بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ ﴿۱﴾
فولادوند: اى مردم از پروردگار خود پروا كنيد چرا كه زلزله رستاخيز امرى هولناك است
مکارم: اي مردم از پروردگارتان بترسيد كه زلزله رستاخيز امر عظيمي است.
يَوْمَ تَرَوْنَهَا تَذْهَلُ كُلُّ مُرْضِعَةٍ عَمَّا أَرْضَعَتْ وَتَضَعُ كُلُّ ذَاتِ حَمْلٍ حَمْلَهَا وَتَرَى النَّاسَ سُكَارَى وَمَا هُم بِسُكَارَى وَلَكِنَّ عَذَابَ اللَّهِ شَدِيدٌ ﴿۲﴾
فولادوند: روزى كه آن را ببينيد هر شيردهندهاى آن را كه شير مىدهد [از ترس] فرو مىگذارد و هر آبستنى بار خود را فرو مىنهد و مردم را مست مىبينى و حال آنكه مست نيستند ولى عذاب خدا شديد است
مکارم: روزي كه آن را ميبينيد (آنچنان وحشت سر تا پاي همه را فرا ميگيرد كه) مادران شيرده، كودكان شيرخوارشان را فراموش ميكنند، و هر بارداري جنين خود را بر زمين مينهد و مردم را مست ميبيني، در حالي كه مست نيستند، ولي عذاب خدا شديد است!
وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَيَتَّبِعُ كُلَّ شَيْطَانٍ مَّرِيدٍ ﴿۳﴾
فولادوند: و برخى از مردم در باره خدا بدون هيچ علمى مجادله مىكنند و از هر شيطان سركشى پيروى مىنمايند
مکارم: گروهي از مردم بدون هيچ علم و دانشي به مجادله درباره خدا برمي خيزند و از هر شيطان سر كشي پيروي ميكنند.
كُتِبَ عَلَيْهِ أَنَّهُ مَن تَوَلَّاهُ فَأَنَّهُ يُضِلُّهُ وَيَهْدِيهِ إِلَى عَذَابِ السَّعِيرِ ﴿۴﴾
فولادوند: بر [شيطان] مقرر شده است كه هر كس او را به دوستى گيرد قطعا او وى را گمراه مىسازد و به عذاب آتشش مىكشاند
مکارم: بر او نوشته شده كه هر كس ولايتش را بر گردن نهد بطور مسلم گمراهش ميسازد و به آتش سوزان راهنمائيش ميكند.
يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي رَيْبٍ مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَاكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضْغَةٍ مُّخَلَّقَةٍ وَغَيْرِ مُخَلَّقَةٍ لِّنُبَيِّنَ لَكُمْ وَنُقِرُّ فِي الْأَرْحَامِ مَا نَشَاء إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى وَمِنكُم مَّن يُرَدُّ إِلَى أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِكَيْلَا يَعْلَمَ مِن بَعْدِ عِلْمٍ شَيْئًا وَتَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنزَلْنَا عَلَيْهَا الْمَاء اهْتَزَّتْ وَرَبَتْ وَأَنبَتَتْ مِن كُلِّ زَوْجٍ بَهِيجٍ ﴿۵﴾
فولادوند: اى مردم اگر در باره برانگيخته شدن در شكيد پس [بدانيد] كه ما شما را از خاك آفريدهايم سپس از نطفه سپس از علقه آنگاه از مضغه داراى خلقت كامل و [احيانا] خلقت ناقص تا [قدرت خود را] بر شما روشن گردانيم و آنچه را اراده مىكنيم تا مدتى معين در رحمها قرار مىدهيم آنگاه شما را [به صورت] كودك برون مىآوريم سپس [حيات شما را ادامه مىدهيم] تا به حد رشدتان برسيد و برخى از شما [زودرس] مىميرد و برخى از شما به غايت پيرى مىرسد به گونهاى كه پس از دانستن [بسى چيزها] چيزى نمىداند و زمين را خشكيده مىبينى و[لى] چون آب بر آن فرود آوريم به جنبش درمىآيد و نمو مىكند و از هر نوع [رستنيهاى] نيكو مىروياند
مکارم: اي مردم اگر در رستاخيز شك داريد (به اين نكته توجه كنيد كه) ما شما را از خاك آفريديم، سپس از نطفه، و بعد از خون بسته شده، سپس از مضغه (چيزي شبيه گوشت جويده) كه بعضي داراي شكل و خلقت است و بعضي بدون شكل، هدف اين است كه ما براي شما روشن سازيم (كه بر هر چيز قادريم) و جنينهائي را كه بخواهيم تا مدت معيني در رحم مادران قرار ميدهيم (و آنچه را بخواهيم ساقط ميكنيم) بعد شما را به صورت طفل بيرون ميفرستيم، سپس هدف اين است كه به حد رشد و بلوغ برسيد، در اين ميان بعضي از شما ميميرند و بعضي آن قدر عمر ميكنند كه به بدترين مرحله زندگي و پيري ميرسند آنچنان كه چيزي از علوم خود را به خاطر نخواهند داشت (از سوي ديگر) زمين را (در فصل زمستان) خشك و مرده ميبيني، اما هنگامي كه باران را بر آن فرو ميفرستيم به حركت در ميآيد و نمو ميكند، و انواع گياهان زيبا را ميروياند.
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّهُ يُحْيِي الْمَوْتَى وَأَنَّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۶﴾
فولادوند: اين [قدرت نماييها] بدان سبب است كه خدا خود حق است و اوست كه مردگان را زنده مىكند و [هم] اوست كه بر هر چيزى تواناست
مکارم: اين به خاطر آنست كه بدانيد خداوند حق است و مردگان را زنده ميكند و بر هر چيز تواناست.
وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَن فِي الْقُبُورِ ﴿۷﴾
فولادوند: و [هم] آنكه رستاخيز آمدنى است [و] شكى در آن نيست و در حقيقتخداست كه كسانى را كه در گورهايند برمىانگيزد
مکارم: و اينكه رستاخيز شكي در آن نيست و خداوند تمام كساني را كه در قبرها آرميدهاند زنده ميكند.
وَمِنَ النَّاسِ مَن يُجَادِلُ فِي اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا كِتَابٍ مُّنِيرٍ ﴿۸﴾
فولادوند: و از [ميان] مردم كسى است كه در باره خدا بدون هيچ دانش و بىهيچ رهنمود و كتاب روشنى به مجادله مىپردازد
مکارم: و گروهي از مردم درباره خدا بدون هيچ دانش و بدون هيچ هدايت و كتاب روشني به مجادله برمي خيزند.
ثَانِيَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَن سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَنُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿۹﴾
فولادوند: [آن هم] از سر نخوت تا [مردم را] از راه خدا گمراه كند در اين دنيا براى او رسوايى است و در روز رستاخيز او را عذاب آتش سوزان مىچشانيم
مکارم: آنها با تكبر و بياعتنائي (نسبت به سخنان الهي) ميخواهند مردم را از راه خدا گمراه سازند، براي آنها در دنيا رسوائي است، و در قيامت عذاب سوزنده به آنها ميچشانيم.
ذَلِكَ بِمَا قَدَّمَتْ يَدَاكَ وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِّلْعَبِيدِ ﴿۱۰﴾
فولادوند: اين [كيفر] به سزاى چيزهايى است كه دستهاى تو پيش فرستاده است و [گرنه] خدا به بندگان خود بيدادگر نيست
مکارم: (و به او ميگوئيم) اين نتيجه چيزي است كه دستهايت از پيش براي تو فرستاده است! و خداوند هرگز به بندگان ظلم نميكند.
وَمِنَ النَّاسِ مَن يَعْبُدُ اللَّهَ عَلَى حَرْفٍ فَإِنْ أَصَابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَإِنْ أَصَابَتْهُ فِتْنَةٌ انقَلَبَ عَلَى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيَا وَالْآخِرَةَ ذَلِكَ هُوَ الْخُسْرَانُ الْمُبِينُ ﴿۱۱﴾
فولادوند: و از ميان مردم كسى است كه خدا را فقط بر يك حال [و بدون عمل] مىپرستد پس اگر خيرى به او برسد بدان اطمينان يابد و چون بلايى بدو رسد روى برتابد در دنيا و آخرت زيان ديده است اين است همان زيان آشكار
مکارم: بعضي از مردم خدا را تنها با زبان ميپرستند (و ايمان قلبيشان بسيار ضعيف است) همين كه دنيا به آنها رو كند و نفع و خيري به آنان رسد حالت اطمينان پيدا ميكنند اما اگر مصيبتي به عنوان امتحان به آنها برسد دگرگون ميشوند و به كفر رو ميآورند! و به اين ترتيب هم دنيا را از دست دادهاند و هم آخرت را و اين خسران و زيان آشكاري است!
يَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَضُرُّهُ وَمَا لَا يَنفَعُهُ ذَلِكَ هُوَ الضَّلَالُ الْبَعِيدُ ﴿۱۲﴾
فولادوند: به جاى خدا چيزى را مىخواند كه نه زيانى به او مىرساند و نه سودش مىدهد اين است همان گمراهى دور و دراز
مکارم: او جز خدا كسي را ميخواند كه نه زياني به او ميرساند، و نه سودي، اين گمراهي بسيار عميقي است!
يَدْعُو لَمَن ضَرُّهُ أَقْرَبُ مِن نَّفْعِهِ لَبِئْسَ الْمَوْلَى وَلَبِئْسَ الْعَشِيرُ ﴿۱۳﴾
فولادوند: كسى را مىخواند كه زيانش از سودش نزديكتر است وه چه بد مولايى و چه بد دمسازى
مکارم: او كسي را ميخواند كه زيانش از نفعش نزديكتر است، چه بد مولا و ياوري، و چه بد مونس و معاشري!
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ ﴿۱۴﴾
فولادوند: بىگمان خدا كسانى را كه گرويده و كارهاى شايسته كردهاند به باغهايى درمىآورد كه از زير [درختان] آن رودبارها روان استخدا هر چه بخواهد انجام مىدهد
مکارم: خداوند كساني را كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند در باغهائي از بهشت وارد ميكند كه نهرها زير درختانش جاري است (آري) خدا هر چه را اراده كند انجام ميدهد.
مَن كَانَ يَظُنُّ أَن لَّن يَنصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّمَاء ثُمَّ لِيَقْطَعْ فَلْيَنظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ مَا يَغِيظُ ﴿۱۵﴾
فولادوند: هر كه مىپندارد كه خدا [پيامبرش] را در دنيا و آخرت هرگز يارى نخواهد كرد [بگو] تا طنابى به سوى سقف كشد [و خود را حلقآويز كند] سپس [آن را] ببر د آنگاه بنگرد كه آيا نيرنگش چيزى را كه مايه خشم او شده از ميان خواهد برد
مکارم: هر كس گمان ميكند كه خدا پيامبرش را در دنيا و آخرت ياري نخواهد كرد (و از اين نظر عصباني است هر كاري از دستش ساخته است بكند) ريسماني به سقف خانه خود بياويزد و خود را از آن آويزان نمايد و نفس خود را قطع كند! (و تا لب پرتگاه مرگ پيش رود) ببيند آيا اين كار خشم او را فرو مينشاند؟!
وَكَذَلِكَ أَنزَلْنَاهُ آيَاتٍ بَيِّنَاتٍ وَأَنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَن يُرِيدُ ﴿۱۶﴾
فولادوند: و بدين گونه [قرآن] را [به صورت] آياتى روشنگر نازل كرديم و خداست كه هر كه را بخواهد راه مىنمايد
مکارم: اينگونه ما قرآن را به صورت آيات روشن نازل كرديم و خداوند هر كس را بخواهد هدايت ميكند.
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّابِئِينَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِينَ أَشْرَكُوا إِنَّ اللَّهَ يَفْصِلُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿۱۷﴾
فولادوند: كسانى كه ايمان آوردند و كسانى كه يهودى شدند و صابئىها و مسيحيان و زرتشتيان و كسانى كه شرك ورزيدند البته خدا روز قيامت ميانشان داورى خواهد كرد زيرا خدا بر هر چيزى گواه است
مکارم: كساني كه ايمان آوردهاند و يهود و صابئان و نصاري و مجوس و مشركان، خداوند در ميان آنها روز قيامت داوري ميكند و حق را از باطل جدا ميسازد، خداوند بر هر چيز گواه است (و از همه چيز آگاه).
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يَسْجُدُ لَهُ مَن فِي السَّمَاوَاتِ وَمَن فِي الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَكَثِيرٌ مِّنَ النَّاسِ وَكَثِيرٌ حَقَّ عَلَيْهِ الْعَذَابُ وَمَن يُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يَشَاءُ ﴿۱۸﴾
فولادوند: آيا ندانستى كه خداست كه هر كس در آسمانها و هر كس در زمين است و خورشيد و ماه و [تمام] ستارگان و كوهها و درختان و جنبندگان و بسيارى از مردم براى او سجده مىكنند و بسيارىاند كه عذاب بر آنان واجب شده است و هر كه را خدا خوار كند او را گرامىدارندهاى نيست چرا كه خدا هر چه بخواهد انجام مىدهد
مکارم: آيا نديدي كه سجده ميكنند براي خدا تمام كساني كه در آسمانها و زمين هستند و همچنين خورشيد و ماه و ستارگان و كوهها و درختان و جنبندگان، و بسياري از مردم، اما بسياري ابا دارند و فرمان عذاب در باره آنها حتمي است، و هر كسي را خدا خوار كند كسي او را گرامي نخواهد داشت، خداوند هر كار را بخواهد (و صلاح بداند) انجام ميدهد.
هَذَانِ خَصْمَانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِمْ فَالَّذِينَ كَفَرُوا قُطِّعَتْ لَهُمْ ثِيَابٌ مِّن نَّارٍ يُصَبُّ مِن فَوْقِ رُؤُوسِهِمُ الْحَمِيمُ ﴿۱۹﴾
فولادوند: اين دو [گروه] دشمنان يكديگرند كه در باره پروردگارشان با هم ستيزه مىكنند و كسانى كه كفر ورزيدند جامههايى از آتش برايشان بريده شده است [و] از بالاى سرشان آب جوشان ريخته مىشود
مکارم: اينها دو گروهند كه در باره پروردگارشان به مخاصمه و جدال پرداختند: كساني كه كافر شدند لباسهائي از آتش براي آنها بريده ميشود، و مايع سوزان و جوشان بر سر آنها فرو ميريزند.
يُصْهَرُ بِهِ مَا فِي بُطُونِهِمْ وَالْجُلُودُ ﴿۲۰﴾
فولادوند: آنچه در شكم آنهاست با پوست [بدن]شان بدان گداخته مىگردد
مکارم: آنچنان كه هم درونشان با آن آب مي شود، و هم پوستهايشان.
وَلَهُم مَّقَامِعُ مِنْ حَدِيدٍ ﴿۲۱﴾
فولادوند: و براى [وارد كردن ضربت بر سر] آنان گرزهايى آهنين است
مکارم: و براي آنها گرزهائي از آهن است.
كُلَّمَا أَرَادُوا أَن يَخْرُجُوا مِنْهَا مِنْ غَمٍّ أُعِيدُوا فِيهَا وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِيقِ ﴿۲۲﴾
فولادوند: هر بار بخواهند از [شدت] غم از آن بيرون روند در آن باز گردانيده مىشوند [كه هان] بچشيد عذاب آتش سوزان را
مکارم: هر گاه بخواهند از غم و اندوههاي دوزخ خارج شوند آنها را به آن باز ميگردانند و (به آنها گفته ميشود) بچشيد عذاب سوزان را!
إِنَّ اللَّهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍ وَلُؤْلُؤًا وَلِبَاسُهُمْ فِيهَا حَرِيرٌ ﴿۲۳﴾
فولادوند: خدا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند در باغهايى كه از زير [درختان] آن نهرها روان است درمىآورد در آنجا با دستبندهايى از طلا و مرواريد آراسته مىشوند و لباسشان در آنجا از پرنيان است
مکارم: خداوند كساني را كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادهاند در باغهائي از بهشت وارد ميكند كه از زير درختانش نهرها جاري است، آنها با دستبندهائي از طلا و مرواريد زينت ميشوند و لباسهايشان در آنجا از حرير است.
وَهُدُوا إِلَى الطَّيِّبِ مِنَ الْقَوْلِ وَهُدُوا إِلَى صِرَاطِ الْحَمِيدِ ﴿۲۴﴾
فولادوند: و به گفتار پاك هدايت مىشوند و به سوى راه [خداى] ستوده هدايت مىگردند
مکارم: آنها به سوي سخنان پاكيزه هدايت ميشوند و به راه خداوند شايسته ستايش راهنمائي ميگردند.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاء الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَن يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ ﴿۲۵﴾
فولادوند: بىگمان كسانى كه كافر شدند و از راه خدا و مسجدالحرام كه آن را براى مردم اعم از مقيم در آنجا و باديهنشين يكسان قرار دادهايم جلو گيرى مىكنند و [نيز] هر كه بخواهد در آنجا به ستم [از حق] منحرف شود او را از عذابى دردناك مىچشانيم
مکارم: كساني كه كافر شدند و مؤ منان را از راه خدا و از مسجدالحرام، كه آن را براي همه مردم مساوي قرار داديم اعم از كساني كه در آنجا زندگي ميكنند و يا از نقاط دور وارد ميشوند، باز ميدارند (مستحق عذابي درد ناكند) و هر كس بخواهد در اين سرزمين از طريق حق منحرف گردد و دست به ستم زند ما از عذاب دردناك به او ميچشانيم.
وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ ﴿۲۶﴾
فولادوند: و چون براى ابراهيم جاى خانه را معين كرديم [بدو گفتيم] چيزى را با من شريك مگردان و خانهام را براى طوافكنندگان و قيامكنندگان و ركوعكنندگان [و] سجدهكنندگان پاكيزه دار
مکارم: به خاطر بياور زماني را كه محل خانه كعبه را براي ابراهيم آماده ساختيم (تا اقدام به بناي خانه كند و به او گفتيم) چيزي را شريك من قرار مده، و خانهام را براي طواف كنندگان و قيام كنندگان و ركوع كنندگان و سجودكنندگان (از آلودگي بتها و از هر گونه آلودگي) پاك گردان.
وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿۲۷﴾
فولادوند: و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مىآيند به سوى تو روى آورند
مکارم: و مردم را دعوت عمومي به حج كن تا پياده و سواره بر مركبهاي لاغر از هر راه دور (به سوي خانه خدا) بيايند.
لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ ﴿۲۸﴾
فولادوند: تا شاهد منافع خويش باشند و نام خدا را در روزهاى معلومى بر دامهاى زبانبستهاى كه روزى آنان كرده است ببرند پس از آنها بخوريد و به درمانده مستمند بخورانيد
مکارم: تا شاهد منافع گوناگون خويش (در اين برنامه حياتبخش) باشند، و نام خدا را در ايام معيني بر چهار پاياني كه به آنها روزي داده است (هنگام قرباني كردن) ببرند (و هنگامي كه قرباني كرديد) از گوشت آنها بخوريد، و بينواي فقير را نيز اطعام نمائيد.
ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ ﴿۲۹﴾
فولادوند: سپس بايد آلودگى خود را بزدايند و به نذرهاى خود وفا كنند و بر گرد آن خانه كهن [=كعبه] طواف به جاى آورند
مکارم: بعد از آن بايد آلودگيها را از خود بر طرف سازند و به نذرهاي خود وفا كنند، و بر گرد خانه گرامي كعبه طواف نمايند.
ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ ﴿۳۰﴾
فولادوند: اين است [آنچه مقرر شده] و هر كس مقررات خدا را بزرگ دارد آن براى او نزد پروردگارش بهتر است و براى شما دامها حلال شده است مگر آنچه بر شما خوانده مىشود پس از پليدى بتها دورى كنيد و از گفتار باطل اجتناب ورزيد
مکارم: مناسك حج چنين است، و هر كس برنامههاي الهي را بزرگ دارد نزد پروردگارش براي او بهتر است، و چهار پايان براي شما حلال شده مگر آنچه دستور منعش بر شما خوانده ميشود، از پليديها يعني از بتها اجتناب كنيد و از سخن باطل و بياساس بپرهيزيد.
حُنَفَاء لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ ﴿۳۱﴾
فولادوند: در حالى كه گروندگان خالص به خدا باشيد نه شريكگيرندگان [براى] او و هر كس به خدا شرك ورزد چنان است كه گويى از آسمان فرو افتاده و مرغان [شكارى] او را ربودهاند يا باد او را به جايى دور افكنده است
مکارم: (برنامه و مناسك حج را انجام دهيد) در حالي كه همگي خالص براي خدا باشيد و هيچگونه شريكي براي او قائل نشويد، و هر كس شريكي براي خدا قرار دهد گوئي از آسمان سقوط كرده و پرندگان (در وسط هوا) او را ميربايند، و يا تندباد او را به مكان دوري پرتاب ميكند!
ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ ﴿۳۲﴾
فولادوند: اين است [فرايض خدا] و هر كس شعاير خدا را بزرگ دارد در حقيقت آن [حاكى] از پاكى دلهاست
مکارم: (اينگونه است مناسك حج) و هر كس شعائر الهي را بزرگ دارد اين كار نشانه تقواي دلهاست.
لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ ﴿۳۳﴾
فولادوند: براى شما در آن [دامها] تا مدتى معين سودهايى استسپس جايگاه [قربانىكردن آنها و ساير فرايض] در خانه كهن [=كعبه] است
مکارم: در حيوانات قرباني منافعي براي شما تا زمان معين (روز ذبح آنها) است، سپس محل آن خانه كعبه آن خانه قديمي و گرامي است (اگر قرباني براي عمره مفرده باشد در سرزمين مكه و اگر براي حج باشد در مني نزديكي مكه محل ذبح آن خواهد بود)
وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ ﴿۳۴﴾
فولادوند: و براى هر امتى مناسكى قرار داديم تا نام خدا را بر دامهاى زبانبستهاى كه روزى آنها گردانيده ياد كنند پس [بدانيد كه] خداى شما خدايى يگانه است پس به [فرمان] او گردن نهيد و فروتنان را بشارت ده
مکارم: براي هر امتي قربانگاهي قرار داديم تا نام خدا را (به هنگام قرباني) بر چهار پاياني كه به آنها روزي دادهايم ببرند، و خداي شما معبود واحدي است در برابر فرمان او تسليم شويد و بشارت ده متواضعان و تسليم شوندگان را.
الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ ﴿۳۵﴾
فولادوند: همانان كه چون [نام] خدا ياد شود دلهايشان خشيتيابد و [آنان كه] بر هر چه برسرشان آيد صبر پيشهگانند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق مىكنند
مکارم: همانها كه وقتي نام خدا برده ميشود دلهايشان مملو از خوف پروردگار ميگردد و آنها كه در برابر مصائبي كه به آنان ميرسد شكيبا و استوارند و آنها كه نماز را بر پا ميدارند و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق ميكنند.
وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۳۶﴾
فولادوند: و شتران فربه را براى شما از [جمله] شعاير خدا قرار داديم در آنها براى شما خير است پس نام خدا را بر آنها در حالى كه برپاى ايستادهاند بب ريد و چون به پهلو درغلتيدند از آنها بخوريد و به تنگدست [سائل] و به بينوا[ى غير سائل] بخورانيد اين گونه آنها را براى شما رام كرديم اميد كه شكرگزار باشيد
مکارم: و شترهاي چاق و فربه را براي شما از شعائر الهي قرار داديم در آنها براي شما خير و بركت است، نام خدا را (هنگام قرباني كردن آنها) در حالي كه به صف ايستادهاند ببريد، هنگامي كه پهلويشان آرام گرفت (و جان دادند) از گوشت آنها بخوريد و مستمندان قانع و فقيران معترض را نيز از آن اطعام كنيد، اينگونه ما آنها را مسخرتان ساختيم تا شكر خدا را بجا آوريد.
لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ ﴿۳۷﴾
فولادوند: هرگز [نه] گوشتهاى آنها و نه خونهايشان به خدا نخواهد رسيد ولى [اين] تقواى شماست كه به او مىرسد اين گونه [خداوند] آنها را براى شما رام كرد تا خدا را به پاس آنكه شما را هدايت نموده به بزرگى ياد كنيد و نيكوكاران را مژده ده
مکارم: هرگز نه گوشتها و نه خونهاي آنها به خدا نميرسد، آنچه به او ميرسد تقوا و پرهيزگاري شماست!، اينگونه خداوند آنها را مسخر شما ساخته تا او را به خاطر هدايتتان بزرگ بشمريد و بشارت ده نيكوكاران را.
إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ ﴿۳۸﴾
فولادوند: قطعا خداوند از كسانى كه ايمان آوردهاند دفاع مىكند زيرا خدا هيچ خيانتكار ناسپاسى را دوست ندارد
مکارم: خداوند از كساني كه ايمان آوردهاند دفاع ميكند، خداوند هيچ خيانتكار كفران كنندهاي را دوست ندارد.
أُذِنَ لِلَّذِينَ يُقَاتَلُونَ بِأَنَّهُمْ ظُلِمُوا وَإِنَّ اللَّهَ عَلَى نَصْرِهِمْ لَقَدِيرٌ ﴿۳۹﴾
فولادوند: به كسانى كه جنگ بر آنان تحميل شده رخصت [جهاد] داده شده است چرا كه مورد ظلم قرار گرفتهاند و البته خدا بر پيروزى آنان سخت تواناست
مکارم: به آنها كه جنگ بر آنان تحميل شده اجازه جهاد داده شده است، چرا كه مورد ستم قرار گرفتهاند و خدا قادر بر نصرت آنها است.
الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِن دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿۴۰﴾
فولادوند: همان كسانى كه بناحق از خانههايشان بيرون رانده شدند [آنها گناهى نداشتند] جز اينكه مىگفتند پروردگار ما خداست و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض ديگر دفع نمىكرد صومعهها و كليساها و كنيسهها و مساجدى كه نام خدا در آنها بسيار برده مىشود سخت ويران مىشد و قطعا خدا به كسى كه [دين] او را يارى مىكند يارى مىدهد چرا كه خدا سخت نيرومند شكستناپذير است
مکارم: همانها كه به ناحق از خانه و لانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اينكه ميگفتند پروردگار ما الله است، و اگر خداوند بعضي از آنها را بوسيله بعضي ديگر دفع نكند ديرها و صومعهها و معابد يهود و نصارا و مساجدي كه نام خدا در آن بسيار برده ميشود ويران ميگردد و خداوند كساني را كه او را ياري كنند (و از آئينش دفاع نمايند) ياري ميكند، خداوند قوي و شكست ناپذير است.
الَّذِينَ إِن مَّكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنكَرِ وَلِلَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ ﴿۴۱﴾
فولادوند: همان كسانى كه چون در زمين به آنان توانايى دهيم نماز برپا مىدارند و زكات مىدهند و به كارهاى پسنديده وامىدارند و از كارهاى ناپسند باز مىدارند و فرجام همه كارها از آن خداست
مکارم: ياران خدا كساني هستند كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم نماز را بر پا ميدارند و زكات را ادا ميكنند و امر به معروف و نهي از منكر مينمايند و پايان همه كارها از آن خدا است.
وَإِن يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَعَادٌ وَثَمُودُ ﴿۴۲﴾
فولادوند: و اگر تو را تكذيب كنند قطعا پيش از آنان قوم نوح و عاد و ثمود [نيز] به تكذيب پرداختند
مکارم: اگر ترا تكذيب كنند (امر تازهاي نيست) پيش از آنها قوم نوح و عاد و ثمود (پيامبرانشان را) تكذيب كردند.
وَقَوْمُ إِبْرَاهِيمَ وَقَوْمُ لُوطٍ ﴿۴۳﴾
فولادوند: و [نيز] قوم ابراهيم و قوم لوط
مکارم: و همچنين قوم ابراهيم و قوم لوط.
وَأَصْحَابُ مَدْيَنَ وَكُذِّبَ مُوسَى فَأَمْلَيْتُ لِلْكَافِرِينَ ثُمَّ أَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ نَكِيرِ ﴿۴۴﴾
فولادوند: و [همچنين] اهل مدين و موسى تكذيب شد پس كافران را مهلت دادم سپس [گريبان] آنها را گرفتم بنگر عذاب من چگونه بود
مکارم: و اصحاب مدين (قوم شعيب) و نيز (فرعونيان) موسي را تكذيب كردند، اما من به آنها مهلت دادم سپس آنها را گرفتم، ديدي چگونه عمل آنها را شديداانكار كردم ؟ (و چگونه به آنها پاسخ گفتم).
فَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ فَهِيَ خَاوِيَةٌ عَلَى عُرُوشِهَا وَبِئْرٍ مُّعَطَّلَةٍ وَقَصْرٍ مَّشِيدٍ ﴿۴۵﴾
فولادوند: و چه بسيار شهرها را كه ستمكار بودند هلاكشان كرديم و [اينك] آن [شهرها] سقفهايش فرو ريخته است و [چه بسيار] چاههاى متروك و كوشكهاى افراشته را
مکارم: چه بسيار از شهرها و آباديها كه آنها را نابود و هلاك كرديم در حالي كه ستمگر بودند به گونهاي كه بر سقفهاي خود فرو ريختند (نخست سقفها ويران گشت و بعد ديوارها به روي سقفها!) و چه بسيار چاه پر آب كه بيصاحب ماند و چه بسيار قصرهاي محكم و مرتفع!
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَتَكُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ يَعْقِلُونَ بِهَا أَوْ آذَانٌ يَسْمَعُونَ بِهَا فَإِنَّهَا لَا تَعْمَى الْأَبْصَارُ وَلَكِن تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِي فِي الصُّدُورِ ﴿۴۶﴾
فولادوند: آيا در زمين گردش نكردهاند تا دلهايى داشته باشند كه با آن بينديشند يا گوشهايى كه با آن بشنوند در حقيقت چشمها كور نيست ليكن دلهايى كه در سينههاست كور است
مکارم: آيا آنها سير در زمين نكردند تا دلهائي داشته باشند كه با آن حقيقت را درك كنند يا گوشهاي شنوائي كه نداي حق را بشنوند چرا كه چشمهاي ظاهر نابينا نميشود بلكه دلهائي كه در سينهها جاي دارد بينائي را از دست ميدهد!
وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مىكنند با آنكه هرگز خدا وعدهاش را خلاف نمى كند و در حقيقتيك روز [از قيامت] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مىشمريد
مکارم: آنها با عجله از تو تقاضاي عذاب ميكنند، در حالي كه خداوند هرگز از وعده خود تخلف نخواهد كرد، و يك روز نزد پروردگار تو همانند هزار سال از سالهائي است كه شما ميشمريد.
وَكَأَيِّن مِّن قَرْيَةٍ أَمْلَيْتُ لَهَا وَهِيَ ظَالِمَةٌ ثُمَّ أَخَذْتُهَا وَإِلَيَّ الْمَصِيرُ ﴿۴۸﴾
فولادوند: و چه بسا شهرى كه مهلتش دادم در حالى كه ستمكار بود سپس [گريبان] آن را گرفتم و فرجام به سوى من است
مکارم: و چه بسيار شهرها و آباديها كه به آنها مهلت دادم در حالي كه ستمگر بودند (اما از اين مهلت براي اصلاح خويش استفاده نكردند) سپس آنها را گرفتم، و همه به سوي من باز ميگيردند.
قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا أَنَا لَكُمْ نَذِيرٌ مُّبِينٌ ﴿۴۹﴾
فولادوند: بگو اى مردم من براى شما فقط هشداردهندهاى آشكارم
مکارم: بگو اي مردم من براي شما بيم دهنده آشكاري هستم.
فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ ﴿۵۰﴾
فولادوند: پس آنان كه گرويده و كارهاى شايسته كردهاند آمرزش و روزى نيكو براى ايشان خواهد بود
مکارم: آنها كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند آمرزش و روزي پر ارزشي براي آنها است.
وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آيَاتِنَا مُعَاجِزِينَ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ الْجَحِيمِ ﴿۵۱﴾
فولادوند: و كسانى كه در [تخطئه] آيات ما مىكوشند [و به خيال خود] عاجزكنندگان ما هستند آنان اهل دوزخند
مکارم: و آنها كه (براي تخريب و محو) آيات ما تلاش كردند و چنين ميپنداشتند كه ميتوانند بر اراده حتمي ما غالب شوند اصحاب دوزخند.
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ مِن رَّسُولٍ وَلَا نَبِيٍّ إِلَّا إِذَا تَمَنَّى أَلْقَى الشَّيْطَانُ فِي أُمْنِيَّتِهِ فَيَنسَخُ اللَّهُ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ ثُمَّ يُحْكِمُ اللَّهُ آيَاتِهِ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ ﴿۵۲﴾
فولادوند: و پيش از تو [نيز] هيچ رسول و پيامبرى را نفرستاديم جز اينكه هر گاه چيزى تلاوت مىنمود شيطان در تلاوتش القاى [شبهه] مىكرد پس خدا آنچه را شيطان القا مىكرد محو مىگردانيد سپس خدا آيات خود را استوار مىساخت و خدا داناى حكيم است
مکارم: ما هيچ رسول و پيامبري را پيش از تو نفرستاديم مگر اينكه هر گاه آرزو ميكرد (و طرحي براي پيش برد اهداف الهي خود ميريخت) شيطان القائاتي در آن ميكرد، اما خداوند القائات شيطان را از ميان ميبرد سپس آيات خود را استحكام ميبخشيد و خداوند عليم و حكيم است.
لِيَجْعَلَ مَا يُلْقِي الشَّيْطَانُ فِتْنَةً لِّلَّذِينَ فِي قُلُوبِهِم مَّرَضٌ وَالْقَاسِيَةِ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ الظَّالِمِينَ لَفِي شِقَاقٍ بَعِيدٍ ﴿۵۳﴾
فولادوند: تا آنچه را كه شيطان القا مىكند براى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است و [نيز] براى سنگدلان آزمايشى گرداند و ستمگران در ستيزهاى بس دور و درازند
مکارم: هدف از اين ماجرا اين بود كه خداوند القاي شيطان را آزموني براي آنها كه در قلبشان بيماري است و آنها كه سنگدلند قرار دهد، و ظالمان در عداوت شديدي دور از حق قرار گرفتهاند.
وَلِيَعْلَمَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ أَنَّهُ الْحَقُّ مِن رَّبِّكَ فَيُؤْمِنُوا بِهِ فَتُخْبِتَ لَهُ قُلُوبُهُمْ وَإِنَّ اللَّهَ لَهَادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ ﴿۵۴﴾
فولادوند: و تا آنان كه دانش يافتهاند بدانند كه اين [قرآن] حق است [و] از جانب پروردگار توست و بدان ايمان آورند و دلهايشان براى او خاضع گردد و به راستى خداوند كسانى را كه ايمان آوردهاند به سوى راهى راست راهبر است
مکارم: و نيز هدف اين بود كساني كه خدا آگاهي به آنان بخشيده بدانند اين حقي است از سوي پروردگار تو، در نتيجه به آن ايمان بياورند و دلهايشان در برابر آن خاضع گردد و خداوند كساني را كه ايمان آوردند به سوي صراط مستقيم هدايت ميكند.
وَلَا يَزَالُ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي مِرْيَةٍ مِّنْهُ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ السَّاعَةُ بَغْتَةً أَوْ يَأْتِيَهُمْ عَذَابُ يَوْمٍ عَقِيمٍ ﴿۵۵﴾
فولادوند: و[لى] كسانى كه كفر ورزيدهاند همواره از آن در ترديدند تا بناگاه قيامت براى آنان فرا رسد يا عذاب روزى بدفرجام به سراغشان بيايد
مکارم: كافران همواره در باره قرآن در شكند تا روز قيامت ناگهاني فرا رسد، يا عذاب روز عقيم (روزي كه قادر بر جبران نيستند) به سراغشان بيايد.
الْمُلْكُ يَوْمَئِذٍ لِّلَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿۵۶﴾
فولادوند: در آن روز پادشاهى از آن خداست ميان آنان داورى مىكند و [در نتيجه] كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند در باغهاى پرناز و نعمتخواهند بود
مکارم: حكومت و فرمانروائي در آن روز از آن خدا است، و بين آنها حكم ميفرمايد كساني كه ايمان آوردهاند و عمل صالح انجام دادهاند در باغهاي پر نعمت بهشتند.
وَالَّذِينَ كَفَرُوا وَكَذَّبُوا بِآيَاتِنَا فَأُوْلَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ ﴿۵۷﴾
فولادوند: و كسانى كه كفر ورزيده و نشانههاى ما را دروغ پنداشتهاند براى آنان عذابى خفتآور خواهد بود
مکارم: و كساني كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند عذاب خواركنندهاي براي آنها است.
وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ ثُمَّ قُتِلُوا أَوْ مَاتُوا لَيَرْزُقَنَّهُمُ اللَّهُ رِزْقًا حَسَنًا وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ خَيْرُ الرَّازِقِينَ ﴿۵۸﴾
فولادوند: و آنان كه در راه خدا مهاجرت كردهاند و آنگاه كشته شده يا مردهاند قطعا خداوند به آنان رزقى نيكو مىبخشد و راستى اين خداست كه بهترين روزىدهندگان است
مکارم: و كساني كه در راه خدا هجرت كردند سپس كشته شدند يا به مرگ طبيعي از دنيا رفتند خداوند به آنها روزي نيكوئي ميدهد كه او بهترين روزي دهندگان است.
لَيُدْخِلَنَّهُم مُّدْخَلًا يَرْضَوْنَهُ وَإِنَّ اللَّهَ لَعَلِيمٌ حَلِيمٌ ﴿۵۹﴾
فولادوند: آنان را به جايگاهى كه آن را مىپسندند درخواهد آورد و شك نيست كه خداوند دانايى بردبار است
مکارم: خداوند آنها را در محلي وارد ميكند كه از آن خشنود خواهند بود و خداوند عالم و با حلم است.
ذَلِكَ وَمَنْ عَاقَبَ بِمِثْلِ مَا عُوقِبَ بِهِ ثُمَّ بُغِيَ عَلَيْهِ لَيَنصُرَنَّهُ اللَّهُ إِنَّ اللَّهَ لَعَفُوٌّ غَفُورٌ ﴿۶۰﴾
فولادوند: آرى چنين است و هر كس نظير آنچه بر او عقوبت رفته است دست به عقوبت زند سپس مورد ستم قرار گيرد قطعا خدا او را يارى خواهد كرد چرا كه خدا بخشايشگر و آمرزنده است
مکارم: مطلب چنين است، و هر كس به همان مقدار كه به او ستم شده مجازات كند سپس مورد تعدي قرار گيرد خدا او را ياري خواهد كرد خداوند بخشنده و آمرزنده است.
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَأَنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿۶۱﴾
فولادوند: اين بدان سبب است كه خدا شب را در روز درمىآورد و روز را [نيز] در شب درمىآورد و خداست كه شنواى بيناست
مکارم: اين بخاطر آن است كه خداوند شب را در روز و روز را در شب داخل ميكند و خداوند شنوا و بينا است.
ذَلِكَ بِأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ وَأَنَّ مَا يَدْعُونَ مِن دُونِهِ هُوَ الْبَاطِلُ وَأَنَّ اللَّهَ هُوَ الْعَلِيُّ الْكَبِيرُ ﴿۶۲﴾
فولادوند: [آرى] اين بدان سبب است كه خدا خود حق است و آنچه به جاى او مىخوانند آن باطل است و اين خداست كه والا و بزرگ است
مکارم: اين بخاطر آن است كه خدا حق است و آنچه را غير از او ميخوانند باطل است و خداوند بلند مقام و بزرگ است.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَتُصْبِحُ الْأَرْضُ مُخْضَرَّةً إِنَّ اللَّهَ لَطِيفٌ خَبِيرٌ ﴿۶۳﴾
فولادوند: آيا نديدهاى كه خدا از آسمان آبى فرو فرستاد و زمين سرسبز گرديد آرى خداست كه دقيق و آگاه است
مکارم: آيا نديدي خداوند از آسمان آبي فرستاد و زمين (بر اثر آن) سر سبز و خرم ميگردد؟ و خداوند لطيف و خبير است.
لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ وَإِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۶۴﴾
فولادوند: آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست و در حقيقت اين خداست كه خود بىنياز ستوده[صفات] است
مکارم: آنچه در آسمانها و زمين است از آن او است، و خداوند بينياز و شايسته هر گونه ستايش است.
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاء أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿۶۵﴾
فولادوند: آيا نديدهاى كه خدا آنچه را در زمين است به نفع شما رام گردانيد و كشتيها در دريا به فرمان او روانند و آسمان را نگاه مىدارد تا [مبادا] بر زمين فرو افتد مگر به اذن خودش [باشد] در حقيقتخداوند نسبت به مردم سخت رئوف و مهربان است
مکارم: آيا نديدي كه خداوند آنچه در زمين است مسخر شما كرد؟ و كشتيها به فرمان او بر صفحه اوقيانوسها حركت ميكنند و آسمان (كرات و سنگهاي آسماني) را نگه ميدارد تا بر زمين، جز به فرمان او، فرو نيفتند؟ خداوند نسبت به مردم رحيم و مهربان است.
وَهُوَ الَّذِي أَحْيَاكُمْ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ إِنَّ الْإِنسَانَ لَكَفُورٌ ﴿۶۶﴾
فولادوند: و اوست كه شما را زندگى بخشيد سپس شما را مىميراند و باز زندگى [نو] مى دهد حقا كه انسان سخت ناسپاس است
مکارم: او كسي است كه شما را زنده كرد سپس ميميراند بار ديگر زنده ميكند اما اين انسان كفران كننده و ناسپاس است.
لِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا هُمْ نَاسِكُوهُ فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ وَادْعُ إِلَى رَبِّكَ إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ ﴿۶۷﴾
فولادوند: براى هر امتى مناسكى قرار داديم كه آنها بدان عمل مىكنند پس نبايد در اين امر با تو به ستيزه برخيزند به راه پروردگارت دعوت كن زيرا تو بر راهى راست قرار دارى
مکارم: براي هر امتي عبادتي قرار داديم تا آن عبادت را (در پيشگاه خدا) انجام دهند، بنابراين آنها نبايد در اين امر با تو به نزاع برخيزند، به سوي پروردگارت دعوت كن كه بر هدايت مستقيم قرار داري (و راه راست همين است كه تو ميپوئي).
وَإِن جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿۶۸﴾
فولادوند: و اگر با تو مجادله كردند بگو خدا به آنچه مىكنيد داناتر است
مکارم: و اگر آنها با تو به جدال برخيزند بگو: خدا از اعمالي كه شما انجام ميدهيد آگاهتر است.
اللَّهُ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: خدا روز قيامت در مورد آنچه با يكديگر در آن اختلاف مىكرديد داورى خواهد كرد
مکارم: خداوند ميان شما در آن چه اختلاف داشتيد داوري ميكند.
أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ إِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ ﴿۷۰﴾
فولادوند: آيا ندانستهاى كه خداوند آنچه را در آسمان و زمين است مىداند اينها [همه] در كتابى [مندرج] است قطعا اين بر خدا آسان است
مکارم: آيا نميداني خداوند آنچه را در آسمان و زمين است ميداند؟ همه اينها در كتابي ثبت است (كتاب علم بيپايان پروردگار) و اين بر خداوند آسان است.
وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ ﴿۷۱﴾
فولادوند: و به جاى خدا چيزى را مىپرستند كه بر [تاييد] آن حجتى نازل نكرده و بدان دانشى ندارند و براى ستمكاران ياورى نخواهد بود
مکارم: آنها غير از خداوند چيزهائي را ميپرستند كه خدا هيچگونه دليلي براي آن نازل نكرده است، و چيزهائي كه علم و آگاهي به آن ندارند، و براي ظالمان ياور و راهنمائي نيست.
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنكَرَ يَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا قُلْ أَفَأُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكُمُ النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ﴿۷۲﴾
فولادوند: و چون آيات روشن ما بر آنان خوانده مىشود در چهره كسانى كه كفر ورزيدهاند [اثر] انكار را تشخيص مىدهى چيزى نمانده كه بر كسانى كه آيات ما را برايشان تلاوت مىكنند حملهور شوند بگو آيا شما را به بدتر از اين خبر دهم [همان] آتش است كه خدا آن را به كسانى كه كفر ورزيدهاند وعده داده و چه بد سرانجامى است
مکارم: و هنگامي كه آيات روشن ما بر آنها خوانده ميشود در چهره كافران آثار انكار مشاهده ميكني، آن چنان كه نزديك است برخيزند و با مشت به كساني كه آيات ما را بر آنها ميخوانند حمله كنند! بگو: آيا شما را به بدتر از اين خبر دهم ؟ همان آتش سوزنده (دوزخ) است كه خدا به كافران وعده داده، و بدترين جايگاه است!
يَا أَيُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَن يَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِن يَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَيْئًا لَّا يَسْتَنقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ ﴿۷۳﴾
فولادوند: اى مردم مثلى زده شد پس بدان گوش فرا دهيد كسانى را كه جز خدا مىخوانيد هرگز [حتى] مگسى نمىآفرينند هر چند براى [آفريدن] آن اجتماع كنند و اگر آن مگس چيزى از آنان بربايد نمىتوانند آن را بازپس گيرند طالب و مطلوب هر دو ناتوانند
مکارم: اي مردم مثلي زده شده است گوش به آن فرا دهيد: كساني را كه غير از خدا ميخوانيد هرگز نميتوانند مگسي بيافرينند، هر چند براي اين كار دست به دست هم دهند و هر گاه مگس چيزي از آنها بربايد نميتوانند آن را باز پس گيرند، هم اين طلب كنندگان ناتوانند و هم آن مطلوبان (هم اين عابدان و هم آن معبودان).
مَا قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ ﴿۷۴﴾
فولادوند: قدر خدا را چنانكه در خور اوست نشناختند در حقيقتخداست كه نيرومند شكستناپذير است
مکارم: آنها خدا را آنگونه كه بايد بشناسند نشناختند، خداوند قوي و شكست ناپذير است.
اللَّهُ يَصْطَفِي مِنَ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا وَمِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ بَصِيرٌ ﴿۷۵﴾
فولادوند: خدا از ميان فرشتگان رسولانى برمىگزيند و نيز از ميان مردم بىگمان خدا شنواى بيناست
مکارم: خداوند از فرشتگان رسولاني بر ميگزيند و همچنين از انسان خداوند شنوا و بينا است.
يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الأمُورُ ﴿۷۶﴾
فولادوند: آنچه در دسترس آنان و آنچه پشتسرشان است مىداند و [همه] كارها به خدا بازگردانيده مىشود
مکارم: آنچه را در پيش روي آنها و پشت سر آنهاست ميداند و همه كارها به سوي خدا باز ميگردد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ارْكَعُوا وَاسْجُدُوا وَاعْبُدُوا رَبَّكُمْ وَافْعَلُوا الْخَيْرَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۷۷﴾
فولادوند: اى كسانى كه ايمان آوردهايد ركوع و سجود كنيد و پروردگارتان را بپرستيد و كار خوب انجام دهيد باشد كه رستگار شويد
مکارم: اي كساني كه ايمان آوردهايد ركوع كنيد و سجود بجا آوريد و پروردگارتان را عبادت كنيد و كار نيك انجام دهيد تا رستگار شويد.
وَجَاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ هُوَ اجْتَبَاكُمْ وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ مِّلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمينَ مِن قَبْلُ وَفِي هَذَا لِيَكُونَ الرَّسُولُ شَهِيدًا عَلَيْكُمْ وَتَكُونُوا شُهَدَاء عَلَى النَّاسِ فَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَاعْتَصِمُوا بِاللَّهِ هُوَ مَوْلَاكُمْ فَنِعْمَ الْمَوْلَى وَنِعْمَ النَّصِيرُ ﴿۷۸﴾
فولادوند: و در راه خدا چنانكه حق جهاد [در راه] اوست جهاد كنيد اوست كه شما را [براى خود] برگزيده و در دين بر شما سختى قرار نداده است آيين پدرتان ابراهيم [نيز چنين بوده است] او بود كه قبلا شما را مسلمان ناميد و در اين [قرآن نيز همين مطلب آمده است] تا اين پيامبر بر شما گواه باشد و شما بر مردم گواه باشيد پس نماز را برپا داريد و زكات بدهيد و به پناه خدا رويد او مولاى شماست چه نيكو مولايى و چه نيكو ياورى
مکارم: و در راه خدا جهاد كنيد و حق جهادش را ادا نمائيد او شما را برگزيد و در دين كار سنگين و شاقي بر شما نگذارد اين همان آئين پدر شما ابراهيم است او شما را در كتب پيشين و در اين كتاب آسماني مسلمان ناميد تا پيامبر شاهد و گواه بر شما باشد و شما گواهان بر مردم بنابراين نماز را بر پا داريد و زكاة را بدهيد و به خدا تمسك جوئيد كه او مولا و سرپرست شماست چه مولاي خوب و چه يار و ياور شايستهاي.
هدف , شناخت بدور از تعصب اسلام میباشد و اینکه از کجا اقتباس شده؟
بايگانی وبلاگ
۱۳۸۸ مرداد ۱۱, یکشنبه
۴۰: غافر
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
حم ﴿۱﴾
فولادوند: حاء ميم
مکارم: حم.
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿۲﴾
فولادوند: فرو فرستادن اين كتاب از جانب خداى ارجمند داناست
مکارم: اين كتابي است كه از سوي خداوند قادر و دانا نازل شده است.
غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿۳﴾
فولادوند: [كه] گناهبخش و توبهپذير [و] سختكيفر [و] فراخنعمت استخدايى جز او نيست بازگشت به سوى اوست
مکارم: خداوندي كه آمرزنده گناه، و پذيرنده توبه و شديد العقاب، و صاحب نعمت فراوان است، هيچ معبودي جز او نيست، و بازگشت (همه شما) به سوي او است.
مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ ﴿۴﴾
فولادوند: جز آنهايى كه كفر ورزيدند [كسى] در آيات خدا ستيزه نمىكند پس رفت و آمدشان در شهرها تو را دستخوش فريب نگرداند
مکارم: تنها كساني در آيات ما مجادله ميكنند كه (از روي عناد) كافر شدهاند، مبادا قدرت نمائي آنها تو را بفريبد!
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ﴿۵﴾
فولادوند: پيش از اينان قوم نوح و بعد از آنان دستههاى مخالف [ديگر] به تكذيب پرداختند و هر امتى آهنگ فرستاده خود را كردند تا او را بگيرند و به [وسيله] باطل جدال نمودند تا حقيقت را با آن پايمال كنند پس آنان را فرو گرفتم آيا چگونه بود كيفر من
مکارم: پيش از آنها قوم نوح و اقوامي كه بعد از آنها آمدند (پيامبرانشان را) تكذيب كردند، و هر امتي توطئهاي چيد كه پيامبرش را بگيرد (و آزار دهد) و براي محو حق به مجادله باطل دست زدند، اما من آنها را گرفتم (و سخت مجازات كردم) ببين عذاب الهي چگونه بود؟!
وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ﴿۶﴾
فولادوند: و بدين سان فرمان پروردگارت در باره كسانى كه كفر ورزيده بودند به حقيقت پيوست كه ايشان همدمان آتش خواهند بود
مکارم: اينگونه فرمان پروردگارت در مورد كساني كه كافر شدند مسلم شده كه آنها همه اهل دوزخند.
الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ﴿۷﴾
فولادوند: كسانى كه عرش [خدا] را حمل مىكنند و آنها كه پيرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبيح مىگويند و به او ايمان دارند و براى كسانى كه گرويدهاند طلب آمرزش مىكنند پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چيز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كردهاند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار
مکارم: فرشتگاني كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن (طواف ميكنند) تسبيح و حمد خدا ميگويند و به او ايمان دارند و براي مؤ منان استغفار مينمايند.
رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۸﴾
فولادوند: پروردگارا آنان را در باغهاى جاويد كه وعدهشان دادهاى با هر كه از پدران و همسران و فرزندانشان كه به صلاح آمدهاند داخل كن زيرا تو خود ارجمند و حكيمى
مکارم: (عرضه ميدارند) پروردگارا! آنها را در باغهاي جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرمودهاي وارد كن، همچنين صالحان از پدران و همسران و فرزندان آنها را كه تو توانا و حكيمي.
وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۹﴾
فولادوند: و آنان را از بديها نگاه دار و هر كه را در آن روز از بديها حفظ كنى البته رحمتش كردهاى و اين همان كاميابى بزرگ است
مکارم: و آنها را از بديها نگاهدار، و هر كس را در آن روز از بديها نگاهداري مشمول رحمتت ساختهاي و اين است رستگاري بزرگ.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ ﴿۱۰﴾
فولادوند: كسانى كه كافر بودهاند مورد ندا قرار مىگيرند كه قطعا دشمنى خدا از دشمنى شما نسبت به همديگر سختتر است آنگاه كه به سوى ايمان فرا خوانده مىشديد و انكار مىورزيديد
مکارم: كساني را كه كافر شدند روز قيامت صدا ميزنند كه عداوت و خشم پروردگار نسبت به شما از عداوت و خشم خودتان نسبت به خودتان بيشتر است، چرا كه دعوت به سوي ايمان ميشديد ولي انكار ميكرديد.
قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ ﴿۱۱﴾
فولادوند: مىگويند پروردگارا دو بار ما را به مرگ رسانيدى و دو بار ما را زنده گردانيدى به گناهانمان اعتراف كرديم پس آيا راه بيرونشدنى [از آتش] هست
مکارم: آنها ميگويند: پروردگارا! ما را دو بار ميراندي و دو بار زنده كردي، اكنون به گناهان خود معترفيم، آيا راهي براي خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟!
ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ ﴿۱۲﴾
فولادوند: اين [كيفر] از آن روى براى شماست كه چون خدا به تنهايى خوانده مىشد كفر مىورزيديد و چون به او شرك آورده مىشد آن را باور مىكرديد پس [امروز] فرمان از آن خداى والاى بزرگ است
مکارم: اين بخاطر آن است كه وقتي خداوند به يگانگي خوانده ميشد انكار ميكرديد، و اگر كساني براي او شريك قائل ميشدند ايمان ميآورديد، هم اكنون داوري مخصوص خداوند بلند مرتبه و بزرگ است (و شما را به حكمت خود كيفر ميدهد).
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ ﴿۱۳﴾
فولادوند: اوست آن كس كه نشانههاى خود را به شما مىنماياند و براى شما از آسمان روزى مىفرستد و جز آن كس كه توبهكار است [كسى] پند نمىگيرد
مکارم: او كسي است كه آيات خود را به شما نشان ميدهد، و از آسمان براي شما روزي با ارزشي ميفرستد، تنها كساني متذكر اين حقايق ميشوند كه به سوي خدا باز گردند.
فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿۱۴﴾
فولادوند: پس خدا را پاكدلانه فرا خوانيد هر چند ناباوران را ناخوش افتد
مکارم: (تنها) خدا را بخوانيد و دين خود را براي او خالص كنيد، هر چند كافران ناخشنود باشند.
رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ ﴿۱۵﴾
فولادوند: بالابرنده درجات خداوند عرش به هر كس از بندگانش كه خواهد آن روح [=فرشته] را به فرمان خويش مىفرستد تا [مردم را] از روز ملاقات [با خدا] بترساند
مکارم: او درجات بندگان صالح را بالا ميبرد، او صاحب عرش است، روح را به فرمانش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد القاء ميكند، تا مردم را از روز ملاقات بيم دهد.
يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ﴿۱۶﴾
فولادوند: آن روز كه آنان ظاهر گردند چيزى از آنها بر خدا پوشيده نمىماند امروز فرمانروايى از آن كيست از آن خداوند يكتاى قهار است
مکارم: روز تلاقي روزي است كه همه آنها آشكار ميشوند و چيزي از آنها بر خدا مخفي نخواهد ماند، حكومت امروز براي كيست؟! براي خداوند يكتاي قهار است.
الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۱۷﴾
فولادوند: امروز هر كسى به [موجب] آنچه انجام داده است كيفر مىيابد امروز ستمى نيست آرى خدا زودشمار است
مکارم: امروز هر كس در برابر كاري كه انجام داده جزا داده ميشود، هيچ ظلمي امروز وجود ندارد، خداوند سريع الحساب است.
وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ ﴿۱۸﴾
فولادوند: و آنها را از آن روز قريب[الوقوع] بترسان آنگاه كه جانها به گلوگاه مىرسد در حالى كه اندوه خود را فرو مىخورند براى ستمگران نه يارى است و نه شفاعتگرى كه مورد اطاعت باشد
مکارم: آنها را از روز نزديك بترسان، روزي كه از شدت وحشت دلها به گلوگاه ميرسد، و تمامي وجود آنها مملو از اندوه ميگردد، براي ستمكاران دوستي وجود ندارد و نه شفاعت كنندهاي كه شفاعتش پذيرفته شود.
يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ ﴿۱۹﴾
فولادوند: [خدا] نگاههاى دزدانه و آنچه را كه دلها نهان مىدارند مىداند
مکارم: او چشمهائي را كه به خيانت گردش ميكند ميداند، و از آنچه در سينهها پنهان است با خبر است.
وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ﴿۲۰﴾
فولادوند: و خداست كه به حق داورى مىكند و كسانى را كه در برابر او مىخوانند [عاجزند و] به چيزى داورى نمىكنند در حقيقتخداست كه خود شنواى بيناست
مکارم: خداوند به حق داوري ميكند، و معبودهائي را كه غير از او ميخوانند هيچگونه داوري ندارند، خداوند شنوا و بينا است.
أَوَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ ﴿۲۱﴾
فولادوند: آيا در زمين نگرديدهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها [زيسته]اند چگونه بوده است آنها از ايشان نيرومندتر [بوده] و آثار [پايدارترى] در روى زمين [از خود باقى گذاشتند] با اين همه خدا آنان را به كيفر گناهانشان گرفتار كرد و در برابر خدا حمايتگرى نداشتند
مکارم: آيا آنها روي زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كساني كه پيش از آنان بودند چگونه بود؟ آنها از نظر قدرت و ايجاد آثار مهمي در زمين از اينها برتر بودند، ولي خداوند آنها را به گناهانشان گرفت، و در برابر عذاب او مدافعي نداشتند.
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿۲۲﴾
فولادوند: اين [كيفر] از آن روى بود كه پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان مىآوردند ولى [آنها] انكار مىكردند پس خدا [گريبان] آنها را گرفت زيرا او نيرومند سختكيفر است
مکارم: اين بخاطر آن بود كه فرستادگان آنان پيوسته با دلائل روشن به سراغشان ميآمدند ولي آنها همه را انكار ميكردند، لذا خداوند آنها را گرفت (و كيفر داد) كه او قوي و شديدالعقاب است.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿۲۳﴾
فولادوند: و به يقين موسى را با آيات خود و حجتى آشكار فرستاديم
مکارم: ما موسي را با آيات خود و دليل روشن فرستاديم.
إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ ﴿۲۴﴾
فولادوند: به سوى فرعون و هامان و قارون [اما آنان] گفتند افسونگرى شياد است
مکارم: به سوي فرعون و هامان و قارون، ولي آنها گفتند او ساحر بسيار دروغگوي است.
فَلَمَّا جَاءهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاء الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿۲۵﴾
فولادوند: پس وقتى حقيقت را از جانب ما براى آنان آورد گفتند پسران كسانى را كه با او ايمان آوردهاند بكشيد و زنانشان را زنده بگذاريد و[لى] نيرنگ كافران جز در گمراهى نيست
مکارم: هنگامي كه حق از سوي ما براي آنها آمد گفتند: پسران كساني را كه با موسي ايمان آوردهاند به قتل برسانيد، و زنانشان را (براي اسارت و خدمت) زنده بگذاريد، اما نقشه كافران جزء در گمراهي نيست (و نقش بر آب ميشود).
وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ ﴿۲۶﴾
فولادوند: و فرعون گفت مرا بگذاريد موسى را بكشم تا پروردگارش را بخواند من مىترسم آيين شما را تغيير دهد يا در اين سرزمين فساد كند
مکارم: و فرعون گفت: بگذاريد من موسي را بكشم و او پروردگارش را بخواند (تا نجاتش دهد)! من از اين ميترسم كه آئين شما را دگرگون سازد و يا در اين زمين فساد بر پا كند!
وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ ﴿۲۷﴾
فولادوند: و موسى گفت من از هر متكبرى كه به روز حساب عقيده ندارد به پروردگار خود و پروردگار شما پناه بردهام
مکارم: موسي گفت: من به پروردگارم و پروردگار شما پناه ميبرم و از هر متكبري كه به روز حساب ايمان نميآورد.
وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ﴿۲۸﴾
فولادوند: و مردى مؤمن از خاندان فرعون كه ايمان خود را نهان مىداشت گفت آيا مردى را مىكشيد كه مىگويد پروردگار من خداست و مسلما براى شما از جانب پروردگارتان دلايل آشكارى آورده و اگر دروغگو باشد دروغش به زيان اوست و اگر راستگو باشد برخى از آنچه به شما وعده مىدهد به شما خواهد رسيد چرا كه خدا كسى را كه افراطكار دروغزن باشد هدايت نمىكند
مکارم: مرد مومني از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان ميداشت گفت، آيا ميخواهيد كسي را به قتل برسانيد بخاطر اينكه ميگويد پروردگار من الله است در حالي كه دلائل روشني از سوي پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد (لااقل) بعضي از عذابهائي را كه وعده ميدهد به شما خواهد رسيد، خداوند كسي را كه اسرافكار و بسيار دروغگو است هدايت نميكند.
يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ ﴿۲۹﴾
فولادوند: اى قوم من امروز فرمانروايى از آن شماست [و] در اين سرزمين مسلطيد و[لى] چه كسى ما را از بلاى خدا اگر به ما برسد حمايتخواهد كرد فرعون گفتجز آنچه مىبينم به شما نمىنمايم و شما را جز به راه راست راهبر نيستم
مکارم: اي قوم من! امروز حكومت از آن شماست، و در اين سرزمين پيروزيد، اگر عذاب الهي به سراغ ما آيد، چه كسي ما را ياري خواهد كرد؟! فرعون گفت: من جز آنچه را معتقدم به شما ارائه نميدهم، و شما را جز به طريق حق و پيروزي دعوت نميكنم (دستور همان قتل موسي است).
وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ ﴿۳۰﴾
فولادوند: و كسى كه ايمان آورده بود گفت اى قوم من من از [روزى] مثل روز دستهها[ى مخالف خدا] بر شما مىترسم
مکارم: آن مرد با ايمان گفت: اي قوم من، من بر شما از روزي همانند روز (عذاب) اقوام پيشين خائفم!
مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعِبَادِ ﴿۳۱﴾
فولادوند: [از سرنوشتى] نظير سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها [آمدند] و [گرنه] خدا بر بندگان [خود] ستم نمىخواهد
مکارم: از عادتي همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و كساني كه بعد از آنها بودند (از شرك و كفر و طغيان) ميترسم و خداوند ظلم و ستمي بر بندگانش نميخواهد.
وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ ﴿۳۲﴾
فولادوند: و اى قوم من من بر شما از روزى كه مردم يكديگر را [به يارى هم] ندا درمىدهند بيم دارم
مکارم: اي قوم! من بر شما از روزي كه مردم يكديگر را صدا ميزنند (و از هم ياري ميطلبند و صدايشان به جائي نميرسد) بيمناكم!
يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۳﴾
فولادوند: روزى كه پشتكنان [به عنف] بازمىگرديد براى شما در برابر خدا هيچ حمايتگرى نيست و هر كه را خدا گمراه كند او را راهبرى نيست
مکارم: همان روز كه روي ميگردانيد و فرار ميكنيد، اما هيچ پناهگاهي در برابر خداوند براي شما وجود ندارد، و هر كس را خداوند (بخاطر اعمالش گمراه سازد، هدايت كنندهاي براي او نيست.
وَلَقَدْ جَاءكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءكُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ ﴿۳۴﴾
فولادوند: و به يقين يوسف پيش از اين دلايل آشكار براى شما آورد و از آنچه براى شما آورد همواره در ترديد بوديد تا وقتى كه از دنيا رفت گفتيد خدا بعد از او هرگز فرستادهاى را برنخواهد انگيخت اين گونه خدا هر كه را افراطگر شكاك است بى راه مىگذارد
مکارم: پيش از اين يوسف با دلائل روشن به سراغ شما آمد، ولي شما همچنان در آنچه او آورده بود ترديد داشتيد، تا زماني كه از دنيا رفت، گفتيد: هرگز خداوند بعد از او رسولي مبعوث نخواهد كرد، اينگونه خداوند هر اسرافكار ترديد كنندهاي را گمراه ميسازد.
الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿۳۵﴾
فولادوند: كسانى كه در باره آيات خدا بدون حجتى كه براى آنان آمده باشد مجادله مىكنند [اين ستيزه] در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آوردهاند [مايه] عداوت بزرگى است اين گونه خدا بر دل هر متكبر و زورگويى مهر مىنهد
مکارم: همانها كه در آيات الهي بيآنكه براي آنها آمده باشد به مجادله برمي خيزند، كاري كه خشم عظيمي نزد خداوند و نزد كساني كه ايمان آوردهاند بار ميآورد، اينگونه خداوند بر قلب هر متكبر جباري مهر مينهد.
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ ﴿۳۶﴾
فولادوند: و فرعون گفت اى هامان براى من كوشكى بلند بساز شايد من به آن راهها برسم
مکارم: فرعون گفت: اي هامان! براي من بناي مرتفعي بساز شايد به وسائلي رسم.
أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ ﴿۳۷﴾
فولادوند: راههاى [دستيابى به] آسمانها تا از خداى موسى اطلاع حاصل كنم و من او را سخت دروغپرداز مىپندارم و اين گونه براى فرعون زشتى كارش آراسته شد و از راه [راست] بازماند و نيرنگ فرعون جز به تباهى نينجاميد
مکارم: وسائل ( صعود به) آسمانها، تا از خداي موسي آگاه شوم، هر چند گمان ميكنم او دروغگو باشد، اينچنين اعمال بد فرعون در نظرش زينت داده شده بود، و او را از راه حق باز داشت، و توطئه فرعون (و فرعون صفتان) جز به نابودي نميانجامد.
وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ ﴿۳۸﴾
فولادوند: و آن كس كه ايمان آورده بود گفت اى قوم من مرا پيروى كنيد تا شما را به راه درست هدايت كنم
مکارم: كسي كه (از قوم فرعون ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد تا شما را به راه صحيح هدايت كنم.
يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ ﴿۳۹﴾
فولادوند: اى قوم من اين زندگى دنيا تنها كالايى [ناچيز] است و در حقيقت آن آخرت است كه سراى پايدار است
مکارم: اي قوم من! اين زندگي دنيا متاع زودگذري است، و آخرت سراي هميشگي است.
مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿۴۰﴾
فولادوند: هر كه بدى كند جز به مانند آن كيفر نمىيابد و هر كه كار شايسته كند چه مرد باشد يا زن در حالى كه ايمان داشته باشد در نتيجه آنان داخل بهشت مىشوند و در آنجا بىحساب روزى مىيابند
مکارم: هر كس عمل بدي انجام دهد جز به مانند آن كيفر داده نميشود، ولي كسي كه عمل صالحي انجام دهد، خواه مرد يا زن، در حالي كه مؤ من باشد وارد بهشت ميشود و روزي بيحسابي به او داده خواهد شد.
وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ ﴿۴۱﴾
فولادوند: و اى قوم من چه شده است كه من شما را به نجات فرا مىخوانم و [شما] مرا به آتش فرا مىخوانيد
مکارم: اي قوم! چرا من شما را به سوي نجات دعوت ميكنم، اما شما مرا به سوي آتش ميخوانيد؟!
تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ ﴿۴۲﴾
فولادوند: مرا فرا مىخوانيد تا به خدا كافر شوم و چيزى را كه بدان علمى ندارم با او شريك گردانم و من شما را به سوى آن ارجمند آمرزنده دعوت مىكنم
مکارم: مرا دعوت ميكنيد كه به خداي يگانه كافر شوم، و شريكهائي كه به آن علم ندارم براي او قرار دهم، در حالي كه من شما را به سوي خداوند عزيز غفار دعوت ميكنم.
لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلَا فِي الْآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ﴿۴۳﴾
فولادوند: آنچه مرا به سوى آن دعوت مىكنيد به ناچار نه در دنيا و نه در آخرت [درخور] خواندن نيست و در حقيقت برگشت ما به سوى خداست و افراطگران همدمان آتشند
مکارم: قطعا آنچه مرا به سوي آن ميخوانيد نه دعوت (و حاكميتي) در دنيا دارند و نه در آخرت، و تنها بازگشت ما در قيامت به سوي خدا است، و مسرفان اهل دوزخند.
فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ﴿۴۴﴾
فولادوند: پس به زودى آنچه را به شما مىگويم به ياد خواهيد آورد و كارم را به خدا مىسپارم خداست كه به [حال] بندگان [خود] بيناست
مکارم: و به زودي آنچه را ميگويم به خاطر خواهيد آورد، من كار خود را به خداوند يكتا واگذار ميكنم كه او نسبت به بندگانش بيناست.
فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ ﴿۴۵﴾
فولادوند: پس خدا او را از عواقب سوء آنچه نيرنگ مىكردند حمايت فرمود و فرعونيان را عذاب سخت فرو گرفت
مکارم: خداوند او را از نقشههاي سوء آنها نگهداشت، و عذابهاي شديد بر آل فرعون نازل گرديد.
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿۴۶﴾
فولادوند: [اينك هر] صبح و شام بر آتش عرضه مىشوند و روزى كه رستاخيز بر پا شود [فرياد مىرسد كه] فرعونيان را در سختترين [انواع] عذاب درآوريد
مکارم: عذاب آنها آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه ميشوند، و روزي كه قيامت بر پا ميشود دستور ميدهد آل فرعون را در سخت ترين عذابها وارد كنيد.
وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ ﴿۴۷﴾
فولادوند: و آنگاه كه در آتش شروع به آوردن حجت مىكنند زيردستان به كسانى كه گردنكش بودند مىگويند ما پيرو شما بوديم پس آيا مىتوانيد پارهاى از اين آتش را از ما دفع كنيد
مکارم: به خاطر بياور هنگامي را كه در آتش دوزخ با هم محاجه ميكنند، ضعفا به مستكبران ميگويند: ما پيرو شما بوديم آيا (امروز) سهمي از آتش را بجاي ما پذيرا ميشويد؟!
قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ ﴿۴۸﴾
فولادوند: كسانى كه گردنكشى مىكردند مىگويند [اكنون] همه ما در آن هستيم خداست كه ميان بندگان [خود] داورى كرده است
مکارم: مستكبران ميگويند: ما همگي در آن هستيم، خداوند در ميان بندگانش (به عدالت) حكم كرده است.
وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿۴۹﴾
فولادوند: و كسانى كه در آتشند به نگهبانان جهنم مىگويند پروردگارتان را بخوانيد تا يك روز از اين عذاب را به ما تخفيف دهد
مکارم: و آنها كه در آتشند به خازنان جهنم ميگويند: از پروردگارتان بخواهيد يك روز عذاب را از ما بردارد.
قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿۵۰﴾
فولادوند: مىگويند مگر پيامبرانتان دلايل روشن به سوى شما نياوردند مىگويند چرا مىگويند پس بخوانيد و[لى] دعاى كافران جز در بيراهه نيست
مکارم: آنها ميگويند: آيا پيامبران شما با دلائل روشن به سراغتان نيامدند؟ ميگويند: آري آنها ميگويند: پس هر چه ميخواهيد دعا كنيد، ولي دعاي كافران (به جائي نميرسد و) جز در ضلالت نيست.
إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ ﴿۵۱﴾
فولادوند: در حقيقت ما فرستادگان خود و كسانى را كه گرويدهاند در زندگى دنيا و روزى كه گواهان برپاى مىايستند قطعا يارى مىكنيم
مکارم: ما به طور مسلم رسولان خود، و كساني را كه ايمان آوردهاند، در زندگي دنيا و روزي كه گواهان به پا ميخيزند، ياري ميدهيم.
يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ﴿۵۲﴾
فولادوند: [همان] روزى كه ستمگران را پوزشطلبىشان سود نمىدهد و براى آنان لعنت است و برايشان بدفرجامى آن سراى است
مکارم: روزي كه عذر خواهي ظالمان سودي نميبخشد، و لعنت خدا از آن آنها و خانه (و جايگاه) بد نيز براي آنها است.
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: و قطعا موسى را هدايت داديم و به فرزندان اسرائيل تورات را به ميراث نهاديم
مکارم: ما به موسي هدايت بخشيديم و بني اسرائيل را وارثان كتاب (تورات) قرار داديم.
هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ ﴿۵۴﴾
فولادوند: [كه] رهنمود و يادكردى براى خردمندان است
مکارم: كتابي كه مايه هدايت و تذكر براي صاحبان عقل بود.
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ﴿۵۵﴾
فولادوند: پس صبر كن كه وعده خدا حق است و براى گناهت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت شامگاهان و بامدادان ستايشگر باش
مکارم: صبر و شكيبائي پيشه كن كه وعده خدا حق است و براي گناهت استغفار نما و تسبيح و حمد پروردگارت را هر صبح و شام بجا آور.
إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ﴿۵۶﴾
فولادوند: در حقيقت آنان كه در باره نشانههاى خدا بىآنكه حجتى برايشان آمده باشد به مجادله برمىخيزند در دلهايشان جز بزرگنمايى نيست [و] آنان به آن [بزرگى كه آرزويش را دارند] نخواهند رسيد پس به خدا پناه جوى زيرا او خود شنواى بيناست
مکارم: كساني كه در آيات خداوند بدون دليلي كه از سوي خدا براي آنها آمده باشد ستيزه جوئي ميكنند در دلهايشان فقط تكبر (و غرور) است، و هرگز به منظور خود نخواهد رسيد، بنابراين به خداوند پناه بر كه او شنوا و بينا است.
لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۵۷﴾
فولادوند: قطعا آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر [و شكوهمندتر] از آفرينش مردم است ولى بيشتر مردم نمىدانند
مکارم: آفرينش آسمانها و زمين از آفرينش انسانها مهمتر است ولي اكثر مردم نميدانند.
وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلًا مَّا تَتَذَكَّرُونَ ﴿۵۸﴾
فولادوند: و نابينا و بينا يكسان نيستند و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند [نيز] با [مردم] بدكار [يكسان] نيستند چه اندك پند مىپذيريد
مکارم: هرگز نابينا و بينا مساوي نيستند، همچنين كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند با بدكاران يكسان نخواهند بود، اما كمتر متذكر ميشويد.
إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۵۹﴾
فولادوند: در حقيقت رستاخيز قطعا آمدنى است در آن ترديدى نيست ولى بيشتر مردم ايمان نمىآورند
مکارم: روز قيامت به طور مسلم خواهد آمد، شكي در آن نيست، ولي اكثر مردم ايمان نميآورند.
وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ﴿۶۰﴾
فولادوند: و پروردگارتان فرمود مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم در حقيقت كسانى كه از پرستش من كبر مىورزند به زودى خوار در دوزخ درمىآيند
مکارم: پروردگار شما گفته است مرا بخوانيد تا (دعاي) شما را اجابت كنم، كساني كه از عبادت من تكبر ميورزند به زودي با ذلت وارد دوزخ ميشوند.
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ ﴿۶۱﴾
فولادوند: خدا [همان] كسى است كه شب را براى شما پديد آورد تا در آن آرام گيريد و روز را روشنىبخش [قرار داد] آرى خدا بر مردم بسيار صاحبتفضل است ولى بيشتر مردم سپاس نمىدارند
مکارم: خداوند كسي است كه شب را براي شما آفريد تا در آن بياسائيد، و روز را روشني بخش قرار داد، خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و كرم است هر چند اكثر مردم شكرگزاري نميكنند.
ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿۶۲﴾
فولادوند: اين استخدا پروردگار شما [كه] آفريننده هر چيزى استخدايى جز او نيست پس چگونه [از او] بازگردانيده مىشويد
مکارم: اين است خداوند پروردگار شما كه آفريننده همه چيز است، هيچ معبودي جز او نيست، با اينحال چگونه از راه حق منحرف ميشويد؟!
كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ﴿۶۳﴾
فولادوند: كسانى كه نشانههاى خدا را انكار مىكردند اين گونه [از خدا] رويگردان مىشوند
مکارم: اينچنين كساني كه آيات خدا را انكار ميكردند منحرف ميشوند.
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۶۴﴾
فولادوند: خدا [همان] كسى است كه زمين را براى شما قرارگاه ساخت و آسمان را بنايى [گردانيد] و شما را صورتگرى كرد و صورتهاى شما را نيكو نمود و از چيزهاى پاكيزه به شما روزى داد اين استخدا پروردگار شما بلندمرتبه و بزرگ استخدا پروردگار جهانيان
مکارم: خداوند كسي است كه زمين را براي شما جايگاه امن و مطمئن قرار داد، و آسمان را همچون سقفي (بالاي سرتان) و شما را صورتگري كرد و صورتتان را نيكو آفريد، و از طيبات به شما روزي داد، اين است خداوند پروردگار شما، جاويد و پر بركت است خداوندي كه پروردگار عالميان است.
هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۶۵﴾
فولادوند: اوست [همان] زندهاى كه خدايى جز او نيست پس او را در حالى كه دين [خود] را براى وى بىآلايش گردانيدهايد بخوانيد سپاس[ها همه] ويژه خدا پروردگار جهانيان است
مکارم: زنده واقعي او است، معبودي جز او وجود ندارد، پس او را بخوانيد و دين خود را براي او خالص كنيد، ستايش مخصوص خداوندي است كه پروردگار جهانيان است.
قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۶۶﴾
فولادوند: بگو من نهى شدهام از اينكه جز خدا كسانى را كه [شما] مىخوانيد پرستش كنم [آن هم] هنگامى كه از جانب پروردگارم مرا دلايل روشن رسيده باشد و مامورم كه فرمانبر پروردگار جهانيان باشم
مکارم: بگو: من نهي شدهام از اينكه معبودهائي را كه شما غير از خدا ميخوانيد بپرستم، و ماءمورم كه تنها در برابر پروردگار عالميان تسليم باشم.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۶۷﴾
فولادوند: او همان كسى است كه شما را از خاكى آفريد سپس از نطفهاى آنگاه از علقهاى و بعد شما را [به صورت] كودكى برمىآورد تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد و از ميان شما كسى است كه مرگ پيشرس مىيابد و تا [بالاخره] به مدتى كه مقرر است برسيد و اميد كه در انديشه فرو رويد
مکارم: او كسي است كه شما را از خاك آفريد سپس از نطفه، بعد از علقه (خون منعقد) سپس شما را به صورت طفلي بيرون ميفرستد، بعد به مرحله كمال قوت ميرسيد، بعد از آن پير ميشويد، و (در اين ميان) گروهي از شما پيش از رسيدن به اين مرحله ميميرند، و هدف اين است به سرآمد عمر خود برسيد و شايد تعقل كنيد.
هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿۶۸﴾
فولادوند: او همان كسى است كه زنده مىكند و مىميراند و چون به كارى حكم كند همين قدر به آن مىگويد باش بىدرنگ موجود مىشود
مکارم: او كسي است كه زنده ميكند و ميميراند، و هنگامي كه چيزي را اراده كند تنها به آن ميگويد: موجود باش! او نيز بلافاصله موجود ميشود.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: آيا كسانى را كه در [ابطال] آيات خدا مجادله مىكنند نديدهاى [كه] تا كجا [از حقيقت] انحراف حاصل كردهاند
مکارم: آيا نديدي كساني را كه مجادله در آيات ما ميكنند چگونه از راه حق منحرف ميشوند؟
الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿۷۰﴾
فولادوند: كسانى كه كتاب [خدا] و آنچه را كه فرستادگان خود را بدان گسيل داشتهايم تكذيب كردهاند به زودى خواهند دانست
مکارم: كساني كه كتاب (آسماني) و آنچه را بر فرستادگان خود نازل كرديم تكذيب كردند، اما به زودي (نتيجه كار خود را) ميفهمند.
إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: هنگامى كه غلها در گردنهايشان [افتاده] و [با] زنجيرها كشانيده مىشوند
مکارم: در آن هنگام كه غلها و زنجيرها بر گردن آنان قرار گرفته و آنها را ميكشند.
فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ﴿۷۲﴾
فولادوند: در ميان جوشاب [و] آنگاه در آتش برافروخته مىشوند
مکارم: و در آب جوشان وارد ميكنند، سپس در آتش دوزخ افروخته ميشوند!
ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ ﴿۷۳﴾
فولادوند: آنگاه به آنان گفته مىشود آنچه را در برابر خدا [با او] شريك مىساختيد كجايند
مکارم: سپس به آنها گفته ميشود: كجا هستند آنچه را شريك خدا قرار ميداديد؟
مِن دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَل لَّمْ نَكُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَيْئًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ ﴿۷۴﴾
فولادوند: مىگويند گمشان كرديم بلكه پيشتر [هم] ما چيزى را نمىخوانديم اين گونه خدا كافران را بىراه مىگذارد
مکارم: همان معبودهائي را كه جز خدا پرستش ميكرديد؟ آنها ميگويند: همه از نظر ما پنهان و گم شدند، بلكه ما اصلا قبل از اين چيزي پرستش نميكرديم! اينگونه خداوند كافران را گمراه ميسازد!
ذَلِكُم بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُونَ ﴿۷۵﴾
فولادوند: اين [عقوبت] به سبب آن است كه در زمين به ناروا شادى و سرمستى مىكرديد و بدان سبب است كه [سخت به خود] مىنازيديد
مکارم: اين به خاطر آن است كه به ناحق در زمين شادي ميكرديد و از روي غرور و مستي به خوشحالي ميپرداختيد.
ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿۷۶﴾
فولادوند: از درهاى دوزخ درآييد در آن جاودان [بمانيد] چه بد است جاى سركشان
مکارم: از درهاي جهنم وارد شويد، و جاودانه در آن بمانيد، و چه بد جايگاهي است جايگاه متكبران؟!
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ ﴿۷۷﴾
فولادوند: پس صبر كن كه وعده خدا راست است پس چه پارهاى از آنچه را كه به آنان وعده دادهايم به تو بنمايانيم چه تو را از دنيا ببريم [در هر صورت آنان] به سوى ما بازگردانيده مىشوند
مکارم: صبر كن كه وعده خدا حق است، هر گاه قسمتي از مجازاتهائي را كه به آنها وعده دادهايم در حال حياتت به تو ارائه دهيم، يا تو را (پيش از آن) از دنيا ببريم (مهم نيست) چرا كه بازگشت آنها به سوي ماست.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ ﴿۷۸﴾
فولادوند: و مسلما پيش از تو فرستادگانى را روانه كرديم برخى از آنان را [ماجرايشان را] بر تو حكايت كردهايم و برخى از ايشان را بر تو حكايت نكردهايم و هيچ فرستادهاى را نرسد كه بىاجازه خدا نشانهاى بياورد پس چون فرمان خدا برسد به حق داورى مىشود و آنجاست كه باطلكاران زيان مىكنند
مکارم: ما پيش از تو رسولاني فرستاديم، گروهي از آنان سرگذشتشان را براي تو بازگو كردهايم، و گروهي را براي تو بازگو نكردهايم، هيچ پيامبري حق نداشت معجزهاي جز به فرمان خدا بياورد، و هنگامي كه فرمان خداوند (براي مجازات آنها) صادر شود در ميان آنها به حق داوري خواهد شد، و در آن هنگام اهل باطل زيان خواهند كرد.
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿۷۹﴾
فولادوند: خدا [همان] كسى است كه چهارپايان را براى شما پديد آورد تا از برخى از آنها سوارى گيريد و از برخى از آنها بخوريد
مکارم: خداوند كسي است كه چهار پايان را براي شما آفريد تا بعضي را سوار شويد، و از بعضي تغذيه كنيد.
وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ ﴿۸۰﴾
فولادوند: و در آنها براى شما سودهاست تا با [سوار شدن بر] آنها به مقصودى كه در دلهايتان است برسيد و بر آنها و بر كشتى حمل مىشويد
مکارم: و براي شما در آنها منافع قابل ملاحظهاي (غير از اينها) است، منظور اين است، كه به وسيله آنها به مقصدي كه در دل داريد برسيد، و بر آنها و بر كشتيها سوار ميشويد.
وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ ﴿۸۱﴾
فولادوند: و نشانههاى [قدرت] خويش را به شما مىنماياند پس كدام يك از آيات خدا را انكار مىكنيد
مکارم: او آياتش را همواره به شما نشان ميدهد، كداميك از آيات او را انكار ميكنيد؟!
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿۸۲﴾
فولادوند: آيا در زمين نگشتهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بوده است [آنها به مراتب از حيث تعداد] بيشتر از آنان و [از حيث] نيرو و آثار در روى زمين استوارتر بودند و[لى] آنچه به دست مىآوردند به حالشان سودى نبخشيد
مکارم: آيا آنها روي زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كساني كه پيش از آنها بودند چه شد؟ همانها كه نفراتشان از اينها بيشتر، و قوت و آثارشان در زمين فزونتر بود، هرگز آنچه را به دست ميآوردند نتوانست آنها را (در برابر عذاب الهي) بينياز سازد.
فَلَمَّا جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿۸۳﴾
فولادوند: و چون پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان آوردند به آن چيز [مختصرى] از دانش كه نزدشان بود خرسند شدند و [سرانجام] آنچه به ريشخند مىگرفتند آنان را فروگرفت
مکارم: هنگامي كه رسولان آنها با دلائل روشن به سراغ آنان آمدند به معلوماتي كه خود داشتند خوشحال بودند (و غير آن را هيچ ميشمردند) ولي آنچه را (عذاب) به سخريه ميگرفتند بر آنها فرود آمد!
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ ﴿۸۴﴾
فولادوند: پس چون سختى [عذاب] ما را ديدند گفتند فقط به خدا ايمان آورديم و بدانچه با او شريك مىگردانيديم كافريم
مکارم: هنگامي كه شدت عذاب ما را ديدند گفتند: هم اكنون به خداوند يگانه ايمان آوريم و به معبودهائي كه شريك او ميشمرديم كافر شديم.
فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ ﴿۸۵﴾
فولادوند: و[لى] هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند ديگر ايمانشان براى آنها سودى نداد نتخداست كه از [ديرباز] در باره بندگانش چنين جارى شده و آنجاست كه ناباوران زيان كردهاند
مکارم: اما هنگامي كه عذاب ما را مشاهده كردند ايمان آنها به حالشان سودي نداشت، اين سنت الهي در مورد بندگان پيشين او است، و كافران در آن هنگام زيانكار شدند.
به نام خداوند رحمتگر مهربان
حم ﴿۱﴾
فولادوند: حاء ميم
مکارم: حم.
تَنزِيلُ الْكِتَابِ مِنَ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ﴿۲﴾
فولادوند: فرو فرستادن اين كتاب از جانب خداى ارجمند داناست
مکارم: اين كتابي است كه از سوي خداوند قادر و دانا نازل شده است.
غَافِرِ الذَّنبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ ذِي الطَّوْلِ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ ﴿۳﴾
فولادوند: [كه] گناهبخش و توبهپذير [و] سختكيفر [و] فراخنعمت استخدايى جز او نيست بازگشت به سوى اوست
مکارم: خداوندي كه آمرزنده گناه، و پذيرنده توبه و شديد العقاب، و صاحب نعمت فراوان است، هيچ معبودي جز او نيست، و بازگشت (همه شما) به سوي او است.
مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللَّهِ إِلَّا الَّذِينَ كَفَرُوا فَلَا يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلَادِ ﴿۴﴾
فولادوند: جز آنهايى كه كفر ورزيدند [كسى] در آيات خدا ستيزه نمىكند پس رفت و آمدشان در شهرها تو را دستخوش فريب نگرداند
مکارم: تنها كساني در آيات ما مجادله ميكنند كه (از روي عناد) كافر شدهاند، مبادا قدرت نمائي آنها تو را بفريبد!
كَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوحٍ وَالْأَحْزَابُ مِن بَعْدِهِمْ وَهَمَّتْ كُلُّ أُمَّةٍ بِرَسُولِهِمْ لِيَأْخُذُوهُ وَجَادَلُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ فَأَخَذْتُهُمْ فَكَيْفَ كَانَ عِقَابِ ﴿۵﴾
فولادوند: پيش از اينان قوم نوح و بعد از آنان دستههاى مخالف [ديگر] به تكذيب پرداختند و هر امتى آهنگ فرستاده خود را كردند تا او را بگيرند و به [وسيله] باطل جدال نمودند تا حقيقت را با آن پايمال كنند پس آنان را فرو گرفتم آيا چگونه بود كيفر من
مکارم: پيش از آنها قوم نوح و اقوامي كه بعد از آنها آمدند (پيامبرانشان را) تكذيب كردند، و هر امتي توطئهاي چيد كه پيامبرش را بگيرد (و آزار دهد) و براي محو حق به مجادله باطل دست زدند، اما من آنها را گرفتم (و سخت مجازات كردم) ببين عذاب الهي چگونه بود؟!
وَكَذَلِكَ حَقَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ عَلَى الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّهُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ﴿۶﴾
فولادوند: و بدين سان فرمان پروردگارت در باره كسانى كه كفر ورزيده بودند به حقيقت پيوست كه ايشان همدمان آتش خواهند بود
مکارم: اينگونه فرمان پروردگارت در مورد كساني كه كافر شدند مسلم شده كه آنها همه اهل دوزخند.
الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَيُؤْمِنُونَ بِهِ وَيَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِيمِ ﴿۷﴾
فولادوند: كسانى كه عرش [خدا] را حمل مىكنند و آنها كه پيرامون آنند به سپاس پروردگارشان تسبيح مىگويند و به او ايمان دارند و براى كسانى كه گرويدهاند طلب آمرزش مىكنند پروردگارا رحمت و دانش [تو بر] هر چيز احاطه دارد كسانى را كه توبه كرده و راه تو را دنبال كردهاند ببخش و آنها را از عذاب آتش نگاه دار
مکارم: فرشتگاني كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن (طواف ميكنند) تسبيح و حمد خدا ميگويند و به او ايمان دارند و براي مؤ منان استغفار مينمايند.
رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدتَّهُم وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۸﴾
فولادوند: پروردگارا آنان را در باغهاى جاويد كه وعدهشان دادهاى با هر كه از پدران و همسران و فرزندانشان كه به صلاح آمدهاند داخل كن زيرا تو خود ارجمند و حكيمى
مکارم: (عرضه ميدارند) پروردگارا! آنها را در باغهاي جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرمودهاي وارد كن، همچنين صالحان از پدران و همسران و فرزندان آنها را كه تو توانا و حكيمي.
وَقِهِمُ السَّيِّئَاتِ وَمَن تَقِ السَّيِّئَاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۹﴾
فولادوند: و آنان را از بديها نگاه دار و هر كه را در آن روز از بديها حفظ كنى البته رحمتش كردهاى و اين همان كاميابى بزرگ است
مکارم: و آنها را از بديها نگاهدار، و هر كس را در آن روز از بديها نگاهداري مشمول رحمتت ساختهاي و اين است رستگاري بزرگ.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا يُنَادَوْنَ لَمَقْتُ اللَّهِ أَكْبَرُ مِن مَّقْتِكُمْ أَنفُسَكُمْ إِذْ تُدْعَوْنَ إِلَى الْإِيمَانِ فَتَكْفُرُونَ ﴿۱۰﴾
فولادوند: كسانى كه كافر بودهاند مورد ندا قرار مىگيرند كه قطعا دشمنى خدا از دشمنى شما نسبت به همديگر سختتر است آنگاه كه به سوى ايمان فرا خوانده مىشديد و انكار مىورزيديد
مکارم: كساني را كه كافر شدند روز قيامت صدا ميزنند كه عداوت و خشم پروردگار نسبت به شما از عداوت و خشم خودتان نسبت به خودتان بيشتر است، چرا كه دعوت به سوي ايمان ميشديد ولي انكار ميكرديد.
قَالُوا رَبَّنَا أَمَتَّنَا اثْنَتَيْنِ وَأَحْيَيْتَنَا اثْنَتَيْنِ فَاعْتَرَفْنَا بِذُنُوبِنَا فَهَلْ إِلَى خُرُوجٍ مِّن سَبِيلٍ ﴿۱۱﴾
فولادوند: مىگويند پروردگارا دو بار ما را به مرگ رسانيدى و دو بار ما را زنده گردانيدى به گناهانمان اعتراف كرديم پس آيا راه بيرونشدنى [از آتش] هست
مکارم: آنها ميگويند: پروردگارا! ما را دو بار ميراندي و دو بار زنده كردي، اكنون به گناهان خود معترفيم، آيا راهي براي خارج شدن (از دوزخ) وجود دارد؟!
ذَلِكُم بِأَنَّهُ إِذَا دُعِيَ اللَّهُ وَحْدَهُ كَفَرْتُمْ وَإِن يُشْرَكْ بِهِ تُؤْمِنُوا فَالْحُكْمُ لِلَّهِ الْعَلِيِّ الْكَبِيرِ ﴿۱۲﴾
فولادوند: اين [كيفر] از آن روى براى شماست كه چون خدا به تنهايى خوانده مىشد كفر مىورزيديد و چون به او شرك آورده مىشد آن را باور مىكرديد پس [امروز] فرمان از آن خداى والاى بزرگ است
مکارم: اين بخاطر آن است كه وقتي خداوند به يگانگي خوانده ميشد انكار ميكرديد، و اگر كساني براي او شريك قائل ميشدند ايمان ميآورديد، هم اكنون داوري مخصوص خداوند بلند مرتبه و بزرگ است (و شما را به حكمت خود كيفر ميدهد).
هُوَ الَّذِي يُرِيكُمْ آيَاتِهِ وَيُنَزِّلُ لَكُم مِّنَ السَّمَاءِ رِزْقًا وَمَا يَتَذَكَّرُ إِلَّا مَن يُنِيبُ ﴿۱۳﴾
فولادوند: اوست آن كس كه نشانههاى خود را به شما مىنماياند و براى شما از آسمان روزى مىفرستد و جز آن كس كه توبهكار است [كسى] پند نمىگيرد
مکارم: او كسي است كه آيات خود را به شما نشان ميدهد، و از آسمان براي شما روزي با ارزشي ميفرستد، تنها كساني متذكر اين حقايق ميشوند كه به سوي خدا باز گردند.
فَادْعُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ﴿۱۴﴾
فولادوند: پس خدا را پاكدلانه فرا خوانيد هر چند ناباوران را ناخوش افتد
مکارم: (تنها) خدا را بخوانيد و دين خود را براي او خالص كنيد، هر چند كافران ناخشنود باشند.
رَفِيعُ الدَّرَجَاتِ ذُو الْعَرْشِ يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ لِيُنذِرَ يَوْمَ التَّلَاقِ ﴿۱۵﴾
فولادوند: بالابرنده درجات خداوند عرش به هر كس از بندگانش كه خواهد آن روح [=فرشته] را به فرمان خويش مىفرستد تا [مردم را] از روز ملاقات [با خدا] بترساند
مکارم: او درجات بندگان صالح را بالا ميبرد، او صاحب عرش است، روح را به فرمانش بر هر كس از بندگانش كه بخواهد القاء ميكند، تا مردم را از روز ملاقات بيم دهد.
يَوْمَ هُم بَارِزُونَ لَا يَخْفَى عَلَى اللَّهِ مِنْهُمْ شَيْءٌ لِّمَنِ الْمُلْكُ الْيَوْمَ لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ ﴿۱۶﴾
فولادوند: آن روز كه آنان ظاهر گردند چيزى از آنها بر خدا پوشيده نمىماند امروز فرمانروايى از آن كيست از آن خداوند يكتاى قهار است
مکارم: روز تلاقي روزي است كه همه آنها آشكار ميشوند و چيزي از آنها بر خدا مخفي نخواهد ماند، حكومت امروز براي كيست؟! براي خداوند يكتاي قهار است.
الْيَوْمَ تُجْزَى كُلُّ نَفْسٍ بِمَا كَسَبَتْ لَا ظُلْمَ الْيَوْمَ إِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ﴿۱۷﴾
فولادوند: امروز هر كسى به [موجب] آنچه انجام داده است كيفر مىيابد امروز ستمى نيست آرى خدا زودشمار است
مکارم: امروز هر كس در برابر كاري كه انجام داده جزا داده ميشود، هيچ ظلمي امروز وجود ندارد، خداوند سريع الحساب است.
وَأَنذِرْهُمْ يَوْمَ الْآزِفَةِ إِذِ الْقُلُوبُ لَدَى الْحَنَاجِرِ كَاظِمِينَ مَا لِلظَّالِمِينَ مِنْ حَمِيمٍ وَلَا شَفِيعٍ يُطَاعُ ﴿۱۸﴾
فولادوند: و آنها را از آن روز قريب[الوقوع] بترسان آنگاه كه جانها به گلوگاه مىرسد در حالى كه اندوه خود را فرو مىخورند براى ستمگران نه يارى است و نه شفاعتگرى كه مورد اطاعت باشد
مکارم: آنها را از روز نزديك بترسان، روزي كه از شدت وحشت دلها به گلوگاه ميرسد، و تمامي وجود آنها مملو از اندوه ميگردد، براي ستمكاران دوستي وجود ندارد و نه شفاعت كنندهاي كه شفاعتش پذيرفته شود.
يَعْلَمُ خَائِنَةَ الْأَعْيُنِ وَمَا تُخْفِي الصُّدُورُ ﴿۱۹﴾
فولادوند: [خدا] نگاههاى دزدانه و آنچه را كه دلها نهان مىدارند مىداند
مکارم: او چشمهائي را كه به خيانت گردش ميكند ميداند، و از آنچه در سينهها پنهان است با خبر است.
وَاللَّهُ يَقْضِي بِالْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِن دُونِهِ لَا يَقْضُونَ بِشَيْءٍ إِنَّ اللَّهَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ﴿۲۰﴾
فولادوند: و خداست كه به حق داورى مىكند و كسانى را كه در برابر او مىخوانند [عاجزند و] به چيزى داورى نمىكنند در حقيقتخداست كه خود شنواى بيناست
مکارم: خداوند به حق داوري ميكند، و معبودهائي را كه غير از او ميخوانند هيچگونه داوري ندارند، خداوند شنوا و بينا است.
أَوَ لَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ وَمَا كَانَ لَهُم مِّنَ اللَّهِ مِن وَاقٍ ﴿۲۱﴾
فولادوند: آيا در زمين نگرديدهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنها [زيسته]اند چگونه بوده است آنها از ايشان نيرومندتر [بوده] و آثار [پايدارترى] در روى زمين [از خود باقى گذاشتند] با اين همه خدا آنان را به كيفر گناهانشان گرفتار كرد و در برابر خدا حمايتگرى نداشتند
مکارم: آيا آنها روي زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كساني كه پيش از آنان بودند چگونه بود؟ آنها از نظر قدرت و ايجاد آثار مهمي در زمين از اينها برتر بودند، ولي خداوند آنها را به گناهانشان گرفت، و در برابر عذاب او مدافعي نداشتند.
ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانَت تَّأْتِيهِمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَكَفَرُوا فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ إِنَّهُ قَوِيٌّ شَدِيدُ الْعِقَابِ ﴿۲۲﴾
فولادوند: اين [كيفر] از آن روى بود كه پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان مىآوردند ولى [آنها] انكار مىكردند پس خدا [گريبان] آنها را گرفت زيرا او نيرومند سختكيفر است
مکارم: اين بخاطر آن بود كه فرستادگان آنان پيوسته با دلائل روشن به سراغشان ميآمدند ولي آنها همه را انكار ميكردند، لذا خداوند آنها را گرفت (و كيفر داد) كه او قوي و شديدالعقاب است.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآيَاتِنَا وَسُلْطَانٍ مُّبِينٍ ﴿۲۳﴾
فولادوند: و به يقين موسى را با آيات خود و حجتى آشكار فرستاديم
مکارم: ما موسي را با آيات خود و دليل روشن فرستاديم.
إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ ﴿۲۴﴾
فولادوند: به سوى فرعون و هامان و قارون [اما آنان] گفتند افسونگرى شياد است
مکارم: به سوي فرعون و هامان و قارون، ولي آنها گفتند او ساحر بسيار دروغگوي است.
فَلَمَّا جَاءهُم بِالْحَقِّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا اقْتُلُوا أَبْنَاء الَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ وَاسْتَحْيُوا نِسَاءهُمْ وَمَا كَيْدُ الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿۲۵﴾
فولادوند: پس وقتى حقيقت را از جانب ما براى آنان آورد گفتند پسران كسانى را كه با او ايمان آوردهاند بكشيد و زنانشان را زنده بگذاريد و[لى] نيرنگ كافران جز در گمراهى نيست
مکارم: هنگامي كه حق از سوي ما براي آنها آمد گفتند: پسران كساني را كه با موسي ايمان آوردهاند به قتل برسانيد، و زنانشان را (براي اسارت و خدمت) زنده بگذاريد، اما نقشه كافران جزء در گمراهي نيست (و نقش بر آب ميشود).
وَقَالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسَى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إِنِّي أَخَافُ أَن يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أَوْ أَن يُظْهِرَ فِي الْأَرْضِ الْفَسَادَ ﴿۲۶﴾
فولادوند: و فرعون گفت مرا بگذاريد موسى را بكشم تا پروردگارش را بخواند من مىترسم آيين شما را تغيير دهد يا در اين سرزمين فساد كند
مکارم: و فرعون گفت: بگذاريد من موسي را بكشم و او پروردگارش را بخواند (تا نجاتش دهد)! من از اين ميترسم كه آئين شما را دگرگون سازد و يا در اين زمين فساد بر پا كند!
وَقَالَ مُوسَى إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَرَبِّكُم مِّن كُلِّ مُتَكَبِّرٍ لَّا يُؤْمِنُ بِيَوْمِ الْحِسَابِ ﴿۲۷﴾
فولادوند: و موسى گفت من از هر متكبرى كه به روز حساب عقيده ندارد به پروردگار خود و پروردگار شما پناه بردهام
مکارم: موسي گفت: من به پروردگارم و پروردگار شما پناه ميبرم و از هر متكبري كه به روز حساب ايمان نميآورد.
وَقَالَ رَجُلٌ مُّؤْمِنٌ مِّنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَن يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءكُم بِالْبَيِّنَاتِ مِن رَّبِّكُمْ وَإِن يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِن يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُم بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ ﴿۲۸﴾
فولادوند: و مردى مؤمن از خاندان فرعون كه ايمان خود را نهان مىداشت گفت آيا مردى را مىكشيد كه مىگويد پروردگار من خداست و مسلما براى شما از جانب پروردگارتان دلايل آشكارى آورده و اگر دروغگو باشد دروغش به زيان اوست و اگر راستگو باشد برخى از آنچه به شما وعده مىدهد به شما خواهد رسيد چرا كه خدا كسى را كه افراطكار دروغزن باشد هدايت نمىكند
مکارم: مرد مومني از آل فرعون كه ايمان خود را پنهان ميداشت گفت، آيا ميخواهيد كسي را به قتل برسانيد بخاطر اينكه ميگويد پروردگار من الله است در حالي كه دلائل روشني از سوي پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت، و اگر راستگو باشد (لااقل) بعضي از عذابهائي را كه وعده ميدهد به شما خواهد رسيد، خداوند كسي را كه اسرافكار و بسيار دروغگو است هدايت نميكند.
يَا قَوْمِ لَكُمُ الْمُلْكُ الْيَوْمَ ظَاهِرِينَ فِي الْأَرْضِ فَمَن يَنصُرُنَا مِن بَأْسِ اللَّهِ إِنْ جَاءنَا قَالَ فِرْعَوْنُ مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ ﴿۲۹﴾
فولادوند: اى قوم من امروز فرمانروايى از آن شماست [و] در اين سرزمين مسلطيد و[لى] چه كسى ما را از بلاى خدا اگر به ما برسد حمايتخواهد كرد فرعون گفتجز آنچه مىبينم به شما نمىنمايم و شما را جز به راه راست راهبر نيستم
مکارم: اي قوم من! امروز حكومت از آن شماست، و در اين سرزمين پيروزيد، اگر عذاب الهي به سراغ ما آيد، چه كسي ما را ياري خواهد كرد؟! فرعون گفت: من جز آنچه را معتقدم به شما ارائه نميدهم، و شما را جز به طريق حق و پيروزي دعوت نميكنم (دستور همان قتل موسي است).
وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُم مِّثْلَ يَوْمِ الْأَحْزَابِ ﴿۳۰﴾
فولادوند: و كسى كه ايمان آورده بود گفت اى قوم من من از [روزى] مثل روز دستهها[ى مخالف خدا] بر شما مىترسم
مکارم: آن مرد با ايمان گفت: اي قوم من، من بر شما از روزي همانند روز (عذاب) اقوام پيشين خائفم!
مِثْلَ دَأْبِ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَالَّذِينَ مِن بَعْدِهِمْ وَمَا اللَّهُ يُرِيدُ ظُلْمًا لِّلْعِبَادِ ﴿۳۱﴾
فولادوند: [از سرنوشتى] نظير سرنوشت قوم نوح و عاد و ثمود و كسانى كه پس از آنها [آمدند] و [گرنه] خدا بر بندگان [خود] ستم نمىخواهد
مکارم: از عادتي همچون عادت قوم نوح و عاد و ثمود و كساني كه بعد از آنها بودند (از شرك و كفر و طغيان) ميترسم و خداوند ظلم و ستمي بر بندگانش نميخواهد.
وَيَا قَوْمِ إِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ يَوْمَ التَّنَادِ ﴿۳۲﴾
فولادوند: و اى قوم من من بر شما از روزى كه مردم يكديگر را [به يارى هم] ندا درمىدهند بيم دارم
مکارم: اي قوم! من بر شما از روزي كه مردم يكديگر را صدا ميزنند (و از هم ياري ميطلبند و صدايشان به جائي نميرسد) بيمناكم!
يَوْمَ تُوَلُّونَ مُدْبِرِينَ مَا لَكُم مِّنَ اللَّهِ مِنْ عَاصِمٍ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ هَادٍ ﴿۳۳﴾
فولادوند: روزى كه پشتكنان [به عنف] بازمىگرديد براى شما در برابر خدا هيچ حمايتگرى نيست و هر كه را خدا گمراه كند او را راهبرى نيست
مکارم: همان روز كه روي ميگردانيد و فرار ميكنيد، اما هيچ پناهگاهي در برابر خداوند براي شما وجود ندارد، و هر كس را خداوند (بخاطر اعمالش گمراه سازد، هدايت كنندهاي براي او نيست.
وَلَقَدْ جَاءكُمْ يُوسُفُ مِن قَبْلُ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا زِلْتُمْ فِي شَكٍّ مِّمَّا جَاءكُم بِهِ حَتَّى إِذَا هَلَكَ قُلْتُمْ لَن يَبْعَثَ اللَّهُ مِن بَعْدِهِ رَسُولًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ مُّرْتَابٌ ﴿۳۴﴾
فولادوند: و به يقين يوسف پيش از اين دلايل آشكار براى شما آورد و از آنچه براى شما آورد همواره در ترديد بوديد تا وقتى كه از دنيا رفت گفتيد خدا بعد از او هرگز فرستادهاى را برنخواهد انگيخت اين گونه خدا هر كه را افراطگر شكاك است بى راه مىگذارد
مکارم: پيش از اين يوسف با دلائل روشن به سراغ شما آمد، ولي شما همچنان در آنچه او آورده بود ترديد داشتيد، تا زماني كه از دنيا رفت، گفتيد: هرگز خداوند بعد از او رسولي مبعوث نخواهد كرد، اينگونه خداوند هر اسرافكار ترديد كنندهاي را گمراه ميسازد.
الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ وَعِندَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذَلِكَ يَطْبَعُ اللَّهُ عَلَى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّرٍ جَبَّارٍ ﴿۳۵﴾
فولادوند: كسانى كه در باره آيات خدا بدون حجتى كه براى آنان آمده باشد مجادله مىكنند [اين ستيزه] در نزد خدا و نزد كسانى كه ايمان آوردهاند [مايه] عداوت بزرگى است اين گونه خدا بر دل هر متكبر و زورگويى مهر مىنهد
مکارم: همانها كه در آيات الهي بيآنكه براي آنها آمده باشد به مجادله برمي خيزند، كاري كه خشم عظيمي نزد خداوند و نزد كساني كه ايمان آوردهاند بار ميآورد، اينگونه خداوند بر قلب هر متكبر جباري مهر مينهد.
وَقَالَ فِرْعَوْنُ يَا هَامَانُ ابْنِ لِي صَرْحًا لَّعَلِّي أَبْلُغُ الْأَسْبَابَ ﴿۳۶﴾
فولادوند: و فرعون گفت اى هامان براى من كوشكى بلند بساز شايد من به آن راهها برسم
مکارم: فرعون گفت: اي هامان! براي من بناي مرتفعي بساز شايد به وسائلي رسم.
أَسْبَابَ السَّمَاوَاتِ فَأَطَّلِعَ إِلَى إِلَهِ مُوسَى وَإِنِّي لَأَظُنُّهُ كَاذِبًا وَكَذَلِكَ زُيِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ وَصُدَّ عَنِ السَّبِيلِ وَمَا كَيْدُ فِرْعَوْنَ إِلَّا فِي تَبَابٍ ﴿۳۷﴾
فولادوند: راههاى [دستيابى به] آسمانها تا از خداى موسى اطلاع حاصل كنم و من او را سخت دروغپرداز مىپندارم و اين گونه براى فرعون زشتى كارش آراسته شد و از راه [راست] بازماند و نيرنگ فرعون جز به تباهى نينجاميد
مکارم: وسائل ( صعود به) آسمانها، تا از خداي موسي آگاه شوم، هر چند گمان ميكنم او دروغگو باشد، اينچنين اعمال بد فرعون در نظرش زينت داده شده بود، و او را از راه حق باز داشت، و توطئه فرعون (و فرعون صفتان) جز به نابودي نميانجامد.
وَقَالَ الَّذِي آمَنَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُونِ أَهْدِكُمْ سَبِيلَ الرَّشَادِ ﴿۳۸﴾
فولادوند: و آن كس كه ايمان آورده بود گفت اى قوم من مرا پيروى كنيد تا شما را به راه درست هدايت كنم
مکارم: كسي كه (از قوم فرعون ايمان آورده بود گفت: اي قوم! از من پيروي كنيد تا شما را به راه صحيح هدايت كنم.
يَا قَوْمِ إِنَّمَا هَذِهِ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا مَتَاعٌ وَإِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دَارُ الْقَرَارِ ﴿۳۹﴾
فولادوند: اى قوم من اين زندگى دنيا تنها كالايى [ناچيز] است و در حقيقت آن آخرت است كه سراى پايدار است
مکارم: اي قوم من! اين زندگي دنيا متاع زودگذري است، و آخرت سراي هميشگي است.
مَنْ عَمِلَ سَيِّئَةً فَلَا يُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ يُرْزَقُونَ فِيهَا بِغَيْرِ حِسَابٍ ﴿۴۰﴾
فولادوند: هر كه بدى كند جز به مانند آن كيفر نمىيابد و هر كه كار شايسته كند چه مرد باشد يا زن در حالى كه ايمان داشته باشد در نتيجه آنان داخل بهشت مىشوند و در آنجا بىحساب روزى مىيابند
مکارم: هر كس عمل بدي انجام دهد جز به مانند آن كيفر داده نميشود، ولي كسي كه عمل صالحي انجام دهد، خواه مرد يا زن، در حالي كه مؤ من باشد وارد بهشت ميشود و روزي بيحسابي به او داده خواهد شد.
وَيَا قَوْمِ مَا لِي أَدْعُوكُمْ إِلَى النَّجَاةِ وَتَدْعُونَنِي إِلَى النَّارِ ﴿۴۱﴾
فولادوند: و اى قوم من چه شده است كه من شما را به نجات فرا مىخوانم و [شما] مرا به آتش فرا مىخوانيد
مکارم: اي قوم! چرا من شما را به سوي نجات دعوت ميكنم، اما شما مرا به سوي آتش ميخوانيد؟!
تَدْعُونَنِي لِأَكْفُرَ بِاللَّهِ وَأُشْرِكَ بِهِ مَا لَيْسَ لِي بِهِ عِلْمٌ وَأَنَا أَدْعُوكُمْ إِلَى الْعَزِيزِ الْغَفَّارِ ﴿۴۲﴾
فولادوند: مرا فرا مىخوانيد تا به خدا كافر شوم و چيزى را كه بدان علمى ندارم با او شريك گردانم و من شما را به سوى آن ارجمند آمرزنده دعوت مىكنم
مکارم: مرا دعوت ميكنيد كه به خداي يگانه كافر شوم، و شريكهائي كه به آن علم ندارم براي او قرار دهم، در حالي كه من شما را به سوي خداوند عزيز غفار دعوت ميكنم.
لَا جَرَمَ أَنَّمَا تَدْعُونَنِي إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيَا وَلَا فِي الْآخِرَةِ وَأَنَّ مَرَدَّنَا إِلَى اللَّهِ وَأَنَّ الْمُسْرِفِينَ هُمْ أَصْحَابُ النَّارِ ﴿۴۳﴾
فولادوند: آنچه مرا به سوى آن دعوت مىكنيد به ناچار نه در دنيا و نه در آخرت [درخور] خواندن نيست و در حقيقت برگشت ما به سوى خداست و افراطگران همدمان آتشند
مکارم: قطعا آنچه مرا به سوي آن ميخوانيد نه دعوت (و حاكميتي) در دنيا دارند و نه در آخرت، و تنها بازگشت ما در قيامت به سوي خدا است، و مسرفان اهل دوزخند.
فَسَتَذْكُرُونَ مَا أَقُولُ لَكُمْ وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصِيرٌ بِالْعِبَادِ ﴿۴۴﴾
فولادوند: پس به زودى آنچه را به شما مىگويم به ياد خواهيد آورد و كارم را به خدا مىسپارم خداست كه به [حال] بندگان [خود] بيناست
مکارم: و به زودي آنچه را ميگويم به خاطر خواهيد آورد، من كار خود را به خداوند يكتا واگذار ميكنم كه او نسبت به بندگانش بيناست.
فَوَقَاهُ اللَّهُ سَيِّئَاتِ مَا مَكَرُوا وَحَاقَ بِآلِ فِرْعَوْنَ سُوءُ الْعَذَابِ ﴿۴۵﴾
فولادوند: پس خدا او را از عواقب سوء آنچه نيرنگ مىكردند حمايت فرمود و فرعونيان را عذاب سخت فرو گرفت
مکارم: خداوند او را از نقشههاي سوء آنها نگهداشت، و عذابهاي شديد بر آل فرعون نازل گرديد.
النَّارُ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا غُدُوًّا وَعَشِيًّا وَيَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذَابِ ﴿۴۶﴾
فولادوند: [اينك هر] صبح و شام بر آتش عرضه مىشوند و روزى كه رستاخيز بر پا شود [فرياد مىرسد كه] فرعونيان را در سختترين [انواع] عذاب درآوريد
مکارم: عذاب آنها آتش است كه هر صبح و شام بر آن عرضه ميشوند، و روزي كه قيامت بر پا ميشود دستور ميدهد آل فرعون را در سخت ترين عذابها وارد كنيد.
وَإِذْ يَتَحَاجُّونَ فِي النَّارِ فَيَقُولُ الضُّعَفَاء لِلَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُنَّا لَكُمْ تَبَعًا فَهَلْ أَنتُم مُّغْنُونَ عَنَّا نَصِيبًا مِّنَ النَّارِ ﴿۴۷﴾
فولادوند: و آنگاه كه در آتش شروع به آوردن حجت مىكنند زيردستان به كسانى كه گردنكش بودند مىگويند ما پيرو شما بوديم پس آيا مىتوانيد پارهاى از اين آتش را از ما دفع كنيد
مکارم: به خاطر بياور هنگامي را كه در آتش دوزخ با هم محاجه ميكنند، ضعفا به مستكبران ميگويند: ما پيرو شما بوديم آيا (امروز) سهمي از آتش را بجاي ما پذيرا ميشويد؟!
قَالَ الَّذِينَ اسْتَكْبَرُوا إِنَّا كُلٌّ فِيهَا إِنَّ اللَّهَ قَدْ حَكَمَ بَيْنَ الْعِبَادِ ﴿۴۸﴾
فولادوند: كسانى كه گردنكشى مىكردند مىگويند [اكنون] همه ما در آن هستيم خداست كه ميان بندگان [خود] داورى كرده است
مکارم: مستكبران ميگويند: ما همگي در آن هستيم، خداوند در ميان بندگانش (به عدالت) حكم كرده است.
وَقَالَ الَّذِينَ فِي النَّارِ لِخَزَنَةِ جَهَنَّمَ ادْعُوا رَبَّكُمْ يُخَفِّفْ عَنَّا يَوْمًا مِّنَ الْعَذَابِ ﴿۴۹﴾
فولادوند: و كسانى كه در آتشند به نگهبانان جهنم مىگويند پروردگارتان را بخوانيد تا يك روز از اين عذاب را به ما تخفيف دهد
مکارم: و آنها كه در آتشند به خازنان جهنم ميگويند: از پروردگارتان بخواهيد يك روز عذاب را از ما بردارد.
قَالُوا أَوَلَمْ تَكُ تَأْتِيكُمْ رُسُلُكُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا بَلَى قَالُوا فَادْعُوا وَمَا دُعَاء الْكَافِرِينَ إِلَّا فِي ضَلَالٍ ﴿۵۰﴾
فولادوند: مىگويند مگر پيامبرانتان دلايل روشن به سوى شما نياوردند مىگويند چرا مىگويند پس بخوانيد و[لى] دعاى كافران جز در بيراهه نيست
مکارم: آنها ميگويند: آيا پيامبران شما با دلائل روشن به سراغتان نيامدند؟ ميگويند: آري آنها ميگويند: پس هر چه ميخواهيد دعا كنيد، ولي دعاي كافران (به جائي نميرسد و) جز در ضلالت نيست.
إِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيَوْمَ يَقُومُ الْأَشْهَادُ ﴿۵۱﴾
فولادوند: در حقيقت ما فرستادگان خود و كسانى را كه گرويدهاند در زندگى دنيا و روزى كه گواهان برپاى مىايستند قطعا يارى مىكنيم
مکارم: ما به طور مسلم رسولان خود، و كساني را كه ايمان آوردهاند، در زندگي دنيا و روزي كه گواهان به پا ميخيزند، ياري ميدهيم.
يَوْمَ لَا يَنفَعُ الظَّالِمِينَ مَعْذِرَتُهُمْ وَلَهُمُ اللَّعْنَةُ وَلَهُمْ سُوءُ الدَّارِ ﴿۵۲﴾
فولادوند: [همان] روزى كه ستمگران را پوزشطلبىشان سود نمىدهد و براى آنان لعنت است و برايشان بدفرجامى آن سراى است
مکارم: روزي كه عذر خواهي ظالمان سودي نميبخشد، و لعنت خدا از آن آنها و خانه (و جايگاه) بد نيز براي آنها است.
وَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى الْهُدَى وَأَوْرَثْنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ الْكِتَابَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: و قطعا موسى را هدايت داديم و به فرزندان اسرائيل تورات را به ميراث نهاديم
مکارم: ما به موسي هدايت بخشيديم و بني اسرائيل را وارثان كتاب (تورات) قرار داديم.
هُدًى وَذِكْرَى لِأُولِي الْأَلْبَابِ ﴿۵۴﴾
فولادوند: [كه] رهنمود و يادكردى براى خردمندان است
مکارم: كتابي كه مايه هدايت و تذكر براي صاحبان عقل بود.
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِكَ وَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ بِالْعَشِيِّ وَالْإِبْكَارِ ﴿۵۵﴾
فولادوند: پس صبر كن كه وعده خدا حق است و براى گناهت آمرزش بخواه و به سپاس پروردگارت شامگاهان و بامدادان ستايشگر باش
مکارم: صبر و شكيبائي پيشه كن كه وعده خدا حق است و براي گناهت استغفار نما و تسبيح و حمد پروردگارت را هر صبح و شام بجا آور.
إِنَّ الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطَانٍ أَتَاهُمْ إِن فِي صُدُورِهِمْ إِلَّا كِبْرٌ مَّا هُم بِبَالِغِيهِ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ﴿۵۶﴾
فولادوند: در حقيقت آنان كه در باره نشانههاى خدا بىآنكه حجتى برايشان آمده باشد به مجادله برمىخيزند در دلهايشان جز بزرگنمايى نيست [و] آنان به آن [بزرگى كه آرزويش را دارند] نخواهند رسيد پس به خدا پناه جوى زيرا او خود شنواى بيناست
مکارم: كساني كه در آيات خداوند بدون دليلي كه از سوي خدا براي آنها آمده باشد ستيزه جوئي ميكنند در دلهايشان فقط تكبر (و غرور) است، و هرگز به منظور خود نخواهد رسيد، بنابراين به خداوند پناه بر كه او شنوا و بينا است.
لَخَلْقُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ أَكْبَرُ مِنْ خَلْقِ النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿۵۷﴾
فولادوند: قطعا آفرينش آسمانها و زمين بزرگتر [و شكوهمندتر] از آفرينش مردم است ولى بيشتر مردم نمىدانند
مکارم: آفرينش آسمانها و زمين از آفرينش انسانها مهمتر است ولي اكثر مردم نميدانند.
وَمَا يَسْتَوِي الْأَعْمَى وَالْبَصِيرُ وَالَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَلَا الْمُسِيءُ قَلِيلًا مَّا تَتَذَكَّرُونَ ﴿۵۸﴾
فولادوند: و نابينا و بينا يكسان نيستند و كسانى كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند [نيز] با [مردم] بدكار [يكسان] نيستند چه اندك پند مىپذيريد
مکارم: هرگز نابينا و بينا مساوي نيستند، همچنين كساني كه ايمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند با بدكاران يكسان نخواهند بود، اما كمتر متذكر ميشويد.
إِنَّ السَّاعَةَ لَآتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فِيهَا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ ﴿۵۹﴾
فولادوند: در حقيقت رستاخيز قطعا آمدنى است در آن ترديدى نيست ولى بيشتر مردم ايمان نمىآورند
مکارم: روز قيامت به طور مسلم خواهد آمد، شكي در آن نيست، ولي اكثر مردم ايمان نميآورند.
وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ ﴿۶۰﴾
فولادوند: و پروردگارتان فرمود مرا بخوانيد تا شما را اجابت كنم در حقيقت كسانى كه از پرستش من كبر مىورزند به زودى خوار در دوزخ درمىآيند
مکارم: پروردگار شما گفته است مرا بخوانيد تا (دعاي) شما را اجابت كنم، كساني كه از عبادت من تكبر ميورزند به زودي با ذلت وارد دوزخ ميشوند.
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَالنَّهَارَ مُبْصِرًا إِنَّ اللَّهَ لَذُو فَضْلٍ عَلَى النَّاسِ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَشْكُرُونَ ﴿۶۱﴾
فولادوند: خدا [همان] كسى است كه شب را براى شما پديد آورد تا در آن آرام گيريد و روز را روشنىبخش [قرار داد] آرى خدا بر مردم بسيار صاحبتفضل است ولى بيشتر مردم سپاس نمىدارند
مکارم: خداوند كسي است كه شب را براي شما آفريد تا در آن بياسائيد، و روز را روشني بخش قرار داد، خداوند نسبت به مردم صاحب فضل و كرم است هر چند اكثر مردم شكرگزاري نميكنند.
ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ خَالِقُ كُلِّ شَيْءٍ لَّا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَأَنَّى تُؤْفَكُونَ ﴿۶۲﴾
فولادوند: اين استخدا پروردگار شما [كه] آفريننده هر چيزى استخدايى جز او نيست پس چگونه [از او] بازگردانيده مىشويد
مکارم: اين است خداوند پروردگار شما كه آفريننده همه چيز است، هيچ معبودي جز او نيست، با اينحال چگونه از راه حق منحرف ميشويد؟!
كَذَلِكَ يُؤْفَكُ الَّذِينَ كَانُوا بِآيَاتِ اللَّهِ يَجْحَدُونَ ﴿۶۳﴾
فولادوند: كسانى كه نشانههاى خدا را انكار مىكردند اين گونه [از خدا] رويگردان مىشوند
مکارم: اينچنين كساني كه آيات خدا را انكار ميكردند منحرف ميشوند.
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ قَرَارًا وَالسَّمَاء بِنَاء وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَرَزَقَكُم مِّنَ الطَّيِّبَاتِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فَتَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۶۴﴾
فولادوند: خدا [همان] كسى است كه زمين را براى شما قرارگاه ساخت و آسمان را بنايى [گردانيد] و شما را صورتگرى كرد و صورتهاى شما را نيكو نمود و از چيزهاى پاكيزه به شما روزى داد اين استخدا پروردگار شما بلندمرتبه و بزرگ استخدا پروردگار جهانيان
مکارم: خداوند كسي است كه زمين را براي شما جايگاه امن و مطمئن قرار داد، و آسمان را همچون سقفي (بالاي سرتان) و شما را صورتگري كرد و صورتتان را نيكو آفريد، و از طيبات به شما روزي داد، اين است خداوند پروردگار شما، جاويد و پر بركت است خداوندي كه پروردگار عالميان است.
هُوَ الْحَيُّ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ فَادْعُوهُ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۶۵﴾
فولادوند: اوست [همان] زندهاى كه خدايى جز او نيست پس او را در حالى كه دين [خود] را براى وى بىآلايش گردانيدهايد بخوانيد سپاس[ها همه] ويژه خدا پروردگار جهانيان است
مکارم: زنده واقعي او است، معبودي جز او وجود ندارد، پس او را بخوانيد و دين خود را براي او خالص كنيد، ستايش مخصوص خداوندي است كه پروردگار جهانيان است.
قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۶۶﴾
فولادوند: بگو من نهى شدهام از اينكه جز خدا كسانى را كه [شما] مىخوانيد پرستش كنم [آن هم] هنگامى كه از جانب پروردگارم مرا دلايل روشن رسيده باشد و مامورم كه فرمانبر پروردگار جهانيان باشم
مکارم: بگو: من نهي شدهام از اينكه معبودهائي را كه شما غير از خدا ميخوانيد بپرستم، و ماءمورم كه تنها در برابر پروردگار عالميان تسليم باشم.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿۶۷﴾
فولادوند: او همان كسى است كه شما را از خاكى آفريد سپس از نطفهاى آنگاه از علقهاى و بعد شما را [به صورت] كودكى برمىآورد تا به كمال قوت خود برسيد و تا سالمند شويد و از ميان شما كسى است كه مرگ پيشرس مىيابد و تا [بالاخره] به مدتى كه مقرر است برسيد و اميد كه در انديشه فرو رويد
مکارم: او كسي است كه شما را از خاك آفريد سپس از نطفه، بعد از علقه (خون منعقد) سپس شما را به صورت طفلي بيرون ميفرستد، بعد به مرحله كمال قوت ميرسيد، بعد از آن پير ميشويد، و (در اين ميان) گروهي از شما پيش از رسيدن به اين مرحله ميميرند، و هدف اين است به سرآمد عمر خود برسيد و شايد تعقل كنيد.
هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ ﴿۶۸﴾
فولادوند: او همان كسى است كه زنده مىكند و مىميراند و چون به كارى حكم كند همين قدر به آن مىگويد باش بىدرنگ موجود مىشود
مکارم: او كسي است كه زنده ميكند و ميميراند، و هنگامي كه چيزي را اراده كند تنها به آن ميگويد: موجود باش! او نيز بلافاصله موجود ميشود.
أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: آيا كسانى را كه در [ابطال] آيات خدا مجادله مىكنند نديدهاى [كه] تا كجا [از حقيقت] انحراف حاصل كردهاند
مکارم: آيا نديدي كساني را كه مجادله در آيات ما ميكنند چگونه از راه حق منحرف ميشوند؟
الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿۷۰﴾
فولادوند: كسانى كه كتاب [خدا] و آنچه را كه فرستادگان خود را بدان گسيل داشتهايم تكذيب كردهاند به زودى خواهند دانست
مکارم: كساني كه كتاب (آسماني) و آنچه را بر فرستادگان خود نازل كرديم تكذيب كردند، اما به زودي (نتيجه كار خود را) ميفهمند.
إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: هنگامى كه غلها در گردنهايشان [افتاده] و [با] زنجيرها كشانيده مىشوند
مکارم: در آن هنگام كه غلها و زنجيرها بر گردن آنان قرار گرفته و آنها را ميكشند.
فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ ﴿۷۲﴾
فولادوند: در ميان جوشاب [و] آنگاه در آتش برافروخته مىشوند
مکارم: و در آب جوشان وارد ميكنند، سپس در آتش دوزخ افروخته ميشوند!
ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ ﴿۷۳﴾
فولادوند: آنگاه به آنان گفته مىشود آنچه را در برابر خدا [با او] شريك مىساختيد كجايند
مکارم: سپس به آنها گفته ميشود: كجا هستند آنچه را شريك خدا قرار ميداديد؟
مِن دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَل لَّمْ نَكُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَيْئًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ ﴿۷۴﴾
فولادوند: مىگويند گمشان كرديم بلكه پيشتر [هم] ما چيزى را نمىخوانديم اين گونه خدا كافران را بىراه مىگذارد
مکارم: همان معبودهائي را كه جز خدا پرستش ميكرديد؟ آنها ميگويند: همه از نظر ما پنهان و گم شدند، بلكه ما اصلا قبل از اين چيزي پرستش نميكرديم! اينگونه خداوند كافران را گمراه ميسازد!
ذَلِكُم بِمَا كُنتُمْ تَفْرَحُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَبِمَا كُنتُمْ تَمْرَحُونَ ﴿۷۵﴾
فولادوند: اين [عقوبت] به سبب آن است كه در زمين به ناروا شادى و سرمستى مىكرديد و بدان سبب است كه [سخت به خود] مىنازيديد
مکارم: اين به خاطر آن است كه به ناحق در زمين شادي ميكرديد و از روي غرور و مستي به خوشحالي ميپرداختيد.
ادْخُلُوا أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ﴿۷۶﴾
فولادوند: از درهاى دوزخ درآييد در آن جاودان [بمانيد] چه بد است جاى سركشان
مکارم: از درهاي جهنم وارد شويد، و جاودانه در آن بمانيد، و چه بد جايگاهي است جايگاه متكبران؟!
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذِي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنَا يُرْجَعُونَ ﴿۷۷﴾
فولادوند: پس صبر كن كه وعده خدا راست است پس چه پارهاى از آنچه را كه به آنان وعده دادهايم به تو بنمايانيم چه تو را از دنيا ببريم [در هر صورت آنان] به سوى ما بازگردانيده مىشوند
مکارم: صبر كن كه وعده خدا حق است، هر گاه قسمتي از مجازاتهائي را كه به آنها وعده دادهايم در حال حياتت به تو ارائه دهيم، يا تو را (پيش از آن) از دنيا ببريم (مهم نيست) چرا كه بازگشت آنها به سوي ماست.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِكَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَيْكَ وَمِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَيْكَ وَمَا كَانَ لِرَسُولٍ أَنْ يَأْتِيَ بِآيَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ فَإِذَا جَاء أَمْرُ اللَّهِ قُضِيَ بِالْحَقِّ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْمُبْطِلُونَ ﴿۷۸﴾
فولادوند: و مسلما پيش از تو فرستادگانى را روانه كرديم برخى از آنان را [ماجرايشان را] بر تو حكايت كردهايم و برخى از ايشان را بر تو حكايت نكردهايم و هيچ فرستادهاى را نرسد كه بىاجازه خدا نشانهاى بياورد پس چون فرمان خدا برسد به حق داورى مىشود و آنجاست كه باطلكاران زيان مىكنند
مکارم: ما پيش از تو رسولاني فرستاديم، گروهي از آنان سرگذشتشان را براي تو بازگو كردهايم، و گروهي را براي تو بازگو نكردهايم، هيچ پيامبري حق نداشت معجزهاي جز به فرمان خدا بياورد، و هنگامي كه فرمان خداوند (براي مجازات آنها) صادر شود در ميان آنها به حق داوري خواهد شد، و در آن هنگام اهل باطل زيان خواهند كرد.
اللَّهُ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَنْعَامَ لِتَرْكَبُوا مِنْهَا وَمِنْهَا تَأْكُلُونَ ﴿۷۹﴾
فولادوند: خدا [همان] كسى است كه چهارپايان را براى شما پديد آورد تا از برخى از آنها سوارى گيريد و از برخى از آنها بخوريد
مکارم: خداوند كسي است كه چهار پايان را براي شما آفريد تا بعضي را سوار شويد، و از بعضي تغذيه كنيد.
وَلَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ وَلِتَبْلُغُوا عَلَيْهَا حَاجَةً فِي صُدُورِكُمْ وَعَلَيْهَا وَعَلَى الْفُلْكِ تُحْمَلُونَ ﴿۸۰﴾
فولادوند: و در آنها براى شما سودهاست تا با [سوار شدن بر] آنها به مقصودى كه در دلهايتان است برسيد و بر آنها و بر كشتى حمل مىشويد
مکارم: و براي شما در آنها منافع قابل ملاحظهاي (غير از اينها) است، منظور اين است، كه به وسيله آنها به مقصدي كه در دل داريد برسيد، و بر آنها و بر كشتيها سوار ميشويد.
وَيُرِيكُمْ آيَاتِهِ فَأَيَّ آيَاتِ اللَّهِ تُنكِرُونَ ﴿۸۱﴾
فولادوند: و نشانههاى [قدرت] خويش را به شما مىنماياند پس كدام يك از آيات خدا را انكار مىكنيد
مکارم: او آياتش را همواره به شما نشان ميدهد، كداميك از آيات او را انكار ميكنيد؟!
أَفَلَمْ يَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَيَنظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا أَكْثَرَ مِنْهُمْ وَأَشَدَّ قُوَّةً وَآثَارًا فِي الْأَرْضِ فَمَا أَغْنَى عَنْهُم مَّا كَانُوا يَكْسِبُونَ ﴿۸۲﴾
فولادوند: آيا در زمين نگشتهاند تا ببينند فرجام كسانى كه پيش از آنان بودند چگونه بوده است [آنها به مراتب از حيث تعداد] بيشتر از آنان و [از حيث] نيرو و آثار در روى زمين استوارتر بودند و[لى] آنچه به دست مىآوردند به حالشان سودى نبخشيد
مکارم: آيا آنها روي زمين سير نكردند تا ببينند عاقبت كساني كه پيش از آنها بودند چه شد؟ همانها كه نفراتشان از اينها بيشتر، و قوت و آثارشان در زمين فزونتر بود، هرگز آنچه را به دست ميآوردند نتوانست آنها را (در برابر عذاب الهي) بينياز سازد.
فَلَمَّا جَاءتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِندَهُم مِّنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون ﴿۸۳﴾
فولادوند: و چون پيامبرانشان دلايل آشكار برايشان آوردند به آن چيز [مختصرى] از دانش كه نزدشان بود خرسند شدند و [سرانجام] آنچه به ريشخند مىگرفتند آنان را فروگرفت
مکارم: هنگامي كه رسولان آنها با دلائل روشن به سراغ آنان آمدند به معلوماتي كه خود داشتند خوشحال بودند (و غير آن را هيچ ميشمردند) ولي آنچه را (عذاب) به سخريه ميگرفتند بر آنها فرود آمد!
فَلَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا قَالُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَكَفَرْنَا بِمَا كُنَّا بِهِ مُشْرِكِينَ ﴿۸۴﴾
فولادوند: پس چون سختى [عذاب] ما را ديدند گفتند فقط به خدا ايمان آورديم و بدانچه با او شريك مىگردانيديم كافريم
مکارم: هنگامي كه شدت عذاب ما را ديدند گفتند: هم اكنون به خداوند يگانه ايمان آوريم و به معبودهائي كه شريك او ميشمرديم كافر شديم.
فَلَمْ يَكُ يَنفَعُهُمْ إِيمَانُهُمْ لَمَّا رَأَوْا بَأْسَنَا سُنَّتَ اللَّهِ الَّتِي قَدْ خَلَتْ فِي عِبَادِهِ وَخَسِرَ هُنَالِكَ الْكَافِرُونَ ﴿۸۵﴾
فولادوند: و[لى] هنگامى كه عذاب ما را مشاهده كردند ديگر ايمانشان براى آنها سودى نداد نتخداست كه از [ديرباز] در باره بندگانش چنين جارى شده و آنجاست كه ناباوران زيان كردهاند
مکارم: اما هنگامي كه عذاب ما را مشاهده كردند ايمان آنها به حالشان سودي نداشت، اين سنت الهي در مورد بندگان پيشين او است، و كافران در آن هنگام زيانكار شدند.
صافات
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
وَالصَّافَّاتِ صَفًّا ﴿۱﴾
فولادوند: سوگند به صف بستگان كه صفى [با شكوه] بستهاند
مکارم: سوگند به آنها كه صف كشيدهاند (و صفوف خود را منظم ساختهاند).
فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا ﴿۲﴾
فولادوند: و به زجركنندگان كه به سختى زجر مىكنند
مکارم: همانها كه قويا نهي ميكنند (و باز ميدارند).
فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا ﴿۳﴾
فولادوند: و به تلاوتكنندگان [آيات الهى]
مکارم: و آنها كه پي درپي ذكر (الهي) را تلاوت ميكنند.
إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ ﴿۴﴾
فولادوند: كه قطعا معبود شما يگانه است
مکارم: كه معبود شما مسلما يكتاست.
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ ﴿۵﴾
فولادوند: پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است و پروردگار خاورها
مکارم: پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست و پروردگار مشرقها!
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ﴿۶﴾
فولادوند: ما آسمان اين دنيا را به زيور اختران آراستيم
مکارم: ما آسمان پائين را با ستارگان تزيين كرديم.
وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ ﴿۷﴾
فولادوند: و [آن را] از هر شيطان سركشى نگاه داشتيم
مکارم: و آن را از هر شيطان خبيثي حفظ نموديم.
لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ ﴿۸﴾
فولادوند: [به طورى كه] نمىتوانند به انبوه [فرشتگان] عال م بالا گوش فرا دهند و از هر سوى پرتاب مىشوند
مکارم: آنها نميتوانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند (و هرگاه چنين بخواهند) از هر سو هدف تيرها قرار ميگيرند!
دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿۹﴾
فولادوند: با شدت به دور رانده مىشوند و برايشان عذابى دايم است
مکارم: آنها به شدت به عقب رانده ميشوند، و براي آنان عذاب دائم است.
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿۱۰﴾
فولادوند: مگر كسى كه [از سخن بالاييان] يكباره استراق سمع كند كه شهابى شكافنده از پى او مىتازد
مکارم: مگر آنها كه در لحظهاي كوتاه براي استراق سمع به آسمان نزديك شوند كه شهاب ثاقب آنها را تعقيب ميكند!
فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ ﴿۱۱﴾
فولادوند: پس [از كافران] بپرس آيا ايشان [از نظر] آفرينش سختترند يا كسانى كه [در آسمانها] خلق كرديم ما آنان را از گلى چسبنده پديد آورديم
مکارم: از آنها بپرس: آيا آفرينش (و معاد) آنان سختتر است يا آفرينش فرشتگان (و آسمانها و زمين) ما آنها را از گل چسبندهاي آفريديم.
بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ ﴿۱۲﴾
فولادوند: بلكه عجب مىدارى و [آنها] ريشخند مىكنند
مکارم: تو از انكار آنها تعجب ميكني، ولي آنها مسخره ميكنند!
وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: و چون پند داده شوند عبرت نمىگيرند
مکارم: و هنگامي كه به آنها تذكر داده شود هرگز متذكر نميشوند.
وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ ﴿۱۴﴾
فولادوند: و چون آيتى ببينند به ريشخند مىپردازند
مکارم: و هنگامي كه معجزهاي را ببينند ديگران را نيز به استهزا دعوت ميكنند!
وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿۱۵﴾
فولادوند: و مىگويند اين جز سحرى آشكار نيست
مکارم: و ميگويند اين فقط سحر آشكاري است.
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿۱۶﴾
فولادوند: آيا چون مرديم و خاك و استخوانهاى [خرد] گرديديم آيا راستى برانگيخته مىشويم
مکارم: آنها ميگويند آيا هنگامي كه ما مرديم و خاك و استخوان شديم بار ديگر برانگيخته خواهيم شد!
أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: و همين طور پدران اوليه ما
مکارم: يا پدران نخستين ما (باز ميگردند)؟
قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَاخِرُونَ ﴿۱۸﴾
فولادوند: بگو آرى در حالى كه شما خواريد
مکارم: بگو آري، همه شما زنده ميشويد، در حالي كه خوار و كوچك خواهيد بود.
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: و آن تنها يك فرياد است و بس و بناگاه آنان به تماشا خيزند
مکارم: تنها يك صيحه عظيم واقع ميشود ناگهان همه (از قبرها بر ميخيزند و) نگاه ميكنند.
وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّينِ ﴿۲۰﴾
فولادوند: و مىگويند اى واى بر ما اين است روز جزا
مکارم: و ميگويند: اي واي بر ما اين روز جزا است.
هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿۲۱﴾
فولادوند: اين است همان روز داورى كه آن را تكذيب مىكرديد
مکارم: (آري) اين همان روز جدائي است كه شما آن را تكذيب ميكرديد (جداي حق از باطل).
احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿۲۲﴾
فولادوند: كسانى را كه ستم كردهاند با همرديفانشان و آنچه غير از خدا مىپرستيدهاند
مکارم: (در اين هنگام به فرشتگان دستور داده ميشود) ظالمان و همرديفان آنها و آنچه را ميپرستيدند …
مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ ﴿۲۳﴾
فولادوند: گرد آوريد و به سوى راه جهنم رهبرىشان كنيد
مکارم: (آري آنچه را) جز خدا ميپرستيدند جمع كنيد و به سوي راه دوزخ هدايتشان نمائيد.
وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ ﴿۲۴﴾
فولادوند: و بازداشتشان نماييد كه آنها مسؤولند
مکارم: آنها را متوقف سازيد كه بايد بازپرسي شوند.
مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ ﴿۲۵﴾
فولادوند: شما را چه شده است كه همديگر را يارى نمىكنيد
مکارم: شما چرا از هم ياري نميطلبيد.
بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ ﴿۲۶﴾
فولادوند: [نه] بلكه امروز آنان از در تسليم درآمدگانند
مکارم: ولي آنها در آن روز تسليم قدرت خداوندند.
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ ﴿۲۷﴾
فولادوند: و بعضى روى به بعضى ديگر مىآورند [و] از يكديگر مىپرسند
مکارم: (و در اينحال) آنها رو به يكديگر كرده و از هم سؤ ال ميكنند …
قَالُوا إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ ﴿۲۸﴾
فولادوند: [و] مىگويند شما [ظاهرا] از در راستى با ما درمىآمديد [و خود را حق به جانب مىنموديد]
مکارم: گروهي ميگويند: (شما رهبران گمراه ما) از طريق خيرخواهي و نيكي وارد شديد (اما جز مكر و فريب چيزي در كارتان نبود).
قَالُوا بَل لَّمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: [متهمان] مىگويند [نه] بلكه با ايمان نبوديد
مکارم: (آنها در جواب) ميگويند: شما خودتان اهل ايمان نبوديد (تقصير ما چيست)؟
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ ﴿۳۰﴾
فولادوند: و ما را بر شما هيچ تسلطى نبود بلكه خودتان سركش بوديد
مکارم: ما هيچگونه سلطهاي بر شما نداشتيم، بلكه شما خود قومي طغيانگر بوديد!
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: پس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد ما واقعا بايد [عذاب را] بچشيم
مکارم: اكنون فرمان خدا بر همه ما مسلم شده، و همگي از عذاب او ميچشيم.
فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ ﴿۳۲﴾
فولادوند: و شما را گمراه كرديم زيرا خودمان گمراه بوديم
مکارم: (آري) ما شما را گمراه كرديم همانگونه كه خود گمراه بوديم.
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿۳۳﴾
فولادوند: پس در حقيقت آنان در آن روز در عذاب شريك يكديگرند
مکارم: همه آنها (پيشوايان و پيروان گمراه) در آن روز در عذاب الهي مشتركند.
إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ﴿۳۴﴾
فولادوند: [آرى] ما با مجرمان چنين رفتار مىكنيم
مکارم: (آري) ما اينگونه با مجرمان رفتار ميكنيم.
إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿۳۵﴾
فولادوند: چرا كه آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مىشد خدايى جز خداى يگانه نيست تكبر مىورزيدند
مکارم: چرا كه وقتي به آنها لا اله الا الله گفته ميشد استكبار ميكردند.
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ ﴿۳۶﴾
فولادوند: و مىگفتند آيا ما براى شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم
مکارم: و پيوسته ميگفتند: آيا ما خدايان خود را به خاطر شاعر ديوانهاي رها كنيم؟!
بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳۷﴾
فولادوند: ولى نه [او] حقيقت را آورده و فرستادگان را تصديق كرده است
مکارم: چنين نيست، او حق آورده، و پيامبران پيشين را تصديق كرده است.
إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ ﴿۳۸﴾
فولادوند: در واقع شما عذاب پر درد را خواهيد چشيد
مکارم: اما شما (مستكبران كوردل) به طور مسلم عذاب دردناك (الهي) را خواهيد چشيد.
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۳۹﴾
فولادوند: و جز آنچه مىكرديد جزا نمىيابيد
مکارم: و جز به اعمالي كه انجام ميداديد جزا داده نميشويد.
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۴۰﴾
فولادوند: مگر بندگان پاكدل خدا
مکارم: جز بندگان مخلص پروردگار (كه از همه اين مجازاتها بركنارند).
أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ ﴿۴۱﴾
فولادوند: آنان روزى معين خواهند داشت
مکارم: براي آنها (بندگان مخلص) روزي معين و ويژهاي است.
فَوَاكِهُ وَهُم مُّكْرَمُونَ ﴿۴۲﴾
فولادوند: [انواع] ميوهها و آنان مورد احترام خواهند بود
مکارم: ميوههاي گوناگون پر ارزش، و آنها مورد احترامند.
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿۴۳﴾
فولادوند: در باغهاى پر نعمت
مکارم: در باغهاي پرنعمت بهشت.
عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ ﴿۴۴﴾
فولادوند: بر سريرها در برابر همديگر [مىنشينند]
مکارم: بر تختها روبروي يكديگر تكيه زدهاند.
يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِن مَّعِينٍ ﴿۴۵﴾
فولادوند: با جامى از باده ناب پيرامونشان به گردش درمىآيند
مکارم: گرداگرد آنها قدحهاي لبريز از شراب طهور را ميگردانند
بَيْضَاء لَذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: [بادهاى] سختسپيد كه نوشندگان را لذتى [خاص] مىدهد
مکارم: شرابي كه سفيد و درخشنده و لذتبخش براي نوشندگان است.
لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: نه در آن فساد عقل است و نه ايشان از آن به بدمستى [و فرسودگى] مىافتند
مکارم: شرابي كه نه در آن مايه فساد عقل است نه موجب مستي ميگردد.
وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ ﴿۴۸﴾
فولادوند: و نزدشان [دلبرانى] فروهشتهنگاه و فراخديده باشند
مکارم: و نزد آنها همسراني است كه جز به شوهران خود عشق نميورزند و چشماني درشت (و زيبا) دارند.
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ ﴿۴۹﴾
فولادوند: [از شدت سپيدى] گويى تخم شتر مرغ [زير پ ر ]ند
مکارم: گوئي (از لطافت و سفيدي) همچون تخم مرغهايي هستند كه (در زير بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انساني هرگز آن را لمس نكرده است).
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: پس برخىشان به برخى روى نموده و از همديگر پرسوجو مىكنند
مکارم: (در حالي كه آنها غرق گفتگو هستند) و بعضي رو به بعضي ديگر كرده سؤ ال ميكنند …
قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ ﴿۵۱﴾
فولادوند: گويندهاى از آنان مىگويد راستى من [در دنيا] همنشينى داشتم
مکارم: يكي از آنها ميگويد: من همنشيني داشتم.
يَقُولُ أَئِنَّكَ لَمِنْ الْمُصَدِّقِينَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: [كه به من] مىگفت آيا واقعا تو از باوردارندگانى
مکارم: كه پيوسته ميگفت: آيا (به راستي) تو اين سخن را باور كردهاي ؟…
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَدِينُونَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: آيا وقتى مرديم و خاك و [مشتى] استخوان شديم آيا واقعا جزا مىيابيم
مکارم: كه وقتي ما مرديم و خاك و استخوان شديم (بار ديگر) زنده ميشويم، و جزا داده خواهيم شد؟!
قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ ﴿۵۴﴾
فولادوند: [مؤمن] مىپرسد آيا شما اطلاع داريد [كجاست]
مکارم: (سپس) ميگويد: آيا شما ميتوانيد از او خبري بگيريد؟
فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاء الْجَحِيمِ ﴿۵۵﴾
فولادوند: پس اطلاع حاصل مىكند و او را در ميان آتش مىبيند
مکارم: اينجاست كه به جستجو بر ميخيزد و نگاهي ميكند ناگهان او را در وسط جهنم ميبيند!
قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدتَّ لَتُرْدِينِ ﴿۵۶﴾
فولادوند: [و] مىگويد به خدا سوگند چيزى نمانده بود كه تو مرا به هلاكت اندازى
مکارم: مي گويد: به خدا سوگند چيزي نمانده بود كه مرا نيز به هلاكت بكشاني!
وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ﴿۵۷﴾
فولادوند: و اگر رحمت پروردگارم نبود هرآينه من [نيز] از احضارشدگان بودم
مکارم: و هر گاه نعمت پروردگارم نبود من نيز از احضار شدگان در دوزخ بودم!
أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ﴿۵۸﴾
فولادوند: [و از روى شوق مىگويد] آيا ديگر روى مرگ نمىبينيم
مکارم: (اي دوستان) آيا ما هرگز نميميريم ؟ (و در بهشت جاودانه خواهيم بود).
إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿۵۹﴾
فولادوند: جز همان مرگ نخستين خود و ما هرگز عذاب نخواهيم شد
مکارم: و جز همان مرگ اول مرگي به سراغ ما نخواهد آمد و ما هرگز مجازات نخواهيم شد؟ (چه نعمتي براي خداي من!).
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۶۰﴾
فولادوند: راستى كه اين همان كاميابى بزرگ است
مکارم: راستي اين پيروزي بزرگي است.
لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلْ الْعَامِلُونَ ﴿۶۱﴾
فولادوند: براى چنين [پاداشى] بايد كوشندگان بكوشند
مکارم: آري براي مثل اين پاداش تلاشگران بايد بكوشند.
أَذَلِكَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ﴿۶۲﴾
فولادوند: آيا از نظر پذيرايى اين بهتر استيا درخت زقوم
مکارم: آيا اين (نعمتهاي جاويدان بهشت) بهتر است يا درخت (نفرت انگيز) زقوم؟!
إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِّلظَّالِمِينَ ﴿۶۳﴾
فولادوند: در حقيقت ما آن را براى ستمگران [مايه آزمايش و] عذابى گردانيديم
مکارم: ما آن را مايه درد و رنج ظالمان قرار داديم.
إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ ﴿۶۴﴾
فولادوند: آن درختى است كه از قعر آتش سوزان مىرويد
مکارم: درختي است كه از قعر جهنم ميرويد!
طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّيَاطِينِ ﴿۶۵﴾
فولادوند: ميوهاش گويى چون كلههاى شياطين است
مکارم: شكوفه آن مانند كلههاي شياطين است.
فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۶۶﴾
فولادوند: پس [دوزخيان] حتما از آن مىخورند و شكمها را از آن پر مىكنند
مکارم: آنها (مجرمان) از آن ميخورند و شكم خود را از آن پر ميكنند.
ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِّنْ حَمِيمٍ ﴿۶۷﴾
فولادوند: سپس ايشان را بر سر آن آميغى از آب جوشان است
مکارم: سپس روي آن آب داغ متعفني مينوشند.
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ ﴿۶۸﴾
فولادوند: آنگاه بازگشتشان بىگمان به سوى دوزخ است
مکارم: سپس بازگشت آنها به سوي جهنم است.
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءهُمْ ضَالِّينَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: آنها پدران خود را گمراه يافتند
مکارم: چرا كه آنها پدران خود را گمراه يافتند.
فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ ﴿۷۰﴾
فولادوند: پس ايشان به دنبال آنها مىشتابند
مکارم: با اينحال با سرعت به دنبال آنان ميدوند.
وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: و قطعا پيش از آنها بيشتر پيشينيان به گمراهى افتادند
مکارم: قبل از آنها اكثر پيشينيان (نيز) گمراه شدند.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ ﴿۷۲﴾
فولادوند: و حال آنكه مسلما در ميانشان هشداردهندگانى فرستاديم
مکارم: ما در ميان آنها انذاركنندگاني فرستاديم.
فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ ﴿۷۳﴾
فولادوند: پس ببين فرجام هشداردادهشدگان چگونه بود
مکارم: بنگر عاقبت انذارشوندگان چگونه بود؟
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۷۴﴾
فولادوند: به استثناى بندگان پاكدل خدا
مکارم: مگر بندگان مخلص ما!
وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿۷۵﴾
فولادوند: و نوح ما را ندا داد و چه نيك اجابتكننده بوديم
مکارم: نوح ما را ندا كرد (و ما دعاي او را اجابت كرديم)، و چه خوب اجابت كنندهاي هستيم.
وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿۷۶﴾
فولادوند: و او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم
مکارم: و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهائي بخشيديم.
وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِينَ ﴿۷۷﴾
فولادوند: و [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم
مکارم: و فرزندانش را بازماندگان (روي زمين) قرار داديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۷۸﴾
فولادوند: و در ميان آيندگان [آوازه نيك] او را بر جاى گذاشتيم
مکارم: و نام نيك او را در ميان امتهاي بعد باقي گذارديم.
سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿۷۹﴾
فولادوند: درود بر نوح در ميان جهانيان
مکارم: سلام باد بر نوح در ميان جهانيان.
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۸۰﴾
فولادوند: ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مىدهيم
مکارم: ما اينگونه نيكوكاران را پاداش ميدهيم.
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۸۱﴾
فولادوند: به راستى او از بندگان مؤمن ما بود
مکارم: چرا كه او از بندگان با ايمان ما بود.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿۸۲﴾
فولادوند: سپس ديگران را غرق كرديم
مکارم: سپس ديگران (دشمنان او) را غرق كرديم.
وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ ﴿۸۳﴾
فولادوند: و بىگمان ابراهيم از پيروان اوست
مکارم: و از پيروان او (نوح) ابراهيم بود.
إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۴﴾
فولادوند: آنگاه كه با دلى پاك به [پيشگاه] پروردگارش آمد
مکارم: به خاطر بياور هنگامي را كه با قلب سليم به پيشگاه پروردگارش آمد.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿۸۵﴾
فولادوند: چون به پدر[خوانده] و قوم خود گفت چه مىپرستيد
مکارم: هنگامي كه به پدر و قومش گفت: اينها چه چيز است كه ميپرستيد؟!
أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ ﴿۸۶﴾
فولادوند: آيا غير از آنها به دروغ خدايانى [ديگر] مىخواهيد
مکارم: آيا غير از خدا، به سراغ اين معبودان دروغين ميرويد؟
فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۸۷﴾
فولادوند: پس گمانتان به پروردگار جهانها چيست
مکارم: شما درباره پروردگار عالميان چه گمان ميبريد؟
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ﴿۸۸﴾
فولادوند: پس نظرى به ستارگان افكند
مکارم: (سپس) او نگاهي به ستارگان افكند.
فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ ﴿۸۹﴾
فولادوند: و گفت من كسالت دارم
مکارم: و گفت من بيمارم (و با شما به مراسم جشن نميآيم).
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ﴿۹۰﴾
فولادوند: پس پشتكنان از او روى برتافتند
مکارم: آنها از او روي برتافته و به او پشت كردند (و به سرعت دور شدند).
فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿۹۱﴾
فولادوند: تا نهانى به سوى خدايانشان رفت و [به ريشخند] گفت آيا غذا نمىخوريد
مکارم: (او وارد بتخانه شد) مخفيانه نگاهي به معبودان آنها كرد و از روي تمسخر گفت: چرا از اين غذاها نميخوريد؟
مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ﴿۹۲﴾
فولادوند: شما را چه شده كه سخن نمىگوييد
مکارم: (اصلا) چرا سخن نميگوئيد؟!
فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ ﴿۹۳﴾
فولادوند: پس با دست راست بر سر آنها زدن گرفت
مکارم: سپس ضربهاي محكم با دست راست و با توجه بر پيكر آنها فرود آورد (و همه را جز بت بزرگ در هم شكست)
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿۹۴﴾
فولادوند: تا دوان دوان سوى او روىآور شدند
مکارم: آنها با سرعت به سراغ او آمدند.
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿۹۵﴾
فولادوند: [ابراهيم] گفت آيا آنچه را مىتراشيد مىپرستيد
مکارم: او (ابراهيم) گفت: آيا چيزي را ميپرستيد كه با دست خود ميتراشيد؟
وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿۹۶﴾
فولادوند: با اينكه خدا شما و آنچه را كه برمىسازيد آفريده است
مکارم: با اينكه خداوند هم شما را آفريده و هم بتهائي را كه ميسازيد!
قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ﴿۹۷﴾
فولادوند: گفتند برايش [كوره]خانهاى بسازيد و در آتشش بيندازيد
مکارم: آنها گفتند بناي مرتفعي براي او بسازيد، و او را در جهنمياز آتش بيفكنيد!
فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ﴿۹۸﴾
فولادوند: پس خواستند به از نيرنگى زنند و[لى] ما آنان را پست گردانيديم
مکارم: آنها طرحي براي نابودي ابراهيم ريخته بودند ولي ما آنها را پست و مغلوب ساختيم.
وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿۹۹﴾
فولادوند: و [ابراهيم] گفت من به سوى پروردگارم رهسپارم زودا كه مرا راه نمايد
مکارم: (او از اين مهلكه به سلامت بيرون آمد) و گفت: من به سوي پروردگارم ميروم او مرا هدايت خواهد كرد.
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۰۰﴾
فولادوند: اى پروردگار من مرا [فرزندى] از شايستگان بخش
مکارم: پروردگارا! به من از (فرزندان) صالح ببخش.
فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ ﴿۱۰۱﴾
فولادوند: پس او را به پسرى بردبار مژده داديم
مکارم: ما او (ابراهيم) را به نوجواني بردبار و پر استقامت بشارت داديم.
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿۱۰۲﴾
فولادوند: و وقتى با او به جايگاه سعى رسيد گفت اى پسرك من من در خواب [چنين] مىبينم كه تو را سر مىبرم پس ببين چه به نظرت مىآيد گفت اى پدر من آنچه را مامورى بكن ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت
مکارم: هنگامي كه با او به مقام سعي و كوشش رسيد گفت: فرزندم من در خواب ديدم كه بايد تو را ذبح كنم! بنگر نظر تو چيست ؟ گفت: پدرم هر چه دستور داري اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهي يافت!
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ﴿۱۰۳﴾
فولادوند: پس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند
مکارم: هنگامي كه هر دو تسليم و آماده شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد …
وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿۱۰۴﴾
فولادوند: او را ندا داديم كه اى ابراهيم
مکارم: او را ندا داديم كه اي ابراهيم!
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۰۵﴾
فولادوند: رؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
مکارم: آنچه را در خواب ماموريت يافتي انجام دادي، ما اينگونه نيكوكاران را جزا ميدهيم.
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ ﴿۱۰۶﴾
فولادوند: راستى كه اين همان آزمايش آشكار بود
مکارم: اين مسلما امتحان مهم و آشكاري است.
وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ﴿۱۰۷﴾
فولادوند: و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم
مکارم: ما ذبح عظيمي را فداي او كرديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۰۸﴾
فولادوند: و در [ميان] آيندگان براى او [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم
مکارم: و نام نيك او را در امتهاي بعد باقي گذارديم.
سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ ﴿۱۰۹﴾
فولادوند: درود بر ابراهيم
مکارم: سلام بر ابراهيم باد!
كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۱۰﴾
فولادوند: نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
مکارم: اينگونه نيكوكاران را پاداش ميدهيم.
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۱﴾
فولادوند: در حقيقت او از بندگان با ايمان ما بود
مکارم: او (ابراهيم) از بندگان با ايمان ما است.
وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۱۲﴾
فولادوند: و او را به اسحاق كه پيامبرى از [جمله] شايستگان است مژده داديم
مکارم: ما او را به اسحاق، پيامبري صالح، بشارت داديم.
وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ ﴿۱۱۳﴾
فولادوند: و به او و به اسحاق بركت داديم و از نسل آن دو برخى نيكوكار و [برخى] آشكارا به خود ستمكار بودند
مکارم: ما به او و اسحاق بركت داديم، و از دودمان آنها افرادي نيكوكار به وجود آمدند و افرادي كه آشكارا به خود ستم كردند.
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۱۱۴﴾
فولادوند: و در حقيقت بر موسى و هارون منت نهاديم
مکارم: ما به موسي و هارون نعمت بخشيديم.
وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿۱۱۵﴾
فولادوند: و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانيديم
مکارم: آنها و قومشان را از اندوه بزرگ نجات داديم.
وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ﴿۱۱۶﴾
فولادوند: و آنان را يارى داديم تا ايشان غالب آمدند
مکارم: و آنها را ياري كرديم تا بر دشمنان خود پيروز شدند.
وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ ﴿۱۱۷﴾
فولادوند: و آن دو را كتاب روشن داديم
مکارم: ما به آنها كتاب (آسماني) داديم.
وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۱۱۸﴾
فولادوند: و هر دو را به راه راست هدايت كرديم
مکارم: آنها را به راه راست هدايت كرديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۱۹﴾
فولادوند: و براى آن دو در [ميان] آيندگان [نام نيك] به جاى گذاشتيم
مکارم: و ذكر خير آنها را در اقوام بعد باقي گذارديم.
سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۱۲۰﴾
فولادوند: درود بر موسى و هارون
مکارم: سلام بر موسي و هارون.
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۲۱﴾
فولادوند: ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
مکارم: ما اينگونه نيكوكاران را پاداش ميدهيم.
إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۲۲﴾
فولادوند: زيرا آن دو از بندگان با ايمان ما بودند
مکارم: آنها از بندگان مؤ من ما بودند.
وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنْ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۲۳﴾
فولادوند: و به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود
مکارم: و الياس از رسولان ما بود.
إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۲۴﴾
فولادوند: چون به قوم خود گفت آيا پروا نمىداريد
مکارم: به خاطر بياور هنگامي كه به قومش گفت: آيا تقوا پيشه نميكنيد؟
أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ ﴿۱۲۵﴾
فولادوند: آيا بعل را مىپرستيد و بهترين آفرينندگان را وامىگذاريد
مکارم: آيا بت بعل را ميخوانيد و بهترين خالقها را رها ميسازيد؟!
اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۲۶﴾
فولادوند: [يعنى] خدا را كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست
مکارم: خدائي كه پروردگار شما و پروردگار نياكان شما است.
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿۱۲۷﴾
فولادوند: پس او را دروغگو شمردند و قطعا آنها [در آتش] احضار خواهند شد
مکارم: اما آنها او را تكذيب كردند ولي مسلما همگي در دادگاه عدل الهي احضار ميشوند.
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۲۸﴾
فولادوند: مگر بندگان پاكدين خدا
مکارم: مگر بندگان مخلص خدا.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۲۹﴾
فولادوند: و براى او در [ميان] آيندگان [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم
مکارم: ما نام نيك او (الياس) را در ميان امتهاي بعد برقرار ساختيم.
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ ﴿۱۳۰﴾
فولادوند: درود بر پيروان الياس
مکارم: سلام بر الياسين.
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳۱﴾
فولادوند: ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مىدهيم
مکارم: ما اينگونه نيكوكاران را پاداش ميدهيم.
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۳۲﴾
فولادوند: زيرا او از بندگان با ايمان ما بود
مکارم: او از بندگان مؤ من ما است.
وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۳۳﴾
فولادوند: و در حقيقت لوط از زمره فرستادگان بود
مکارم: لوط از رسولان ما بود.
إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿۱۳۴﴾
فولادوند: آنگاه كه او و همه كسانش را رهانيديم
مکارم: به خاطر بياور زماني را كه او و خاندانش را نجات همگي داديم.
إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿۱۳۵﴾
فولادوند: جز پيرزنى كه در ميان باقىماندگان [و خاكسترشدگان] بود
مکارم: مگر پيرزني كه در ميان آن قوم باقي ماند (و به سرنوشت آنها گرفتار شد).
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ ﴿۱۳۶﴾
فولادوند: سپس ديگران را هلاك كرديم
مکارم: سپس بقيه را نابود كرديم.
وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ ﴿۱۳۷﴾
فولادوند: و در حقيقتشما بر آنان صبحگاهان
مکارم: و شما پيوسته صبحگاهان از كنار (ويرانههاي شهرهاي) آنها عبور ميكنيد …
وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۱۳۸﴾
فولادوند: و شامگاهان مىگذريد آيا به فكر فرو نمىرويد
مکارم: و شبانگاه، آيا نميانديشيد.
وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۳۹﴾
فولادوند: و در حقيقتيونس از زمره فرستادگان بود
مکارم: و يونس از رسولان ما بود.
إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۱۴۰﴾
فولادوند: آنگاه كه به سوى كشتى پر بگريخت
مکارم: به خاطر بياور زماني را كه به سوي كشتي مملو (از جمعيت و بار) فرار كرد.
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنْ الْمُدْحَضِينَ ﴿۱۴۱﴾
فولادوند: پس [سرنشينان] با هم قرعه انداختند و [يونس] از باختگان شد
مکارم: و با آنها قرعه افكند (و قرعه بنام او اصابت كرد و) مغلوب شد.
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿۱۴۲﴾
فولادوند: [او را به دريا افكندند] و عنبرماهى او را بلعيد در حالى كه او نكوهشگر خويش بود
مکارم: (او را به دريا افكندند) و ماهي عظيمي او را بلعيد، در حالي كه مستحق ملامت بود!
فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ ﴿۱۴۳﴾
فولادوند: و اگر او از زمره تسبيحكنندگان نبود
مکارم: و اگر او از تسبيح كنندگان نبود…
لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۴۴﴾
فولادوند: قطعا تا روزى كه برانگيخته مىشوند در شكم آن [ماهى] مىماند
مکارم: تا روز قيامت در شكم ماهي ميماند.
فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِيمٌ ﴿۱۴۵﴾
فولادوند: پس او را در حالى كه ناخوش بود به زمين خشكى افكنديم
مکارم: (به هر حال ما او را رهائي بخشيديم و) او را در يك سرزمين خشك خالي از گياه افكنديم در حالي كه بيمار بود.
وَأَنبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِّن يَقْطِينٍ ﴿۱۴۶﴾
فولادوند: و بر بالاى [سر] او درختى از [نوع] كدوبن رويانيديم
مکارم: و كدوبني بر او رويانديم (تا در سايه برگهاي پهن و مرطوبش آرامش يابد).
وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ﴿۱۴۷﴾
فولادوند: و او را به سوى يكصدهزار [نفر از ساكنان نينوا] يا بيشتر روانه كرديم
مکارم: و او را به سوي جمعيت يكصد هزار نفري، يا بيشتر، فرستاديم.
فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ ﴿۱۴۸﴾
فولادوند: پس ايمان آوردند و تا چندى برخوردارشان كرديم
مکارم: آنها ايمان آوردند و تا مدت معلومي آنان را از مواهب زندگي بهره مند ساختيم.
فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ ﴿۱۴۹﴾
فولادوند: پس از مشركان جويا شو آيا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است
مکارم: از آنها بپرس: آيا پروردگار تو دختراني دارد و پسران از آن آنها است؟!
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ ﴿۱۵۰﴾
فولادوند: يا فرشتگان را مادينه آفريديم و آنان شاهد بودند
مکارم: آيا ما فرشتگان را به صورت دختران آفريديم و آنها ناظر بودند؟!
أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ ﴿۱۵۱﴾
فولادوند: هشدار كه اينان از دروغ پردازى خود قطعا خواهند گفت
مکارم: بدانيد آنها با اين تهمت بزرگشان ميگويند.
وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿۱۵۲﴾
فولادوند: خدا فرزند آورده در حالى كه آنها قطعا دروغگويانند
مکارم: خداوند فرزندي آورده! ولي آنها قطعا دروغ ميگويند!
أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ ﴿۱۵۳﴾
فولادوند: آيا [خدا] دختران را بر پسران برگزيده است
مکارم: آيا دختران را بر پسران ترجيح داده ؟
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿۱۵۴﴾
فولادوند: شما را چه شده چگونه داورى مىكنيد
مکارم: شما چگونه حكم ميكنيد؟ (و هيچ ميفهميد چه ميگوئيد؟).
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿۱۵۵﴾
فولادوند: آيا سر پند گرفتن نداريد
مکارم: آيا متذكر نميشويد؟
أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ ﴿۱۵۶﴾
فولادوند: يا دليلى آشكار [در دست] داريد
مکارم: آيا شما دليل روشني در اين باره داريد؟
فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۵۷﴾
فولادوند: پس اگر راست مىگوييد كتابتان را بياوريد
مکارم: كتابتان را بياوريد اگر راست ميگوييد!
وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿۱۵۸﴾
فولادوند: و ميان خدا و جنها پيوندى انگاشتند و حال آنكه جنيان نيك دانستهاند كه [براى حساب پسدادن] خودشان احضار خواهند شد
مکارم: آنها ميان او و جن (خويشاوندي و) نسبتي قائل شدند، در حالي كه جنيان به خوبي ميدانستند كه اين بت پرستان در دادگاه الهي احضار ميشوند.
سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۱۵۹﴾
فولادوند: خدا منزه است از آنچه در وصف مىآورند
مکارم: منزه است خداوند از توصيفي كه آنها ميكنند.
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۶۰﴾
فولادوند: به استثناى بندگان پاكدل خدا
مکارم: مگر بندگان مخلص خدا.
فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ﴿۱۶۱﴾
فولادوند: در حقيقتشما و آنچه [كه شما آن را] مىپرستيد
مکارم: شما و آنچه پرستش ميكنيد،
مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ ﴿۱۶۲﴾
فولادوند: بر ضد او گمراهگر نيستيد
مکارم: هرگز نميتوانيد كسي را (با آن) فريب دهيد.
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ ﴿۱۶۳﴾
فولادوند: مگر كسى را كه به دوزخ رفتنى است
مکارم: مگر آنها كه ميخواهند در آتش دوزخ بسوزند.
وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ ﴿۱۶۴﴾
فولادوند: و هيچ يك از ما [فرشتگان] نيست مگر [اينكه] براى او [مقام و] مرتبهاى معين است
مکارم: هر يك از ما مقام معلومي داريم.
وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ﴿۱۶۵﴾
فولادوند: و در حقيقت ماييم كه [براى انجام فرمان خدا] صف بستهايم
مکارم: و ما همگي (براي اطاعت فرمان خداوند) به صف ايستادهايم.
وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ ﴿۱۶۶﴾
فولادوند: و ماييم كه خود تسبيحگويانيم
مکارم: و ما همگي تسبيح او ميگوييم.
وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ ﴿۱۶۷﴾
فولادوند: و [مشركان] به تاكيد مىگفتند
مکارم: آنها پيوسته ميگفتند:
لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًا مِّنْ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۶۸﴾
فولادوند: اگر پند [نامها]ى از پيشينيان نزد ما بود
مکارم: اگر يكي از كتب پيشينيان نزد ما بود،
لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۶۹﴾
فولادوند: قطعا از بندگان خالص خدا مىشديم
مکارم: ما از بندگان مخلص خدا بوديم.
فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿۱۷۰﴾
فولادوند: ولى [وقتى قرآن آمد] به آن كافر شدند و زودا كه بدانند
مکارم: (اما هنگامي كه اين كتاب بزرگ آسماني بر آنها نازل شد) آنها به آن كافر شدند ولي بزودي نتيجه كار خود را خواهند دانست.
وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۷۱﴾
فولادوند: و قطعا فرمان ما در باره بندگان فرستاده ما از پيش [چنين] رفته است
مکارم: وعده قطعي ما براي بندگان مرسل ما از قبل مسلم شده.
إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ ﴿۱۷۲﴾
فولادوند: كه آنان [بر دشمنان خودشان] حتما پيروز خواهند شد
مکارم: كه آنها ياري ميشوند.
وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ ﴿۱۷۳﴾
فولادوند: و سپاه ما هرآينه غالبآيندگانند
مکارم: و لشكر ما (در تمام صحنهها) پيروزند.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ﴿۱۷۴﴾
فولادوند: پس تا مدتى [معين] از آنان روى برتاب
مکارم: از آنها روي بگردان تا زمان معيني (تا زماني كه فرمان جهاد صادر شود).
وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷۵﴾
فولادوند: و آنان را بنگر كه خواهند ديد
مکارم: و وضع آنها را بنگر (چه بيمحتوا است) اما به زودي آنها (محصول اعمال خود را) ميبينند.
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿۱۷۶﴾
فولادوند: آيا عذاب ما را شتابزده خواستارند
مکارم: آيا آنها براي عذاب ما عجله ميكنند؟!
فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاء صَبَاحُ الْمُنذَرِينَ ﴿۱۷۷﴾
فولادوند: [پس هشداردادهشدگان را] آنگاه كه عذاب به خانه آنان فرود آيد چه بد صبحگاهى است
مکارم: اما هنگامي كه عذاب ما در صحن خانههاشان فرود آيد صبحگاهان بدي خواهند داشت.
وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ﴿۱۷۸﴾
فولادوند: و از ايشان تا مدتى [معين] روى برتاب
مکارم: از آنها روي بگردان تا زمان معيني.
وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷۹﴾
فولادوند: و بنگر كه خواهند ديد
مکارم: و وضع كارشان را ببين، آنها نيز به زودي (محصول اعمال خود را) ميبينند.
سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۱۸۰﴾
فولادوند: منزه است پروردگار تو پروردگار شكوهمند از آنچه وصف مىكنند
مکارم: منزه است پروردگار، پروردگار عزت (و قدرت) از توصيفهايي كه آنها ميكنند.
وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۸۱﴾
فولادوند: و درود بر فرستادگان
مکارم: و سلام بر رسولان.
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۸۲﴾
فولادوند: و ستايش ويژه خدا پروردگار جهانهاست
مکارم: و حمد و ستايش مخصوص خداوندي است كه پروردگار عالميان است.
به نام خداوند رحمتگر مهربان
وَالصَّافَّاتِ صَفًّا ﴿۱﴾
فولادوند: سوگند به صف بستگان كه صفى [با شكوه] بستهاند
مکارم: سوگند به آنها كه صف كشيدهاند (و صفوف خود را منظم ساختهاند).
فَالزَّاجِرَاتِ زَجْرًا ﴿۲﴾
فولادوند: و به زجركنندگان كه به سختى زجر مىكنند
مکارم: همانها كه قويا نهي ميكنند (و باز ميدارند).
فَالتَّالِيَاتِ ذِكْرًا ﴿۳﴾
فولادوند: و به تلاوتكنندگان [آيات الهى]
مکارم: و آنها كه پي درپي ذكر (الهي) را تلاوت ميكنند.
إِنَّ إِلَهَكُمْ لَوَاحِدٌ ﴿۴﴾
فولادوند: كه قطعا معبود شما يگانه است
مکارم: كه معبود شما مسلما يكتاست.
رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا بَيْنَهُمَا وَرَبُّ الْمَشَارِقِ ﴿۵﴾
فولادوند: پروردگار آسمانها و زمين و آنچه ميان آن دو است و پروردگار خاورها
مکارم: پروردگار آسمانها و زمين و آنچه در ميان آنهاست و پروردگار مشرقها!
إِنَّا زَيَّنَّا السَّمَاء الدُّنْيَا بِزِينَةٍ الْكَوَاكِبِ ﴿۶﴾
فولادوند: ما آسمان اين دنيا را به زيور اختران آراستيم
مکارم: ما آسمان پائين را با ستارگان تزيين كرديم.
وَحِفْظًا مِّن كُلِّ شَيْطَانٍ مَّارِدٍ ﴿۷﴾
فولادوند: و [آن را] از هر شيطان سركشى نگاه داشتيم
مکارم: و آن را از هر شيطان خبيثي حفظ نموديم.
لَا يَسَّمَّعُونَ إِلَى الْمَلَإِ الْأَعْلَى وَيُقْذَفُونَ مِن كُلِّ جَانِبٍ ﴿۸﴾
فولادوند: [به طورى كه] نمىتوانند به انبوه [فرشتگان] عال م بالا گوش فرا دهند و از هر سوى پرتاب مىشوند
مکارم: آنها نميتوانند به (سخنان) فرشتگان عالم بالا گوش فرا دهند (و هرگاه چنين بخواهند) از هر سو هدف تيرها قرار ميگيرند!
دُحُورًا وَلَهُمْ عَذَابٌ وَاصِبٌ ﴿۹﴾
فولادوند: با شدت به دور رانده مىشوند و برايشان عذابى دايم است
مکارم: آنها به شدت به عقب رانده ميشوند، و براي آنان عذاب دائم است.
إِلَّا مَنْ خَطِفَ الْخَطْفَةَ فَأَتْبَعَهُ شِهَابٌ ثَاقِبٌ ﴿۱۰﴾
فولادوند: مگر كسى كه [از سخن بالاييان] يكباره استراق سمع كند كه شهابى شكافنده از پى او مىتازد
مکارم: مگر آنها كه در لحظهاي كوتاه براي استراق سمع به آسمان نزديك شوند كه شهاب ثاقب آنها را تعقيب ميكند!
فَاسْتَفْتِهِمْ أَهُمْ أَشَدُّ خَلْقًا أَم مَّنْ خَلَقْنَا إِنَّا خَلَقْنَاهُم مِّن طِينٍ لَّازِبٍ ﴿۱۱﴾
فولادوند: پس [از كافران] بپرس آيا ايشان [از نظر] آفرينش سختترند يا كسانى كه [در آسمانها] خلق كرديم ما آنان را از گلى چسبنده پديد آورديم
مکارم: از آنها بپرس: آيا آفرينش (و معاد) آنان سختتر است يا آفرينش فرشتگان (و آسمانها و زمين) ما آنها را از گل چسبندهاي آفريديم.
بَلْ عَجِبْتَ وَيَسْخَرُونَ ﴿۱۲﴾
فولادوند: بلكه عجب مىدارى و [آنها] ريشخند مىكنند
مکارم: تو از انكار آنها تعجب ميكني، ولي آنها مسخره ميكنند!
وَإِذَا ذُكِّرُوا لَا يَذْكُرُونَ ﴿۱۳﴾
فولادوند: و چون پند داده شوند عبرت نمىگيرند
مکارم: و هنگامي كه به آنها تذكر داده شود هرگز متذكر نميشوند.
وَإِذَا رَأَوْا آيَةً يَسْتَسْخِرُونَ ﴿۱۴﴾
فولادوند: و چون آيتى ببينند به ريشخند مىپردازند
مکارم: و هنگامي كه معجزهاي را ببينند ديگران را نيز به استهزا دعوت ميكنند!
وَقَالُوا إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ مُّبِينٌ ﴿۱۵﴾
فولادوند: و مىگويند اين جز سحرى آشكار نيست
مکارم: و ميگويند اين فقط سحر آشكاري است.
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَبْعُوثُونَ ﴿۱۶﴾
فولادوند: آيا چون مرديم و خاك و استخوانهاى [خرد] گرديديم آيا راستى برانگيخته مىشويم
مکارم: آنها ميگويند آيا هنگامي كه ما مرديم و خاك و استخوان شديم بار ديگر برانگيخته خواهيم شد!
أَوَآبَاؤُنَا الْأَوَّلُونَ ﴿۱۷﴾
فولادوند: و همين طور پدران اوليه ما
مکارم: يا پدران نخستين ما (باز ميگردند)؟
قُلْ نَعَمْ وَأَنتُمْ دَاخِرُونَ ﴿۱۸﴾
فولادوند: بگو آرى در حالى كه شما خواريد
مکارم: بگو آري، همه شما زنده ميشويد، در حالي كه خوار و كوچك خواهيد بود.
فَإِنَّمَا هِيَ زَجْرَةٌ وَاحِدَةٌ فَإِذَا هُمْ يَنظُرُونَ ﴿۱۹﴾
فولادوند: و آن تنها يك فرياد است و بس و بناگاه آنان به تماشا خيزند
مکارم: تنها يك صيحه عظيم واقع ميشود ناگهان همه (از قبرها بر ميخيزند و) نگاه ميكنند.
وَقَالُوا يَا وَيْلَنَا هَذَا يَوْمُ الدِّينِ ﴿۲۰﴾
فولادوند: و مىگويند اى واى بر ما اين است روز جزا
مکارم: و ميگويند: اي واي بر ما اين روز جزا است.
هَذَا يَوْمُ الْفَصْلِ الَّذِي كُنتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ ﴿۲۱﴾
فولادوند: اين است همان روز داورى كه آن را تكذيب مىكرديد
مکارم: (آري) اين همان روز جدائي است كه شما آن را تكذيب ميكرديد (جداي حق از باطل).
احْشُرُوا الَّذِينَ ظَلَمُوا وَأَزْوَاجَهُمْ وَمَا كَانُوا يَعْبُدُونَ ﴿۲۲﴾
فولادوند: كسانى را كه ستم كردهاند با همرديفانشان و آنچه غير از خدا مىپرستيدهاند
مکارم: (در اين هنگام به فرشتگان دستور داده ميشود) ظالمان و همرديفان آنها و آنچه را ميپرستيدند …
مِن دُونِ اللَّهِ فَاهْدُوهُمْ إِلَى صِرَاطِ الْجَحِيمِ ﴿۲۳﴾
فولادوند: گرد آوريد و به سوى راه جهنم رهبرىشان كنيد
مکارم: (آري آنچه را) جز خدا ميپرستيدند جمع كنيد و به سوي راه دوزخ هدايتشان نمائيد.
وَقِفُوهُمْ إِنَّهُم مَّسْئُولُونَ ﴿۲۴﴾
فولادوند: و بازداشتشان نماييد كه آنها مسؤولند
مکارم: آنها را متوقف سازيد كه بايد بازپرسي شوند.
مَا لَكُمْ لَا تَنَاصَرُونَ ﴿۲۵﴾
فولادوند: شما را چه شده است كه همديگر را يارى نمىكنيد
مکارم: شما چرا از هم ياري نميطلبيد.
بَلْ هُمُ الْيَوْمَ مُسْتَسْلِمُونَ ﴿۲۶﴾
فولادوند: [نه] بلكه امروز آنان از در تسليم درآمدگانند
مکارم: ولي آنها در آن روز تسليم قدرت خداوندند.
وَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ ﴿۲۷﴾
فولادوند: و بعضى روى به بعضى ديگر مىآورند [و] از يكديگر مىپرسند
مکارم: (و در اينحال) آنها رو به يكديگر كرده و از هم سؤ ال ميكنند …
قَالُوا إِنَّكُمْ كُنتُمْ تَأْتُونَنَا عَنِ الْيَمِينِ ﴿۲۸﴾
فولادوند: [و] مىگويند شما [ظاهرا] از در راستى با ما درمىآمديد [و خود را حق به جانب مىنموديد]
مکارم: گروهي ميگويند: (شما رهبران گمراه ما) از طريق خيرخواهي و نيكي وارد شديد (اما جز مكر و فريب چيزي در كارتان نبود).
قَالُوا بَل لَّمْ تَكُونُوا مُؤْمِنِينَ ﴿۲۹﴾
فولادوند: [متهمان] مىگويند [نه] بلكه با ايمان نبوديد
مکارم: (آنها در جواب) ميگويند: شما خودتان اهل ايمان نبوديد (تقصير ما چيست)؟
وَمَا كَانَ لَنَا عَلَيْكُم مِّن سُلْطَانٍ بَلْ كُنتُمْ قَوْمًا طَاغِينَ ﴿۳۰﴾
فولادوند: و ما را بر شما هيچ تسلطى نبود بلكه خودتان سركش بوديد
مکارم: ما هيچگونه سلطهاي بر شما نداشتيم، بلكه شما خود قومي طغيانگر بوديد!
فَحَقَّ عَلَيْنَا قَوْلُ رَبِّنَا إِنَّا لَذَائِقُونَ ﴿۳۱﴾
فولادوند: پس فرمان پروردگارمان بر ما سزاوار آمد ما واقعا بايد [عذاب را] بچشيم
مکارم: اكنون فرمان خدا بر همه ما مسلم شده، و همگي از عذاب او ميچشيم.
فَأَغْوَيْنَاكُمْ إِنَّا كُنَّا غَاوِينَ ﴿۳۲﴾
فولادوند: و شما را گمراه كرديم زيرا خودمان گمراه بوديم
مکارم: (آري) ما شما را گمراه كرديم همانگونه كه خود گمراه بوديم.
فَإِنَّهُمْ يَوْمَئِذٍ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ ﴿۳۳﴾
فولادوند: پس در حقيقت آنان در آن روز در عذاب شريك يكديگرند
مکارم: همه آنها (پيشوايان و پيروان گمراه) در آن روز در عذاب الهي مشتركند.
إِنَّا كَذَلِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ ﴿۳۴﴾
فولادوند: [آرى] ما با مجرمان چنين رفتار مىكنيم
مکارم: (آري) ما اينگونه با مجرمان رفتار ميكنيم.
إِنَّهُمْ كَانُوا إِذَا قِيلَ لَهُمْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ يَسْتَكْبِرُونَ ﴿۳۵﴾
فولادوند: چرا كه آنان بودند كه وقتى به ايشان گفته مىشد خدايى جز خداى يگانه نيست تكبر مىورزيدند
مکارم: چرا كه وقتي به آنها لا اله الا الله گفته ميشد استكبار ميكردند.
وَيَقُولُونَ أَئِنَّا لَتَارِكُوا آلِهَتِنَا لِشَاعِرٍ مَّجْنُونٍ ﴿۳۶﴾
فولادوند: و مىگفتند آيا ما براى شاعرى ديوانه دست از خدايانمان برداريم
مکارم: و پيوسته ميگفتند: آيا ما خدايان خود را به خاطر شاعر ديوانهاي رها كنيم؟!
بَلْ جَاء بِالْحَقِّ وَصَدَّقَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۳۷﴾
فولادوند: ولى نه [او] حقيقت را آورده و فرستادگان را تصديق كرده است
مکارم: چنين نيست، او حق آورده، و پيامبران پيشين را تصديق كرده است.
إِنَّكُمْ لَذَائِقُو الْعَذَابِ الْأَلِيمِ ﴿۳۸﴾
فولادوند: در واقع شما عذاب پر درد را خواهيد چشيد
مکارم: اما شما (مستكبران كوردل) به طور مسلم عذاب دردناك (الهي) را خواهيد چشيد.
وَمَا تُجْزَوْنَ إِلَّا مَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ ﴿۳۹﴾
فولادوند: و جز آنچه مىكرديد جزا نمىيابيد
مکارم: و جز به اعمالي كه انجام ميداديد جزا داده نميشويد.
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۴۰﴾
فولادوند: مگر بندگان پاكدل خدا
مکارم: جز بندگان مخلص پروردگار (كه از همه اين مجازاتها بركنارند).
أُوْلَئِكَ لَهُمْ رِزْقٌ مَّعْلُومٌ ﴿۴۱﴾
فولادوند: آنان روزى معين خواهند داشت
مکارم: براي آنها (بندگان مخلص) روزي معين و ويژهاي است.
فَوَاكِهُ وَهُم مُّكْرَمُونَ ﴿۴۲﴾
فولادوند: [انواع] ميوهها و آنان مورد احترام خواهند بود
مکارم: ميوههاي گوناگون پر ارزش، و آنها مورد احترامند.
فِي جَنَّاتِ النَّعِيمِ ﴿۴۳﴾
فولادوند: در باغهاى پر نعمت
مکارم: در باغهاي پرنعمت بهشت.
عَلَى سُرُرٍ مُّتَقَابِلِينَ ﴿۴۴﴾
فولادوند: بر سريرها در برابر همديگر [مىنشينند]
مکارم: بر تختها روبروي يكديگر تكيه زدهاند.
يُطَافُ عَلَيْهِم بِكَأْسٍ مِن مَّعِينٍ ﴿۴۵﴾
فولادوند: با جامى از باده ناب پيرامونشان به گردش درمىآيند
مکارم: گرداگرد آنها قدحهاي لبريز از شراب طهور را ميگردانند
بَيْضَاء لَذَّةٍ لِّلشَّارِبِينَ ﴿۴۶﴾
فولادوند: [بادهاى] سختسپيد كه نوشندگان را لذتى [خاص] مىدهد
مکارم: شرابي كه سفيد و درخشنده و لذتبخش براي نوشندگان است.
لَا فِيهَا غَوْلٌ وَلَا هُمْ عَنْهَا يُنزَفُونَ ﴿۴۷﴾
فولادوند: نه در آن فساد عقل است و نه ايشان از آن به بدمستى [و فرسودگى] مىافتند
مکارم: شرابي كه نه در آن مايه فساد عقل است نه موجب مستي ميگردد.
وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِينٌ ﴿۴۸﴾
فولادوند: و نزدشان [دلبرانى] فروهشتهنگاه و فراخديده باشند
مکارم: و نزد آنها همسراني است كه جز به شوهران خود عشق نميورزند و چشماني درشت (و زيبا) دارند.
كَأَنَّهُنَّ بَيْضٌ مَّكْنُونٌ ﴿۴۹﴾
فولادوند: [از شدت سپيدى] گويى تخم شتر مرغ [زير پ ر ]ند
مکارم: گوئي (از لطافت و سفيدي) همچون تخم مرغهايي هستند كه (در زير بال و پر مرغ) پنهان مانده (و دست انساني هرگز آن را لمس نكرده است).
فَأَقْبَلَ بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْضٍ يَتَسَاءلُونَ ﴿۵۰﴾
فولادوند: پس برخىشان به برخى روى نموده و از همديگر پرسوجو مىكنند
مکارم: (در حالي كه آنها غرق گفتگو هستند) و بعضي رو به بعضي ديگر كرده سؤ ال ميكنند …
قَالَ قَائِلٌ مِّنْهُمْ إِنِّي كَانَ لِي قَرِينٌ ﴿۵۱﴾
فولادوند: گويندهاى از آنان مىگويد راستى من [در دنيا] همنشينى داشتم
مکارم: يكي از آنها ميگويد: من همنشيني داشتم.
يَقُولُ أَئِنَّكَ لَمِنْ الْمُصَدِّقِينَ ﴿۵۲﴾
فولادوند: [كه به من] مىگفت آيا واقعا تو از باوردارندگانى
مکارم: كه پيوسته ميگفت: آيا (به راستي) تو اين سخن را باور كردهاي ؟…
أَئِذَا مِتْنَا وَكُنَّا تُرَابًا وَعِظَامًا أَئِنَّا لَمَدِينُونَ ﴿۵۳﴾
فولادوند: آيا وقتى مرديم و خاك و [مشتى] استخوان شديم آيا واقعا جزا مىيابيم
مکارم: كه وقتي ما مرديم و خاك و استخوان شديم (بار ديگر) زنده ميشويم، و جزا داده خواهيم شد؟!
قَالَ هَلْ أَنتُم مُّطَّلِعُونَ ﴿۵۴﴾
فولادوند: [مؤمن] مىپرسد آيا شما اطلاع داريد [كجاست]
مکارم: (سپس) ميگويد: آيا شما ميتوانيد از او خبري بگيريد؟
فَاطَّلَعَ فَرَآهُ فِي سَوَاء الْجَحِيمِ ﴿۵۵﴾
فولادوند: پس اطلاع حاصل مىكند و او را در ميان آتش مىبيند
مکارم: اينجاست كه به جستجو بر ميخيزد و نگاهي ميكند ناگهان او را در وسط جهنم ميبيند!
قَالَ تَاللَّهِ إِنْ كِدتَّ لَتُرْدِينِ ﴿۵۶﴾
فولادوند: [و] مىگويد به خدا سوگند چيزى نمانده بود كه تو مرا به هلاكت اندازى
مکارم: مي گويد: به خدا سوگند چيزي نمانده بود كه مرا نيز به هلاكت بكشاني!
وَلَوْلَا نِعْمَةُ رَبِّي لَكُنتُ مِنَ الْمُحْضَرِينَ ﴿۵۷﴾
فولادوند: و اگر رحمت پروردگارم نبود هرآينه من [نيز] از احضارشدگان بودم
مکارم: و هر گاه نعمت پروردگارم نبود من نيز از احضار شدگان در دوزخ بودم!
أَفَمَا نَحْنُ بِمَيِّتِينَ ﴿۵۸﴾
فولادوند: [و از روى شوق مىگويد] آيا ديگر روى مرگ نمىبينيم
مکارم: (اي دوستان) آيا ما هرگز نميميريم ؟ (و در بهشت جاودانه خواهيم بود).
إِلَّا مَوْتَتَنَا الْأُولَى وَمَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِينَ ﴿۵۹﴾
فولادوند: جز همان مرگ نخستين خود و ما هرگز عذاب نخواهيم شد
مکارم: و جز همان مرگ اول مرگي به سراغ ما نخواهد آمد و ما هرگز مجازات نخواهيم شد؟ (چه نعمتي براي خداي من!).
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ﴿۶۰﴾
فولادوند: راستى كه اين همان كاميابى بزرگ است
مکارم: راستي اين پيروزي بزرگي است.
لِمِثْلِ هَذَا فَلْيَعْمَلْ الْعَامِلُونَ ﴿۶۱﴾
فولادوند: براى چنين [پاداشى] بايد كوشندگان بكوشند
مکارم: آري براي مثل اين پاداش تلاشگران بايد بكوشند.
أَذَلِكَ خَيْرٌ نُّزُلًا أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ ﴿۶۲﴾
فولادوند: آيا از نظر پذيرايى اين بهتر استيا درخت زقوم
مکارم: آيا اين (نعمتهاي جاويدان بهشت) بهتر است يا درخت (نفرت انگيز) زقوم؟!
إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِّلظَّالِمِينَ ﴿۶۳﴾
فولادوند: در حقيقت ما آن را براى ستمگران [مايه آزمايش و] عذابى گردانيديم
مکارم: ما آن را مايه درد و رنج ظالمان قرار داديم.
إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ ﴿۶۴﴾
فولادوند: آن درختى است كه از قعر آتش سوزان مىرويد
مکارم: درختي است كه از قعر جهنم ميرويد!
طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّيَاطِينِ ﴿۶۵﴾
فولادوند: ميوهاش گويى چون كلههاى شياطين است
مکارم: شكوفه آن مانند كلههاي شياطين است.
فَإِنَّهُمْ لَآكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِؤُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ ﴿۶۶﴾
فولادوند: پس [دوزخيان] حتما از آن مىخورند و شكمها را از آن پر مىكنند
مکارم: آنها (مجرمان) از آن ميخورند و شكم خود را از آن پر ميكنند.
ثُمَّ إِنَّ لَهُمْ عَلَيْهَا لَشَوْبًا مِّنْ حَمِيمٍ ﴿۶۷﴾
فولادوند: سپس ايشان را بر سر آن آميغى از آب جوشان است
مکارم: سپس روي آن آب داغ متعفني مينوشند.
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحِيمِ ﴿۶۸﴾
فولادوند: آنگاه بازگشتشان بىگمان به سوى دوزخ است
مکارم: سپس بازگشت آنها به سوي جهنم است.
إِنَّهُمْ أَلْفَوْا آبَاءهُمْ ضَالِّينَ ﴿۶۹﴾
فولادوند: آنها پدران خود را گمراه يافتند
مکارم: چرا كه آنها پدران خود را گمراه يافتند.
فَهُمْ عَلَى آثَارِهِمْ يُهْرَعُونَ ﴿۷۰﴾
فولادوند: پس ايشان به دنبال آنها مىشتابند
مکارم: با اينحال با سرعت به دنبال آنان ميدوند.
وَلَقَدْ ضَلَّ قَبْلَهُمْ أَكْثَرُ الْأَوَّلِينَ ﴿۷۱﴾
فولادوند: و قطعا پيش از آنها بيشتر پيشينيان به گمراهى افتادند
مکارم: قبل از آنها اكثر پيشينيان (نيز) گمراه شدند.
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا فِيهِم مُّنذِرِينَ ﴿۷۲﴾
فولادوند: و حال آنكه مسلما در ميانشان هشداردهندگانى فرستاديم
مکارم: ما در ميان آنها انذاركنندگاني فرستاديم.
فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنذَرِينَ ﴿۷۳﴾
فولادوند: پس ببين فرجام هشداردادهشدگان چگونه بود
مکارم: بنگر عاقبت انذارشوندگان چگونه بود؟
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۷۴﴾
فولادوند: به استثناى بندگان پاكدل خدا
مکارم: مگر بندگان مخلص ما!
وَلَقَدْ نَادَانَا نُوحٌ فَلَنِعْمَ الْمُجِيبُونَ ﴿۷۵﴾
فولادوند: و نوح ما را ندا داد و چه نيك اجابتكننده بوديم
مکارم: نوح ما را ندا كرد (و ما دعاي او را اجابت كرديم)، و چه خوب اجابت كنندهاي هستيم.
وَنَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿۷۶﴾
فولادوند: و او و كسانش را از اندوه بزرگ رهانيديم
مکارم: و او و خاندانش را از اندوه بزرگ رهائي بخشيديم.
وَجَعَلْنَا ذُرِّيَّتَهُ هُمْ الْبَاقِينَ ﴿۷۷﴾
فولادوند: و [تنها] نسل او را باقى گذاشتيم
مکارم: و فرزندانش را بازماندگان (روي زمين) قرار داديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۷۸﴾
فولادوند: و در ميان آيندگان [آوازه نيك] او را بر جاى گذاشتيم
مکارم: و نام نيك او را در ميان امتهاي بعد باقي گذارديم.
سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ ﴿۷۹﴾
فولادوند: درود بر نوح در ميان جهانيان
مکارم: سلام باد بر نوح در ميان جهانيان.
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۸۰﴾
فولادوند: ما اين گونه نيكوكاران را پاداش مىدهيم
مکارم: ما اينگونه نيكوكاران را پاداش ميدهيم.
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۸۱﴾
فولادوند: به راستى او از بندگان مؤمن ما بود
مکارم: چرا كه او از بندگان با ايمان ما بود.
ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ ﴿۸۲﴾
فولادوند: سپس ديگران را غرق كرديم
مکارم: سپس ديگران (دشمنان او) را غرق كرديم.
وَإِنَّ مِن شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ ﴿۸۳﴾
فولادوند: و بىگمان ابراهيم از پيروان اوست
مکارم: و از پيروان او (نوح) ابراهيم بود.
إِذْ جَاء رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ ﴿۸۴﴾
فولادوند: آنگاه كه با دلى پاك به [پيشگاه] پروردگارش آمد
مکارم: به خاطر بياور هنگامي را كه با قلب سليم به پيشگاه پروردگارش آمد.
إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ ﴿۸۵﴾
فولادوند: چون به پدر[خوانده] و قوم خود گفت چه مىپرستيد
مکارم: هنگامي كه به پدر و قومش گفت: اينها چه چيز است كه ميپرستيد؟!
أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ ﴿۸۶﴾
فولادوند: آيا غير از آنها به دروغ خدايانى [ديگر] مىخواهيد
مکارم: آيا غير از خدا، به سراغ اين معبودان دروغين ميرويد؟
فَمَا ظَنُّكُم بِرَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۸۷﴾
فولادوند: پس گمانتان به پروردگار جهانها چيست
مکارم: شما درباره پروردگار عالميان چه گمان ميبريد؟
فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ ﴿۸۸﴾
فولادوند: پس نظرى به ستارگان افكند
مکارم: (سپس) او نگاهي به ستارگان افكند.
فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ ﴿۸۹﴾
فولادوند: و گفت من كسالت دارم
مکارم: و گفت من بيمارم (و با شما به مراسم جشن نميآيم).
فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ ﴿۹۰﴾
فولادوند: پس پشتكنان از او روى برتافتند
مکارم: آنها از او روي برتافته و به او پشت كردند (و به سرعت دور شدند).
فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ ﴿۹۱﴾
فولادوند: تا نهانى به سوى خدايانشان رفت و [به ريشخند] گفت آيا غذا نمىخوريد
مکارم: (او وارد بتخانه شد) مخفيانه نگاهي به معبودان آنها كرد و از روي تمسخر گفت: چرا از اين غذاها نميخوريد؟
مَا لَكُمْ لَا تَنطِقُونَ ﴿۹۲﴾
فولادوند: شما را چه شده كه سخن نمىگوييد
مکارم: (اصلا) چرا سخن نميگوئيد؟!
فَرَاغَ عَلَيْهِمْ ضَرْبًا بِالْيَمِينِ ﴿۹۳﴾
فولادوند: پس با دست راست بر سر آنها زدن گرفت
مکارم: سپس ضربهاي محكم با دست راست و با توجه بر پيكر آنها فرود آورد (و همه را جز بت بزرگ در هم شكست)
فَأَقْبَلُوا إِلَيْهِ يَزِفُّونَ ﴿۹۴﴾
فولادوند: تا دوان دوان سوى او روىآور شدند
مکارم: آنها با سرعت به سراغ او آمدند.
قَالَ أَتَعْبُدُونَ مَا تَنْحِتُونَ ﴿۹۵﴾
فولادوند: [ابراهيم] گفت آيا آنچه را مىتراشيد مىپرستيد
مکارم: او (ابراهيم) گفت: آيا چيزي را ميپرستيد كه با دست خود ميتراشيد؟
وَاللَّهُ خَلَقَكُمْ وَمَا تَعْمَلُونَ ﴿۹۶﴾
فولادوند: با اينكه خدا شما و آنچه را كه برمىسازيد آفريده است
مکارم: با اينكه خداوند هم شما را آفريده و هم بتهائي را كه ميسازيد!
قَالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْيَانًا فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيمِ ﴿۹۷﴾
فولادوند: گفتند برايش [كوره]خانهاى بسازيد و در آتشش بيندازيد
مکارم: آنها گفتند بناي مرتفعي براي او بسازيد، و او را در جهنمياز آتش بيفكنيد!
فَأَرَادُوا بِهِ كَيْدًا فَجَعَلْنَاهُمُ الْأَسْفَلِينَ ﴿۹۸﴾
فولادوند: پس خواستند به از نيرنگى زنند و[لى] ما آنان را پست گردانيديم
مکارم: آنها طرحي براي نابودي ابراهيم ريخته بودند ولي ما آنها را پست و مغلوب ساختيم.
وَقَالَ إِنِّي ذَاهِبٌ إِلَى رَبِّي سَيَهْدِينِ ﴿۹۹﴾
فولادوند: و [ابراهيم] گفت من به سوى پروردگارم رهسپارم زودا كه مرا راه نمايد
مکارم: (او از اين مهلكه به سلامت بيرون آمد) و گفت: من به سوي پروردگارم ميروم او مرا هدايت خواهد كرد.
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۰۰﴾
فولادوند: اى پروردگار من مرا [فرزندى] از شايستگان بخش
مکارم: پروردگارا! به من از (فرزندان) صالح ببخش.
فَبَشَّرْنَاهُ بِغُلَامٍ حَلِيمٍ ﴿۱۰۱﴾
فولادوند: پس او را به پسرى بردبار مژده داديم
مکارم: ما او (ابراهيم) را به نوجواني بردبار و پر استقامت بشارت داديم.
فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ قَالَ يَا بُنَيَّ إِنِّي أَرَى فِي الْمَنَامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانظُرْ مَاذَا تَرَى قَالَ يَا أَبَتِ افْعَلْ مَا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِن شَاء اللَّهُ مِنَ الصَّابِرِينَ ﴿۱۰۲﴾
فولادوند: و وقتى با او به جايگاه سعى رسيد گفت اى پسرك من من در خواب [چنين] مىبينم كه تو را سر مىبرم پس ببين چه به نظرت مىآيد گفت اى پدر من آنچه را مامورى بكن ان شاء الله مرا از شكيبايان خواهى يافت
مکارم: هنگامي كه با او به مقام سعي و كوشش رسيد گفت: فرزندم من در خواب ديدم كه بايد تو را ذبح كنم! بنگر نظر تو چيست ؟ گفت: پدرم هر چه دستور داري اجرا كن، به خواست خدا مرا از صابران خواهي يافت!
فَلَمَّا أَسْلَمَا وَتَلَّهُ لِلْجَبِينِ ﴿۱۰۳﴾
فولادوند: پس وقتى هر دو تن دردادند [و همديگر را بدرود گفتند] و [پسر] را به پيشانى بر خاك افكند
مکارم: هنگامي كه هر دو تسليم و آماده شدند و ابراهيم جبين او را بر خاك نهاد …
وَنَادَيْنَاهُ أَنْ يَا إِبْرَاهِيمُ ﴿۱۰۴﴾
فولادوند: او را ندا داديم كه اى ابراهيم
مکارم: او را ندا داديم كه اي ابراهيم!
قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيَا إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۰۵﴾
فولادوند: رؤيا[ى خود] را حقيقت بخشيدى ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
مکارم: آنچه را در خواب ماموريت يافتي انجام دادي، ما اينگونه نيكوكاران را جزا ميدهيم.
إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْبَلَاء الْمُبِينُ ﴿۱۰۶﴾
فولادوند: راستى كه اين همان آزمايش آشكار بود
مکارم: اين مسلما امتحان مهم و آشكاري است.
وَفَدَيْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ ﴿۱۰۷﴾
فولادوند: و او را در ازاى قربانى بزرگى باز رهانيديم
مکارم: ما ذبح عظيمي را فداي او كرديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۰۸﴾
فولادوند: و در [ميان] آيندگان براى او [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم
مکارم: و نام نيك او را در امتهاي بعد باقي گذارديم.
سَلَامٌ عَلَى إِبْرَاهِيمَ ﴿۱۰۹﴾
فولادوند: درود بر ابراهيم
مکارم: سلام بر ابراهيم باد!
كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۱۰﴾
فولادوند: نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
مکارم: اينگونه نيكوكاران را پاداش ميدهيم.
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۱۱﴾
فولادوند: در حقيقت او از بندگان با ايمان ما بود
مکارم: او (ابراهيم) از بندگان با ايمان ما است.
وَبَشَّرْنَاهُ بِإِسْحَاقَ نَبِيًّا مِّنَ الصَّالِحِينَ ﴿۱۱۲﴾
فولادوند: و او را به اسحاق كه پيامبرى از [جمله] شايستگان است مژده داديم
مکارم: ما او را به اسحاق، پيامبري صالح، بشارت داديم.
وَبَارَكْنَا عَلَيْهِ وَعَلَى إِسْحَاقَ وَمِن ذُرِّيَّتِهِمَا مُحْسِنٌ وَظَالِمٌ لِّنَفْسِهِ مُبِينٌ ﴿۱۱۳﴾
فولادوند: و به او و به اسحاق بركت داديم و از نسل آن دو برخى نيكوكار و [برخى] آشكارا به خود ستمكار بودند
مکارم: ما به او و اسحاق بركت داديم، و از دودمان آنها افرادي نيكوكار به وجود آمدند و افرادي كه آشكارا به خود ستم كردند.
وَلَقَدْ مَنَنَّا عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۱۱۴﴾
فولادوند: و در حقيقت بر موسى و هارون منت نهاديم
مکارم: ما به موسي و هارون نعمت بخشيديم.
وَنَجَّيْنَاهُمَا وَقَوْمَهُمَا مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ ﴿۱۱۵﴾
فولادوند: و آن دو و قومشان را از اندوه بزرگ رهانيديم
مکارم: آنها و قومشان را از اندوه بزرگ نجات داديم.
وَنَصَرْنَاهُمْ فَكَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ ﴿۱۱۶﴾
فولادوند: و آنان را يارى داديم تا ايشان غالب آمدند
مکارم: و آنها را ياري كرديم تا بر دشمنان خود پيروز شدند.
وَآتَيْنَاهُمَا الْكِتَابَ الْمُسْتَبِينَ ﴿۱۱۷﴾
فولادوند: و آن دو را كتاب روشن داديم
مکارم: ما به آنها كتاب (آسماني) داديم.
وَهَدَيْنَاهُمَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۱۱۸﴾
فولادوند: و هر دو را به راه راست هدايت كرديم
مکارم: آنها را به راه راست هدايت كرديم.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِمَا فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۱۹﴾
فولادوند: و براى آن دو در [ميان] آيندگان [نام نيك] به جاى گذاشتيم
مکارم: و ذكر خير آنها را در اقوام بعد باقي گذارديم.
سَلَامٌ عَلَى مُوسَى وَهَارُونَ ﴿۱۲۰﴾
فولادوند: درود بر موسى و هارون
مکارم: سلام بر موسي و هارون.
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۲۱﴾
فولادوند: ما نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم
مکارم: ما اينگونه نيكوكاران را پاداش ميدهيم.
إِنَّهُمَا مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۲۲﴾
فولادوند: زيرا آن دو از بندگان با ايمان ما بودند
مکارم: آنها از بندگان مؤ من ما بودند.
وَإِنَّ إِلْيَاسَ لَمِنْ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۲۳﴾
فولادوند: و به راستى الياس از فرستادگان [ما] بود
مکارم: و الياس از رسولان ما بود.
إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ أَلَا تَتَّقُونَ ﴿۱۲۴﴾
فولادوند: چون به قوم خود گفت آيا پروا نمىداريد
مکارم: به خاطر بياور هنگامي كه به قومش گفت: آيا تقوا پيشه نميكنيد؟
أَتَدْعُونَ بَعْلًا وَتَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخَالِقِينَ ﴿۱۲۵﴾
فولادوند: آيا بعل را مىپرستيد و بهترين آفرينندگان را وامىگذاريد
مکارم: آيا بت بعل را ميخوانيد و بهترين خالقها را رها ميسازيد؟!
اللَّهَ رَبَّكُمْ وَرَبَّ آبَائِكُمُ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۲۶﴾
فولادوند: [يعنى] خدا را كه پروردگار شما و پروردگار پدران پيشين شماست
مکارم: خدائي كه پروردگار شما و پروردگار نياكان شما است.
فَكَذَّبُوهُ فَإِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿۱۲۷﴾
فولادوند: پس او را دروغگو شمردند و قطعا آنها [در آتش] احضار خواهند شد
مکارم: اما آنها او را تكذيب كردند ولي مسلما همگي در دادگاه عدل الهي احضار ميشوند.
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۲۸﴾
فولادوند: مگر بندگان پاكدين خدا
مکارم: مگر بندگان مخلص خدا.
وَتَرَكْنَا عَلَيْهِ فِي الْآخِرِينَ ﴿۱۲۹﴾
فولادوند: و براى او در [ميان] آيندگان [آوازه نيك] به جاى گذاشتيم
مکارم: ما نام نيك او (الياس) را در ميان امتهاي بعد برقرار ساختيم.
سَلَامٌ عَلَى إِلْ يَاسِينَ ﴿۱۳۰﴾
فولادوند: درود بر پيروان الياس
مکارم: سلام بر الياسين.
إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ ﴿۱۳۱﴾
فولادوند: ما نيكوكاران را اين گونه پاداش مىدهيم
مکارم: ما اينگونه نيكوكاران را پاداش ميدهيم.
إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ ﴿۱۳۲﴾
فولادوند: زيرا او از بندگان با ايمان ما بود
مکارم: او از بندگان مؤ من ما است.
وَإِنَّ لُوطًا لَّمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۳۳﴾
فولادوند: و در حقيقت لوط از زمره فرستادگان بود
مکارم: لوط از رسولان ما بود.
إِذْ نَجَّيْنَاهُ وَأَهْلَهُ أَجْمَعِينَ ﴿۱۳۴﴾
فولادوند: آنگاه كه او و همه كسانش را رهانيديم
مکارم: به خاطر بياور زماني را كه او و خاندانش را نجات همگي داديم.
إِلَّا عَجُوزًا فِي الْغَابِرِينَ ﴿۱۳۵﴾
فولادوند: جز پيرزنى كه در ميان باقىماندگان [و خاكسترشدگان] بود
مکارم: مگر پيرزني كه در ميان آن قوم باقي ماند (و به سرنوشت آنها گرفتار شد).
ثُمَّ دَمَّرْنَا الْآخَرِينَ ﴿۱۳۶﴾
فولادوند: سپس ديگران را هلاك كرديم
مکارم: سپس بقيه را نابود كرديم.
وَإِنَّكُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَيْهِم مُّصْبِحِينَ ﴿۱۳۷﴾
فولادوند: و در حقيقتشما بر آنان صبحگاهان
مکارم: و شما پيوسته صبحگاهان از كنار (ويرانههاي شهرهاي) آنها عبور ميكنيد …
وَبِاللَّيْلِ أَفَلَا تَعْقِلُونَ ﴿۱۳۸﴾
فولادوند: و شامگاهان مىگذريد آيا به فكر فرو نمىرويد
مکارم: و شبانگاه، آيا نميانديشيد.
وَإِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۳۹﴾
فولادوند: و در حقيقتيونس از زمره فرستادگان بود
مکارم: و يونس از رسولان ما بود.
إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ ﴿۱۴۰﴾
فولادوند: آنگاه كه به سوى كشتى پر بگريخت
مکارم: به خاطر بياور زماني را كه به سوي كشتي مملو (از جمعيت و بار) فرار كرد.
فَسَاهَمَ فَكَانَ مِنْ الْمُدْحَضِينَ ﴿۱۴۱﴾
فولادوند: پس [سرنشينان] با هم قرعه انداختند و [يونس] از باختگان شد
مکارم: و با آنها قرعه افكند (و قرعه بنام او اصابت كرد و) مغلوب شد.
فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ ﴿۱۴۲﴾
فولادوند: [او را به دريا افكندند] و عنبرماهى او را بلعيد در حالى كه او نكوهشگر خويش بود
مکارم: (او را به دريا افكندند) و ماهي عظيمي او را بلعيد، در حالي كه مستحق ملامت بود!
فَلَوْلَا أَنَّهُ كَانَ مِنْ الْمُسَبِّحِينَ ﴿۱۴۳﴾
فولادوند: و اگر او از زمره تسبيحكنندگان نبود
مکارم: و اگر او از تسبيح كنندگان نبود…
لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلَى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ﴿۱۴۴﴾
فولادوند: قطعا تا روزى كه برانگيخته مىشوند در شكم آن [ماهى] مىماند
مکارم: تا روز قيامت در شكم ماهي ميماند.
فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاء وَهُوَ سَقِيمٌ ﴿۱۴۵﴾
فولادوند: پس او را در حالى كه ناخوش بود به زمين خشكى افكنديم
مکارم: (به هر حال ما او را رهائي بخشيديم و) او را در يك سرزمين خشك خالي از گياه افكنديم در حالي كه بيمار بود.
وَأَنبَتْنَا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِّن يَقْطِينٍ ﴿۱۴۶﴾
فولادوند: و بر بالاى [سر] او درختى از [نوع] كدوبن رويانيديم
مکارم: و كدوبني بر او رويانديم (تا در سايه برگهاي پهن و مرطوبش آرامش يابد).
وَأَرْسَلْنَاهُ إِلَى مِئَةِ أَلْفٍ أَوْ يَزِيدُونَ ﴿۱۴۷﴾
فولادوند: و او را به سوى يكصدهزار [نفر از ساكنان نينوا] يا بيشتر روانه كرديم
مکارم: و او را به سوي جمعيت يكصد هزار نفري، يا بيشتر، فرستاديم.
فَآمَنُوا فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلَى حِينٍ ﴿۱۴۸﴾
فولادوند: پس ايمان آوردند و تا چندى برخوردارشان كرديم
مکارم: آنها ايمان آوردند و تا مدت معلومي آنان را از مواهب زندگي بهره مند ساختيم.
فَاسْتَفْتِهِمْ أَلِرَبِّكَ الْبَنَاتُ وَلَهُمُ الْبَنُونَ ﴿۱۴۹﴾
فولادوند: پس از مشركان جويا شو آيا پروردگارت را دختران و آنان را پسران است
مکارم: از آنها بپرس: آيا پروردگار تو دختراني دارد و پسران از آن آنها است؟!
أَمْ خَلَقْنَا الْمَلَائِكَةَ إِنَاثًا وَهُمْ شَاهِدُونَ ﴿۱۵۰﴾
فولادوند: يا فرشتگان را مادينه آفريديم و آنان شاهد بودند
مکارم: آيا ما فرشتگان را به صورت دختران آفريديم و آنها ناظر بودند؟!
أَلَا إِنَّهُم مِّنْ إِفْكِهِمْ لَيَقُولُونَ ﴿۱۵۱﴾
فولادوند: هشدار كه اينان از دروغ پردازى خود قطعا خواهند گفت
مکارم: بدانيد آنها با اين تهمت بزرگشان ميگويند.
وَلَدَ اللَّهُ وَإِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ ﴿۱۵۲﴾
فولادوند: خدا فرزند آورده در حالى كه آنها قطعا دروغگويانند
مکارم: خداوند فرزندي آورده! ولي آنها قطعا دروغ ميگويند!
أَصْطَفَى الْبَنَاتِ عَلَى الْبَنِينَ ﴿۱۵۳﴾
فولادوند: آيا [خدا] دختران را بر پسران برگزيده است
مکارم: آيا دختران را بر پسران ترجيح داده ؟
مَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ ﴿۱۵۴﴾
فولادوند: شما را چه شده چگونه داورى مىكنيد
مکارم: شما چگونه حكم ميكنيد؟ (و هيچ ميفهميد چه ميگوئيد؟).
أَفَلَا تَذَكَّرُونَ ﴿۱۵۵﴾
فولادوند: آيا سر پند گرفتن نداريد
مکارم: آيا متذكر نميشويد؟
أَمْ لَكُمْ سُلْطَانٌ مُّبِينٌ ﴿۱۵۶﴾
فولادوند: يا دليلى آشكار [در دست] داريد
مکارم: آيا شما دليل روشني در اين باره داريد؟
فَأْتُوا بِكِتَابِكُمْ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿۱۵۷﴾
فولادوند: پس اگر راست مىگوييد كتابتان را بياوريد
مکارم: كتابتان را بياوريد اگر راست ميگوييد!
وَجَعَلُوا بَيْنَهُ وَبَيْنَ الْجِنَّةِ نَسَبًا وَلَقَدْ عَلِمَتِ الْجِنَّةُ إِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ ﴿۱۵۸﴾
فولادوند: و ميان خدا و جنها پيوندى انگاشتند و حال آنكه جنيان نيك دانستهاند كه [براى حساب پسدادن] خودشان احضار خواهند شد
مکارم: آنها ميان او و جن (خويشاوندي و) نسبتي قائل شدند، در حالي كه جنيان به خوبي ميدانستند كه اين بت پرستان در دادگاه الهي احضار ميشوند.
سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۱۵۹﴾
فولادوند: خدا منزه است از آنچه در وصف مىآورند
مکارم: منزه است خداوند از توصيفي كه آنها ميكنند.
إِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۶۰﴾
فولادوند: به استثناى بندگان پاكدل خدا
مکارم: مگر بندگان مخلص خدا.
فَإِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ ﴿۱۶۱﴾
فولادوند: در حقيقتشما و آنچه [كه شما آن را] مىپرستيد
مکارم: شما و آنچه پرستش ميكنيد،
مَا أَنتُمْ عَلَيْهِ بِفَاتِنِينَ ﴿۱۶۲﴾
فولادوند: بر ضد او گمراهگر نيستيد
مکارم: هرگز نميتوانيد كسي را (با آن) فريب دهيد.
إِلَّا مَنْ هُوَ صَالِ الْجَحِيمِ ﴿۱۶۳﴾
فولادوند: مگر كسى را كه به دوزخ رفتنى است
مکارم: مگر آنها كه ميخواهند در آتش دوزخ بسوزند.
وَمَا مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقَامٌ مَّعْلُومٌ ﴿۱۶۴﴾
فولادوند: و هيچ يك از ما [فرشتگان] نيست مگر [اينكه] براى او [مقام و] مرتبهاى معين است
مکارم: هر يك از ما مقام معلومي داريم.
وَإِنَّا لَنَحْنُ الصَّافُّونَ ﴿۱۶۵﴾
فولادوند: و در حقيقت ماييم كه [براى انجام فرمان خدا] صف بستهايم
مکارم: و ما همگي (براي اطاعت فرمان خداوند) به صف ايستادهايم.
وَإِنَّا لَنَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ ﴿۱۶۶﴾
فولادوند: و ماييم كه خود تسبيحگويانيم
مکارم: و ما همگي تسبيح او ميگوييم.
وَإِنْ كَانُوا لَيَقُولُونَ ﴿۱۶۷﴾
فولادوند: و [مشركان] به تاكيد مىگفتند
مکارم: آنها پيوسته ميگفتند:
لَوْ أَنَّ عِندَنَا ذِكْرًا مِّنْ الْأَوَّلِينَ ﴿۱۶۸﴾
فولادوند: اگر پند [نامها]ى از پيشينيان نزد ما بود
مکارم: اگر يكي از كتب پيشينيان نزد ما بود،
لَكُنَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ ﴿۱۶۹﴾
فولادوند: قطعا از بندگان خالص خدا مىشديم
مکارم: ما از بندگان مخلص خدا بوديم.
فَكَفَرُوا بِهِ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ ﴿۱۷۰﴾
فولادوند: ولى [وقتى قرآن آمد] به آن كافر شدند و زودا كه بدانند
مکارم: (اما هنگامي كه اين كتاب بزرگ آسماني بر آنها نازل شد) آنها به آن كافر شدند ولي بزودي نتيجه كار خود را خواهند دانست.
وَلَقَدْ سَبَقَتْ كَلِمَتُنَا لِعِبَادِنَا الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۷۱﴾
فولادوند: و قطعا فرمان ما در باره بندگان فرستاده ما از پيش [چنين] رفته است
مکارم: وعده قطعي ما براي بندگان مرسل ما از قبل مسلم شده.
إِنَّهُمْ لَهُمُ الْمَنصُورُونَ ﴿۱۷۲﴾
فولادوند: كه آنان [بر دشمنان خودشان] حتما پيروز خواهند شد
مکارم: كه آنها ياري ميشوند.
وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمُ الْغَالِبُونَ ﴿۱۷۳﴾
فولادوند: و سپاه ما هرآينه غالبآيندگانند
مکارم: و لشكر ما (در تمام صحنهها) پيروزند.
فَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ﴿۱۷۴﴾
فولادوند: پس تا مدتى [معين] از آنان روى برتاب
مکارم: از آنها روي بگردان تا زمان معيني (تا زماني كه فرمان جهاد صادر شود).
وَأَبْصِرْهُمْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷۵﴾
فولادوند: و آنان را بنگر كه خواهند ديد
مکارم: و وضع آنها را بنگر (چه بيمحتوا است) اما به زودي آنها (محصول اعمال خود را) ميبينند.
أَفَبِعَذَابِنَا يَسْتَعْجِلُونَ ﴿۱۷۶﴾
فولادوند: آيا عذاب ما را شتابزده خواستارند
مکارم: آيا آنها براي عذاب ما عجله ميكنند؟!
فَإِذَا نَزَلَ بِسَاحَتِهِمْ فَسَاء صَبَاحُ الْمُنذَرِينَ ﴿۱۷۷﴾
فولادوند: [پس هشداردادهشدگان را] آنگاه كه عذاب به خانه آنان فرود آيد چه بد صبحگاهى است
مکارم: اما هنگامي كه عذاب ما در صحن خانههاشان فرود آيد صبحگاهان بدي خواهند داشت.
وَتَوَلَّ عَنْهُمْ حَتَّى حِينٍ ﴿۱۷۸﴾
فولادوند: و از ايشان تا مدتى [معين] روى برتاب
مکارم: از آنها روي بگردان تا زمان معيني.
وَأَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُونَ ﴿۱۷۹﴾
فولادوند: و بنگر كه خواهند ديد
مکارم: و وضع كارشان را ببين، آنها نيز به زودي (محصول اعمال خود را) ميبينند.
سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ ﴿۱۸۰﴾
فولادوند: منزه است پروردگار تو پروردگار شكوهمند از آنچه وصف مىكنند
مکارم: منزه است پروردگار، پروردگار عزت (و قدرت) از توصيفهايي كه آنها ميكنند.
وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ ﴿۱۸۱﴾
فولادوند: و درود بر فرستادگان
مکارم: و سلام بر رسولان.
وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ ﴿۱۸۲﴾
فولادوند: و ستايش ويژه خدا پروردگار جهانهاست
مکارم: و حمد و ستايش مخصوص خداوندي است كه پروردگار عالميان است.
اشتراک در:
پستها (Atom)