بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
طسم ﴿۱﴾
فولادوند: طا سين ميم
مکارم: طسم
تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ الْمُبِينِ ﴿۲﴾
فولادوند: اين است آيههاى كتاب روشنگر
مکارم: اين آيات كتاب مبين است.
لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَّفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿۳﴾
فولادوند: شايد تو از اينكه [مشركان] ايمان نمىآورند جان خود را تباه سازى
مکارم: گوئي ميخواهي جان خود را از شدت اندوه از دست دهي بخاطر اينكه آنها ايمان نميآورند.
إِن نَّشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِّن السَّمَاء آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا خَاضِعِينَ ﴿۴﴾
فولادوند: اگر بخواهيم معجزهاى از آسمان بر آنان فرود مىآوريم تا در برابر آن گردنهايشان خاضع گردد
مکارم: اگر ما اراده كنيم از آسمان بر آنها آيهاي نازل ميكنيم كه گردنهايشان در برابر آن خاضع گردد!
وَمَا يَأْتِيهِم مِّن ذِكْرٍ مِّنَ الرَّحْمَنِ مُحْدَثٍ إِلَّا كَانُوا عَنْهُ مُعْرِضِينَ ﴿۵﴾
فولادوند: و هيچ تذكر جديدى از سوى [خداى] رحمان برايشان نيامد جز اينكه همواره از آن روى برمىتافتند
مکارم: و هر ذكر تازهاي از سوي خداوند رحمان براي آنها بيايد از آن اعراض ميكنند.
فَقَدْ كَذَّبُوا فَسَيَأْتِيهِمْ أَنبَاء مَا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿۶﴾
فولادوند: [آنان] در حقيقت به تكذيب پرداختند و به زودى خبر آنچه كه بدان ريشخند مى كردند بديشان خواهد رسيد
مکارم: آنها تكذيب كردند، اما به زودي اخبار آنچه را به استهزاء ميگرفتند به آنان ميرسد (و از مجازاتش با خبر خواهند شد).
أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَى الْأَرْضِ كَمْ أَنبَتْنَا فِيهَا مِن كُلِّ زَوْجٍ كَرِيمٍ ﴿۷﴾
فولادوند: مگر در زمين ننگريستهاند كه چه قدر در آن از هر گونه جفتهاى زيبا رويانيدهايم
مکارم: آيا آنها به زمين نگاه نكردند، چه اندازه در آن از انواع گياهان آفريديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۸﴾
فولادوند: قطعا در اين [هنرنمايى] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نيستند
مکارم: در اين نشانه روشني است (بر وجود خدا) ولي اكثر آنها هرگز نبودهاند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۹﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: پروردگار تو عزيز و رحيم است.
وَإِذْ نَادَى رَبُّكَ مُوسَى أَنِ ائْتِ الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ﴿۱۰﴾
فولادوند: و [ياد كن] هنگامى را كه پروردگارت موسى را ندا درداد كه به سوى قوم ستمكار برو
مکارم: به خاطر بياور هنگامي كه پروردگارت موسي را ندا داد كه به سراغ آن قوم ستمگر برو.
قَوْمَ فِرْعَوْنَ أَلَا يَتَّقُونَ ﴿۱۱﴾
فولادوند: قوم فرعون آيا پروا ندارند
مکارم: قوم فرعون، آيا آنها (از مخالفت فرمان پروردگار) پرهيز نميكنند؟!
قَالَ رَبِّ إِنِّي أَخَافُ أَن يُكَذِّبُونِ ﴿۱۲﴾
فولادوند: گفت پروردگارا مىترسم مرا تكذيب كنند
مکارم: (موسي) عرض كرد پروردگارا من از آن بيم دارم كه مرا تكذيب كنند.
وَيَضِيقُ صَدْرِي وَلَا يَنطَلِقُ لِسَانِي فَأَرْسِلْ إِلَى هَارُونَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: و سينهام تنگ مىگردد و زبانم باز نمىشود پس به سوى هارون بفرست
مکارم: و سينهام تنگ ميشود، و زبانم به قدر كافي گويا نيست (به برادرم) هارون نيز رسالت ده (تا مرا ياري كند).
وَلَهُمْ عَلَيَّ ذَنبٌ فَأَخَافُ أَن يَقْتُلُونِ ﴿۱۴﴾
فولادوند: و [از طرفى] آنان بر [گردن] من خونى دارند و مىترسم مرا بكشند
مکارم: و آنها (به اعتقاد خودشان) بر من گناهي دارند ميترسم مرا به قتل برسانند (و اين رسالت به پايان نرسد).
قَالَ كَلَّا فَاذْهَبَا بِآيَاتِنَا إِنَّا مَعَكُم مُّسْتَمِعُونَ ﴿۱۵﴾
فولادوند: فرمود نه چنين نيست نشانههاى ما را [براى آنان] بب ريد كه ما با شما شنوندهايم
مکارم: فرمود چنين نيست (آنها كاري نميتوانند انجام دهند) شما هر دو با آيات ما (براي هدايت آنان) برويد ما با شما هستيم و (سخنانتان را) ميشنويم.
فَأْتِيَا فِرْعَوْنَ فَقُولَا إِنَّا رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۶﴾
فولادوند: پس به سوى فرعون برويد و بگوييد ما پيامبر پروردگار جهانيانيم
مکارم: به سراغ فرعون برويد و بگوئيد ما فرستاده پروردگار جهانيان هستيم.
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: فرزندان اسرائيل را با ما بفرست
مکارم: بني اسرائيل را با ما بفرست.
قَالَ أَلَمْ نُرَبِّكَ فِينَا وَلِيدًا وَلَبِثْتَ فِينَا مِنْ عُمُرِكَ سِنِينَ ﴿۱۸﴾
فولادوند: [فرعون] گفت آيا تو را از كودكى در ميان خود نپرورديم و ساليانى چند از عمرت را پيش ما نماندى
مکارم: (فرعون) گفت: آيا ما تو را در كودكي در ميان خود پرورش نداديم ؟ و سالهائي از عمرت را در ميان ما نبودي ؟
وَفَعَلْتَ فَعْلَتَكَ الَّتِي فَعَلْتَ وَأَنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: و [سرانجام] كار خود را كردى و تو از ناسپاسانى
مکارم: و (سرانجام) آن كارت را (كه نميبايست انجام دهي) انجام دادي (و يك نفر از ما را كشتي) و تو از كافران بودي!
قَالَ فَعَلْتُهَا إِذًا وَأَنَا مِنَ الضَّالِّينَ ﴿۲۰﴾
فولادوند: گفت آن را هنگامى مرتكب شدم كه از گمراهان بودم
مکارم: (موسي) گفت: من آن كار را انجام دادم در حالي كه از بيخبران بودم.
فَفَرَرْتُ مِنكُمْ لَمَّا خِفْتُكُمْ فَوَهَبَ لِي رَبِّي حُكْمًا وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۲۱﴾
فولادوند: و چون از شما ترسيدم از شما گريختم تا پروردگارم به من دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد
مکارم: و به دنبال آن هنگامي كه از شما ترسيدم فرار كردم و پروردگار من به من دانش بخشيد و مرا از پيامبران قرار داد.
وَتِلْكَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَيَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۲۲﴾
فولادوند: و [آيا] اينكه فرزندان اسرائيل را بنده [خود] ساختهاى نعمتى است كه منتش را بر من مىنهى
مکارم: آيا اين منتي است كه تو بر من ميگذاري كه بني اسرائيل را برده خود ساختهاي؟!
قَالَ فِرْعَوْنُ وَمَا رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۲۳﴾
فولادوند: فرعون گفت و پروردگار جهانيان چيست
مکارم: فرعون گفت پروردگار عالميان چيست؟!
قَالَ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا إن كُنتُم مُّوقِنِينَ ﴿۲۴﴾
فولادوند: گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو استاگر اهل يقين باشيد
مکارم: (موسي) گفت پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان اين دو است، اگر اهل يقين هستيد.
قَالَ لِمَنْ حَوْلَهُ أَلَا تَسْتَمِعُونَ ﴿۲۵﴾
فولادوند: [فرعون] به كسانى كه پيرامونش بودند گفت آيا نمىشنويد
مکارم: (فرعون) به اطرافيانش گفت، آيا نميشنويد اين مرد چه ميگويد؟
قَالَ رَبُّكُمْ وَرَبُّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿۲۶﴾
فولادوند: [موسى دوباره] گفت پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شما
مکارم: (موسي) گفت پروردگار شما و پروردگار نياكان شما.
قَالَ إِنَّ رَسُولَكُمُ الَّذِي أُرْسِلَ إِلَيْكُمْ لَمَجْنُونٌ ﴿۲۷﴾
فولادوند: [فرعون] گفت واقعا اين پيامبرى كه به سوى شما فرستاده شده سخت ديوانه است
مکارم: (فرعون) گفت پيامبري كه به سوي شما فرستاده شده ديوانه است.
قَالَ رَبُّ الْمَشْرِقِ وَالْمَغْرِبِ وَمَا بَيْنَهُمَا إِن كُنتُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۲۸﴾
فولادوند: [موسى] گفت پروردگار خاور و باختر و آنچه ميان آن دو استاگر تعقل كنيد
مکارم: (موسي) گفت او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در ميان اين دو است ميباشد اگر شما عقل و انديشه خود را به كار ميگرفتيد.
قَالَ لَئِنِ اتَّخَذْتَ إِلَهًا غَيْرِي لَأَجْعَلَنَّكَ مِنَ الْمَسْجُونِينَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: [فرعون] گفت اگر خدايى غير از من اختيار كنى قطعا تو را از [جمله] زندانيان خواهم ساخت
مکارم: فرعون خشمگين شد و گفت: اگر معبودي غير از من برگزيني تو را از زندانيان قرار خواهم داد.
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُكَ بِشَيْءٍ مُّبِينٍ ﴿۳۰﴾
فولادوند: گفت گر چه براى تو چيزى آشكار بياورم
مکارم: (موسي) گفت: حتي اگر نشانه آشكاري براي رسالتم براي تو بياورم ؟
قَالَ فَأْتِ بِهِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: گفت اگر راست مىگويى آن را بياور
مکارم: گفت: اگر راست ميگوئي آنرا بياور!
فَأَلْقَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ ثُعْبَانٌ مُّبِينٌ ﴿۳۲﴾
فولادوند: پس عصاى خود بيفكند و بناگاه آن اژدرى نمايان شد
مکارم: در اين هنگام موسي عصاي خود را افكند و مار عظيم و آشكاري شد.
وَنَزَعَ يَدَهُ فَإِذَا هِيَ بَيْضَاء لِلنَّاظِرِينَ ﴿۳۳﴾
فولادوند: و دستش را بيرون كشيد و بناگاه آن براى تماشاگران سپيد مىنمود
مکارم: و دست خود را در گريبان فرو برد و بيرون آورد در برابر بينندگان سفيد و روشن بود.
قَالَ لِلْمَلَإِ حَوْلَهُ إِنَّ هَذَا لَسَاحِرٌ عَلِيمٌ ﴿۳۴﴾
فولادوند: [فرعون] به سرانى كه پيرامونش بودند گفت واقعا اين ساحرى بسيار داناست
مکارم: (فرعون) به گروهي كه اطراف او بودند گفت: اين ساحر آگاه و ماهري است!
يُرِيدُ أَن يُخْرِجَكُم مِّنْ أَرْضِكُم بِسِحْرِهِ فَمَاذَا تَأْمُرُونَ ﴿۳۵﴾
فولادوند: مىخواهد با سحر خود شما را از سرزمينتان بيرون كند اكنون چه راى مىدهيد
مکارم: او ميخواهد شما را از سرزمينتان با سحرش بيرون كند شما چه نظر ميدهيد؟
قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿۳۶﴾
فولادوند: گفتند او و برادرش را در بند دار و گردآورندگان را به شهرها بفرست
مکارم: گفتند: او و برادرش را مهلت ده و به تمام شهرها ماموران براي بسيج اعزام كن.
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ ﴿۳۷﴾
فولادوند: تا هر ساحر ماهرى را نزد تو بياورند
مکارم: تا هر ساحر ماهري را نزد تو آورند.
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۳۸﴾
فولادوند: پس ساحران براى موعد روزى معلوم گردآورى شدند
مکارم: سرانجام ساحران براي وعده گاه روز معيني جمع آوري شدند.
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ ﴿۳۹﴾
فولادوند: و به توده مردم گفته شد آيا شما هم جمع خواهيد شد
مکارم: و به مردم گفته شد آيا شما نيز (در اين صحنه) اجتماع ميكنيد.
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ﴿۴۰﴾
فولادوند: بدين اميد كه اگر ساحران غالب شدند از آنان پيروى كنيم
مکارم: تا اگر ساحران پيروز شوند ما از آنان پيروي كنيم.
فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ ﴿۴۱﴾
فولادوند: و چون ساحران پيش فرعون آمدند گفتند آيا اگر ما غالب آييم واقعا براى ما مزدى خواهد بود
مکارم: هنگامي كه ساحران آمدند، به فرعون گفتند: آيا اگر پيروز شويم پاداش مهمي خواهيم داشت ؟
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ ﴿۴۲﴾
فولادوند: گفت آرى و در آن صورت شما حتما از [زمره] مقربان خواهيد شد
مکارم: گفت آري، و شما در اين صورت از مقربان خواهيد بود!
قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ ﴿۴۳﴾
فولادوند: موسى به آنان گفت آنچه را شما مىاندازيد بيندازيد
مکارم: (روز موعود فرا رسيد و همگي جمع شدند، موسي رو به ساحران كرد و) گفت: آنچه را ميخواهيد بيفكنيد، بيفكنيد!
فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ ﴿۴۴﴾
فولادوند: پس ريسمانها و چوبدستىهايشان را انداختند و گفتند به عزت فرعون كه ما حتما پيروزيم
مکارم: آنها طنابها و عصاهاي خود را افكندند و گفتند به عزت فرعون، قطعا پيروزيم!
فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ ﴿۴۵﴾
فولادوند: پس موسى عصايش را انداخت و بناگاه هر چه را به دروغ برساخته بودند بلعيد
مکارم: سپس موسي عصايش را افكند، ناگهان تمام وسايل دروغين آنها را بلعيد!
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: در نتيجه ساحران به حالتسجده درافتادند
مکارم: ساحران همگي فورا به سجده افتادند.
قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: گفتند به پروردگار جهانيان ايمان آورديم
مکارم: گفتند ما به پروردگار عالميان ايمان آورديم.
رَبِّ مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۴۸﴾
فولادوند: پروردگار موسى و هارون
مکارم: پروردگار موسي و هارون.
قَالَ آمَنتُمْ لَهُ قَبْلَ أَنْ آذَنَ لَكُمْ إِنَّهُ لَكَبِيرُكُمُ الَّذِي عَلَّمَكُمُ السِّحْرَ فَلَسَوْفَ تَعْلَمُونَ لَأُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُم مِّنْ خِلَافٍ وَلَأُصَلِّبَنَّكُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۴۹﴾
فولادوند: گفت [آيا] پيش از آنكه به شما اجازه دهم به او ايمان آورديد قطعا او همان بزرگ شماست كه به شما سحر آموخته است به زودى خواهيد دانستحتما دستها و پاهاى شما را از چپ و راستخواهم بريد و همهتان را به دار خواهم آويخت
مکارم: (فرعون) گفت: آيا به او ايمان آورديد پيش از آن كه به شما اجازه دهم؟! مسلما او بزرگ و استاد شما است كه به شما سحر آموخته، اما به زودي خواهيد دانست كه دستها و پاهاي شما را به طور مختلف قطع ميكنم، و همه شما را به دار ميآويزم.
قَالُوا لَا ضَيْرَ إِنَّا إِلَى رَبِّنَا مُنقَلِبُونَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: گفتند باكى نيست ما روى به سوى پروردگار خود مىآوريم
مکارم: گفتند: مهم نيست (هر كار از دستت ساخته است بكن) ما به سوي پروردگارمان باز ميگرديم.
إِنَّا نَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لَنَا رَبُّنَا خَطَايَانَا أَن كُنَّا أَوَّلَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۵۱﴾
فولادوند: ما اميدواريم كه پروردگارمان گناهانمان را بر ما ببخشايد [چرا] كه نخستين ايمانآورندگان بوديم
مکارم: ما اميدواريم پروردگارمان خطاهاي ما را به بخشد، كه ما نخستين ايمان آورندگان بوديم.
وَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنْ أَسْرِ بِعِبَادِي إِنَّكُم مُّتَّبَعُونَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: و به موسى وحى كرديم كه بندگان مرا شبانه حركت ده زيرا شما مورد تعقيب قرار خواهيد گرفت
مکارم: ما به موسي وحي فرستاديم كه بندگان مرا شبانه از مصر كوچ ده، و آنها شما را تعقيب خواهند كرد.
فَأَرْسَلَ فِرْعَوْنُ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: پس فرعون ماموران جمعآورى [خود را] به شهرها فرستاد
مکارم: فرعون (از اين ماجرا آگاه شد و) ماموران به شهرها فرستاد تا نيرو جمع كند.
إِنَّ هَؤُلَاء لَشِرْذِمَةٌ قَلِيلُونَ ﴿۵۴﴾
فولادوند: [و گفت] اينها عدهاى ناچيزند
مکارم: (و گفت) اينها گروهي اندكند.
وَإِنَّهُمْ لَنَا لَغَائِظُونَ ﴿۵۵﴾
فولادوند: و راستى آنها ما را بر سر خشم آوردهاند
مکارم: و اينها ما را به خشم آوردهاند.
وَإِنَّا لَجَمِيعٌ حَاذِرُونَ ﴿۵۶﴾
فولادوند: و[لى] ما همگى به حال آمادهباش درآمدهايم
مکارم: و ما همگي آماده پيكاريم.
فَأَخْرَجْنَاهُم مِّن جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۵۷﴾
فولادوند: سرانجام ما آنان را از باغستانها و چشمهسارها
مکارم: ولي ما آنها (فرعونيان) را از باغها و چشمهها بيرون كرديم.
وَكُنُوزٍ وَمَقَامٍ كَرِيمٍ ﴿۵۸﴾
فولادوند: و گنجينهها و جايگاههاى پر ناز و نعمت بيرون كرديم
مکارم: از گنجها و قصرهاي مجلل!
كَذَلِكَ وَأَوْرَثْنَاهَا بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۵۹﴾
فولادوند: [اراده ما] چنين بود و آن [نعمتها] را به فرزندان اسرائيل ميراث داديم
مکارم: آري، اين چنين كرديم و بني اسرائيل را وارث آنها ساختيم.
فَأَتْبَعُوهُم مُّشْرِقِينَ ﴿۶۰﴾
فولادوند: پس هنگام برآمدن آفتاب آنها را تعقيب كردند
مکارم: آنها (فرعونيان) به تعقيب بني اسرائيل پرداختند و به هنگام طلوع آفتاب به آنها رسيدند.
فَلَمَّا تَرَاءى الْجَمْعَانِ قَالَ أَصْحَابُ مُوسَى إِنَّا لَمُدْرَكُونَ ﴿۶۱﴾
فولادوند: چون دو گروه همديگر را ديدند ياران موسى گفتند ما قطعا گرفتار خواهيم شد
مکارم: هنگامي كه هر دو گروه يكديگر را ديدند، ياران موسي گفتند: ما در چنگال فرعونيان گرفتار شديم.
قَالَ كَلَّا إِنَّ مَعِيَ رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿۶۲﴾
فولادوند: گفت چنين نيست زيرا پروردگارم با من است و به زودى مرا راهنمايى خواهد كرد
مکارم: (موسي) گفت: چنين نيست، پروردگار من با من است، به زودي مرا هدايت خواهد كرد.
فَأَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْبَحْرَ فَانفَلَقَ فَكَانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ ﴿۶۳﴾
فولادوند: پس به موسى وحى كرديم با عصاى خود بر اين دريا بزن تا از هم شكافت و هر پارهاى همچون كوهى سترگ بود
مکارم: و به دنبال آن به موسي وحي كرديم عصايت را به دريا زن، دريا از هم شكافته شد، و هر بخشي همچون كوه عظيمي بود!
وَأَزْلَفْنَا ثَمَّ الْآخَرِينَ ﴿۶۴﴾
فولادوند: و ديگران را بدانجا نزديك گردانيديم
مکارم: و در آنجا ديگران را نيز به دريا نزديك ساختيم.
وَأَنجَيْنَا مُوسَى وَمَن مَّعَهُ أَجْمَعِينَ ﴿۶۵﴾
فولادوند: و موسى و همه كسانى را كه همراه او بودند نجات داديم
مکارم: موسي و تمام كساني را كه با او بودند نجات داديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿۶۶﴾
فولادوند: آنگاه ديگران را غرق كرديم
مکارم: سپس ديگران را غرق كرديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۶۷﴾
فولادوند: مسلما در اين [واقعه] عبرتى بود و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: در اين جريان نشانه روشني است (براي آنها كه حق طلبند) ولي اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۶۸﴾
فولادوند: و قطعا پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْرَاهِيمَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: و بر آنان گزارش ابراهيم را بخوان
مکارم: و بر آنها خبر ابراهيم را بخوان.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَا تَعْبُدُونَ ﴿۷۰﴾
فولادوند: آنگاه كه به پدر خود و قومش گفت چه مىپرستيد
مکارم: هنگامي كه به پدرش و قومش گفت: چه چيز را پرستش ميكنيد؟
قَالُوا نَعْبُدُ أَصْنَامًا فَنَظَلُّ لَهَا عَاكِفِينَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: گفتند بتانى را مىپرستيم و همواره ملازم آنهاييم
مکارم: گفتند: بتهائي را ميپرستيم و همه روز ملازم عبادت آنانيم.
قَالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ ﴿۷۲﴾
فولادوند: گفت آيا وقتى دعا مىكنيد از شما مىشنوند
مکارم: گفت: آيا هنگامي كه آنانرا ميخوانيد صداي شما را ميشنوند؟
أَوْ يَنفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ ﴿۷۳﴾
فولادوند: يا به شما سود يا زيان مىرسانند
مکارم: يا سودي به شما ميرسانند، يا زياني؟!
قَالُوا بَلْ وَجَدْنَا آبَاءنَا كَذَلِكَ يَفْعَلُونَ ﴿۷۴﴾
فولادوند: گفتند نه بلكه پدران خود را يافتيم كه چنين مىكردند
مکارم: گفتند: فقط ما نياكان خود را يافتيم كه چنين ميكنند.
قَالَ أَفَرَأَيْتُم مَّا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿۷۵﴾
فولادوند: گفت آيا در آنچه مىپرستيدهايد تامل كردهايد
مکارم: گفت: آيا ديديد چيزي را كه شما عبادت ميكرديد؟
أَنتُمْ وَآبَاؤُكُمُ الْأَقْدَمُونَ ﴿۷۶﴾
فولادوند: شما و پدران پيشين شما
مکارم: شما و پدران پيشين شما.
فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِّي إِلَّا رَبَّ الْعَالَمِينَ ﴿۷۷﴾
فولادوند: قطعا همه آنها جز پروردگار جهانيان دشمن منند
مکارم: همه آنها دشمن منند مگر پروردگار عالميان!
الَّذِي خَلَقَنِي فَهُوَ يَهْدِينِ ﴿۷۸﴾
فولادوند: آن كس كه مرا آفريده و همو راهنماييم مىكند
مکارم: آن كسي كه مرا آفريد و هدايت ميكند.
وَالَّذِي هُوَ يُطْعِمُنِي وَيَسْقِينِ ﴿۷۹﴾
فولادوند: و آن كس كه او به من خوراك مىدهد و سيرابم مىگرداند
مکارم: و كسي كه مرا غذا ميدهد و سيراب مينمايد.
وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ ﴿۸۰﴾
فولادوند: و چون بيمار شوم او مرا درمان مىبخشد
مکارم: و هنگامي كه بيمار شوم مرا شفا ميدهد.
وَالَّذِي يُمِيتُنِي ثُمَّ يُحْيِينِ ﴿۸۱﴾
فولادوند: و آن كس كه مرا مىميراند و سپس زندهام مىگرداند
مکارم: و كسي كه مرا ميميراند و سپس زنده ميكند.
وَالَّذِي أَطْمَعُ أَن يَغْفِرَ لِي خَطِيئَتِي يَوْمَ الدِّينِ ﴿۸۲﴾
فولادوند: و آن كس كه اميد دارم روز پاداش گناهم را بر من ببخشايد
مکارم: و كسي كه اميد دارم گناهانم را در روز جزا به بخشد.
رَبِّ هَبْ لِي حُكْمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ ﴿۸۳﴾
فولادوند: پروردگارا به من دانش عطا كن و مرا به صالحان ملحق فرماى
مکارم: پروردگارا! به من علم و دانش مرحمت فرما، و مرا به صالحان ملحق كن.
وَاجْعَل لِّي لِسَانَ صِدْقٍ فِي الْآخِرِينَ ﴿۸۴﴾
فولادوند: و براى من در [ميان] آيندگان آوازه نيكو گذار
مکارم: و براي من در ميان امتهاي آينده زبان صدق (و ذكر خير) قرار ده.
وَاجْعَلْنِي مِن وَرَثَةِ جَنَّةِ النَّعِيمِ ﴿۸۵﴾
فولادوند: و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان
مکارم: و مرا از وارثان بهشت پر نعمت گردان.
وَاغْفِرْ لِأَبِي إِنَّهُ كَانَ مِنَ الضَّالِّينَ ﴿۸۶﴾
فولادوند: و بر پدرم ببخشاى كه او از گمراهان بود
مکارم: و پدرم (عمويم) را بيامرز كه او از گمراهان بود.
وَلَا تُخْزِنِي يَوْمَ يُبْعَثُونَ ﴿۸۷﴾
فولادوند: و روزى كه [مردم] برانگيخته مىشوند رسوايم مكن
مکارم: و مرا در روزي كه مردم مبعوث ميشوند، شرمنده و رسوا مكن.
يَوْمَ لَا يَنفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ ﴿۸۸﴾
فولادوند: روزى كه هيچ مال و فرزندى سود نمىدهد
مکارم: در آن روزيكه مال و فرزندان سودي نميبخشد.
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۹﴾
فولادوند: مگر كسى كه دلى پاك به سوى خدا بياورد
مکارم: مگر كسي كه با قلب سليم به پيشگاه خدا آيد.
وَأُزْلِفَتِ الْجَنَّةُ لِلْمُتَّقِينَ ﴿۹۰﴾
فولادوند: و [آن روز] بهشت براى پرهيزگاران نزديك مىگردد
مکارم: (در آنروز) بهشت براي پرهيزگاران نزديك ميشود.
وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِلْغَاوِينَ ﴿۹۱﴾
فولادوند: و جهنم براى گمراهان نمودار مىشود
مکارم: و دوزخ براي گمراهان آشكار ميگردد.
وَقِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تَعْبُدُونَ ﴿۹۲﴾
فولادوند: و به آنان گفته مىشود آنچه جز خدا مىپرستيديد كجايند
مکارم: و به آنها گفته ميشود كجا هستند معبوداني كه آنها را پرستش ميكرديد؟
مِن دُونِ اللَّهِ هَلْ يَنصُرُونَكُمْ أَوْ يَنتَصِرُونَ ﴿۹۳﴾
فولادوند: آيا ياريتان مىكنند يا خود را يارى مىدهند
مکارم: معبودهائي غير از خدا، آيا آنها شما را ياري ميكنند؟ يا كسي بياري آنها ميآيد؟
فَكُبْكِبُوا فِيهَا هُمْ وَالْغَاوُونَ ﴿۹۴﴾
فولادوند: پس آنها و همه گمراهان در آن [آتش] افكنده مىشوند
مکارم: در اين هنگام همه آن معبودان با عابدان (گمراه) به دوزخ افكنده ميشوند.
وَجُنُودُ إِبْلِيسَ أَجْمَعُونَ ﴿۹۵﴾
فولادوند: و [نيز] همه سپاهيان ابليس
مکارم: و همچنين لشكريان ابليس عموما.
قَالُوا وَهُمْ فِيهَا يَخْتَصِمُونَ ﴿۹۶﴾
فولادوند: آنها در آنجا با يكديگر ستيزه مىكنند [و] مىگويند
مکارم: آنها در آنجا به مخاصمه بر ميخيزند و ميگويند:
تَاللَّهِ إِن كُنَّا لَفِي ضَلَالٍ مُّبِينٍ ﴿۹۷﴾
فولادوند: سوگند به خدا كه ما در گمراهى آشكارى بوديم
مکارم: به خدا سوگند كه ما در گمراهي آشكار بوديم.
إِذْ نُسَوِّيكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۹۸﴾
فولادوند: آنگاه كه شما را با پروردگار جهانيان برابر مىكرديم
مکارم: چون شما را با پروردگار عالميان برابر ميشمرديم.
وَمَا أَضَلَّنَا إِلَّا الْمُجْرِمُونَ ﴿۹۹﴾
فولادوند: و جز تباهكاران ما را گمراه نكردند
مکارم: اما كسي جز مجرمان ما را گمراه نكرد.
فَمَا لَنَا مِن شَافِعِينَ ﴿۱۰۰﴾
فولادوند: در نتيجه شفاعتگرانى نداريم
مکارم: (افسوس كه امروز) شفاعت كننده گاني براي ما وجود ندارد.
وَلَا صَدِيقٍ حَمِيمٍ ﴿۱۰۱﴾
فولادوند: و نه دوستى نزديك
مکارم: و نه دوست گرم و پر محبتي.
فَلَوْ أَنَّ لَنَا كَرَّةً فَنَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۰۲﴾
فولادوند: و اى كاش كه بازگشتى براى ما بود و از مؤمنان مىشديم
مکارم: اگر بار ديگر (به دنيا) بازگرديم از مؤ منان خواهيم بود.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۰۳﴾
فولادوند: حقا در اين [سرگذشت درس] عبرتى است و[لى] بيشترشان مؤمن نبودند
مکارم: در اين ماجرا آيت (و عبرتي) است ولي اكثر آنها مؤ من نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۰۴﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ نُوحٍ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۰۵﴾
فولادوند: قوم نوح پيامبران را تكذيب كردند
مکارم: قوم نوح رسولان را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ نُوحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۰۶﴾
فولادوند: چون برادرشان نوح به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه برادرشان نوح به آنها گفت، آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۰۷﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما رسول اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۰۸﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: تقواي الهي پيشه كنيد، و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۰۹﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من هيچ مزدي در برابر اين دعوت از شما نميخواهم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۱۰﴾
فولادوند: پس از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: بنابراين تقواي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
قَالُوا أَنُؤْمِنُ لَكَ وَاتَّبَعَكَ الْأَرْذَلُونَ ﴿۱۱۱﴾
فولادوند: گفتند آيا به تو ايمان بياوريم و حال آنكه فرومايگان از تو پيروى كردهاند
مکارم: گفتند آيا ما به تو ايمان بياوريم در حالي كه افراد پست و بيارزش از تو پيروي كردهاند؟!
قَالَ وَمَا عِلْمِي بِمَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿۱۱۲﴾
فولادوند: [نوح] گفت به [جزئيات] آنچه مىكردهاند چه آگاهى دارم
مکارم: (نوح) گفت، من چه ميدانم آنها چه كاري داشتهاند.
إِنْ حِسَابُهُمْ إِلَّا عَلَى رَبِّي لَوْ تَشْعُرُونَ ﴿۱۱۳﴾
فولادوند: حسابشان اگر درمىيابيد جز با پروردگارم نيست
مکارم: حساب آنها تنها بر پروردگار من است، اگر شما ميفهميديد؟
وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۴﴾
فولادوند: و من طردكننده مؤمنان نيستم
مکارم: و من هرگز مؤ منان را طرد نخواهم كرد.
إِنْ أَنَا إِلَّا نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۱۱۵﴾
فولادوند: من جز هشداردهندهاى آشكار [بيش] نيستم
مکارم: من تنها انذار كننده آشكاري هستم.
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا نُوحُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمَرْجُومِينَ ﴿۱۱۶﴾
فولادوند: گفتند اى نوح اگر دست برندارى قطعا از [جمله] سنگسارشدگان خواهى بود
مکارم: گفتند: اي نوح اگر خودداري نكني، سنگباران خواهي شد.
قَالَ رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ ﴿۱۱۷﴾
فولادوند: گفت پروردگارا قوم من مرا تكذيب كردند
مکارم: گفت: پروردگارا: قوم من، مرا تكذيب كردند.
فَافْتَحْ بَيْنِي وَبَيْنَهُمْ فَتْحًا وَنَجِّنِي وَمَن مَّعِي مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۸﴾
فولادوند: ميان من و آنان فيصله ده و من و هر كس از مؤمنان را كه با من است نجات بخش
مکارم: اكنون ميان من و اينها جدائي بيفكن (و داوري كن).
فَأَنجَيْنَاهُ وَمَن مَّعَهُ فِي الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۱۱۹﴾
فولادوند: پس او و هر كه را در آن كشتى آكنده با او بود رهانيديم
مکارم: ما، او و كساني را كه با او بودند در كشتي كه مملو (از انسان و انواع حيوانات) بود رهائي بخشيديم.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا بَعْدُ الْبَاقِينَ ﴿۱۲۰﴾
فولادوند: آنگاه باقىماندگان را غرق كرديم
مکارم: سپس بقيه را غرق كرديم.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۲۱﴾
فولادوند: قطعا در اين [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: در اين ماجرا نشانه روشني است، اما اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۲۲﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ عَادٌ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۲۳﴾
فولادوند: عاديان پيامبران [خدا] را تكذيب كردند
مکارم: قوم عاد رسولان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ هُودٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۲۴﴾
فولادوند: آنگاه كه برادرشان هود به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه برادرشان هود گفت: آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۲۵﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما فرستاده اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۲۶﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۲۷﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من هيچ اجر و پاداشي در برابر اين دعوت از شما نميطلبم، اجر و پاداش من تنها بر پروردگار عالميان است.
أَتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ ﴿۱۲۸﴾
فولادوند: آيا بر هر تپهاى بنايى مىسازيد كه [در آن] دست به بيهودهكارى زنيد
مکارم: آيا شما بر هر مكان مرتفعي نشانهاي از روي هوي و هوس ميسازيد.
وَتَتَّخِذُونَ مَصَانِعَ لَعَلَّكُمْ تَخْلُدُونَ ﴿۱۲۹﴾
فولادوند: و كاخهاى استوار مىگيريد به اميد آنكه جاودانه بمانيد
مکارم: و قصرها و قلعههاي زيبا و محكم بنا ميكنيد، آنچنانكه گوئي در دنيا جاودانه خواهيد ماند.
وَإِذَا بَطَشْتُم بَطَشْتُمْ جَبَّارِينَ ﴿۱۳۰﴾
فولادوند: و چون حملهور مىشويد [چون] زورگويان حملهور مىشويد
مکارم: و هنگامي كه كسي را مجازات ميكنيد همچون جباران كيفر ميدهيد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۳۱﴾
فولادوند: پس از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَاتَّقُوا الَّذِي أَمَدَّكُم بِمَا تَعْلَمُونَ ﴿۱۳۲﴾
فولادوند: و از آن كس كه شما را به آنچه مىدانيد مدد كرد پروا داريد
مکارم: از خدائي به پرهيزيد كه شما را به نعمتهائي كه ميدانيد امداد كرده.
أَمَدَّكُم بِأَنْعَامٍ وَبَنِينَ ﴿۱۳۳﴾
فولادوند: شما را به [دادن] دامها و پسران مدد كرد
مکارم: شما را به چهارپايان و نيز پسران (لايق و برومند) امداد فرموده.
وَجَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۱۳۴﴾
فولادوند: و به [دادن] باغها و چشمهساران
مکارم: همچنين به باغها و چشمهها
إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۱۳۵﴾
فولادوند: من از عذاب روزى هولناك بر شما مىترسم
مکارم: (اگر كفران كنيد) من بر شما از عذاب روز بزرگ ميترسم.
قَالُوا سَوَاء عَلَيْنَا أَوَعَظْتَ أَمْ لَمْ تَكُن مِّنَ الْوَاعِظِينَ ﴿۱۳۶﴾
فولادوند: گفتند خواه اندرز دهى و خواه از اندرزدهندگان نباشى براى ما يكسان است
مکارم: آنها (قوم عاد) گفتند: براي ما تفاوت نميكند چه ما را اندرز بدهي يا ندهي (بيهوده خود را خسته مكن)!
إِنْ هَذَا إِلَّا خُلُقُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۳۷﴾
فولادوند: اين جز شيوه پيشينيان نيست
مکارم: اين همان روش و اخلاق پيشينيان است.
وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿۱۳۸﴾
فولادوند: و ما عذاب نخواهيم شد
مکارم: و ما هرگز مجازات نخواهيم شد.
فَكَذَّبُوهُ فَأَهْلَكْنَاهُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۳۹﴾
فولادوند: پس تكذيبش كردند و هلاكشان كرديم قطعا در اين [ماجرا درس] عبرتى بود و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: آنها هود را تكذيب كردند، ما هم نابودشان كرديم و در اين آيت و نشانهاي است (براي آگاهان) ولي اكثر آنها مؤ من نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۴۰﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۴۱﴾
فولادوند: ثموديان پيامبران [خدا] را تكذيب كردند
مکارم: قوم ثمود رسولان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ صَالِحٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۴۲﴾
فولادوند: آنگاه كه برادرشان صالح به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه صالح به آنها گفت: آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۴۳﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما فرستاده اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۴۴﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۴۵﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من اجر و پاداشي در برابر اين دعوت از شما نميطلبم اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
أَتُتْرَكُونَ فِي مَا هَاهُنَا آمِنِينَ ﴿۱۴۶﴾
فولادوند: آيا شما را در آنچه اينجا داريد آسوده رها مىكنند
مکارم: آيا شما تصور ميكنيد هميشه در نهايت امنيت، در نعمتهائي كه اينجاست ميمانيد؟
فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ ﴿۱۴۷﴾
فولادوند: در باغها و در كنار چشمهساران
مکارم: در اين باغها و چشمهها!
وَزُرُوعٍ وَنَخْلٍ طَلْعُهَا هَضِيمٌ ﴿۱۴۸﴾
فولادوند: و كشتزارها و خرمابنانى كه شكوفههايشان لطيف است
مکارم: در اين زراعتها و نخلهائي كه ميوههايش شيرين و رسيده است.
وَتَنْحِتُونَ مِنَ الْجِبَالِ بُيُوتًا فَارِهِينَ ﴿۱۴۹﴾
فولادوند: و هنرمندانه براى خود از كوهها خانههايى مىتراشيد
مکارم: شما از كوهها خانههائي ميتراشيد و در آن به عيش و نوش ميپردازيد.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۵۰﴾
فولادوند: از خدا پروا كنيد و فرمانم ببريد
مکارم: از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد.
وَلَا تُطِيعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِينَ ﴿۱۵۱﴾
فولادوند: و فرمان افراطگران را پيروى مكنيد
مکارم: و اطاعت فرمان مسرفان نكنيد.
الَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يُصْلِحُونَ ﴿۱۵۲﴾
فولادوند: آنان كه در زمين فساد مىكنند و اصلاح نمىكنند
مکارم: همانها كه در زمين فساد ميكنند و اصلاح نميكنند.
قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ﴿۱۵۳﴾
فولادوند: گفتند قطعا تو از افسونشدگانى
مکارم: گفتند (اي صالح) تو عقل خود را از دست دادهاي.
مَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا فَأْتِ بِآيَةٍ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۱۵۴﴾
فولادوند: تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى اگر راست مىگويى معجزهاى بياور
مکارم: تو فقط بشري همچون ما هستي اگر راست ميگويي آيت و نشانهاي بياور.
قَالَ هَذِهِ نَاقَةٌ لَّهَا شِرْبٌ وَلَكُمْ شِرْبُ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ ﴿۱۵۵﴾
فولادوند: گفت اين مادهشترى است كه نوبتى از آب او راست و روزى معين نوبت آب شماست
مکارم: گفت اين ناقهاي است كه براي او سهمي (از آب قريه) است و براي شما سهم روز معيني.
وَلَا تَمَسُّوهَا بِسُوءٍ فَيَأْخُذَكُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۱۵۶﴾
فولادوند: و به آن گزندى مرسانيد كه عذاب روزى هولناك شما را فرو مىگيرد
مکارم: كمترين آزاري به آن نرسانيد كه عذاب روز عظيم شما را فرو خواهد گرفت.
فَعَقَرُوهَا فَأَصْبَحُوا نَادِمِينَ ﴿۱۵۷﴾
فولادوند: پس آن را پى كردند و پشيمان گشتند
مکارم: سرانجام بر آن (ناقه) حمله نموده او را از پاي درآوردند، سپس از كرده خود پشيمان شدند.
فَأَخَذَهُمُ الْعَذَابُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۵۸﴾
فولادوند: آنگاه آنان را عذاب فرو گرفت قطعا در اين [ماجرا] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: عذاب الهي آنها را فرو گرفت، در اين آيت و نشانهاي است ولي اكثر آنها مؤ من نبودند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۵۹﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَتْ قَوْمُ لُوطٍ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۶۰﴾
فولادوند: قوم لوط فرستادگان را تكذيب كردند
مکارم: قوم لوط فرستادگان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ أَخُوهُمْ لُوطٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۶۱﴾
فولادوند: آنگاه برادرشان لوط به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه برادرشان لوط به آنها گفت آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۶۲﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما رسول اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۶۳﴾
فولادوند: از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۶۴﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من از شما اجري نميخواهم اجر من فقط بر پروردگار عالميان است.
أَتَأْتُونَ الذُّكْرَانَ مِنَ الْعَالَمِينَ ﴿۱۶۵﴾
فولادوند: آيا از ميان مردم جهان با مردها در مىآميزيد
مکارم: آيا در ميان جهانيان، شما به سراغ جنس ذكور ميرويد؟ (اين زشت و ننگين نيست ؟).
وَتَذَرُونَ مَا خَلَقَ لَكُمْ رَبُّكُمْ مِنْ أَزْوَاجِكُم بَلْ أَنتُمْ قَوْمٌ عَادُونَ ﴿۱۶۶﴾
فولادوند: و آنچه را پروردگارتان از همسرانتان براى شما آفريده وامىگذاريد [نه] بلكه شما مردمى تجاوزكاريد
مکارم: و همسراني را كه خدا براي شما آفريده است رها ميكنيد؟ شما قوم تجاوزگري هستيد.
قَالُوا لَئِن لَّمْ تَنتَهِ يَا لُوطُ لَتَكُونَنَّ مِنَ الْمُخْرَجِينَ ﴿۱۶۷﴾
فولادوند: گفتند اى لوط اگر دست برندارى قطعا از اخراجشدگان خواهى بود
مکارم: گفتند: اي لوط اگر از اين سخنان خودداري نكني از اخراج شوندگان خواهي بود.
قَالَ إِنِّي لِعَمَلِكُم مِّنَ الْقَالِينَ ﴿۱۶۸﴾
فولادوند: گفت به راستى من دشمن كردار شمايم
مکارم: گفت: من (به هر حال) دشمن اعمال شما هستم.
رَبِّ نَجِّنِي وَأَهْلِي مِمَّا يَعْمَلُونَ ﴿۱۶۹﴾
فولادوند: پروردگارا مرا و كسان مرا از آنچه انجام مىدهند رهايى بخش
مکارم: پروردگارا! من و خاندانم را از آنچه اينها انجام ميدهند رهائي بخش.
فَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿۱۷۰﴾
فولادوند: پس او و كسانش را همگى رهانيديم
مکارم: ما او و خاندانش را همگي نجات داديم.
إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿۱۷۱﴾
فولادوند: جز پيرزنى كه از باقىماندگان [در خاكستر آتش] بود
مکارم: جز پير زني كه در ميان آن گروه باقي ماند.
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ ﴿۱۷۲﴾
فولادوند: سپس ديگران را سخت هلاك كرديم
مکارم: سپس ديگران را هلاك كرديم.
وَأَمْطَرْنَا عَلَيْهِم مَّطَرًا فَسَاء مَطَرُ الْمُنذَرِينَ ﴿۱۷۳﴾
فولادوند: و بر [سر] آنان بارانى [از آتش گوگرد] فرو ريختيم و چه بد بود باران بيمدادهشدگان
مکارم: و باراني (از سنگ) بر آنها فرو فرستاديم، چه باران بدي بود اين باران انذار شدگان.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۷۴﴾
فولادوند: قطعا در اين [عقوبت] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمانآورنده نبودند
مکارم: در اين (ماجراي قوم لوط و سرنوشت شوم آنها) آيتي است، اما اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۷۵﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۷۶﴾
فولادوند: اصحاب ايكه فرستادگان را تكذيب كردند
مکارم: اصحاب ايكه (شهري نزديك مدين) رسولان (خدا) را تكذيب كردند.
إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۷۷﴾
فولادوند: آنگاه كه شعيب به آنان گفت آيا پروا نداريد
مکارم: هنگامي كه شعيب به آنها گفت، آيا تقوي پيشه نميكنيد؟
إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ﴿۱۷۸﴾
فولادوند: من براى شما فرستادهاى در خور اعتمادم
مکارم: من براي شما رسول اميني هستم.
فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ ﴿۱۷۹﴾
فولادوند: از خدا پروا داريد و فرمانم ببريد
مکارم: تقوي الهي پيشه كنيد و مرا اطاعت نمائيد.
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۸۰﴾
فولادوند: و بر اين [رسالت] اجرى از شما طلب نمىكنم اجر من جز بر عهده پروردگار جهانيان نيست
مکارم: من در برابر اين دعوت پاداشي از شما نميطلبم، اجر من تنها بر پروردگار عالميان است.
أَوْفُوا الْكَيْلَ وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُخْسِرِينَ ﴿۱۸۱﴾
فولادوند: پيمانه را تمام دهيد و از كمفروشان مباشيد
مکارم: حق پيمانه را ادا كنيد (و كم فروشي نكنيد) و مردم را به خسارت نيفكنيد.
وَزِنُوا بِالْقِسْطَاسِ الْمُسْتَقِيمِ ﴿۱۸۲﴾
فولادوند: و با ترازوى درست بسنجيد
مکارم: با ترازوي صحيح وزن كنيد.
وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءهُمْ وَلَا تَعْثَوْا فِي الْأَرْضِ مُفْسِدِينَ ﴿۱۸۳﴾
فولادوند: و از ارزش اموال مردم مكاهيد و در زمين سر به فساد بر مداريد
مکارم: و حق مردم را كم نگذاريد و در زمين فساد ننمائيد.
وَاتَّقُوا الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالْجِبِلَّةَ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۸۴﴾
فولادوند: و از آن كس كه شما و خلق [انبوه] گذشته را آفريده است پروا كنيد
مکارم: از كسي كه شما و اقوام پيشين را آفريد بپرهيزيد.
قَالُوا إِنَّمَا أَنتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ﴿۱۸۵﴾
فولادوند: گفتند تو واقعا از افسونشدگانى
مکارم: گفتند تو فقط ديوانهاي!
وَمَا أَنتَ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَإِن نَّظُنُّكَ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ ﴿۱۸۶﴾
فولادوند: و تو جز بشرى مانند ما [بيش] نيستى و قطعا تو را از دروغگويان مىدانيم
مکارم: (بعلاوه) تو تنها بشري مثل ما هستي، تنها گماني كه درباره تو داريم اينست كه دروغگو ميباشي!
فَأَسْقِطْ عَلَيْنَا كِسَفًا مِّنَ السَّمَاءِ إِن كُنتَ مِنَ الصَّادِقِينَ ﴿۱۸۷﴾
فولادوند: پس اگر از راستگويانى پارهاى از آسمان بر [سر] ما بيفكن
مکارم: اگر راست ميگويي، سنگهائي از آسمان بر سر ما فرو ريز!
قَالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۱۸۸﴾
فولادوند: [شعيب] گفت پروردگارم به آنچه مىكنيد داناتر است
مکارم: (شعيب) گفت: پروردگار من به اعمالي كه شما انجام ميدهيد آگاه تر است.
فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمْ عَذَابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ إِنَّهُ كَانَ عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ ﴿۱۸۹﴾
فولادوند: پس او را تكذيب كردند و عذاب روز ابر [آتشبار] آنان را فرو گرفت به راستى آن عذاب روزى هولناك بود
مکارم: سرانجام او را تكذيب كردند و عذاب روز ابر سايه افكن آنها را فرو گرفت، كه اين عذاب روز بزرگي بود.
إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَةً وَمَا كَانَ أَكْثَرُهُم مُّؤْمِنِينَ ﴿۱۹۰﴾
فولادوند: قطعا در اين [عقوبت درس] عبرتى است و[لى] بيشترشان ايمان آورنده نبودند
مکارم: در اين ماجرا آيت و نشانهاي است ولي اكثر آنها ايمان نياوردند.
وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ ﴿۱۹۱﴾
فولادوند: و در حقيقت پروردگار تو همان شكستناپذير مهربان است
مکارم: و پروردگار تو عزيز و رحيم است.
وَإِنَّهُ لَتَنزِيلُ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۹۲﴾
فولادوند: و راستى كه اين [قرآن] وحى پروردگار جهانيان است
مکارم: و اين (قرآن) از سوي پروردگار جهانيان نازل شده است.
نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ ﴿۱۹۳﴾
فولادوند: روح الامين آن را بر دلت نازل كرد
مکارم: روح الامين آنرا نازل كرده است …
عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِينَ ﴿۱۹۴﴾
فولادوند: تا از [جمله] هشداردهندگان باشى
مکارم: بر قلب (پاك) تو، تا (مردم را) انذار كني.
بِلِسَانٍ عَرَبِيٍّ مُّبِينٍ ﴿۱۹۵﴾
فولادوند: به زبان عربى روشن
مکارم: آنرا به زبان عربي آشكار نازل كرد
وَإِنَّهُ لَفِي زُبُرِ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۹۶﴾
فولادوند: و [وصف] آن در كتابهاى پيشينيان آمده است
مکارم: و توصيف آن در كتب پيشينيان نيز آمده است.
أَوَلَمْ يَكُن لَّهُمْ آيَةً أَن يَعْلَمَهُ عُلَمَاء بَنِي إِسْرَائِيلَ ﴿۱۹۷﴾
فولادوند: آيا براى آنان اين خود دليلى روشن نيست كه علماى بنىاسرائيل از آن اطلاع دارند
مکارم: آيا همين نشانه براي آنها كافي نيست، كه علماي بني اسرائيل به خوبي از آن آگاهند.
وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَى بَعْضِ الْأَعْجَمِينَ ﴿۱۹۸﴾
فولادوند: و اگر آن را بر برخى از غير عرب زبانان نازل مىكرديم
مکارم: هر گاه ما آن را بر بعضي از عجم (غير عرب) نازل ميكرديم.
فَقَرَأَهُ عَلَيْهِم مَّا كَانُوا بِهِ مُؤْمِنِينَ ﴿۱۹۹﴾
فولادوند: و پيامبر آن را برايشان مىخواند به آن ايمان نمىآوردند
مکارم: و او آنرا برايشان ميخواند به آن ايمان نميآوردند.
كَذَلِكَ سَلَكْنَاهُ فِي قُلُوبِ الْمُجْرِمِينَ ﴿۲۰۰﴾
فولادوند: اين گونه در دلهاى گناهكاران [انكار را] راه مىدهيم
مکارم: (آري) اين گونه قرآن را در دلهاي مجرمان وارد ميكنيم.
لَا يُؤْمِنُونَ بِهِ حَتَّى يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ ﴿۲۰۱﴾
فولادوند: كه به آن نگروند تا عذاب پردرد را ببينند
مکارم: آنها به آن ايمان نميآورند تا عذاب دردناك را با چشم خود به بينند.
فَيَأْتِيَهُم بَغْتَةً وَهُمْ لَا يَشْعُرُونَ ﴿۲۰۲﴾
فولادوند: كه به طور ناگهانى در حالى كه بىخبرند بديشان برسد
مکارم: ناگهان (عذاب الهي) به سراغ آنها ميآيد، در حالي كه توجه ندارند.
فَيَقُولُوا هَلْ نَحْنُ مُنظَرُونَ ﴿۲۰۳﴾
فولادوند: و بگويند آيا مهلتخواهيم يافت
مکارم: و در اين هنگام ميگويند: آيا به ما مهلتي داده خواهد شد؟
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿۲۰۴﴾
فولادوند: پس آيا عذاب ما را به شتاب مىخواهند
مکارم: آيا براي عذاب ما عجله ميكنند؟
أَفَرَأَيْتَ إِن مَّتَّعْنَاهُمْ سِنِينَ ﴿۲۰۵﴾
فولادوند: مگر نمىدانى كه اگر سالها آنان را برخوردار كنيم
مکارم: اگر ما ساليان ديگري آنها را از اين زندگي بهره مند سازيم …
ثُمَّ جَاءهُم مَّا كَانُوا يُوعَدُونَ ﴿۲۰۶﴾
فولادوند: و آنگاه آنچه كه [بدان] بيم داده مىشوند بديشان برسد
مکارم: سپس عذابي كه به آنها وعده داده شده به سراغشان بيايد.
مَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يُمَتَّعُونَ ﴿۲۰۷﴾
فولادوند: آنچه از آن برخوردار مىشدند به كارشان نمىآيد [و عذاب را از آنان دفع نمىكند]
مکارم: اين تمتع و بهره گيري از دنيا براي آنها سودي نخواهد داشت.
وَمَا أَهْلَكْنَا مِن قَرْيَةٍ إِلَّا لَهَا مُنذِرُونَ ﴿۲۰۸﴾
فولادوند: و هيچ شهرى را هلاك نكرديم مگر آنكه براى آن هشداردهندگانى بود
مکارم: ما هيچ شهر و دياري را هلاك نكرديم مگر اينكه انذار كنندگاني براي آنها بود.
ذِكْرَى وَمَا كُنَّا ظَالِمِينَ ﴿۲۰۹﴾
فولادوند: [تا آنان را] تذكر [دهند] و ما ستمكار نبودهايم
مکارم: تا متذكر شوند، و ما هرگز ستمگر نبوديم.
وَمَا تَنَزَّلَتْ بِهِ الشَّيَاطِينُ ﴿۲۱۰﴾
فولادوند: و شيطانها آن را فرود نياوردهاند
مکارم: شياطين و جنيان اين آيات را نازل نكردند.
وَمَا يَنبَغِي لَهُمْ وَمَا يَسْتَطِيعُونَ ﴿۲۱۱﴾
فولادوند: و آنان را نسزد و نمىتوانند [وحى كنند]
مکارم: و براي آنها سزاوار نيست، و قدرت ندارند.
إِنَّهُمْ عَنِ السَّمْعِ لَمَعْزُولُونَ ﴿۲۱۲﴾
فولادوند: در حقيقت آنها از شنيدن معزول [و محروم]اند
مکارم: آنها از استراق سمع (و شنيدن اخبار آسمانها) بركنارند.
فَلَا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ فَتَكُونَ مِنَ الْمُعَذَّبِينَ ﴿۲۱۳﴾
فولادوند: پس با خدا خداى ديگر مخوان كه از عذابشدگان خواهى شد
مکارم: هيچ معبودي را با خداوند مخوان كه از معذبين خواهي بود.
وَأَنذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ ﴿۲۱۴﴾
فولادوند: و خويشان نزديكت را هشدار ده
مکارم: خويشاوندان نزديكت را انذار كن.
وَاخْفِضْ جَنَاحَكَ لِمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ ﴿۲۱۵﴾
فولادوند: و براى آن مؤمنانى كه تو را پيروى كردهاند بال خود را فرو گستر
مکارم: و بال و پر خود را براي مؤ مناني كه از تو پيروي ميكنند بگستر.
فَإِنْ عَصَوْكَ فَقُلْ إِنِّي بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ ﴿۲۱۶﴾
فولادوند: و اگر تو را نافرمانى كردند بگو من از آنچه مىكنيد بيزارم
مکارم: اگر آنان نافرماني تو كنند، بگو: من از كار شما بيزارم.
وَتَوَكَّلْ عَلَى الْعَزِيزِ الرَّحِيمِ ﴿۲۱۷﴾
فولادوند: و بر [خداى] عزيز مهربان توكل كن
مکارم: و بر خداوند عزيز و رحيم توكل نما.
الَّذِي يَرَاكَ حِينَ تَقُومُ ﴿۲۱۸﴾
فولادوند: آن كس كه چون [به نماز] برمىخيزى تو را مىبيند
مکارم: همان كسي كه تو را به هنگامي كه (براي عبادت) بر ميخيزي ميبيند.
وَتَقَلُّبَكَ فِي السَّاجِدِينَ ﴿۲۱۹﴾
فولادوند: و حركت تو را در ميان سجدهكنندگان [مىنگرد]
مکارم: و حركت تو را در ميان سجده كنندگان مشاهده ميكند.
إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ ﴿۲۲۰﴾
فولادوند: او همان شنواى داناست
مکارم: او است خداي شنوا و دانا
هَلْ أُنَبِّئُكُمْ عَلَى مَن تَنَزَّلُ الشَّيَاطِينُ ﴿۲۲۱﴾
فولادوند: آيا شما را خبر دهم كه شياطين بر چه كسى فرود مىآيند
مکارم: آيا به شما خبر بدهم، شياطين بر چه كسي نازل ميشوند؟
تَنَزَّلُ عَلَى كُلِّ أَفَّاكٍ أَثِيمٍ ﴿۲۲۲﴾
فولادوند: بر هر دروغزن گناهكارى فرود مىآيند
مکارم: بر هر دروغگوي گنهكار نازل ميگردند.
يُلْقُونَ السَّمْعَ وَأَكْثَرُهُمْ كَاذِبُونَ ﴿۲۲۳﴾
فولادوند: كه [دزدانه] گوش فرا مىدارند و بيشترشان دروغگويند
مکارم: آنها آنچه را ميشنوند (به ديگران) القا ميكنند و اكثرشان دروغگو هستند.
وَالشُّعَرَاء يَتَّبِعُهُمُ الْغَاوُونَ ﴿۲۲۴﴾
فولادوند: و شاعران را گمراهان پيروى مىكنند
مکارم: (پيامبر شاعر نيست) شعرا كساني هستند كه گمراهان از آنان پيروي ميكنند!
أَلَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وَادٍ يَهِيمُونَ ﴿۲۲۵﴾
فولادوند: آيا نديدهاى كه آنان در هر واديى سرگردانند
مکارم: آيا نميبيني آنها در هر وادي سر گردانند.
وَأَنَّهُمْ يَقُولُونَ مَا لَا يَفْعَلُونَ ﴿۲۲۶﴾
فولادوند: و آنانند كه چيزهايى مىگويند كه انجام نمىدهند
مکارم: و سخناني ميگويند كه عمل نميكنند!
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَذَكَرُوا اللَّهَ كَثِيرًا وَانتَصَرُوا مِن بَعْدِ مَا ظُلِمُوا وَسَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنقَلَبٍ يَنقَلِبُونَ ﴿۲۲۷﴾
فولادوند: مگر كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده و خدا را بسيار به ياد آورده و پس از آنكه مورد ستم قرار گرفتهاند يارى خواستهاند و كسانى كه ستم كردهاند به زودى خواهند دانست به كدام بازگشتگاه برخواهند گشت
مکارم: مگر كساني كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام ميدهند و ياد خدا بسيار ميكنند و به هنگامي كه مورد ستم واقع ميشوند به دفاع از خويشتن (و مؤ منان) بر ميخيزند (و از ذوق شعري خود كمك ميگيرند) و بزودي آنها كه ستم كردند ميدانند كه بازگشتشان به كجاست.
هدف , شناخت بدور از تعصب اسلام میباشد و اینکه از کجا اقتباس شده؟
بايگانی وبلاگ
۱۳۸۸ مرداد ۱۲, دوشنبه
اشتراک در:
نظرات پیام (Atom)
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر