ مِن رَّبِّكَ لَقُضِيَ بَيْنَهُمْ وَإِنَّهُمْ لَفِي شَكٍّ مِّنْهُ مُرِيبٍ ﴿۱۱۰﴾
فولادوند: و به حقيقت ما به موسى كتاب [آسمانى] داديم پس در مورد آن اختلاف شد و اگر از جانب پروردگارت وعده‏اى پيشى نگرفته بود قطعا ميان آنها داورى شده بود و بى گمان آنان در باره آن در شكى بهتان‏آميزند
مکارم: ما كتاب آسماني به موسي داديم سپس در آن اختلاف كردند، و اگر فرمان قبلي خدا (در زمينه آزمايش و اتمام حجت بر آنها) نبود در ميان آنها داوري مي‏شد، و آنها (هنوز) در شك اند شكي آميخته با سوء ظن و بدبيني.
وَإِنَّ كُلاًّ لَّمَّا لَيُوَفِّيَنَّهُمْ رَبُّكَ أَعْمَالَهُمْ إِنَّهُ بِمَا يَعْمَلُونَ خَبِيرٌ ﴿۱۱۱﴾
فولادوند: و قطعا پروردگارت [نتيجه] اعمال هر يك را به تمام [و كمال] به آنان خواهد داد چرا كه او به آنچه انجام مى‏دهند آگاه است
مکارم: و پروردگار تو اعمال هر يك را بيكم و كاست به آنها خواهد داد، او به آنچه عمل مي‏كنند آگاه است.
فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَن تَابَ مَعَكَ وَلاَ تَطْغَوْاْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ ﴿۱۱۲﴾
فولادوند: پس همان گونه كه دستور يافته‏اى ايستادگى كن و هر كه با تو توبه كرده [نيز چنين كند] و طغيان مكنيد كه او به آنچه انجام مى‏دهيد بيناست
مکارم: بنابراين همانگونه كه فرمان يافته‏اي استقامت كن همچنين كساني كه با تو به سوي خدا آمده‏اند و طغيان نكنيد كه خداوند آنچه را انجام مي‏دهيد مي‏بيند
وَلاَ تَرْكَنُواْ إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُواْ فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ وَمَا لَكُم مِّن دُونِ اللّهِ مِنْ أَوْلِيَاء ثُمَّ لاَ تُنصَرُونَ ﴿۱۱۳﴾
فولادوند: و به كسانى كه ستم كرده‏اند متمايل مشويد كه آتش [دوزخ] به شما مى‏رسد و در برابر خدا براى شما دوستانى نخواهد بود و سرانجام يارى نخواهيد شد
مکارم: و تكيه بر ظالمان نكنيد كه موجب مي‏شود آتش شما را فرو گيرد و در آن حال جز خدا هيچ ولي و سرپرستي نخواهيد داشت و ياري نمي‏شويد.
وَأَقِمِ الصَّلاَةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَزُلَفًا مِّنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ ﴿۱۱۴﴾
فولادوند: و در دو طرف روز [=اول و آخر آن] و نخستين ساعات شب نماز را برپا دار زيرا خوبيها بديها را از ميان مى‏برد اين براى پندگيرندگان پندى است
مکارم: نماز را در دو طرف روز و اوائل شب برپا دار، چرا كه حسنات، سيئات (و آثار آنها را) بر طرف مي‏سازند، اين تذكري است براي آنها كه اهل تذكرند.
وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۱۵﴾
فولادوند: و شكيبا باش كه خدا پاداش نيكوكاران را ضايع نمى‏گرداند
مکارم: و شكيبائي كن كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهد كرد.
فَلَوْلاَ كَانَ مِنَ الْقُرُونِ مِن قَبْلِكُمْ أُوْلُواْ بَقِيَّةٍ يَنْهَوْنَ عَنِ الْفَسَادِ فِي الأَرْضِ إِلاَّ قَلِيلًا مِّمَّنْ أَنجَيْنَا مِنْهُمْ وَاتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مَا أُتْرِفُواْ فِيهِ وَكَانُواْ مُجْرِمِينَ ﴿۱۱۶﴾
فولادوند: پس چرا از نسلهاى پيش از شما خردمندانى نبودند كه [مردم را] از فساد در زمين باز دارند جز اندكى از كسانى كه از ميان آنان نجاتشان داديم و كسانى كه ستم كردند به دنبال ناز و نعمتى كه در آن بودند رفتند و آنان بزهكار بودند
مکارم: چرا در قرون (و اقوام) قبل از شما دانشمندان صاحب قدرتي نبودند كه از فساد در زمين جلوگيري كنند، مگر اندكي از آنها كه نجاتشان داديم و آنها كه ستم مي‏كردند از تنعم و تلذذ پيروي كردند و گناهكار بودند (و نابود شدند).
وَمَا كَانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ الْقُرَى بِظُلْمٍ وَأَهْلُهَا مُصْلِحُونَ ﴿۱۱۷﴾
فولادوند: و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده است كه شهرهايى را كه مردمش اصلاحگرند به ستم هلاك كند
مکارم: و چنين نبود كه پروردگارت آباديها را به ظلم و ستم نابود كند در حالي كه اهلش در صدد اصلاح بوده باشند.
وَلَوْ شَاء رَبُّكَ لَجَعَلَ النَّاسَ أُمَّةً وَاحِدَةً وَلاَ يَزَالُونَ مُخْتَلِفِينَ ﴿۱۱۸﴾
فولادوند: و اگر پروردگار تو مى‏خواست قطعا همه مردم را امت واحدى قرار مى‏داد در حالى كه پيوسته در اختلافند
مکارم: و اگر پروردگارت مي‏خواست همه مردم را امت واحده (بدون هيچگونه اختلاف) قرار مي‏داد، ولي آنها همواره مختلفند.
إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَلِذَلِكَ خَلَقَهُمْ وَتَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ لأَمْلأنَّ جَهَنَّمَ مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ ﴿۱۱۹﴾
فولادوند: مگر كسانى كه پروردگار تو به آنان رحم كرده و براى همين آنان را آفريده است و وعده پروردگارت [چنين] تحقق پذيرفته است [كه] البته جهنم را از جن و انس يكسره پر خواهم كرد
مکارم: مگر آنچه پروردگارت رحم كند و براي همين (پذيرش رحمت و در سايه آن تكامل) آنها را آفريد و فرمان پروردگارت قطعي است كه جهنم را از (سركشان و طاغيان) جن و انس پر خواهم كرد.
وَكُلاًّ نَّقُصُّ عَلَيْكَ مِنْ أَنبَاء الرُّسُلِ مَا نُثَبِّتُ بِهِ فُؤَادَكَ وَجَاءكَ فِي هَذِهِ الْحَقُّ وَمَوْعِظَةٌ وَذِكْرَى لِلْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۲۰﴾
فولادوند: و هر يك از سرگذشتهاى پيامبران [خود] را كه بر تو حكايت مى‏كنيم چيزى است كه دلت را بدان استوار مى‏گردانيم و در اينها حقيقت براى تو آمده و براى مؤمنان اندرز و تذكرى است
مکارم: ما از هر يك از سرگذشتهاي انبياء را براي تو باز گو كرديم تا قلبت آرام (و اراده‏ات قوي) گردد و در اين (اخبار و سرگذشتها) حق و موعظه و تذكر براي مؤ منان آمده است.
وَقُل لِّلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ اعْمَلُواْ عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنَّا عَامِلُونَ ﴿۱۲۱﴾
فولادوند: و به كسانى كه ايمان نمى‏آورند بگو بر حسب امكانات خود عمل كنيد كه ما [هم] عمل خواهيم كرد
مکارم: و به آنها كه ايمان نمي‏آورند بگو هر چه در قدرت داريد انجام دهيد ما هم انجام مي‏دهيم ؟
وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ ﴿۱۲۲﴾
فولادوند: و منتظر باشيد كه ما [نيز] منتظر خواهيم بود
مکارم: و انتظار بكشيد ما هم منتظريم!
وَلِلّهِ غَيْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَيْهِ يُرْجَعُ الأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَتَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَمَا رَبُّكَ بِغَافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۱۲۳﴾
فولادوند: و نهان آسمانها و زمين از آن خداست و تمام كارها به او بازگردانده مى‏شود پس او را پرستش كن و بر او توكل نماى و پروردگار تو از آنچه انجام مى‏دهيد غافل نيست
مکارم: و براي خدا است غيب (و اسرار نهان) آسمانها و زمين و همه كارها به او باز مي‏گردد، او را پرستش كن و بر او توكل نما و پروردگارت غافل از كارهائي كه مي‏كنيد نيست.